رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

درخواست نقد اولیه رمان مافیای بندر| K.A کاربر انجمن نودهشتیا


کیانا اناری
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

با سلام خدمت نویسنده‌ی عزیز

منتقد شما @Haniew می‌باشد. 

تاپیک رمان  شما تا پایان نقد قفل خواهد بود.

ممنون از همکاری و صبوری شما💐

  • لایک 4
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در در 10/22/2021 در 11:24 PM، K.A گفته است:

درخواست نقد حرفه ای

@مدیر منتقد

با سلام خدمت شما نویسنده عزیز

نقد شما در تاریخ  10 آبان ارسال می‌شود، شاید با یک یا دو روز تاخیر!

با تشکر از صبر و شکیبایی شما💙

@K.A

ویرایش شده توسط Haniew
  • لایک 4
  • تشکر 1

با بهت، نگاه از ستارگان کوچک و بزرگ که در  آسمان تیره شب می‌درخشیدند گرفتم و به آن دو گویی براق مشکی چشم دوختم، پر از احساسات بود؛ دو سیارهٔ نگاه گیرایش!
ناباور لب زدم:
- تو آن مردی که غرورش زبان زد همه بود، باورم نمی‌شود که از غرورت گذشتی!

لبخند عمیقی روی لبان کشیده‌اش جا خوش کرد. بی شک  آنحنای لبانش به قصد لبخند زیباترین رسم هندسی دنیا بود.
با اطمینان و مهربانی گفت:
- وقتی تپش های قلبت بند نفس های کسی باشد، دیگر غرور معنای خود را از دست می دهد!

رمان گذشته خاموش

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...
در ۱۴۰۰/۸/۳ در 13:38، Haniew گفته است:

با سلام خدمت شما نویسنده عزیز

نقد شما در تاریخ  10 آبان ارسال می‌شود، شاید با یک یا دو روز تاخیر!

با تشکر از صبر و شکیبایی شما💙

@K.A

سلام ببخشید نقد قرار بود ۱۰ آبان فرستاده بشه

  • لایک 2
  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

8 ساعت قبل، K.A گفته است:

سلام ببخشید نقد قرار بود ۱۰ آبان فرستاده بشه

سلام.

نقد شما در دست تاییده.

ممنون از همکاریتون.

  • لایک 2
  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نقد اولیه رمان مافیای بندر

منتقد: @Haniew

نویسنده: @K.A

🌱1.عنوان رمان:
عنوان همان چیزی است که مخاطب را ترغیب می کند تا شروع به خواندن رمان کند.
بهتر است عنوان انتخابی به دور از کلیشه باشد.  حالا کلیشه به چه معناست؟  یعنی تکرار زیاد یک یا چند کلمه که باعث از بین رفتن جذابیت می شد.
اندازه عنوان بهتر است بین یک تا چهار بخش باشد که این چهار بخش می‌تواند شامل: صفت، اسم، ضمیر، حرف
عنوان شما دو بخش است. مافیای بندر (اسم+اسم) مافیا کلمه ای تکراری است چون در عنوان های زیادی استفاده شده (مافیایی عاشقانه...) اما کلیشه ای نیست. ترکیب این کلمات کلمه ای جدید با ساختار جدید است که جذابیت هم دارد. با ژانرها همخوانی داشت. با محتوای رمان هم همخوانی لازم را داشت.
با خواندن عنوان یاد خلافکارانی افتادم که در بنادر ساکن هستند!


🐾2.خلاصه رمان:
 نوشتن یک متن در قالبی کوتاه که خواننده بدون وقت تلف کردن بفهمد که ایا  رمان ارزش خواندن دارد یا نه
 اندازه خلاصه بهتر است بین 5تا 10 خط باشد. اندازه متن خلاصه ۴ خط بود که البته کوتاه بودن خلاصه اشکالی ندارد.  با ژانرها همخوانی داشت. شروع خلاصه با کلماتی چون" سانیا دختری یا دختری به اسم...." دیگر تکراری شده است، بهتر است قسمت های بعدی خلاصه را طوری با بازی‌کلمات جذاب بنویسید که تکراری بودن شروع به چشم نیاید.
محتوای خلاصه جذاب است خلاصه از نظر محتوا گیرا بود و ابهام هم داشت.
اطلاعات داخل خلاصه جذاب و میزان اطلاعات داخل خلاصه به اندازه بود.


3.مقدمه
مقدمه نشان دهنده نقشه کلی نوشته و تصویری از کل موضوع است. 
با ژانرها همخوانی داشت.
محتوای مقدمه جدید و جذاب بود. نبود. با ژانرها همخوانی داشت و از نظر محتوا گیرا بود.
اندازه مقدمه صحیح بود.


🧩4.ژانر رمان:
ژانر قالب داستان است و بهتره اتفاقات و حوادث داخل رمان  تکیه بر ان نوشته شوند.
ژانرهای انتخابی بهتره با همه اجزای رمان همخوانی داشته باشند. 

ژانر انتخابی شما اجتماعی و عاشقانه و پلیسی بود که در عنوان، خلاصه، مقدمه و محتوای رمان دیده می‌شد.
اولین ژانر شما اجتماعی بود، "از همان اول که دخترک در بیمارستان کار می‌کرد و..." در رمان دیده شد. ترتیب ژانرها رعایت شده بود.
 
 ژانرهای صحیح
عاشقانه، تراژدی، معمایی، پلیسی، مذهبی، اجتماعی، علمی_تخیلی، فانتزی_تخیلی، جنایی، طنز، ترسناک و...

ژانر انتخابی صحیح بود.
 

🧸 5.جلد رمان
ایده رمان پلیسی بود و جلد به خوبی با ایده همخوانی داشت.
در جلد از رنگ قرمز و مشکی و خاکستری استفاده شده بود که همه این رنگ ها از نوع تیره بودنند و با همه اجزای رمان همخوانی داشتند.
کیفیت عکس استفاده شده خوب بود، و جلد زیبایی لازم را برای جذب مخاطب داشت.

🌀6.شروع رمان:
با عنوان و مقدمه و خلاصه همخوانی داشت و با ژانرها هم همخوانی داشت.
شروع بیشتر رمان های پلیسی با تحویل گرفتن محموله یا پیدا کردن جاسوس است"  همین شروع زمان شما را تکراری می‌کند و از جذابیتش می‌گاهد، بعد مخاطب برای خواندن رمان جذب نمی‌شود.  کیفیت کلمات استفاده شده خوب بود. 
نقطه سقوط آن موقع که همه چیز در ارامش بود سانیا به محیط خانه عادت کرده بود اما به یکباره با سانیا دزدیه شد و فواصل جدید شروع شد که نقطه اوج می‌شود.
پس رمان نقطه اوج و سقوط داشت طوری که خواننده را کنجکاو و جذب کند.


💎7.سیر ابتدایی رمان: یعنی روند پیش بردن رمان که به سه دسته تقسیم می شود. سیر تند، سیر کند، سیر معمولی.

سیر رمان نه باید انقدر تند باشد که خواننده نفهمد چی می خواند نه خیلی کند باشد که خواننده را کلافه کند. 
شما به دلیل توصیفات کم باعث شده بود سیر شما کمی تند شود.
ژانر پلیسی از همان اول که عملیات داشتند در رمان هویدا بود و ژانر عاشقانه هم در پارت‌های ۳۵ خودش را نشان داد، این عملکرد بسیار جذاب و به اندازه بود.

🚩⊰━♡ 8. عناصر مهم رمان ♡━⊰

+.پیرنگ: یعنی حوادث داستان با علت اتفاق می افتد.

کنش و واکنش: یعنی برای اتفاقاتی که رخ می دهد دلیل منطقی وجود داشته باشد. مثلا زمانی که سانیا می‌خواهد جاسوسی کند خب به دلیل این بود که خسرو قاتل پدرش بوده.

انگیزه احساسی: یعنی کاراکتر داستان طبق شخصیتی که نویسنده بیان می کند رفتار کند. مثلا سانیا که از رفتار و حرکاتش معلوم بود دختر شنگولی است.

دلیل: یعنی شخصیت ها برای حل مشکلات خود از راه کارهای ساده استفاده کنند. مثلا موقعی که سانیا را گرفتند تا او جاسوس بشود، می‌توانستند خود آرتین را به خان هعمویش بفرستند اما چون انتخاب سانیا کم دردسرتر بود ان را گرفتند و انتخاب عالی بود!

گره که خیلی خواننده را مشتاق خواندن می‌کردن دانستن این که چرا سانیا را برای جاسوسی انتخاب کردند و چه اتفاقی برای سانیا می‌افتد شما به سوال اول جواب دادید طور دیگر یعنی گره گشایی کردید که سانیا هم بخاطر استعداد هایش هم بخاطر تنفرش از خسرو وادار به جاسوسی شد ، و سوال دوم را هم گره گشایی نکرده بودید که البته رمان شما هنوز ادامه دارد. گره و گره‌گشایی هر دو برای جذب مخاطب جذاب بودند.

+ زاویه دید: موقعیت راوی در توصیف وقایع رمان برای مخاطب است.

انواع زاویه دید: ( اول شخص, دوم شخص, دانای کل )

زاویه دید رمان اول شخص است.
نویسنده باید در زاویه دید اول شخص به  کشمکش های درونی، ذهنی و توصیف احساسات کاراکتر بپردازد و انقدر خوب بنویسد تا خواننده بتواند با کاراکتر همدلی کند. 
شما در رمانت به این موضوع پرداخته بودید. و من از همون لحظه که '' سانیا ترسیده بود...'' فقط توانستم حس همزاد پنداری کمی را از رمان بگیرم.

+ لحن: یعنی شیوه بیان رمان است.

ادبی: دیالوگ ها و مونولوگ ها تماما ادبی
معیار: دیالوگ ها محاوره‌ای و مونولوگ ها ادبی
محاوره‌ای:دیالوگ ها و مونولوگ ها تماما محاوره‌ای

لحن رمان شما عامیانه بود. و صحیح نوشته شده بود.

+ فضا :  درواقع همان محیطی است که قهرمان داستان و شخصیت‌ها در آن حضور دارند و رویدادها در آن به وقوع می‌پیوندند.

فضا سازی رمان شما کم بود و من نتوانستم کامل و خوب با رمان هماهنگ شوم. آن صحنه که سانیا با خسرو رو به رو می‌شود یا وقتی دزدیده شد... می‌توانید بیشتر رویشان کار کنید
 
+ شخصیت:  یعنی هر کاراکتر باید اخلاقیات و ویژگی منحصر به خود را داشته باشد. که این شخصیت پردازیی شامل سیزده قسمت است.
۱- شخصیت قالبی: به شخصیت های کلیشه ای گفته میشه که حرکاتشون قابل پیش بینی است.

۲- شخصیت‌های قرار دادی:  کاراکترهایی دارای خلق و خوی قدیمی، معتقد به خرافات، تعصبی... 

۳- شخصیت‌های نوعی:  افرادی خاص با اخلاقی ناب و رفتاری متفاوت...

۴- شخصیت‌های تمثیلی: شخصیت‌هایی که در فیلم یا داستان هایی هستند و ما چون خوشمان میاید از انها بهره میگیریم.

۵- شخصیت‌های نمادین:  شخصیتی که مثبت اندیش است یا هر کسی که قصد دارد درسی دهد.

۶- شخصیت راوی: شخصیتی است که مخاطب داستان را از زاویه دید او تجربه می‌کند، از این رو شخصیت اصلی داستان است.

۷- شخصیت‌ قهرمان: شخصیتی است که کنش داستان را پیش می‌برد و انتظار می‌رود به هدف بالای داستان دست یابد.

۸- شخصیت ضدقهرمان: شخصیتی است که در برابر قهرمان می ایستد.

۹- شخصیت ایستا: شخصیتی است که در روند داستان دچار هیچ تغییر  نمی‌شود.

۱۰- شخصیت پویا: شخصیتی است که در روند داستان دستخوش تغییرات شخصیتی می‌شود.

۱۱- شخصیت متضاد: شخصیتی است که از نظر خصوصیات  در نقطهٔ مقابل قهرمان قرار دارد.

۱۲- شخصیت مکمل: شخصیتی که در داستان هست؛ اما نقش او چندان عمده نیست.

۱۳- شخصیت فرعی: شخصیتی است که نقش کوچکی در داستان دارد.

در رمانتان بر اساس اتفاقاتی که رقم زده بودید دریافتم که شخصیت اصلی شما یا همان کیانا جز شخصیت متضاد و ایستا است چون در رفتار با خسرو و آرتین متفاوت است و اول رمان دچار تغییر شخصیتی نشده و ثابت مانده.
از طرفی هم شخصیت ضد قهرمان یعنی خسرو بود که در مقابل آرتین ایستاده بود.
با اخلاقیات مهم کاراکترها اشنا شدیم اما این اشنایی به اندازه نبود. اخلاقیات و رفتارهای شخصیت ها به جز آرتین و خسرو و کیارش که شبیه به هم بودند بقیه شخصیت متفاوتی داشتند، بهتر است کاراکتر ها همه شبیه به هم نباشند د اینحا این سه تا هر سه مغرور و سرد بودند البته آرتین جز شخصیت های پویا و قالبی بود که در اواخر رمان داشت دستخوش تغییراتی می‌شد و اینکه حرکاتش دیگر قابل پیش بینی بود زیرا در بیاری از رمان ها کاراکتر رئیس در مواقع غیرتی شدن عصبانی می‌شود وبعد باز پشیمان می‌شود. 
کاراکتر ها  به جز آرتین که کمی نسبت به اوایل رمان تغییری کرده بود بقیه ثابت مانده بودند که این خوب نیست البته رمان شما هنوز ادامه دارد.
لحن صحبت کاراکترها متفاوت بود طوری که بدون ذکر نام من می‌توانستم بفهمم کدام دیالوگ متعلق به کدام شخصیت است.

🐞⊰━♡ 9. بررسی صحنه های رمان ♡━⊰

+.صحنه: صحنه از عناصر داستان است که مکان و زمان وقوع داستان را مشخص می‌کند و در شناساندن شخصیت‌ها، حوادث، و فضای داستان به خواننده نقش مهمی را ایفا می‌کند..

و باز هم خوب بودن و نبودن صحنه برمیگردد به همان توصیفات و حس پردازی که به اندازه و جذاب نبود به همین دلیل می‌شود گفت صحنه خوب نبود و جای کار دارد.


+ روایت: یعنی توضیح موضوع و متن رمان است.
چون سیر تند بود نمی‌شود دقیق گفت اما در این مورد خوب عمل کرده بودید و پارت ها را نم نم جلو برده بودید.

🌟10.توصیفات رمان شامل پنج بخش است که در ادامه انها را بررسی می کنیم:

توصیفات مکان:
یعنی توصیف محلی که کاراکتر در ان حضور دارد.
توصیفات مکان ها کم و بیش انجام شده بود، مثلا مکانی که برای مهمانی رفته بودند خوب توصیف شده بود اما بهتر است توصیف خانه آرتین که در آن مستقر بودنند و دائمی بود را انجام دهید اما به جز چند چیز جزئی از خانه بقیه چیز ها را توصیف نکرده بودید. توصیفات خوب بود اما کم بود.
 
توصیفات ظاهر:
یعنی توصیف صورت، قد، وزن و حتی لباس پوشیدن کاراکتر است
توصیفات ظاهری انجام شده بود اما پشت سر هم نوشتن توصیفات کلیشه ای است بهتر است برای جذابیت توصیف ظاهر سانیا و آرتین را بین خطوط پخش کنید.
خب توصیفات اندازه اما کلیشه‌ای بود.

توصیفات حرکات:
 یعنی حرکات دست و پاهای کارکتر و میمیک صورت. 
توصیف حرکات کاراکتر مثل راه رفتن نشستن و... خوب بود. و همچنین میمیک صورت کاراکتر ها هم صحیح بود ولی در پارت های اول کمی کم کاری کرده بودید که اما در پارت های بعد به خوبی پرداخته بودید.

توصیفات زمان:
یعنی توصیف ساعت، هفته، سال، قرن و زمان های روز  مثل غروب، ظهر و... است. 
از توصیفات زمان فقط صبح و شب و.. را گفته بودید بهتر است حتی با تشبیه و توصیف اسمان به مخاطب بفهمانید چه موقعی از روز هست.که خب این بسیار در زیباسازی رمانتان  نقش زیادی دارد.

توصیفات احساسات:
یعنی توصیف حس های درون کاراکتر مانند: خشم، خوشحالی، غم...
در این قسمت بهتر است احساسی مانند « گریه کردم» را کمی شاخ و برگ بدهید. مثلا: « اشک هایم همچون رودی، بر روی گونه های سردم روانه شدند»
شما در رمان کم به این توصیفات پرداخته بودید وقتی سانیا را دزدیدند می‌توانستید احساس ترس را کمی گسترش یا به قولی پیاز داغش را زیاد کنید.
با این حساب توصیفات خوب نبود و جذابیت نداشت.

🎟 11. بهره گیری از ارایه های مهم ادبی.
از هیچ ارایه ای استفاده نشده بود نویشندت عزیز اگز می‌خواهید زمانتان جذاب شود از ارایه ها استفاده کنید.

🎀12.تکرار رمان: یعنی تکرار کلمات و فعل ها در یک جمله یا یک پارت

تکراری در رمانتان مشاهده نشد، خوب می‌شود اگر این نداشتند تکرار را در ادامه هم رعایت کنید.

💢13. غلط املایی:

اصول درست نویسی رعایت شده بود.

چی مشکبی✖️      چه مشکلی✔️  
گبام✖️           بیام✔️
نبستم✖️            نیستم✔️
که البته اشکالات تایپی برای همه ما پیش می اید ولی این موارد در رمانتان زیاد دیده شد بهتر است یکبار دیگر از پارت اول ویرایش کنید.
فقط می و نمی نباید به فعل بچسبند و باید با نیم‌فاصله از فعل جدا کردند همچنین ای و ها و اش...
میرسیدند✖️   می‌رسیدند✔️

قبل دیالوگه باید از " - " استفاده کنید.

14. رعایت فعل و فاعل در متن
جای فعل و فاعل به درستی رعایت شده بود.

📝 15.دیالوگ و منولوگ

+ منولوگ:  یعنی که شخصیت داستان  وصف و درددلی را به تنهایی، خطاب به خود یا بینندگان و شنوندگان، عرضه می‌کند

+ دیالوگ: در حقيقت مکالمه دونفره اي است و ساختار آن را کلام تشکيل مي دهد.
دیالوگ ها در بعضی پارت ها بیشتر از منولوگ بود.
اندازه دیالوگ صحیح بود، نوع نوشتن دیالوگ برای مثلا سانیا با آرتین فرق داشت ان هم از نوع کلماتی که بیان می‌کردند می‌شد فهمید که این کلمات خشک را آرتین استفاده کرده اما بهتر است بیشتر رو یه این موضوع کار کنید چون در پارت های اخر حس کردم داشتند شبیه به هم می‌شدند گفتمان‌شان یعنی هر دو خشک یا هر دو مهربون و شاد و از یک نوع کلمات برای گفتار استفاده می‌کردند.

"کمی مردد بودم: خب اگه... پریا"
دیالوگ ها باید از گفت و گو جدا باشد.
" کمی مردد بودم:
- خب اگه... پریا "✔️

🕊16.رعایت و هدفمند سازی پارت ها:
( هر پارت تو گوشی تقریبا ۶۰ خط ودر سیستم تقریبا ۳۰ خط باید باشد.)
حجم پارت ها صحیح بود اما در بعضی پارت بیشتر از ۶۰ تا می‌شد و این خوب نیست. اما پارت ها هدف خاصی نداشتند و وابسته بودند.

📿⊰17. رعایت شرع و قانون اسلام+ نکات اخلاقی⊰

"داغ کرده بودم"
بهتر است به جای این جمله از حالم دگرگون شده بود استفاده کنید.
همانطور در روابط دو فرد نامحرم محدودیت هایی است که ما حتی در فیلم ها هم می‌بینیم که با اینکه دو نفر به هم محرم هستند اما باز هم از خیلی کار ها سر باز می‌دارند در رمان هم همین گونه هست حالا با شدت کمتر  ممنوعه هایی در رمان شما مشاهده کردم از طرفی وقتی احساسات کاراکتر ها را در آن لحظه توصیف می‌کردید، خب توصیفات کم بود که اگر زیادتر بود مسلما تحریک آمیز بود، شاید برای شما یا خیلی های دیگر این گونه نباشد اما ما نمی‌دانیم مخاطبی که رمان را می‌خواند از نظر کنترل چگونه هست پس باید همه جوانب را در نظر بگیریم و با توجه به هم سنین بنویسیم.
در توصیفات احساست کاراکتر ها در همین حرکات ممنوعه اگر از کلماتی تشبیهی یا ساده استفاده می‌کردید بهتر بود تا کلماتی مثل داغ کردم و...
در سیر رمان هم فحاشی هایی انجام نشده بود.

18. سخن منتقد:   
♡ در پارت های ابتدایی گفته بودید سانیا را برای استعدادش انتخاب کرده اند اما چه استعدادی؟
این که فقط از روی شجاعت او تصمیم بگیرد او مناسب جاسوسی است کمی منطقی نیست  بهتر است او در کاری مثلا هوش ریاضی  یا  مهارت تیر اندازی... بهتر باشد تا موجب انتخاب گردد.
♡ در آن موقعی که خسرو به آرتین سیلی زد بهتر بود بحث را کمی کش میدادید  یعنی این که بعد از حرف آرتین که محترمانه هم بود سیلی بخورد زیاد خوب نیست بهتر است بعد از این کا جوابی از خسرو گرفت  دوباره در جواب حرفی با لحن عصبانی بزند که موجب سیلی خوردنش بشود.

امیدوارم با رعایت این نکات جذابیت رمانتان چند برابر شود. موفق و پیروز باشید.🌸💙

 

  • لایک 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.
 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...