رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

معرفی و نقد رمان تاجور قمر | zhr_banooکاربر انجمن نود‌هشتیا


پست های پیشنهاد شده

aikw_%DB%B1%DB%B8-%DB%B5%DB%B9-%DB%B2%DB

 

نام رمان : تاجور قمر

ژانر : عاشقانه ، تراژدی

هدف : پر کردن اوقات فراغت خوانندگان عزیزم

ساعات پارت گذاری : نامعلوم

خلاصه :

روایت زندگی دختری که دستخوش انتقام بین دو خانواده می‌شود.دختری که تاوان کینه ی پسر و زیاده خواهی پدرش را میدهد.آیا دختر داستان ما روی خوش زندگی را هم می‌بیند؟!با ما همراه باشید.

مقدمه :

جز منِ بی تو آسمانم دود،

جزمنِ با تو دودمان برباد

،ای دلیل اصیل نابودی!

وی دلیل عزیز ویرانی!

چند مسعود سعد سلمان

وچند خاقانی پریشان

وچند یاغی‌تبار دیگر را

قصد داری به خاک بنشانی؟

باکه خواهی باز کرد این در که بر من بسته ای ؟

‏بر که خواهی بست دل را، چون ز من برداشتی…

از ایستگاه دل تنگی هر روز قطاری می گذرد!

تونمی آیی !!!!

اشک هایم می میرند و قلبم خالی می شود.

اما امان از چشم هایم!!

هم چنان براه می مانند..‌.

 

ویرایش شده توسط Zhr_banoo
لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

                   به نام خالق هستی

سلام جانا امیدوارم حال دلت خوب باشه🎶💜

وقتی گفتی رمانم و نقد کن دلم نیومد بگم نه، به طور جامع رمانت و نقد می‌کنم خوشگل بانو به امید حرفه‌ای تر شدن قلمت،گویی رمانت نقد شده توسط یکی از همکارای عزیزم پس ایراداتی که دیدم و میگم:

 

اسم رمانت از دو بخش تشکیل شده که با قوانین انجمن ما مطابقت داره، اما خب هردو کلمه‌ از اون دسته کلمات کلیشه یا به عبارتی تکراری هستند

ماه مثل رمان های= ماه صنم، ماه مه آلود و...

پادشاه مثل رمان های= پادشاه بی رحم، پادشاه قلب و...


اما اگه بخوام از نظر جذابیت بگم میشه گفت جذابیت خوبی داشته اما کلیشه ای بودنش تو ذوق میزنه


اسم رمان باید با محتوا و ژانر هم هماهنگ باشه 
خب اسم رمانت بیشتر معنی بزرگ و عظمت و مغرور بودن و به خواننده القا می‌کنه. ربط آنچنانی به عاشقانه ژانر نداره اما مرتبط بودنش  با محتوارو با توجه به من معنی و  رفتار اون مرد که اسمش نمیدونم چیشی بود فهمیدم😂😐

🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️

ژانر رمانت طبق این دو پارت بیشتر گواه یک ژانر تراژدی ای و میده تا عاشقانه، اجتماعی! اما خب چون اوایله رمانته نمی‌شه دقیق گفت این موضوع رو! 
هیچ عاشقانه یا اجتماعی ای ندیدم که بخوام ژانر و طبقه بندی کنم. پس ترجیحا فعلا نظرم رو همون تراژدیه ای هست که گفتم

🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️ 

خلاصه شما بیشتر به مقدمه شبیه بود تا خلاصه! 

خواستی از گنگ نویسی استفاده کنی اما خب کُل  خلاصه و مجهول گذاشتی. 
خلاصه یعنی اولین ارتباط نویسنده با خواننده که خیلی تو جذب مخاطب موثره. خلاصه‌ت چیزی و به خواننده منتقل نمی‌کرد تا بخواد رمانت و بخونه. 
بیشتر درباره محتوای داستان خلاصه نویسی کن، از کلمات خوب استفاده کن و در آخر چند سوال برای به چالش کشیدن ذهن خواننده طرح کن جانا و و و و حتماا گنگ بنویس! طوری ننویس که داستان و لو بده مبهم و در عین حال زیبا!
اندازه خلاصه هم کوتاه بود، خلاصه‌ی صحیح بین حداقل ۵ تا حداکثر ۱۰ خط هست. 

🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️

مقدمه‌ای کوتاه انتخاب کردی، ژانر عاشقانه در همون دو خط تقریبا مشخص بود اما اثری از اجتماعی رمان ندیدم
بخوام به صورت ساده بهت بگم، مقدمه یعنی رسوندن عواطف! که اکثر ژانر ها در این موضوع موثر هستند. 
به نظرم بیشتر رو مقدمت کار کن و طولانی ترش کن بزار خواننده با خوندن مقدمت عاشقانه و اجتماعی رمان و با جان و دل حس کنه

🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️

محتوای رمان:

خب من خودم عاشق شروع های هیجانی و مملو از چالش هستم. شروعت ساده بود به طوری که من حدس زدم دختره و به زور به خارج بردن و تو اون خونه وسط جنگل انگاری حبس شده و با یک پسر مغرور ازدواج کرده(باتوجه ب محتوا) 
شروعت و همچنین بقیه محتوا رو طوری بنویس که خواننده حدس نزنه بقیه داستان چی میشه و بیخیالش شه.
انقدر توضیح اضافه نده. توصیفاتت و دوست داشتم درست و به جا انجام شده بود. تکرار حروف یا کلمه مثل:

مننن   من!

یا

چرا؟؟؟   چرا؟

ندیدم.


خب دیگع چیزی به ذهنم نمی‌رسه. 
از قلمت خوشم اومده جانا فقط باید یکم روش کار کنی تا عالی بشه. 

خسته نباشی

قلمت سبز💚

یا حق:)

@Zhr_banoo

لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 6 دقیقه قبل، Roshanaa گفته است :

 

                   به نام خالق هستی

سلام جانا امیدوارم حال دلت خوب باشه🎶💜

وقتی گفتی رمانم و نقد کن دلم نیومد بگم نه، به طور جامع رمانت و نقد می‌کنم خوشگل بانو به امید حرفه‌ای تر شدن قلمت،گویی رمانت نقد شده توسط یکی از همکارای عزیزم پس ایراداتی که دیدم و میگم:

 

اسم رمانت از دو بخش تشکیل شده که با قوانین انجمن ما مطابقت داره، اما خب هردو کلمه‌ از اون دسته کلمات کلیشه یا به عبارتی تکراری هستند

ماه مثل رمان های= ماه صنم، ماه مه آلود و...

پادشاه مثل رمان های= پادشاه بی رحم، پادشاه قلب و...


اما اگه بخوام از نظر جذابیت بگم میشه گفت جذابیت خوبی داشته اما کلیشه ای بودنش تو ذوق میزنه


اسم رمان باید با محتوا و ژانر هم هماهنگ باشه 
خب اسم رمانت بیشتر معنی بزرگ و عظمت و مغرور بودن و به خواننده القا می‌کنه. ربط آنچنانی به عاشقانه ژانر نداره اما مرتبط بودنش  با محتوارو با توجه به من معنی و  رفتار اون مرد که اسمش نمیدونم چیشی بود فهمیدم😂😐

🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️

ژانر رمانت طبق این دو پارت بیشتر گواه یک ژانر تراژدی ای و میده تا عاشقانه، اجتماعی! اما خب چون اوایله رمانته نمی‌شه دقیق گفت این موضوع رو! 
هیچ عاشقانه یا اجتماعی ای ندیدم که بخوام ژانر و طبقه بندی کنم. پس ترجیحا فعلا نظرم رو همون تراژدیه ای هست که گفتم

🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️ 

خلاصه شما بیشتر به مقدمه شبیه بود تا خلاصه! 

خواستی از گنگ نویسی استفاده کنی اما خب کُل  خلاصه و مجهول گذاشتی. 
خلاصه یعنی اولین ارتباط نویسنده با خواننده که خیلی تو جذب مخاطب موثره. خلاصه‌ت چیزی و به خواننده منتقل نمی‌کرد تا بخواد رمانت و بخونه. 
بیشتر درباره محتوای داستان خلاصه نویسی کن، از کلمات خوب استفاده کن و در آخر چند سوال برای به چالش کشیدن ذهن خواننده طرح کن جانا و و و و حتماا گنگ بنویس! طوری ننویس که داستان و لو بده مبهم و در عین حال زیبا!
اندازه خلاصه هم کوتاه بود، خلاصه‌ی صحیح بین حداقل ۵ تا حداکثر ۱۰ خط هست. 

🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️

مقدمه‌ای کوتاه انتخاب کردی، ژانر عاشقانه در همون دو خط تقریبا مشخص بود اما اثری از اجتماعی رمان ندیدم
بخوام به صورت ساده بهت بگم، مقدمه یعنی رسوندن عواطف! که اکثر ژانر ها در این موضوع موثر هستند. 
به نظرم بیشتر رو مقدمت کار کن و طولانی ترش کن بزار خواننده با خوندن مقدمت عاشقانه و اجتماعی رمان و با جان و دل حس کنه

🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️🌶️

محتوای رمان:

خب من خودم عاشق شروع های هیجانی و مملو از چالش هستم. شروعت ساده بود به طوری که من حدس زدم دختره و به زور به خارج بردن و تو اون خونه وسط جنگل انگاری حبس شده و با یک پسر مغرور ازدواج کرده(باتوجه ب محتوا) 
شروعت و همچنین بقیه محتوا رو طوری بنویس که خواننده حدس نزنه بقیه داستان چی میشه و بیخیالش شه.
انقدر توضیح اضافه نده. توصیفاتت و دوست داشتم درست و به جا انجام شده بود. تکرار حروف یا کلمه مثل:

مننن   من!

یا

چرا؟؟؟   چرا؟

ندیدم.


خب دیگع چیزی به ذهنم نمی‌رسه. 
از قلمت خوشم اومده جانا فقط باید یکم روش کار کنی تا عالی بشه. 

خسته نباشی

قلمت سبز💚

یا حق:)

@Zhr_banoo

مرسی عزیز ترین بابت توضیحاتت

الان خلاصه ام رو تصحیح میکنم

ژانر رمان هم با جلو رفتن رمان مشخص میشه

محتوای رمان هم تا جایی که تونستم سعی کردم کلیشه ای به نظر نیاد.

البته اگر تا آخر رمان رو بخونی متوجه این موضوع میشی چون رمان تشکیل شده از چند فیلم و داستانه.

اسم پسر داستان هم آیهان هست یعنی پادشاه ماه😉

بازم ممنون که بهم نه نگفتی💚🖤

لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام زهراجان.

رمانت رو خوندم و می‌خوام بخش_ بخش برات نقد کنم:

خلاصه:

خلاصه، اندازه خوبی داشت ولی از نظر من جذاب نبود و می‌شد بهتر عمل کرد. خلاصه رو با جملات ناب شروع کردی و حالت ادبی بهش دادی ولی بعد شروع کردی به محاوره نویسی. اما مورد مهم تر اینکه که نتونستی خوب مبهم نویسی کنی چرا! چون وقتی میگی " دستخوش انتقام اونم بین دو خانواده" موضوع کاملاً لو میره؛ به نظر من بهتره خلاصه رو تغییر بدی. 

مقدمه:

اینکه الگوبرداری کردی مهم نیست؛ همین که متناسب با موضوع انتخابش کردی زیباست و موردی نیست اما بهتر بود که ادامه‌اش می‌دادی و به موضوع رمان بیشتر اشاره می‌کردی. فقط زهرا جان چرا مقدمه قبل از خلاصه نوشته شده؟! این یک اشتباهه و حتماً باید بعد خلاصه مقدمه رو بنویسی. 

اسم رمان:

اسم رمان زیبا و هوشمندانه انتخاب شده بود ولی بهتر هست که براش حرکه بذاری تا کسانی که اولین بار هست با این کلمات روبه‌رو می‌شن بتونن ارتباط بگیرن وگرنه در این زمینه عالی بودی. 

شروع رمان:

کلیشه ای بود؛ متاسفانه این که از پنجره به بیرون خیره  بشی و نگرانی‌هات رو بشماری تکراری شده و به جذابیت داستان اصلاً کمک نمی کنه. مثلا؛ می تونستی از همون اول توجه دختر داستانت رو به تابلو و اسم نقاش بدی تا توی ذهن مخاطب سوال ایجاد بشه. مثلا مخاطب بگه" آیهان، پادشاه ماه کیه!" و ادامه بده و رمان رو بخونه. 

سیر رمان:

 موردی ندیدم و در حد تعادل عمل کردی از نظر اوج و فرود هم خوب بود و موردی نیست. 

 یه چیز مهم بگم:

ناهمخونی فعل هات بود مثلاً:

- خودم رو انداختم داخل= نادرست

- خودم رو داخل انداختم= درست

علائم نگارشی:

از لحاظ نگارشی در حد سطحی نگاه کردن و نمیتونم چیزی بگم ولی به جز فاصله بین علائم و کلمات اشکالی ندیدم. اصولاً باید اینجور نوشته بشه:

کلمه+ علائم نگارشی+ فاصله+ کلمه. 

موضوع:

 رمانت موضوع کلیشه‌ای داره ولی اگه بشه با یک اتفاق خیلی بدیع رمان رو شروع کرد میشه از این حالت نجاتش داد. البته از نظر من موضوع هر چقدر هم تکراری باشه اگر نویسنده خوب بیانش کنه باز هم خونده میشه و مخاطب داره و تا به اینجای کار خوب بودی؛ منظورم از نظر قلم و طرز استفاده از جملات هست. 

در کل رمانت خوبی داره ولی بدی هاش مشهوده که هر روز بهتر میشه چون قلمت این قابلیت رو داره، هر رمانی نقطه ضعف داره حتما ولی مهم اینه به چشم نیاد و به زودی می تونی این مورد رو انجام بدی🌹

امیدوارم نقدم سازنده باشه و ناراحتت نکنه🌺

موفق باشی. 

ساجده❄️

@Zhr_banoo

ویرایش شده توسط یارا
لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 7 دقیقه قبل، یارا گفته است :

سلام زهراجان.

رمانت رو خوندم و می‌خوام بخش_ بخش برات نقد کنم:

خلاصه:

خلاصه، اندازه خوبی داشت ولی از نظر من جذاب نبود و می‌شد بهتر عمل کرد. خلاصه رو با جملات ناب شروع کردی و حالت ادبی بهش دادی ولی بعد شروع کردی به محاوره نویسی. اما مورد مهم تر اینکه که نتونستی خوب مبهم نویسی کنی چرا! چون وقتی میگی " دستخوش انتقام اونم بین دو خانواده" موضوع کاملاً لو میره؛ به نظر من بهتره خلاصه رو تغییر بدی. 

مقدمه:

اینکه الگوبرداری کردی مهم نیست؛ همین که متناسب با موضوع انتخابش کردی زیباست و موردی نیست اما بهتر بود که ادامه‌اش می‌دادی و به موضوع رمان بیشتر اشاره می‌کردی. فقط زهرا جان چرا مقدمه قبل از خلاصه نوشته شده؟! این یک اشتباهه و حتماً باید بعد خلاصه مقدمه رو بنویسی. 

اسم رمان:

اسم رمان زیبا و هوشمندانه انتخاب شده بود ولی بهتر هست که براش حرکه بذاری تا کسانی که اولین بار هست با این کلمات روبه‌رو می‌شن بتونن ارتباط بگیرن وگرنه در این زمینه عالی بودی. 

شروع رمان:

کلیشه ای بود؛ متاسفانه این که از پنجره به بیرون خیره  بشی و نگرانی‌هات رو بشماری تکراری شده و به جذابیت داستان اصلاً کمک نمی کنه. مثلا؛ می تونستی از همون اول توجه دختر داستانت رو به تابلو و اسم نقاش بدی تا توی ذهن مخاطب سوال ایجاد بشه. مثلا مخاطب بگه" آیهان، پادشاه ماه کیه!" و ادامه بده و رمان رو بخونه. 

سیر رمان:

 موردی ندیدم و در حد تعادل عمل کردی از نظر اوج و فرود هم خوب بود و موردی نیست. 

 یه چیز مهم بگم:

ناهمخونی فعل هات بود مثلاً:

- خودم رو انداختم داخل= نادرست

- خودم رو داخل انداختم= درست

علائم نگارشی:

از لحاظ نگارشی در حد سطحی نگاه کردن و نمیتونم چیزی بگم ولی به جز فاصله بین علائم و کلمات اشکالی ندیدم. اصولاً باید اینجور نوشته بشه:

کلمه+ علائم نگارشی+ فاصله+ کلمه. 

موضوع:

 رمانت موضوع کلیشه‌ای داره ولی اگه بشه با یک اتفاق خیلی بدیع رمان رو شروع کرد میشه از این حالت نجاتش داد. البته از نظر من موضوع هر چقدر هم تکراری باشه اگر نویسنده خوب بیانش کنه باز هم خونده میشه و مخاطب داره و تا به اینجای کار خوب بودی؛ منظورم از نظر قلم و طرز استفاده از جملات هست. 

در کل رمانت خوبی داره ولی بدی هاش مشهوده که هر روز بهتر میشه چون قلمت این قابلیت رو داره، هر رمانی نقطه ضعف داره حتما ولی مهم اینه به چشم نیاد و به زودی می تونی این مورد رو انجام بدی🌹

امیدوارم نقدم سازنده باشه و ناراحتت نکنه🌺

موفق باشی. 

ساجده❄️

@Zhr_banoo

مرسی نفس بابت نقدت

حتما مواردی که گفتی رو درست میکنم

لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام عزیزم 

رمان شما رو خوندم محتواش رو دوست داشتم

به نظر می یاد هیجانی پیش بره

با خوندن بعضی از رمان ها راحت می تونی باهاش ارتباط بر قرار کنی رمانت جزء اون دسته است که دوست داری ادامه اش رو بخونی حتی اگه حدس بزنی موضوع چیه

گلم یه جایی از رمان گفتی: همه چی برهم شد 

شاید اگه جمله ی دیگه ای بکار ببری زیباتر باشه 

از خوندن رمان قشنگت لذت بردم حتما تگم کن

امید وارم موفق باشی گلم 💗

 

لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام عزیزم @Zhr_banoo

بی حرف بریم سر نقد

اسم رمان:اسم رمانت جذاب بود بچه های دیگه بهش پرداخته بودن من خیلی توضیح نمیدم

خلاصه:خلاصت به دلم ننشست.من رو جذب نکرد.اصلا زار الود نبود.استفاده از سوال اسون ترین راه برای رازالود کردن خلاصه اس

مقدمه:مقدمت کوتاه بود.از کتتاب خوبی استفاد کردی پیشنهاد میکنم همون جمله رو ادامه بدی چون اصلا خلاصت به چشم نمیاد

لحنت محاوره ای بود اما بعضی جاها رعايت نکرده بودی از ویراستارت کمک بگیر

شروعت کلیشه ای بود و کلا پارت یکت به رمان های پلیسی میخورد.ولی چون اوایل رمان نمیشه قضاوت کرد

علائم نگارشی هم رعایت کرده بودی

فضا سازی پشت دیالوگ هم بعضی جاها نداشتی

شخصیت هات هم خوب بودن فقط آیهان خیلییی تکراری شده.

حرف آخر از خوندن رمانت لذت بردم با قدرت جلو برو-^

لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
  • 2 weeks later...

سلام زهرا

بی مقدمه فقط حرف میزنم گوش کن

نمیدونم در مورد موضوع رمانت چی بگم چون دقیقا دست گذاشتی رو نقطه ضعف من و دقیقا ژانری نوشتی که من بشدت عاشقشم! یعنی معرکه بود معرکه معرکه

اولین نفری هستی که پارت های رمانش رو تا اخر خوندم. و به جرئت میتونم بگم الان زارم که چرا ادامش نیست و دارم از فضولی دق میکنم تا بفهمم اخرش قراره چی بشه و چی نشه

فقط یک نکته کلی

مقدمه و خلاصت عوض‌کن

یکم به پارت اول شروعت ک همین مقدمه ایناست رنگ و اب بده خیلی بیروح و در همه

خلاصه و مقدمه صدرصد عوض‌کن. صد در صد!

توصیف ایهان خیلی ‌عشق بود اصلا. مخصوصا جایی ک دختره میره برای ازدواجش بگه‌ چیکار میکنی که‌ میبینه بعلههههه

و یا اونجایی ک سمتش مداد پرت میکنه

تف ک اینقدر کم نوشتی 😐 (البته با عرض معذرت چون بشدت تو کفشم)

یعنی زهرا اگه یکدرصد میدونستم موضوعت اینه از اول اول که نوشتی میومدم رو رمانت وایمیستادم تا اخرش بنویسی

روزانه دو پارت بذاری کافیه فعلا

سعی کن اخر هفته ها سه پارت بذاری چون تا بخوای تمومش کنی من صدبار مردم و زنده شدم

فقط یک نکته بگم خیلی جاها من غلط املایی دیدم! حتی حتی تو پارت اول. خودت از اول یک ندا بده دوباره متوجه میشی فدات شم. پارت هشتت هم رو یکم اوایلش رو بیشتر گسترش بده چون محیط این پتانسیل هیجانی شدن رو داشت

 

منتظرم بدووو

@Zhr_banoo

لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در در 9 بهمن 1399 در 07:25، ف افتخاری گفته است :

سلام عزیزم 

رمان شما رو خوندم محتواش رو دوست داشتم

به نظر می یاد هیجانی پیش بره

با خوندن بعضی از رمان ها راحت می تونی باهاش ارتباط بر قرار کنی رمانت جزء اون دسته است که دوست داری ادامه اش رو بخونی حتی اگه حدس بزنی موضوع چیه

گلم یه جایی از رمان گفتی: همه چی برهم شد 

شاید اگه جمله ی دیگه ای بکار ببری زیباتر باشه 

از خوندن رمان قشنگت لذت بردم حتما تگم کن

امید وارم موفق باشی گلم 💗

 

وای الان دیدم نقدت رو

شرمنده گلکم

مرسی بابت نقدت همکارعزیزتر از جانم

و بازهم مرسی بابت حمایتت

حتما اصلاحش میکنم😻😻

@ف افتخاری

لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 12 دقیقه قبل، mina. گفته است :

سلام زهرا

بی مقدمه فقط حرف میزنم گوش کن

نمیدونم در مورد موضوع رمانت چی بگم چون دقیقا دست گذاشتی رو نقطه ضعف من و دقیقا ژانری نوشتی که من بشدت عاشقشم! یعنی معرکه بود معرکه معرکه

اولین نفری هستی که پارت های رمانش رو تا اخر خوندم. و به جرئت میتونم بگم الان زارم که چرا ادامش نیست و دارم از فضولی دق میکنم تا بفهمم اخرش قراره چی بشه و چی نشه

فقط یک نکته کلی

مقدمه و خلاصت عوض‌کن

یکم به پارت اول شروعت ک همین مقدمه ایناست رنگ و اب بده خیلی بیروح و در همه

خلاصه و مقدمه صدرصد عوض‌کن. صد در صد!

توصیف ایهان خیلی ‌عشق بود اصلا. مخصوصا جایی ک دختره میره برای ازدواجش بگه‌ چیکار میکنی که‌ میبینه بعلههههه

و یا اونجایی ک سمتش مداد پرت میکنه

تف ک اینقدر کم نوشتی 😐 (البته با عرض معذرت چون بشدت تو کفشم)

یعنی زهرا اگه یکدرصد میدونستم موضوعت اینه از اول اول که نوشتی میومدم رو رمانت وایمیستادم تا اخرش بنویسی

روزانه دو پارت بذاری کافیه فعلا

سعی کن اخر هفته ها سه پارت بذاری چون تا بخوای تمومش کنی من صدبار مردم و زنده شدم

فقط یک نکته بگم خیلی جاها من غلط املایی دیدم! حتی حتی تو پارت اول. خودت از اول یک ندا بده دوباره متوجه میشی فدات شم. پارت هشتت هم رو یکم اوایلش رو بیشتر گسترش بده چون محیط این پتانسیل هیجانی شدن رو داشت

 

منتظرم بدووو

@Zhr_banoo

عزیزدلمی

مقدمه و خلاصه رو عوض کردم و زیر نظر تارا نوشتم

اما چشم بازهم روش فکر میکنم

غلط املایی ها هم حتما به چشمم نیومدن اونم اصلاح میکنم

و باز هم چشم اگه تونستم پارت های بیشتری قرار میدم😘😘😘

مرسی بابت نقدت

@mina.

لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خب بقیش کو ؟😐

خجالت نمیکشی یک پارت یک پارت میذاری 😐

مگه برای گدا داستان  میذاری ک حیفته یک پارت بیشتر بزاری😐😂

راستی دوسه جا غلط املایی بود

و خاله صنم رو خاله صنوبر نوشتی

@Zhr_banoo

لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 9 دقیقه قبل، mina. گفته است :

خب بقیش کو ؟😐

خجالت نمیکشی یک پارت یک پارت میذاری 😐

مگه برای گدا داستان  میذاری ک حیفته یک پارت بیشتر بزاری😐😂

راستی دوسه جا غلط املایی بود

و خاله صنم رو خاله صنوبر نوشتی

@Zhr_banoo

دیشب خواب بودم نمیفهمیدم چی تایپ میکنم😂

حال دخترم خوب نبود نمیتونستم پارت بذارم⁦☹️

امروز هم روستام

انشالله فردا

@mina.

لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 52 دقیقه قبل، Zhr_banoo گفته است :

دیشب خواب بودم نمیفهمیدم چی تایپ میکنم😂

حال دخترم خوب نبود نمیتونستم پارت بذارم⁦☹️

امروز هم روستام

انشالله فردا

@mina.

خدا بد نده عزیز_ مراقب باش

هعییییی ببینم باز فردا میخای چ بهونه‌ای بیاری هعیییی

لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

زهرا لزفا سریعتر سریعتر سریعتر!

اون تیکه به زبان مختاف حرف زدن جالب بود ولی یک پیشنهاد دارم برات

پسره ک نمیدونه دختره یونانی بلد نیست

اونجا رو ویرایش کن و یونانی باز ی فحش دیگه مثل بیشعور بده

بعد‌ که‌دختره گفت نمیفهمم

پسره دوباره ب همون زبان بگه زیبای دست نیافتتی

چون اونجا میدونه دختره از این زبون چیزی نمیدونه

ولی قبلش که چیزی نمیدون

واکنشش یهویی خیلی غیر طبیعی به نظر میاد

@Zhr_banoo

ویرایش شده توسط mina.
لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چشم عزیزم

ممنونم بابت توصیه ات

چهار روز دیگه مسابقه داستان نویسی تموم میشه

شروع میکنم به پارت گذاری

بخدا گیرم

@mina.

 

لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
  • ویراستار

سلام. گفتی نقد کن همونجور ک بلدی خوب منم میگم.

رمانت خوب بود  ایده جذاب و باحالی داشت.

اما بنظرم باز هم جای جذاب تر شدن و بهتر شدن داره اما باز هم میگم ایده خوبی بود.

بعضی جاها غلط املایی داشتی ک خیلی مهم نیست .

و این هم بگم ک اصلا اشکال خیره کننده و بزرگی ندیدم.

امیدوارم موفق باشی قامت سبز 

لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 4 دقیقه قبل، eliif گفته است :

سلام. گفتی نقد کن همونجور ک بلدی خوب منم میگم.

رمانت خوب بود  ایده جذاب و باحالی داشت.

اما بنظرم باز هم جای جذاب تر شدن و بهتر شدن داره اما باز هم میگم ایده خوبی بود.

بعضی جاها غلط املایی داشتی ک خیلی مهم نیست .

و این هم بگم ک اصلا اشکال خیره کننده و بزرگی ندیدم.

امیدوارم موفق باشی قامت سبز 

مرسی گلکم

ممنونم بابت انرژی مثبتت

هنوز به اوج داستان نرسیدیم

الان فقط رو خط صاف رمان در حال حرکتیم

مثل ترن یدفعه قراره اوج هیجانی داشته باشیم😍😍

لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
  • 2 weeks later...
  • ویراستار

سلام زهراجان!🌻

@Zhr_banoo

بابت تاخیر در فرستادن نقد عذر میخوام.

یک نقد ابتدایی و کوتاهی رو در صفحه ات ثبت می‌کنم.🌻

اسم: تاجور قمر...یک اسم متفاوت و ناب!

خلاصه: خلاصه خوبی داشتی منتهی کمی کلیشه ای بود اما کلی بخوام بگم محتوای عالی داشت.🌻

مقدمه: به قدری ازش خوشم اومد که سه بار از روش خوندم و لذت بردم.🌻

شروع: با توصیف نوشته هات رو شروع کردی، از همون اول ذهن خواننده رو تو دستت گرفتی تا اون چیزی که تو می‌خوای رو ببینه.🌻

ویرایشی: بهتره به جای ازم بنویسی از من...

بهم بهتره بشه به من...🌻

این نوع نوشتن استاندارد تره و برای تویی که انقدر خوش قلم هستی به جا تره عزیزم. 

حتما تو پارت های بعدی تگم کن چون مشتاقانه منتظر پارت های بعدیت هستم.

🌻قلمت مانا🌻

لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 31 دقیقه قبل، Zah_ra گفته است :

سلام زهراجان!🌻

@Zhr_banoo

بابت تاخیر در فرستادن نقد عذر میخوام.

یک نقد ابتدایی و کوتاهی رو در صفحه ات ثبت می‌کنم.🌻

اسم: تاجور قمر...یک اسم متفاوت و ناب!

خلاصه: خلاصه خوبی داشتی منتهی کمی کلیشه ای بود اما کلی بخوام بگم محتوای عالی داشت.🌻

مقدمه: به قدری ازش خوشم اومد که سه بار از روش خوندم و لذت بردم.🌻

شروع: با توصیف نوشته هات رو شروع کردی، از همون اول ذهن خواننده رو تو دستت گرفتی تا اون چیزی که تو می‌خوای رو ببینه.🌻

ویرایشی: بهتره به جای ازم بنویسی از من...

بهم بهتره بشه به من...🌻

این نوع نوشتن استاندارد تره و برای تویی که انقدر خوش قلم هستی به جا تره عزیزم. 

حتما تو پارت های بعدی تگم کن چون مشتاقانه منتظر پارت های بعدیت هستم.

🌻قلمت مانا🌻

ووووی

خدا رحمت کرد زهرا اعلامیه هام بالا نیومده بود داشتم میومدم سراغت 🔪😅

مرسی از نقد کوتاه و پر از انرژیت

و باز هم مرسی از وقتی که گذاشتی

در حال ویرایش خلاصه و مقدمه هستم

مقدمه تایید شده اما خلاصه هنوز نفرستادم برای تارا.

بابت نکات ویرایشی هم ممنونم

چشم حتما اصلاح میکنم

خوشحالم که تونستم برای رمانم جذبت کنم.

باز هم مرسی عشقم💋💞

@Zah_ra

لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
  • مدیر کل

سلام

رمانت رو خوندم و جزو رمان هایی بود ک من رو به چالش  کشید تا به چند پارت اول اکتفا نکنم، دوست اشتم خوندنم ادامه دار باشه. اما این رمان علاوه بر جذابیت نیازمند یکم دقت و کیفیت ببیشتر هم هست. برای مثال جمله ها کوتاهن و گاهی به داستان سکته دادن، باید سعی کنی جمله های دنباله دار تری بنویسی البته که ب اید دقت کنی زیاد هم بلند و نفس گیر نباشه. بعدش اول رمان خوب توصیف شده بود گاهی، یعنی تقریبا می شد گفت از نظر توصیفا خوبب بود، اما یهو فضا سازی و توصیفات و حالات از وسط داستان قورت داده شده بود و فقط دیالوگ بود. دیالوگ و دیالوگ و هیچ خبری از منولوگ و حس آمیزی نبود. روی شخصیت پردازیت کار کن و از همین الان شخصیت ها رو با هم متمایز کن، از دیالوگ های اضافی مثل بریم و بیا و بشین و بکن بپرهیز خیلی زیادی حشو به نظر می رسه و اگر از داستان حذف بشه هیچ لطمه ای بهش نمی زنه.

بخاطر جمله های کوتاهت گاهی یه فعل توی یه پاراگراف ببه صورت مکرر تکرار شده بود و من رو وا میداشت شد های آخرش رو مثل شعر با قافیه یا حدس بزنم و گاهی بی حوصله ازش رد بشم. میدونم که ایده خوبی داری البته تا اینجا اما جدا اونجایی که دختره دزدیده شد مشخص نبود بلاخره ایرانن می خوان برن خارج یا خارجن می خوان بیان ایران، چون نوشتی ازدواج کنیم برگردیم ایران... این نکات ریز گاهی به داستان لطمه های بزرگی وارد می کنه. از نظرم به سمت چیز های خیلی رویایی مثل پسر خیلی پولدار یا چیزهای خاص و غیره نرو تا باورپذیری رمان دچار مشکل نشه و داستان سیر تخیلی و بچگانه به خودش نگیره... معقول بنویس تا معقول مورد قضاوت قرار بگیره.

خلاصه که خوبی اما می تونی عالی باشی.

قلمت مانا

دوست دارت

مهتا

لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام جانا امیدوارم حالت خوب باشه @Zhr_banoo

 بی حرف بریم سر نقد

اسم رمان: اسم قبلی که داشتی کلیشه ای بود ولی تاجور قمر خیلی بهتر شده!

خلاصه: جمله اولت باعث میشه خواننده با خودش فکر کنه (اینم مثه رمان های دیگه!) چرا؟ چون بیشتر رمان ها با همین جمله خلاصه هاشون شروع مبشه. کلی بگم خوب بود ولی به نظرم جمله اولت رو عوض کن

مقدمه: خاص و مرتبط-^

شروع: شروع نستبا خوبی داشتی ولی تو توصیفات عجله کردی. نیازی نیست توی پارت اول همه اجزای صورت شخصیت هات رو توصیف کنی

نکته: به نظرم این قسمتو (آیهان، پادشاه ماه.) بنویس (آیهان،تاجور قمر) این جوری مخاطب میفهمه منظور از انتخاب اسم و ارتباطش با داستان چیه

شخصیت پردازی نستبا کاملی داشتی تبریک میگم عزیزکم

فضاسازی نداری قبل دیالوگ هات! این نکته خیلییی مهمه.مثلا:

- جایی میری مامان؟!

- ها؟ آره.

- مشکوک می‌زنی! کجا؟!

بجاش میتونی بنویسی:

- جایی میری مامان؟!

چشمانش را در حدقه چرخاند و گفت:

- ها؟ آره.

نگرانش بودم. دستانم را در هم گره زده و میپرسم:

- مشکوک می‌زنی! کجا؟!

 

اگه همین جوری بدون فضاسازی دیالوگ بنویسی روند رمان تند میشه و خواننده خسته میشه.

دیالوگ هات نسبت به مونولوگ هات زیاد بود! سعی کن دیالوگ هارو بلند تر کنی و تعدادشونو کمتر کنی

اعلائم نگارشی رو رعایت کرده بودی خیلی خوبه.

طول پارت هاتم اندازه اس

کلیشه داشتی عزیزکم! نیازی نیست برات توضیح بدم ولی پیشنهاد میکنم کلیشه هات رو از بین ببر چون اثرت رو زیر سوال میبره

نکته: بجای موش-‌ موشی. باید بنویسی موش_موشی

نکته ی خاص دیگه ای ندیدم موفق باشی گلم

 

لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در 3 دقیقه قبل، helia.z گفته است :

سلام جانا امیدوارم حالت خوب باشه @Zhr_banoo

 بی حرف بریم سر نقد

اسم رمان: اسم قبلی که داشتی کلیشه ای بود ولی تاجور قمر خیلی بهتر شده!

خلاصه: جمله اولت باعث میشه خواننده با خودش فکر کنه (اینم مثه رمان های دیگه!) چرا؟ چون بیشتر رمان ها با همین جمله خلاصه هاشون شروع مبشه. کلی بگم خوب بود ولی به نظرم جمله اولت رو عوض کن

مقدمه: خاص و مرتبط-^

شروع: شروع نستبا خوبی داشتی ولی تو توصیفات عجله کردی. نیازی نیست توی پارت اول همه اجزای صورت شخصیت هات رو توصیف کنی

نکته: به نظرم این قسمتو (آیهان، پادشاه ماه.) بنویس (آیهان،تاجور قمر) این جوری مخاطب میفهمه منظور از انتخاب اسم و ارتباطش با داستان چیه

شخصیت پردازی نستبا کاملی داشتی تبریک میگم عزیزکم

فضاسازی نداری قبل دیالوگ هات! این نکته خیلییی مهمه.مثلا:

- جایی میری مامان؟!

- ها؟ آره.

- مشکوک می‌زنی! کجا؟!

بجاش میتونی بنویسی:

- جایی میری مامان؟!

چشمانش را در حدقه چرخاند و گفت:

- ها؟ آره.

نگرانش بودم. دستانم را در هم گره زده و میپرسم:

- مشکوک می‌زنی! کجا؟!

 

اگه همین جوری بدون فضاسازی دیالوگ بنویسی روند رمان تند میشه و خواننده خسته میشه.

دیالوگ هات نسبت به مونولوگ هات زیاد بود! سعی کن دیالوگ هارو بلند تر کنی و تعدادشونو کمتر کنی

اعلائم نگارشی رو رعایت کرده بودی خیلی خوبه.

طول پارت هاتم اندازه اس

کلیشه داشتی عزیزکم! نیازی نیست برات توضیح بدم ولی پیشنهاد میکنم کلیشه هات رو از بین ببر چون اثرت رو زیر سوال میبره

نکته: بجای موش-‌ موشی. باید بنویسی موش_موشی

نکته ی خاص دیگه ای ندیدم موفق باشی گلم

 

مرسی نفس جان

حتما رعایت میکنم

در 6 دقیقه قبل، M@hta گفته است :

سلام

رمانت رو خوندم و جزو رمان هایی بود ک من رو به چالش  کشید تا به چند پارت اول اکتفا نکنم، دوست اشتم خوندنم ادامه دار باشه. اما این رمان علاوه بر جذابیت نیازمند یکم دقت و کیفیت ببیشتر هم هست. برای مثال جمله ها کوتاهن و گاهی به داستان سکته دادن، باید سعی کنی جمله های دنباله دار تری بنویسی البته که ب اید دقت کنی زیاد هم بلند و نفس گیر نباشه. بعدش اول رمان خوب توصیف شده بود گاهی، یعنی تقریبا می شد گفت از نظر توصیفا خوبب بود، اما یهو فضا سازی و توصیفات و حالات از وسط داستان قورت داده شده بود و فقط دیالوگ بود. دیالوگ و دیالوگ و هیچ خبری از منولوگ و حس آمیزی نبود. روی شخصیت پردازیت کار کن و از همین الان شخصیت ها رو با هم متمایز کن، از دیالوگ های اضافی مثل بریم و بیا و بشین و بکن بپرهیز خیلی زیادی حشو به نظر می رسه و اگر از داستان حذف بشه هیچ لطمه ای بهش نمی زنه.

بخاطر جمله های کوتاهت گاهی یه فعل توی یه پاراگراف ببه صورت مکرر تکرار شده بود و من رو وا میداشت شد های آخرش رو مثل شعر با قافیه یا حدس بزنم و گاهی بی حوصله ازش رد بشم. میدونم که ایده خوبی داری البته تا اینجا اما جدا اونجایی که دختره دزدیده شد مشخص نبود بلاخره ایرانن می خوان برن خارج یا خارجن می خوان بیان ایران، چون نوشتی ازدواج کنیم برگردیم ایران... این نکات ریز گاهی به داستان لطمه های بزرگی وارد می کنه. از نظرم به سمت چیز های خیلی رویایی مثل پسر خیلی پولدار یا چیزهای خاص و غیره نرو تا باورپذیری رمان دچار مشکل نشه و داستان سیر تخیلی و بچگانه به خودش نگیره... معقول بنویس تا معقول مورد قضاوت قرار بگیره.

خلاصه که خوبی اما می تونی عالی باشی.

قلمت مانا

دوست دارت

مهتا

مهتا واقعا ممنونم

نمیدونم چطوری ازت تشکر کنم بابت نقدت

بوس بوووووووس

لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام.

مقدمه رمان تاجور قمر: ملکه سکوت(نفس تاج)

من از اسمش خوشم میاد. حس خوبی بهم القا کرد.

کاری به مقدمه و خلاصه و غیره هم ندارم چون به خصوص مقدمه ت عالی بود اما خب خلاصه می تونست از اینی که هست بهتر و حرفه ای تر باشه.

رمانت خیلی خوب بود و قامت جذاب اما یکی از دلایل سطح قلمت رو بگذار بگم جانا.

یکی از قواعد مهم نوشتن شخصیت پردازی و توصیفاته که رمان تو جای کار داره قشنگم.

می‌دونی وقتی می خوای دیالوگ بنویسی بهتره که یکم موضوع رو بازش کنی، خیلی سر سری ازش نگهداری.

به طور مثال.

مادر گفت:

- بیا ببینم.

بهتره نوشته بشه:

مادر لبخند گشاده ای به روی دخترکش زد و آغوشش را باز کرد و گفت:

بیا ببینم.

قطعا این جمله دوم برای خواننده واضح تر خواهد بود و همچنین زیبا تر. 

یا شخصیت پردازیت رو یکم روش کار کن

 

همچنین توصیفات ذهنی و مکانی و توصیف مکان. یکاری‌ کن خواننده حس کنه توی اون رمانه‌و‌خودش رو بتونه به راحتی جا بزنه.

ایده ت فوق العاده ست و مشکلت از نظر من همینه که گفتم. فقط توصیفات!

قلمت مانا.

 

 

لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
در ۱ ساعت قبل، Nafastaj گفته است :

سلام.

مقدمه رمان تاجور قمر: ملکه سکوت(نفس تاج)

من از اسمش خوشم میاد. حس خوبی بهم القا کرد.

کاری به مقدمه و خلاصه و غیره هم ندارم چون به خصوص مقدمه ت عالی بود اما خب خلاصه می تونست از اینی که هست بهتر و حرفه ای تر باشه.

رمانت خیلی خوب بود و قامت جذاب اما یکی از دلایل سطح قلمت رو بگذار بگم جانا.

یکی از قواعد مهم نوشتن شخصیت پردازی و توصیفاته که رمان تو جای کار داره قشنگم.

می‌دونی وقتی می خوای دیالوگ بنویسی بهتره که یکم موضوع رو بازش کنی، خیلی سر سری ازش نگهداری.

به طور مثال.

مادر گفت:

- بیا ببینم.

بهتره نوشته بشه:

مادر لبخند گشاده ای به روی دخترکش زد و آغوشش را باز کرد و گفت:

بیا ببینم.

قطعا این جمله دوم برای خواننده واضح تر خواهد بود و همچنین زیبا تر. 

یا شخصیت پردازیت رو یکم روش کار کن

 

همچنین توصیفات ذهنی و مکانی و توصیف مکان. یکاری‌ کن خواننده حس کنه توی اون رمانه‌و‌خودش رو بتونه به راحتی جا بزنه.

ایده ت فوق العاده ست و مشکلت از نظر من همینه که گفتم. فقط توصیفات!

قلمت مانا.

 

 

عاشقتم نفس

مرسی بابت نقدت

لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر
  • ویراستار

سلام زهرایی🌻

چند نکته ویرایشی هست که گفتم بهت بگم.

۱. مکان نگارشی

۲. استفاده از علامت تعجب

 

برای مکان نگارشی باید از آدرس زیر بری.

جمله(علامت)(فاصله)ادامه جمله

 

وقتی کسی رو مخاطب قرار میدی حتما بعدش علامت تعجب بزار.

- فرشته!

برای جمله هایی که با امر تموم میشن هم همین‌طور🌻

@Zhr_banoo

🌻موفق باشی🌻

لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

×
×
  • اضافه کردن...