رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

دلنوشته پریشان | ته یان پارک کاربر انجمن نودهشتیا


پست های پیشنهاد شده

  • 2 weeks later...
  • 2 weeks later...
  • 2 weeks later...

                              《بخش نهایی》

                             ~پایان و پیروزی~

 

همین‌جا صبر کن؛ این‌جا دیگر مرحله نهایی است. تبریک می‌گویم و خوش‌آمدی. تو الان توی جهانی هستی که خودت با دست‌های خودت اون رو ساختی.

لذت بخشه؟ 

جذابه؟ 

خفنه؟

چه حسی داری؟

اولین کاری که میشه توی این دنیا کرد، اینه که چشم‌هات رو ببندی و راحت نفس بکشی؛ مثل فیلم‌ها، دقیقا همون قسمتی که طرف خیالش راحته که دیگه دغدغه‌ای ندارد.

دوم، مرحله راهنمایی کردن مردمی هست که منتظر تو هستند که براشون حرف بزنی، چطور به این‌جا رسیدی؟ چی شد که چنین چیزی به ذهنت اومد؟ چطوری عملیش کردی؟ مثل شخص‌های معروفی که ازشون مصاحبه می‌گیرند.

و کسایی هم هستن که می‌گفتن: «رویاهای خیالی! دست از سرشون بردار؛ تو نمیتونی.» از اون بالا براشون دست تکون بده و میکروفون رو در دستت بگیر و بگو «من موفق شدم؛ هیچ چیز غیر ممکن نیست.»

می‌تونی راجع به موفقیتت حرف بزنی؛ بخندی و هر کاری که آرزوت بود توی این دنیای جدید انجامش بدی، عملی کنی.

جهانی که ساختیم، جهان انسان‌هاست؛ برای کسانی است که در کارشان، سیاست انسانیت دارند.

همان اول هم قرار بود که تمام آرزوهات رو کنار بگذاری تا به انسانیت برسی و بعد دوباره آنها رو به واقعیت پیوند بزنی. نگو که پشیمان شدی!

در جهان دیگری که به وجود آوردیم، برایت آرزوی بهترین‌ها و موفقیت های بزرگ تری می‌کنم.

«رویای شما تاریخ انتقضا ندارد!

نفس عمیقی بکشید و دوباره شروع کنید...♡» 

...باید باور کنی تا بدستش بیاری... 

 

ویرایش شده توسط ته یان
لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

جملات پایانی دلنویس:

اول تشکر می‌کنم از ویراستار عزیزی که بهم توی ویرایش و نوشتن این دلنوشته بسیار کمک کرد. من واقعا نمی‌تونستم علائم نگارشی رو انجام بدم ولی کمکم کرد و برای من ویرایش زد و حتی بهم یاد داد که چطور ویرایش کنم بزرگترین کسی که کمک کرد در دلنوشته من لاولی بسیار ممنونم♡ امیدوارم بتونم جبرانش کنم.

@Skaduwee

دوم از بهترین رفیق و دوست عزیزم که اگر نبود من اصلا دلم نمی‌خواست حتی یک خط هم بنویسم واقعا واقعا ممنونم ازت که بهم همیشه انگیزه میدادی و کمکم میکردی تا بنویسم، می‌دونم که خیلی سرت شلوغ بود ولی باز هم به من کمک میکردی♡☆وقتی کل انگیزم رو از دست داده بودم تو تنها کسی بودی که گفتی میتونم و باید انجامش بدم و حتی در کمترین زمان ممکن برام جلدم رو زدی♡ مرسی که هستی رفیق پایه :)

@سادات.82

●سوم هم میخوام از تمام کسانی که منو نقد کردن تشکر کنم نقدهاتون خیلی مفید و عالی بود●

•در آخر هم ممنون از همه دنبال کنندگان و لایک کننده گان این دلنوشته•

 

حقیقتاً این اولین دلنوشته و اولین متنی بود که شروع به نوشتنش کردم و تموم شد، می‌دونم حرفه ای نبود و مشکلات زیادی داشت ولی امیدوارم مورد پسندتون بوده باشه🙏

ویرایش شده توسط ته یان
لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...