رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

معرفی و نقد رمان سقوط به خلسه‌ی تنهایی|ریحانه غدیری کاربر انجمن نودهشتیا


Reyhan
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

اسم رمان: سقوط به خلسه‌ی تنهایی

نویسنده: ریحانه غدیری

ژانر: تراژدی، اجتماعی

خلاصه: در کوچه پس کوچه‌های شهر دخترکی با رویاها و افکار صاف و ساده می‌زیست.

تقدیر می‌دانست که آن افکار او را به عروسکی تبدیل می‌کند که برای سرگرمی و آرامش‌های لحظه‌ای، گرگ‌ها از او استفاده می‌کنند؛ پس او را به خلسه‌ی تاریک و خوفناک تنهایی انداخت، تا ایستادن را یاد بگیرد.

مقدمه: قلبی ملتهب، ذهنی آشفته، لبخندی دروغین، دستانی لرزان...

من کیستم؟ دخترکی که به یک باره از شادی‌هایش جدا شد و به خلسه‌ی تاریکی افکنده شد. دخترکی که می‌خواهد خودش باشد، اما خود را گم کرده است.

لینک رمان: https://forum.98ia2.ir/topic/2134-رمان-سقوط-به-خلسه‌ی-تنهاییریحانه-غدیری-کاربر-انجمن-نودهشتیا/?do=findComment&comment=22867

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • همکار سایت

خب خب، انگار قراره صفحه نقد رو افتتاح کنم😁😂🔥

اول از اسم شروع می‌کنم که بنظرم کاملاً دور از کلیشه‌س و به دلم نشسته، و تا جایی ام که متوجه شدم با موضوع اصلی رمانت کاملا مطابقت داره✓

خلاصه‌ت استاندارده و عمق ماجرا رو لو نداده،  نکاتی مثل استفاده از نیم فاصله، فاصله بعد از علامت نگارشی و گذاشتن کلاه آ برای اول جمله رو رعایت کردی و هیچ ایرادی در خلاصت پیدا نکردم✓

مقدمه‌ات رو هم تأیید می‌کنم، قلمت پخته و قوی هست و هیچ ایرادی پیدا نکردم.

توصیفاتت خیلی جذب کننده‌س و باعث میشه خواننده برای خوندن ادامه ی رمان انگیزه‌ی بیشتری پیدا کنه.

فوق العاده بود جانم، قلمت مانا 💛

img_20211019_141757_vzfq_5s1h.jpg

تو در چشمانت چیزهایی داری…

 نه قهوه برای نوشیدن

و نه سبزیِ گل برای بو کشیدن!

در نگاهِ تو اقیانوسی می‌بینم برای غرق شدن…

 برای دیوانه شدن… برای عاشق شدن!

دیــ💙ــــده‌ی اقیانـــــــ🌊ــوس

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 4 هفته بعد...

سلام به نویسنده عزیز رمان  سقوط به خلسه‌ی تنهایی

نام رمانت رو دوست داشتم. به نحوی بود که کاملا با موضوع و بعد هم شروع غم انگیز رمانت ارتباط داشت و به نظر من به درستی انتخاب شده.

شروعت مجذوب کننده است. از یک حادثه تلخ آغاز کردی و خواننده دوست داره پیگیر باشه و ببینه این زندگی زیبایی که این دو دختر داشتن بعد از این حادثه  قراره چه بلایی سرش بیاد.

تو این سه پستی که تونستم بخونم، توصیف حالاتت رو دوست داشتم. به خوبی احساس غم و اندوه رو از شخصیت اصلی دریافت کردم.

فقط چندتا نکته بگم...

... اصلا تلفن مادر من دست شما چه کار می‌کنه...

توی زبان محاوره ما کمتر از کلمه ی مادر استفاده می کنیم. بهتره به جاش بنویسی مامان. مگر دلیل موجهی داشته باشی. مثلا اونقدر ارتباطشون با هم عاطفی و شدید نبوده که رسمی صداش می زده که بعید می دونم با توجه به روایت زندگی این دو دختر، اینطور بوده باشه.

...رها موهای فرفری و مشکی بیرون زده از روسریش...

وقتی به صورت ادبی می نویسی کلمات باید شکل کامل داشته باشن. بهتره بنویسی ...روسری اش را...

...باور این که او همان مادر خندان، شاداب و سرزنده‌ای که تا چندی پیش آغوشش پناه‌گاهم بود است؛ سخت‌ترین کار ممکن بود...

سعی کن چینش کلماتت به درستی صورت بگیره تا قلمت شیواتر و روون تر باشه. جای فعلت رو اینطور تغییر بده:«باور این که او همان مادر خندان، شاداب و سرزنده‌ای است که تا چندی پیش آغوشش پناه‌گاهم بود؛ سخت‌ترین کار ممکن بود.»

قلم زیبایی داری عزیزم. امیدوارم همینطور پیش بری و موفق باشی🌹

@Reyhan

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

10 ساعت قبل، Heara گفته است:

سلام به نویسنده عزیز رمان  سقوط به خلسه‌ی تنهایی

نام رمانت رو دوست داشتم. به نحوی بود که کاملا با موضوع و بعد هم شروع غم انگیز رمانت ارتباط داشت و به نظر من به درستی انتخاب شده.

شروعت مجذوب کننده است. از یک حادثه تلخ آغاز کردی و خواننده دوست داره پیگیر باشه و ببینه این زندگی زیبایی که این دو دختر داشتن بعد از این حادثه  قراره چه بلایی سرش بیاد.

تو این سه پستی که تونستم بخونم، توصیف حالاتت رو دوست داشتم. به خوبی احساس غم و اندوه رو از شخصیت اصلی دریافت کردم.

فقط چندتا نکته بگم...

... اصلا تلفن مادر من دست شما چه کار می‌کنه...

توی زبان محاوره ما کمتر از کلمه ی مادر استفاده می کنیم. بهتره به جاش بنویسی مامان. مگر دلیل موجهی داشته باشی. مثلا اونقدر ارتباطشون با هم عاطفی و شدید نبوده که رسمی صداش می زده که بعید می دونم با توجه به روایت زندگی این دو دختر، اینطور بوده باشه.

...رها موهای فرفری و مشکی بیرون زده از روسریش...

وقتی به صورت ادبی می نویسی کلمات باید شکل کامل داشته باشن. بهتره بنویسی ...روسری اش را...

...باور این که او همان مادر خندان، شاداب و سرزنده‌ای که تا چندی پیش آغوشش پناه‌گاهم بود است؛ سخت‌ترین کار ممکن بود...

سعی کن چینش کلماتت به درستی صورت بگیره تا قلمت شیواتر و روون تر باشه. جای فعلت رو اینطور تغییر بده:«باور این که او همان مادر خندان، شاداب و سرزنده‌ای است که تا چندی پیش آغوشش پناه‌گاهم بود؛ سخت‌ترین کار ممکن بود.»

قلم زیبایی داری عزیزم. امیدوارم همینطور پیش بری و موفق باشی🌹

@Reyhan

خیلی ممنونم از نقد زیبات❤

مرسی که اشکالاتم رو گفتی❤

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 3 هفته بعد...
  • طراح گرافیک
در ۱۴۰۰/۷/۲۳ در 13:48، Reyhan گفته است:

اسم رمان: سقوط به خلسه‌ی تنهایی

نویسنده: ریحانه غدیری

ژانر: تراژدی، اجتماعی

خلاصه: در کوچه پس کوچه‌های شهر دخترکی با رویاها و افکار صاف و ساده می‌زیست.

تقدیر می‌دانست که آن افکار او را به عروسکی تبدیل می‌کند که برای سرگرمی و آرامش‌های لحظه‌ای، گرگ‌ها از او استفاده می‌کنند؛ پس او را به خلسه‌ی تاریک و خوفناک تنهایی انداخت، تا ایستادن را یاد بگیرد.

مقدمه: قلبی ملتهب، ذهنی آشفته، لبخندی دروغین، دستانی لرزان...

من کیستم؟ دخترکی که به یک باره از شادی‌هایش جدا شد و به خلسه‌ی تاریکی افکنده شد. دخترکی که می‌خواهد خودش باشد، اما خود را گم کرده است.

لینک رمان: https://forum.98ia2.ir/topic/2134-رمان-سقوط-به-خلسه‌ی-تنهاییریحانه-غدیری-کاربر-انجمن-نودهشتیا/?do=findComment&comment=22867

اسم قشنگی داری و خلاصه هم با محتوا بود

1643830351710_ni8k.jpg

رمان کابوس افعی _ تخیلی

 

رمان ها:

دیگه نیستم _ تقدیرخونین _ عصیانگرقرن _ پس از تردید(چاپ شده) _ کابوس افعی

داستان ها:

زیرتخت _ ماژور _ شیشه شکسته _ آخرین لحظه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...