رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

رمان عسل نگاهت|pegah|کاربر انجمن نودهشتیا


Pegah
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

نام رمان:عسل نگاهت

نام نویسنده:پگاه رئیسی

ژانر:عاشقانه،طنز

خلاصه: درمورد دختری به نام ایلین که توسط عشق قبلیش ترک میشه و مجبور میشه برای فراموش کردن خاطراتش به استانبول بره  اما اونجا با پسری آشنا میشه که  باعث میشه جور دیگه ای عشق رو تجربه کنه..   شاید واقعی تر:)

مقدمه:

مقدمه:
من به خودم قول داده بودم
قول داده بودم قلبم را ساکت کنم
احساساتم را خاموش کنم
اما تو با ان عسلی نگاهت
تمام معادلات من را به هم زدی
حال
کمی بمان
کمی به من نگاه کن
نگاهت تنها دلیل آرامشم است!
با عسلی نگاهت مرا مهمان کن🍯♥️

#عسل_نگاهت🍯
#part_1
از عصبانیت دستام میلرزید
با چشمای به خون نشسته نگاهش میکردم،اونم با نگرانی نگاهم میکرد.
سها و آیناز دستامو گرفته بودن و سعی میکردن ارومم کنن،از دست اونا هم ناراحت بودم. چجوری تونسته بودن با این آدم هماهنگی کنن برا روز تولدم.اونم مهم ترین روز زندگیم. دستامو با ضرب از دستاشون بیرون اوردم.
رفتم جلوش وایسادم
نگا به چشماش کردم که نگرانی توش موج میزد.
پوزخندی زدم ک حالا نگاهش رنگ تعجب گرفته بود. با  داد گفتم:
+برا چی برای من تولد گرفتی؟؟؟؟ هاان؟
چی میخوای از زندگیم؟؟؟
دست از سرم چرا بر نمیداری؟؟؟؟؟
با نگرانی گفت:
باور کن فقط میخواستم
وسط حرفش پریدمو جیغ زدم:+مگ ۲ سال پیش ولم نکردی؟؟؟مگ ۲ سال پیش به گریه هام نخندیدی؟؟؟
پس حالا چی میخوای؟؟؟
جیغی زدمو با عصبانیت کیک و وسایل روی میزو ریختم رو زمین
با این کارم دوباره سها و ایناز ب سمتم اومدن
این بار با پرویی خواست دستامو بگیره ک پسش زدم
به جاش ی دونه زدم تو گوشش
همه بچه ها ساکت شده بودن،صورتش حالا به چپ متمایل شده بود.
+فقط یکبار دیگ
تاکید کردم
فقط یکبار دیگه جلوم سبز شو ببین چکارت میکنم!
کیفمو برداشتمو ازون کافی شاپ لعنتی اومدم بیرون
سوار ماشینم شدمو گاز دادم. حتی ی دیقه دیگ نمیخواستم اونجا باشم.
پشت چراغ قرمز وایسادم
سرم در حال انفجار بودو
بغض گلومو گرفته بود
سرمو رو فرمون گذاشتمو چشامو بستم
دوباره ب گذشته کشیده شدم..
۴ سال قبل
جیغی زدمو ذوق زده بالا پایین پریدم
به گردنبند خوشگله تو دستش نگا کردم،ی قلب کوچیک داشت ک روش حرف s انگلیسی بود.
با نگینای ریز روشو ی زنجیر ظریف. مث بچه ها ذوق زده گفتم:+واییی این ماله منه؟ قهقه ای زدو گفت:
_وای ایلین عینه بچه هایی
معلومه ک ماله توعه
با مشت اروم زدم تو بازوشو گفتم +عههه سپهرر
چیه خب کادو دوست دارم
بعدم نیشمو شل کردم
خنده ای کردو گفت:خیله خب برگرد برات بندازمش
برگشتمو پشت بهش وایسادم. شالم چون بالا پایین پریده بودم از سرم افتاده بود ،موهامو کنار زدو گردنبندو برام انداخت
گردنمو بوسه نرمی زد
نفسای داغش رو گردنم میخورد ک مور مورم میشد
اروم گفت: حرف اول اسمم روشه.برا اینکه همه بدونن تو فقط ماله منی
با لبخند گردنبندو لمس کردمو به اسمون نگاه کردم
.
.
با بوقای ماشینای پشت سرم از اون خاطرات کشیده شدم بیرون ،سرمو  بلند کردمو به سمت خونه حرکت کردم.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر ارشد

o9m3_img_20210304_171929_930.jpg

سلام خدمت شما نويسنده ي گرامی، ضمن سپاس از انتخاب شما، ورودتان را خیر مقدم می‌گوییم

چنان‌ چه علاقه ای مبنی بر آشنایی بیشتر با قواعد رمان نویسی دارید؛ به این تالار مراجعه کنید:👇
https://forum.98ia2.ir/forum/17-آموزش-نویسندگی/

انجمن نودهشتیا در صدد بر آمده که رمان شما بی هیچ عیب و نقصی اصلاح گردد پس یک ویراستار همراه و یک راهنمای اولیه، برای شما در نظر گرفته ایم.

@مدیر راهنما

@مدیر منتقد

@مدیر ویراستار

به نکات زیر توجه کنید:👇
1. از نوشتن کلمات ممنوعه و هرگونه متن که موجب نقض اسلام شود، به شدت خوداری کنید.
2. قبل از ارسال پارت خود، یک دور مطالعه کنید و اشکالات نگارشی و املایی را رفع کنید.
3. از پرداختن به موضوع های کلیشه ای تا جایی که ممکن است دوری کنید.
4. پس از ارسال هر پارت، جهت ویرایش، به ویراستار خود اطلاع دهید.
5. اگر در بخشی از رمان نیاز مند کمک هستید، در تالار اتاق فکر نویسندگان تاپیک زده تا مدیران به هم اندیشی شما رسیدگی کنند.


درخشیدن و موفقیت را برای شما آرزومندیم. رضایت شما نویسنده ی فهیم موجب افتخار ماست.
اکنون رمان شما مورد تایید ما گردیده و قادر به پارت گذاری هستید.
🌹قلمتون مانا، یا علی.🌹
"تیم خوبه نودهشتیا"

comp_1_2_(1)_7hr0.gif

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...