رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

معرفی و نقد داستان کوتاه هشدار بهتر است خوانده نشود | فاطمه یوسفی کاربر انجمن نودهشتیا


Fatemehusefi
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

موضوع: داستان کوتاه هشدار بهتر است خوانده نشود | فاطمه یوسفی کاربر انجمن نودهشتیا

نویسنده: فاطمه یوسفی

هدف: نوشتن

ساعات پارت گذاری: نامعلوم

 

خلاصه:

  «همه عالم در توست.

چون خود را دانستی، همه را دانستی.»

و تو چه می دانی از آنچه که در عالم می گذرد!

 

مقدمه:

نور را می بینم

مشهود و نا مشهود 

نور حقیقت!

دست یافتنی است 

اما

تقلا در این باتلاق تاریکی همه چیز را جور دیگری رقم می زند

و این است پارادوکس زندگی.

 

#پارت اول#

یادداشت شب یازدهم

 " یادداشت های ارزشمند ده شب قبل خود را در تیمارستان گم کرده ام، معلوم نیست چه بلایی بر سر شان امده است، احتمالا یکی از آن بیماران مجنون آن ها را تبدیل به قایق کرده و در استخر بزرگ حیاط انداخته است تا به کمک شان فرار کند. شاید هم دوستانش را در ازای گرفتن مبلغ پولی به عنوان کرایه، سوار آن کشتی های پر افتخار کرده و تجارت هنگفتی را بر هم زده. نمی دانم، هر چیزی از آن روانی های قدرتمند بر می آید.

 حداقل الان در خانه ی خودم هستم و پس از هفته ها کار شبانه روزی و مداوای مجانین، یک درس بزرگ گرفته ام. آن هم اینکه دیگر هرگز نوشته هایم را روی کاغذ ننویسم! حالا بگذارید برگردم سر یادداشت هایم، از بهشت می گفتم!

  انسان باید از هفت مرحله بگذرد تا به تقرب خدا یا همان بهشت حقیقی برسد ( انسان کامل )، بهشت و جهنم تحقق خود عمل انسان است، پس هر انسان با توجه به اعمالی که داشته، سخت یا آسان از این مراحل می گذرد.

 در زندگی اخروی که همان کامل ترین مرحله انسانیت است، زندگی به طور روحانی جریان دارد. در نتیجه نیاز هایی مانند آب، غذا، خواب ( در بهشت، روز و شب یا هر عنصر مادی و دنیوی دیگری وجود ندارد ) و هر نیازی که به بعد جسمانی مربوط است، یافت نمی شود.

 بهشت، یک جا و مکان خاص با ویژگی ها و نعمت های دنیوی نیست ( حواریون، چشمه های نوشیدنی، اغراق های باورنکردنی و دیگر وعده هایی که به بهشت نسبت داده شده، احتمالا تحریفات وارده به کتاب های مقدس برای هدایت و کنترل جاهلان در قرن های پیشین بوده است )، بلکه آخرین مرحله ی تکامل است.

 می خواهم این وسط پرانتزی مبهم و دور از منطق باز کنم، به هر حال انسان است دیگر، دوست دارد در هر چیزی کنکاش کند. تنها در یک صورت می توان بهشت را همانطور که با زبان سطحی دنیوی توصیف شده، یعنی به صورت سرزمینی با ویژگی های فوق العاده ی مادی تصور کرد. آن هم این است که همه چیز را وارونه ببینیم. یعنی برای لحظه ای این گونه بیاندیشید که دانشمندان در سال های آینده موفق به ایجاد سیاهچاله های زمان یا به عبارتی، دروازه های فیزیکی شکستن الگوریتم زمان می شوند. با توجه به سیاست ها و تصمیم های برنامه ریزی شده توسط رهبران و زمامداران آن زمان، اینطور بنا می شود، که تیمی را به گذشته های دور، یعنی چیزی در حدود هزاران سال قبل از زمان زیستن ما بفرستند.

 

 

لینک داستان:

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 1 ماه بعد...
  • طراح گرافیک
در ۱۴۰۰/۸/۹ در 09:51، Fatemehusefi گفته است:

موضوع: داستان کوتاه هشدار بهتر است خوانده نشود | فاطمه یوسفی کاربر انجمن نودهشتیا

نویسنده: فاطمه یوسفی

هدف: نوشتن

ساعات پارت گذاری: نامعلوم

 

خلاصه:

  «همه عالم در توست.

چون خود را دانستی، همه را دانستی.»

و تو چه می دانی از آنچه که در عالم می گذرد!

 

مقدمه:

نور را می بینم

مشهود و نا مشهود 

نور حقیقت!

دست یافتنی است 

اما

تقلا در این باتلاق تاریکی همه چیز را جور دیگری رقم می زند

و این است پارادوکس زندگی.

 

#پارت اول#

یادداشت شب یازدهم

 " یادداشت های ارزشمند ده شب قبل خود را در تیمارستان گم کرده ام، معلوم نیست چه بلایی بر سر شان امده است، احتمالا یکی از آن بیماران مجنون آن ها را تبدیل به قایق کرده و در استخر بزرگ حیاط انداخته است تا به کمک شان فرار کند. شاید هم دوستانش را در ازای گرفتن مبلغ پولی به عنوان کرایه، سوار آن کشتی های پر افتخار کرده و تجارت هنگفتی را بر هم زده. نمی دانم، هر چیزی از آن روانی های قدرتمند بر می آید.

 حداقل الان در خانه ی خودم هستم و پس از هفته ها کار شبانه روزی و مداوای مجانین، یک درس بزرگ گرفته ام. آن هم اینکه دیگر هرگز نوشته هایم را روی کاغذ ننویسم! حالا بگذارید برگردم سر یادداشت هایم، از بهشت می گفتم!

  انسان باید از هفت مرحله بگذرد تا به تقرب خدا یا همان بهشت حقیقی برسد ( انسان کامل )، بهشت و جهنم تحقق خود عمل انسان است، پس هر انسان با توجه به اعمالی که داشته، سخت یا آسان از این مراحل می گذرد.

 در زندگی اخروی که همان کامل ترین مرحله انسانیت است، زندگی به طور روحانی جریان دارد. در نتیجه نیاز هایی مانند آب، غذا، خواب ( در بهشت، روز و شب یا هر عنصر مادی و دنیوی دیگری وجود ندارد ) و هر نیازی که به بعد جسمانی مربوط است، یافت نمی شود.

 بهشت، یک جا و مکان خاص با ویژگی ها و نعمت های دنیوی نیست ( حواریون، چشمه های نوشیدنی، اغراق های باورنکردنی و دیگر وعده هایی که به بهشت نسبت داده شده، احتمالا تحریفات وارده به کتاب های مقدس برای هدایت و کنترل جاهلان در قرن های پیشین بوده است )، بلکه آخرین مرحله ی تکامل است.

 می خواهم این وسط پرانتزی مبهم و دور از منطق باز کنم، به هر حال انسان است دیگر، دوست دارد در هر چیزی کنکاش کند. تنها در یک صورت می توان بهشت را همانطور که با زبان سطحی دنیوی توصیف شده، یعنی به صورت سرزمینی با ویژگی های فوق العاده ی مادی تصور کرد. آن هم این است که همه چیز را وارونه ببینیم. یعنی برای لحظه ای این گونه بیاندیشید که دانشمندان در سال های آینده موفق به ایجاد سیاهچاله های زمان یا به عبارتی، دروازه های فیزیکی شکستن الگوریتم زمان می شوند. با توجه به سیاست ها و تصمیم های برنامه ریزی شده توسط رهبران و زمامداران آن زمان، اینطور بنا می شود، که تیمی را به گذشته های دور، یعنی چیزی در حدود هزاران سال قبل از زمان زیستن ما بفرستند.

 

 

لینک داستان:

 

 

 

 

عزیزم این برای اسم داستان خوب نیست، بهتره تغییر بدی.

1643830351710_ni8k.jpg

رمان کابوس افعی _ تخیلی

 

رمان ها:

دیگه نیستم _ تقدیرخونین _ عصیانگرقرن _ پس از تردید(چاپ شده) _ کابوس افعی

داستان ها:

زیرتخت _ ماژور _ شیشه شکسته _ آخرین لحظه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...