رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا

رمان تاجور قمر | zhr_banooکاربر نود و هشتیا


پیام توسط M@hta افزوده شد,

سطح قلم: a

پست های پیشنهاد شده

  • پاسخ 79
  • Created
  • آخرین پاسخ

Top Posters In This Topic

Popular Posts

(پارت1) برج ایفل در نقاشی، عظمت و شکوه خودش را حفظ کرده بود. ماه بالا و پشت برج، روشنی بخش تاریکی شب بود؛ انگار که فخر می‌فروخت و به مخاطب عظمتش را در برابر برج القا می‌کرد. صدایش اکو وار در گوشم

(پارت۲) از اتاقم خارج شدم و بدون نگاه کردن به محافظ به سمت طبقه‌ی پایین راه افتادم.صدای تق- تق کفش های پاشنه بلندم در راهرو طویل و عاری از هرگونه وسیله، روی مخم بود. از پله های گردان چوبی آر

نام رمان: تاجور قمر ژانر: عاشقانه، تراژدی ،جنایی هدف: پر کردن اوقات فراغت خوانندگان عزیزم. ساعات پارت گذاری: نامعلوم. خلاصه: دختری از تبار درخشانی آفتاب در هنگام طلوع که روشنی

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   بازگردانی قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.




×
×
  • اضافه کردن...