رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

معرفی و نقد رمان خشاب | معصومهE کاربر انجمن نودهشتیا


Masoome
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • کاربر منتخب

نام رمان: خشاب

نام نویسنده: معصومهE

ژانر: عاشقانه_تراژدی_جنایی

هدف: علاقه به نویسندگی

ساعات پارتگذاری: نامعلوم

خلاصه:

خشاب، شروع بازی‌ای است که عُشاق را درونِ خود جای داده. بازی‌ای که بر خلافِ قانونِ منعِ وجودِ عاشق و معشوق، عشقی شعله افکنده در آن پرسه می‌زد. خشابِ خالی‌ای که قدم در آن وادیِ خطرناک نهاده بود و توانِ حصار کشیدن به دورِ خود را نداشت! روایتِ خشاب، قلم از دستان سرنوشت ربوده و تقدیرشان را خودش رقم زده. قلمِ او، سرگذشتِ آنان را به خوشی خواهد نوشت یا محکوم به مجازاتی سنگین از بهرِ عاشقی هستند؟ 

رمان خشاب

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB

عقرب   🤍  خشاب

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 4 هفته بعد...

سلام و درود نویسنده عزیز 

خب رمانتان عابی و زیبا هست 

پر قدرت و پر انرژی ادامه بدید 

قلمتان مانا 

خدا قوت 

@Gh.aꨄ︎

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب
هم اکنون، طهورا گفته است:

سلام و درود نویسنده عزیز 

خب رمانتان عابی و زیبا هست 

پر قدرت و پر انرژی ادامه بدید 

قلمتان مانا 

خدا قوت 

@Gh.aꨄ︎

ممنون عزیزم♡

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB

عقرب   🤍  خشاب

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 3 هفته بعد...

انسجامِ فکری-شخصیتی یک کرکتر "معمولا" بیشتر از خودِ نویسنده‌ست. منشاء مستقل و تکه؛ اما نتایج متفاوتن.  هیچوقت یک نویسنده دنیایی که خلق کرده رو هدایت نمی‌کنه؛ بلکه این شخصیت‌ها هستن که هدایتگر داستانن. این که بخوای خدای مطلق داستان باشی ملموسه؛ اما کاملا امکان‌پذیر نیست.  صراحتا، بعضی از شخصیت‌هات قابل درک نیستن.  

بجای صریح توضیح دادن، از هنرمندی نوشتاریت استفاده کن. واژه‌آرایی و زیبانویسی اصل اساسییه؛ اما قطعا باید پشتِ‌پرده‌ای هم وجود داشته باشه، درست می‌گم؟ منظور به اسکیس اولیه داستان و طرح موضوع نیست؛ اتفاقا از حق نمی‌گذرم و می‌گم که "خشاب" اثریه که دقیقا می‌دونه باید چجوری نوشته بشه! اما عموما توصیفات بی‌جا و اضافی  طی کردن مسیر درست و مستقیم رو سخت می‌کنن. به‌قول یکی از معلم‌هام که می‌گفت "لقمه رو دورِ سرت نپیچون، مستقیم بذارش تو دهنت!" منتهی اون برای حل کردن سوالات ریاضی این جمله رو مطرح می‌کرد؛ اما من دوست دارم  توی نقدم ازش استفاده کنم و بگم که معصومه جان، جملات و کلماتت بیش از حد رو بازی نده، نپیچون! خیلی دقیق و منظم بذارشون سرجاشون. حتما این جمله رو شنیدی که می‌گه "زیبایی تو سادگی خلاصه میشه" دقیقا! چیزی که برای نقد انتهایی رمان بیشتر مورد بحث قرار می‌گیره دقیقا سر این نیست که تو توی پارت پنجمت خوب فصاسازی کردی یا نه -توجه کن که گفتم دقیقا مورد بحث قرار نمیگیره؛ منتهی بررسی میشه‌- کلِ اثر انسجام‌یافته‌ی تو بررسی میشه! وقتی همین پارتِ پنجم‌های کوچیک روی هم جمع بشن، در آخر کار اونجوری که باید از آب در نمیاد. (پاتِ پنجم یک مثلالِ نوعی‌ست)  

توصیفاتِ بیش‌ازحد، به زبانِ بصری و درونی شخصیت لطمه می‌زنن. می‌دونی، اگه بخوام کمی رک‌تر صحبت کنم، احساس می‌کردم کلِ شخصیت‌هات روی دایره‌ای از توصیفاتِ بیهوده تکامل پیدا می‌کردن و تعریف می‌شدن. و  خب خودت بهتر می‌دونی؛ وقتی یک آجر درست چیده نشه باعثِ خرابیه کّلِ دیوار میشه.  مثلا:

یک: احساسات طلوع به‌عنوان دختری که دنبال کارای بیمارستان پدرشه و دنبال قلب پیوندی می‌گرده ملموس توصیف نشده بود‌.   تا جایی که خوندم، القا کننده‌ی یه شخصیت ایستاتیک بود، نه پویا. (نظر به اینکه توصیفات خیلی زیاد بودن این حرفم می‌تونه متغیر باشه) در حالی که گاهی یکهو با کوهی از توضیحات راجب احساسات طلوع روبه‌رو می‌شدیم. مخلص کلام اینکه فرمی که باید شخصیت رو از ایستایی در میاورد و به چیزی که توی ذهنت بود می‌رسوند، رعایت نشده بود.

نکته: نقد تا پارت ده انجام شده، نه بیشتر.

 

در آخر که خسته نباشی صورتی جان^-^

رمانت در کل قشنگه و نکاتی که ذکر شد تنها و تنها برای کمک کردن بود و آی هوپ که کمکی کرده باوشم*-*

 

فعلا،

گود گود.

 

 

ویرایش شده توسط نوازش
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب
6 دقیقه قبل، نوازش گفته است:

انسجامِ فکری-شخصیتی یک کرکتر "معمولا" بیشتر از خودِ نویسنده‌ست. منشاء مستقل و تکه؛ اما نتایج متفاوتن.  هیچوقت یک نویسنده دنیایی که خلق کرده رو هدایت نمی‌کنه؛ بلکه این شخصیت‌ها هستن که هدایتگر داستانن. این که بخوای خدای مطلق داستان باشی ملموسه؛ اما کاملا امکان‌پذیر نیست.  صراحتا، بعضی از شخصیت‌هات قابل درک نیستن.  

بجای صریح توضیح دادن، از هنرمندی نوشتاریت استفاده کن. واژه‌آرایی و زیبانویسی اصل اساسییه؛ اما قطعا باید پشتِ‌پرده‌ای هم وجود داشته باشه، درست می‌گم؟ منظور به اسکیس اولیه داستان و طرح موضوع نیست؛ اتفاقا از حق نمی‌گذرم و می‌گم که "خشاب" اثریه که دقیقا می‌دونه باید چجوری نوشته بشه! اما عموما توصیفات بی‌جا و اضافی  طی کردن مسیر درست و مستقیم رو سخت می‌کنن. به‌قول یکی از معلم‌هام که می‌گفت "لقمه رو دورِ سرت نپیچون، مستقیم بذارش تو دهنت!" منتهی اون برای حل کردن سوالات ریاضی این جمله رو مطرح می‌کرد؛ اما من دوست دارم  توی نقدم ازش استفاده کنم و بگم که معصومه جان، جملات و کلماتت بیش از حد رو بازی نده، نپیچون! خیلی دقیق و منظم بذارشون سرجاشون. حتما این جمله رو شنیدی که می‌گه "زیبایی تو سادگی خلاصه میشه" دقیقا! چیزی که برای نقد انتهایی رمان بیشتر مورد بحث قرار می‌گیره دقیقا سر این نیست که تو توی پارت پنجمت خوب فصاسازی کردی یا نه -توجه کن که گفتم دقیقا مورد بحث قرار نمیگیره؛ منتهی بررسی میشه‌- کلِ اثر انسجام‌یافته‌ی تو بررسی میشه! وقتی همین پارتِ پنجم‌های کوچیک روی هم جمع بشن، در آخر کار اونجوری که باید از آب در نمیاد. (پاتِ پنجم یک مثلالِ نوعی‌ست)  

توصیفاتِ بیش‌ازحد، به زبانِ بصری و درونی شخصیت لطمه می‌زنن. می‌دونی، اگه بخوام کمی رک‌تر صحبت کنم، احساس می‌کردم کلِ شخصیت‌هات روی دایره‌ای از توصیفاتِ بیهوده تکامل پیدا می‌کردن و تعریف می‌شدن. و  خب خودت بهتر می‌دونی؛ وقتی یک آجر درست چیده نشه باعثِ خرابیه کّلِ دیوار میشه.  مثلا:

یک: احساسات طلوع به‌عنوان دختری که دنبال کارای بیمارستان پدرشه و دنبال قلب پیوندی می‌گرده ملموس توصیف نشده بود‌.   تا جایی که خوندم، القا کننده‌ی یه شخصیت ایستاتیک بود، نه پویا. (نظر به اینکه توصیفات خیلی زیاد بودن این حرفم می‌تونه متغیر باشه) در حالی که گاهی یکهو با کوهی از توضیحات راجب احساسات طلوع روبه‌رو می‌شدیم. مخلص کلام اینکه فرمی که باید شخصیت رو از ایستایی در میاورد و به چیزی که توی ذهنت بود می‌رسوند، رعایت نشده بود.

نکته: نقد تا پارت ده انجام شده، نه بیشتر.

 

در آخر که خسته نباشی صورتی جان^-^

رمانت در کل قشنگه و نکاتی که ذکر شد تنها و تنها برای کمک کردن بود و آی هوپ که کمکی کرده باوشم*-*

 

فعلا،

گود گود.

 

 

های قشنگِ خوشرنگ^^

و منی ک نقدت و دیدم و ذوق زده شدم*-*

هوووم قبول دارم؛ کاملا درسته! بعضا سعی کردم تو پارتای بعدی بهتر بشه و میدونی کلا ی مشکلی ک من خیلییی زیاد باهاش دست و پنجه نرم میکنم نداشتنِ تعادله! ی وقتایی مونولوگ و زیاد میکنم و ی وقتایی دیالوگ، ی افراط عجیبی دارم دقیقا و باید روش کار کنم...

در آخر مرسی از نظرِ قشنگت و حتمااا درستش میکنم^^

ماچ رو گونه ات♡

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB

عقرب   🤍  خشاب

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهربانم قلمتون رو دوست داشتم  . امیدوارم تا انتها همینطور جذاب و زیبا پیش برید  فقط مهربانم خیلی  بعضی جاها  زیادی  توصیف کردید اگه سعی کنید کمی کمتر باشه داستان به روند بی حوصله و خسته کننده نمیره.  یه کم از توصیفاتتون کم کنید بهتر و جذاب تر میشود ببخشید من نظرم را دادم مهربانم  موفق باشید گلم در کل خوشم اومدددددد👌

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب
8 دقیقه قبل، somayeh.59 گفته است:

مهربانم قلمتون رو دوست داشتم  . امیدوارم تا انتها همینطور جذاب و زیبا پیش برید  فقط مهربانم خیلی  بعضی جاها  زیادی  توصیف کردید اگه سعی کنید کمی کمتر باشه داستان به روند بی حوصله و خسته کننده نمیره.  یه کم از توصیفاتتون کم کنید بهتر و جذاب تر میشود ببخشید من نظرم را دادم مهربانم  موفق باشید گلم در کل خوشم اومدددددد👌

سلام قشنگم مرسی از نظرت جیگر حتما حلش میکنم خوشحالم دوسش داشتی^^:)♡

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB

عقرب   🤍  خشاب

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

6 دقیقه قبل، Masoome گفته است:

سلام قشنگم مرسی از نظرت جیگر حتما حلش میکنم خوشحالم دوسش داشتی^^:)♡

عزیزم منو تگ کن تا  پارت گزاری کردم حتما بیام بخونم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب
4 دقیقه قبل، somayeh.59 گفته است:

عزیزم منو تگ کن تا  پارت گزاری کردم حتما بیام بخونم

باعث افتخاره عزیزم، حتما^^

 

2 دقیقه قبل، somayeh.59 گفته است:

خوشحال میشم که داستان من را هم شما بخونید و نظرتون را بدون  رو دروایسی بهم بگید  عزیزم

 

 

تو اولین فرصت ب روی چشم^^

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB

عقرب   🤍  خشاب

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 دقیقه قبل، Masoome گفته است:

باعث افتخاره عزیزم، حتما^^

 

تو اولین فرصت ب روی چشم^^

ممنونم خدا چشمتون را نگهداره مهربانم 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...