• تشکر 1
  • هاها 2
رفتن به مطلب

رمان فایتر | اوپاکاروفیل کاربر انجمن نودهشتیا


رادیکال
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

♧بسم خالق مشت‌های آهنین♧

 

نام رمان:   فایتر

نویسنده:   اوپاکاروفیل (زینب صادقی نژاد)

ژانر: تراژدی، معمایی

هدف: خلق اثری غنی شده از زندگی یک رزمی‌کار!

پارت‌گذاری: نامعلوم

 

خلاصه:

دردهای قلبش را در انگشتان مشت شده‌اش  ریخته و بر کیسه‌ی بکس فرود می‌آورد.

سوزش دستانش هم جلودارش نیست ک مشت‌ها یکی پس از دیگری فرود می‌آید .

آری او عاشق است و معشوقش آن مشت‌های سهمگین!

نابود می‌کند برای گام آخر!

 

توجه: تمامی اتفاقات ذکر شده در  رمان، زندگی نویسنده و ماجرای رخ داده برای اوست.

 

صفحه معرفی و نقد رمان فایتر

ماهی جنگجوی سیامی :  قلمرو برای این گونه از ماهی بسیار حائز اهمیت است و قرار دادن دو ماهی  در کنار یکدیگر، به درگیری و مرگ یکی از آن‌ها می‌انجامد به این دلیل به آن   فایتر  نیز می‌گویند.

 

ناظر: @Hasti.m

ویرایش شده توسط اوپاکاروفیل
  • لایک 6
  • غمگین 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر کل ✯

0.jpg

سلام خدمت شما نويسنده ي گرامی، ضمن سپاس از انتخاب شما، ورودتان را خیر مقدم می‌گوییم

چنان‌ چه علاقه ای مبنی بر آشنایی بیشتر با قواعد رمان نویسی دارید؛ به این تالار مراجعه کنید:👇
https://forum.98ia2.ir/forum/17-آموزش-نویسندگی/

انجمن نودهشتیا در صدد بر آمده که رمان شما بی هیچ عیب و نقصی اصلاح گردد پس یک ویراستار همراه و یک راهنمای اولیه، برای شما در نظر گرفته ایم.

@مدیر راهنما

@مدیر منتقد

@مدیر ویراستار

به نکات زیر توجه کنید:👇
1. از نوشتن کلمات ممنوعه و هرگونه متن که موجب نقض اسلام شود، به شدت خوداری کنید.
2. قبل از ارسال پارت خود، یک دور مطالعه کنید و اشکالات نگارشی و املایی را رفع کنید.
3. از پرداختن به موضوع های کلیشه ای تا جایی که ممکن است دوری کنید.
4. پس از ارسال هر پارت، جهت ویرایش، به ویراستار خود اطلاع دهید.
5. اگر در بخشی از رمان نیاز مند کمک هستید، در تالار اتاق فکر نویسندگان تاپیک زده تا مدیران به هم اندیشی شما رسیدگی کنند.


درخشیدن و موفقیت را برای شما آرزومندیم. رضایت شما نویسنده ی فهیم موجب افتخار ماست.
اکنون رمان شما مورد تایید ما گردیده و قادر به پارت گذاری هستید.
🌹قلمتون مانا، یا علی.🌹
"تیم خوبه نودهشتیا"

  • لایک 3
  • تشکر 1

comp_1_2_(1)_7hr0.gif

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مقدمه:

دنیای اوست، مشتی آهنین و هزاران غم!

خوی وحشی و دردهای آهنگین قلبش، پنهان شده بر‌ سنگر خنده‌های بی‌دلیلش!

دنیای یک مبارز مانند افکار مردمان نیست، درد او را به ورزش کشانده و از او فایتری بی‌باک ساختست.

حال باید دنیا تلاش می‌طلبد، برای برد در آن مسابقه طلایی!

ویرایش شده توسط رادیکال
  • لایک 5
  • غمگین 2
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.
 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...