رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

پنج آتشین|neda.eb |کاربرانجمن نودوهشتیا


Neda.eb
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

اسم نویسنده:neda.eb

اسم رمان:پنج آتشین

هدف:فقط میخام ذهنمواز داستانای  خیالی خالی کنم 

ژانر:عاشقانه و طنز
خلاصه:مااینجاپنجتادخترنازوخوشگل وشیطون داریم ک دست‌شیطون اصلی روازپشت بستن بعله دراین حدتواین راه بازباپنج تاپسرغیرتیوخوشگل آشنامیشن ک باهم کلکل کنندومشکل میسازن دربین این کلکلاشون ایناعاشق میشن ودرعاشق شدن باید صبرداشت ب قول شاعر:گرصبرکنی زغوره حلواسازی....

مقدمه:عشق زیباست ولی انواع داره؛بعضیاعشق و توپول و شهرت میبینن و بعضیامثل ماتوعقش و تعصب...
نیوشا..پارت اول......یه امشب شب عشق همین امشب و داریم چراغصه و دردو واسه فردا بزاریم به به چه صدای خوشگلی اوممم باقلواا اِاِ این ک صدای خودم وقتی داشتم توحموم میخوندم ک حالااهنگ زنگ گوشیمه(اعتماد ب نفس) اه ولمون کنین بزارین بتمرگم وجی:راحت بتمرگ دلبندم خب احمق مگ قول ندادی ب بچه هاا ک برین خرید کیف و کفش خودم:اِ راس میگی خب بزار ده دقه دیگ بخابم تولوخدا وجی:الهی خواب ب خواب بری پاشو میگم ..باش چون من دختر حرف گوش کنیم پامیشم پس بریم ب شروع مراحل بیدار سازی خب چیه نخندین آخه کدوم آدم عاقل و بالغی ساعت دوازده شب بریم تومیلان المیراو مانیاوحادیثه ماشیناشونوپنچر کنیم بعدشم بریم میلان بعدی دزد گیرای ماشینارو یه دفه ایی فعال کنیم دممونوبزاریم رو کولمونو الفرار ک این بیشعورارمیتا گیر داده نمیگه مردم شاید کاری داشته باشن شاید سرعملیات بودن نه دیگ بچه مون عقل نداره ولی جاتون خالی خوش گذشت وقتی اون مرده هیکلی با کله کچلش حوله زنانه پوشیده بودو دنبال ماشینمون میدویید ک ماروبگیره این تانیاخوش مغزهم فیلم برداری کرده خخخخ ینی تصور کنین یه مردهیکلی و باکله کچل یه حوله خودمون ب رنگ قرمز تنش باش ب قول رزیتایه شرت تور توری هم روکله ش خخخخ این نیلان بی چشم رو باز یواش میره ک اون مرده بهمون برسه ک تانیا فیلم برداری کنه منم در نقش اسب آبی دهنم ده متر باز بود هرهرمیخندیدم خب وللش (این تیکه رومث برنامه آشپزی تلویوزیون بخونید) دوبار غلت میزنیم و سپس مث یه گُه برزمین میخوریم و بعدشانه در باسن مبارک فرو میرود وسپس فریادمیزنیم یااااااخدااااااا آیییی ننه باسنم وبعدسینه خیز ب سمت مستراب حرکت میکنیم بعداز عمیلیات فوق محرمانه زود میپرم سمت کمد لباسام اوممم چی بپوشم یه مانتو جلوباز بلند ب رنگ قهوه ایی ویه شلوار شکلاتی ویه سارافون شکلاتی و یه شال قهوه ایی با رگه های نسکافه یه کیف کفش قهوع ای سوخته حالانوبت مهمترین چیزه ارایش ولی برای من مهم نی خخ زود یه ریمل و یه برق لب میزنم دِ برو ک میری از روی نرده های پله مون سرمیخورم یووووووووووو هوووووووووووووووووووو جونمی جون چون خونه ما دوبلکس و نرده هاشم پیچ درپیچ خیلی باحاله وقتی به مقصد رسیدم یه پرش ۱۸۰ رو آسمون میزنم تق روزمین فرود میام آفرین آفرین دختر میمونم این صدای هیچکس نیس غیر مامان جونم من :مرسی مامانی و چشمام شبیه گربه شرک کردم مامان"نکن اینجوری دختره کم عقل این چه کاریه اگ از اون بالابیوفتی مغز بی مخت بخوره یه جابعدش ایشالله قطع نخاع بشی بیوفتی رو دستمون کی توجمع کنه هاهااا؟؟ من:مامان جونم توک مهربونی حداقل جا ایشالله بگو دوراز جون نع نمیوفتم حالابگذریم از این حرفاصبونه چی داریم ؟ مامانم همینجوری ک میرفت سمت آشپزخونه:مرگ داریم خب بیاببین چیه بعدش بخور بابام همینجوری ک از پله ها میومدپایین :اِ نیلوفر خانوم دخترمو اذیت نکن بیا باباجان باهم صبونه بخوریم من:الهی قربون شمابشم من چقد مهربونی شمانفسی.. همونجوری ک ب سمت میز ناهارخوری میرفتم قربون صدقه ش میشدم مامان:بسه بسه شوهرموخورده زود بخورو برودیگ مگ قرارنداری.من:خوبه گفتین زود براخودم یه ساندویچ عسل وگردو کردم صورتای جفتشونوبوسیدم :فعلا بای جیگرا و دِ برو ک رفتیم زود رفتم پارکینگ سوار فراری البالوییم ک بابام برای تولدم هدید اورده بود شدم و ویییییییژززززز تو راه ب این فکر میکردم چطوری روی نیلانوببینم وای ازچیزی ک بدش میاد بدقولیه خدایاخودموب خودت سپردم ....

ویرایش شده توسط Neda.eb
  • لایک 2
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • سانسورچی
  • لایک 1

9ee7cdd23727ff1377e59cc93486bf4b_jsw.jpg

وقتی سالیان سال انسان‌ها جهان رو با بی‌رحمی نابود کردن ما  مثل شیاطین کوچکی هستیم که برای پاکسازی جهان زاده شدیم.

دلفین سیاه | زندگی یک قاتل سریالی

و رمان دار_چین؛)

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.
 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...