رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

درخواست نقد اولیه رمان کابوس افعی | سادات.82 کاربر انجمن نودهشتیا


سادات.۸۲
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • طراح گرافیک

@مدیر منتقد گلم از اونجایی که رمان قراره طولانی باشه، فعلا از پارت 1 تا 40 فقط نقد بشه، من پس از رسیدن به پارت 80 باز درخواست میدم و اون وقت از پارت 40 تا 80 نقد بشه که هم نتقد سختش نباشه هم حرفه ای تر کار پیش بره و به همین منوال تا اتمام رمان.

 

  • تشکر 1

1643830351710_ni8k.jpg

رمان کابوس افعی _ تخیلی

 

رمان ها:

دیگه نیستم _ تقدیرخونین _ عصیانگرقرن _ پس از تردید(چاپ شده) _ کابوس افعی

داستان ها:

زیرتخت _ ماژور _ شیشه شکسته _ آخرین لحظه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

با سلام.

منتقد شما @..Pegah.. می‌باشد.

تاپیک رمان تا پایان نقد قفل خواهد بود.

ممنون از همکاری شما.

@سادات.۸۲

لطفا تاپیک رمان قفل بشه. @مدیر منتقد

  • لایک 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • طراح گرافیک
4 دقیقه قبل، همکار منتقد گفته است:

با سلام.

منتقد شما @..Pegah.. می‌باشد.

تاپیک رمان تا پایان نقد قفل خواهد بود.

ممنون از همکاری شما.

@سادات.۸۲

لطفا تاپیک رمان قفل بشه. @مدیر منتقد

نه قفل نکنید، همونطور که گفتم فقط تا پارت 40 منتقد نقد کنه.

روند پارت گذاری بهم می خوره و نیمی از خواننده ها که مهمان هستند رمان رو رها می کنن

1643830351710_ni8k.jpg

رمان کابوس افعی _ تخیلی

 

رمان ها:

دیگه نیستم _ تقدیرخونین _ عصیانگرقرن _ پس از تردید(چاپ شده) _ کابوس افعی

داستان ها:

زیرتخت _ ماژور _ شیشه شکسته _ آخرین لحظه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...
  • طراح گرافیک
در ۱۴۰۰/۸/۱۳ در 14:20، ..Pegah.. گفته است:

تاریخ تگ: 1400/8/13

تاریخ تحویل: 1400/8/23

@همکار منتقد  @مدیر منتقد

@سادات.۸۲

گلم؟

  • غمگین 1

1643830351710_ni8k.jpg

رمان کابوس افعی _ تخیلی

 

رمان ها:

دیگه نیستم _ تقدیرخونین _ عصیانگرقرن _ پس از تردید(چاپ شده) _ کابوس افعی

داستان ها:

زیرتخت _ ماژور _ شیشه شکسته _ آخرین لحظه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۲۳ ساعت قبل، سادات.۸۲ گفته است:

گلم؟

با سلام نویسنده عزیز خسته نباشید.

بنده واقعا عذرمیخوام اما متاسفانه نتونستم با منتقدتون  ارتباط برقرار کنم برای همین منتقدتون رو عوض می‌کنم .

جیگرم نقد این رمان با شما: @دخترخورشید

لطفا 45 پارت از رمان ایشون رو مطالعه کن و همچنین زودترین تاریخی که می‌تونی نقد رو تحویل بدی رو به نویسنده عزیز در همین تاپیک اطلاع بده.

خسته نباشید🌹

  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • طراح گرافیک
37 دقیقه قبل، همکار منتقد گفته است:

با سلام نویسنده عزیز خسته نباشید.

بنده واقعا عذرمیخوام اما متاسفانه نتونستم با منتقدتون  ارتباط برقرار کنم برای همین منتقدتون رو عوض می‌کنم .

جیگرم نقد این رمان با شما: @دخترخورشید

لطفا 45 پارت از رمان ایشون رو مطالعه کن و همچنین زودترین تاریخی که می‌تونی نقد رو تحویل بدی رو به نویسنده عزیز در همین تاپیک اطلاع بده.

خسته نباشید🌹

بعد از ده روز الان باید ده روز دیگه هم منتظر بمونم؟ این چه وضعیه واقعا؟

اگر من خودم پیگیری نکرده  بودم بعد دو روز گذشتن از تاریخ اصلی که شما اصلا چک می کردی؟

ویرایش شده توسط سادات.۸۲
  • تشکر 1

1643830351710_ni8k.jpg

رمان کابوس افعی _ تخیلی

 

رمان ها:

دیگه نیستم _ تقدیرخونین _ عصیانگرقرن _ پس از تردید(چاپ شده) _ کابوس افعی

داستان ها:

زیرتخت _ ماژور _ شیشه شکسته _ آخرین لحظه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱ ساعت قبل، سادات.۸۲ گفته است:

بعد از ده روز الان باید ده روز دیگه هم منتظر بمونم؟ این چه وضعیه واقعا؟

اگر من خودم پیگیری نکرده  بودم بعد دو روز گذشتن از تاریخ اصلی که شما اصلا چک می کردی؟

نویسنده عزیز لطفا شرایط رو درک کنید خیلی منتقدان ما درگیر  درس‌های خودشون هستن پس در  چنین مواردی تیم از شما همکاری لازم رو می‌طلبه.

 بنده بعد  از  اینکه 23 ساعت از زمان تحویل نقدتون گذشت، جواب شمارو دادم و منتقدتون رو عوض کردم پس از این بابت نگران نباشید.

همچنین چرا چک نکنم؟ وظیفه من نظارت روی تیم و این موارد هست پس حتی اگرم شما پیگیری نمی‌کردین بنده به شما اطلاع می‌دادم.

پیشاپیش از همکاری و صبوریتون مچکرم و بابت این تاخیر پوزش می‌خوام🌹

ویرایش شده توسط همکار منتقد
  • لایک 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • طراح گرافیک
10 دقیقه قبل، همکار منتقد گفته است:

نویسنده عزیز لطفا شرایط رو درک کنید خیلی منتقدان ما درگیر  درس‌های خودشون هستن پس در  چنین مواردی تیم از شما همکاری لازم رو می‌طلبه.

 بنده بعد  از  اینکه 23 ساعت از زمان تحویل نقدتون گذشت، جواب شمارو دادم و منتقدتون رو عوض کردم پس از این بابت نگران نباشید.

همچنین چرا چک نکنم؟ وظیفه من نظارت روی تیم و این موارد هست پس حتی اگرم شما پیگیری نمی‌کردین بنده به شما اطلاع می‌دادم.

پیشاپیش از همکاری و صبوریتون مچکرم و بابت این تاخیر پوزش می‌خوام🌹

گلم منم متوجه ام بقیه کار دارن اما ماهم کار داریم تمام وقت داریم می نویسیم بعد برای یه نقد ده روزه منتقد جواب نمیده اصلا!

والا منم که قبلا مقام داشتم تموم تلاشم رو می کردم تا مسئولیتی که بهم دادن رو به وقتش تموم کنم...

بله شما درست میگی اما بعد از اتمام زمان اصلی چک نکرده بودید

  • لایک 1

1643830351710_ni8k.jpg

رمان کابوس افعی _ تخیلی

 

رمان ها:

دیگه نیستم _ تقدیرخونین _ عصیانگرقرن _ پس از تردید(چاپ شده) _ کابوس افعی

داستان ها:

زیرتخت _ ماژور _ شیشه شکسته _ آخرین لحظه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۲ دقیقه قبل، سادات.۸۲ گفته است:

گلم منم متوجه ام بقیه کار دارن اما ماهم کار داریم تمام وقت داریم می نویسیم بعد برای یه نقد ده روزه منتقد جواب نمیده اصلا!

والا منم که قبلا مقام داشتم تموم تلاشم رو می کردم تا مسئولیتی که بهم دادن رو به وقتش تموم کنم...

بله شما درست میگی اما بعد از اتمام زمان اصلی چک نکرده بودید

بله همه که شما نیستن🌹

متاسفانه بنده از دیروز تاحلا نتونستم انجمن رو چک کنم و امشب وقت کردم بیام. 

می‌تونید در رابطه با نقدتون با منتقد فعلیتون در ارتباط باشید تا تاپیک نقدتون شلوغ نشه🌹

  • لایک 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • طراح گرافیک
6 دقیقه قبل، همکار منتقد گفته است:

بله همه که شما نیستن🌹

متاسفانه بنده از دیروز تاحلا نتونستم انجمن رو چک کنم و امشب وقت کردم بیام. 

می‌تونید در رابطه با نقدتون با منتقد فعلیتون در ارتباط باشید تا تاپیک نقدتون شلوغ نشه🌹

اهان مشکل داشتین، اشکال نداره...

نه امیدوارم فقط این یکی باز مثل قبلی نشه...

  • لایک 2
  • تشکر 1

1643830351710_ni8k.jpg

رمان کابوس افعی _ تخیلی

 

رمان ها:

دیگه نیستم _ تقدیرخونین _ عصیانگرقرن _ پس از تردید(چاپ شده) _ کابوس افعی

داستان ها:

زیرتخت _ ماژور _ شیشه شکسته _ آخرین لحظه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • طراح گرافیک

@دخترخورشید گلم کار به کجا رسید؟ @همکار منتقد

  • لایک 2
  • تشکر 1

1643830351710_ni8k.jpg

رمان کابوس افعی _ تخیلی

 

رمان ها:

دیگه نیستم _ تقدیرخونین _ عصیانگرقرن _ پس از تردید(چاپ شده) _ کابوس افعی

داستان ها:

زیرتخت _ ماژور _ شیشه شکسته _ آخرین لحظه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

بًٍسًٍمً ٍاًٍلًٍلًٍهً ٍاًٍلًٍرًٍحًٍمًٍنً ٍاًٍلًٍرًٍحًٍیًٍمً
♡نقد اولیه رمان: کابوس افعی♡
♥★ اِّسِّمِّ ★♥
زمانی ما قصد خوندن یک کتاب، رمان، داستان و... رو داریم، در نگاه اول این اسم است که به چشم می‌خورد پس اسم نقش بسزایی دارد.
🌼 جانان اندازه یک اسم می‌تونه از ۱ الی ۴ بخش باشه برای شما اندازه اسمتون مناسب هست. خب ما رمان‌های زیادی داریم که از کلمه کابوس استفاده کردن مثل: کابوس رویاهام، کابوس یک روزه و کابوس تاریک و... اما عنوان شما جدید و جذاب و بامفهوم هست یعنی اگر کسی اسم رمان شمارو ببینه فکر نمی‌کنه قبلا همچین اسمی وجود داشته و یا همچین رمانی رو خونده. حسی که من از اسم گرفتم کابوس دیدن یک افعی و یا دیدن کابوسی که دارای افعی هست! که این حس معمایی و یا تخیلی رو به ادم انتقال می‌کنه، پس با ژانر شماهم هم‌خوانی داره.عنوان شما در مرحله نقد اولیه بامحتوا هم‌خوانی خاصی دیده نشد.🌼
♡♡♡♡
♥★ ژِّاِّنِّرِّ ★♥
ژانر‌های صحیح عبارت‌اند از: عاشقانه، تراژدی، طنز، اجتماعی، جنایی، پلیسی، معمایی، تخیلی، ترسناک، تاریخی، مذهبی و...
🌼 ژانرهای شما با محتوای رمان کاملا همخوانی داشتن. ترتیب شون درست بود مثلا ایده شما که تخیلی، فانتزی بود با ژانر شما مرتبطی بود و یا بعدش که از ژانر عاشقانه استفاده کرده بودین ما شاهد عشق بین ملکه و پادشاه بودیم که ترتیب اتفاقات با ترتیب ژانرها یکی بودن. ژانرها صحیح بودن. اما گلم من پیشنهاد می‌کنم که از ژانر تراژدی‌هم استفاده کنین چون لحظات غمگین داخل رمان زیاد بود. 🌼
♡♡♡♡
♥★ خلِّاِّصِّهِّ ★♥
  نویسنده با بیش ترین توانش در عین کم ترین تعداد کلمات قلم در دست میگیرد و اولین ارتباط اصلی‌اش را با خواننده اغاز می کند.
🌼  اندازه خلاصه از ۵ الی ۱۰ خط می‌تونه باشه برای شما اندازه مناسبی داشت. محتوای خلاصه به دور از کلیشه بود. خلاصه از نظر قلم و کیفیت کلمات جذاب بود اما انقدری گنگ و ابهام نبود که خواننده رو حتما به سمت رمان بکشونه مثلا شما می‌تونستین کمی بیشتر هم از فضای تخیلیه رمان بنویسین تو خلاصه که جذابیت رمان رو برسونه برای مخاطب. میزان اطلاعات از رمان خوب و جذاب بود.🌼
♡♡♡♡
♥★ مِّقِّدِّمِّهِّ ★♥
مقدمه‌ی یک رمان حکم سرآغاز را دارد، شروعی که بعد از آن مستقیم وارد رمان می‌شویم.
🌼   مقدمه اندازه خوبی داشت و این خیلی خوب بود که به قلم خودتون بود مقدمه. انقدری جذاب بود که مخاطب رو  بیشتر به سمت رمان بکشونه.🌼
♡♡♡♡
♥★ آغِّاِّزِّ رِّمِّاِّنِّ ★♥
 زمانی که خواننده شروع می‌کند به خواندن رمان، به این معناست که چهار خوان رستم را گذرانده! پس کافی است تا با یک اشتباه کوچک در انتخاب محتوا و آغاز، نویسنده کل تلاش هایش را هیچ کند. 
🌼 شروع رمان کلیشه نبود و جذب مخاطب هم داشت. مثلا در شروع رمان شما اول فضا سازی کرده بودین و بعد به سراغ شخصیت‌ها رفته بودین و این جذابیت رو به شروع اضافه کرده بود. ولی باید در نظر گرفت که اتفاقات رمان روی شروع و جذابیتش تاثیر داره که شماهم به خوبی اتفاقات رو شروع کرده بودی و پیش برده بودی🌼
♡♡♡♡
♥️سیررمان♥️
سیر رمان به سه دسته تند،کند و متعادل تقسیم میشه.
💫سیررمان متعادل بود عزیزم.💫
●▬๑۩عناصر های مهم رمان۩๑▬●
♥️✿¸.پیرنگ.¸✿♥️
🌼 رمان پیرنگ خوب و محکمی داشت و اتفاقات هرکدوم بادلیل خودشون پیش می‌رفتن. دلیل هر اتفاقی مشخص بود و جایی لنگ نمی‌زد.
🌸گره افکنی🌸
 هر گره‌ای که داخل رمان  بود با سیر رمان باز می‌شدن.برای مثال گره‌ای بود که چه اتفاقی قراره تو روز تولد هایدرا بی‌افته که بعد متوجه میشیم دلیلش چی هست. که خب بهتره شما هر گره ای که ایجاد می‌کنی همینطور با سیر رمان آروم آروم بازش کنین تا جذابیتش با خواننده بیشتر بشه. 🌼

                     ------------------------
♥️✿¸.زاویه دید.¸✿♥️
زاویه دید به سه دسته تقسیم میشه
اول شخص
دوم شخص
سوم شخص
🌼 زاویه دید سوم شخص بود ولی این‌که شما اون سوم شخص رو شخصی حاضر در جمع نشون داده بودین ولی مشخص نبود که دقیقا راوی چا کسی هست به نظرم اشتباهه! مثلا برای متوجه شدن اتفاقات   یک بار جایی به جای دیگه ای می‌رفت  و دفه بعد بدون حضور اتفاقات رو بازگو می‌کرد و این‌که اگر شخصی بود داخل جمع خب چه کسی بود و چه طور از احساسات درونی افراد باخبر می‌شد؟ ببینین سوم شخص روالش به این گونه هست که داخل جمع و میان حضار قرار نمی‌گیره وزاویه دید سوم شخص هستش. و از احساسات خودش صحبت نمیشه مثلا گفته بود که دلم برای فلان شخصیت سوخت. خب من چند مثال می‌زنم بیشتر متوجه بشین.
به هایدرا نگاه کردم، رایکا کنار اش نشسته بود و او را با محبت در آغوش گرفته بود. حق نگذریم، ملکه چقدر برایش سخت بود در آن شرایط خونسردی خود اش را حفظ کند تا مبدا کاری ناشایسته در جلوی خاندان بریل انجام بدهد! اگر نمی‌توانست خود را کنترل کند، به حتم تا چندین ماه مورد تمسخر این خاندان بی عقل قرار می‌گرفت.
به راستی که اشراف‌زادگان تماما این گونه هستند؟ غد و بد اخلاق، با افکاری متوهم! چقدر باعث تاسف است که به همچون اژدهایانی باید احترام گذاشت و نام نیکو رویشان نهاد.
خسته نگاهم را از هایدرا و رایکا گرفته، سپس به ملکه نگاه کردم، او نیز غمگین در پشت آن درب های بسته طلایی اتاق‌اش، نشسته بود و گریه می‌کرد، هرچند بر خلاف هایدرا او صدای گریه هایش را تنها خود می‌شنید و خودم.

آرام از جایم بلند شده و به طرف کاخ آرگا برگشتم، باید می‌فهمیدم اوضاع از چه قرار بود، آن سرباز دیگر چه ها گفته بود و پادشاه، بلاخره به چه نتایجی رسیده بود! با رسیدن به تالار آرگا، کناری ایستاده و شاهد ماجرا شدم، پادشاه همچنان در فکر بود و گویا سرباز حرف دیگر نزده بود.

داخل این موارد مشاهده میشه که شما این اشتباه رو تکرار کردین و خوب باید ویرایش بشن.
🌼
                   ------------------------------
♥️✿¸.لحن.¸✿♥️
محاوره‌ای: هم مونولوگ‌ها و دیالوگ‌ها به صورت زبان ساده هستن.
ادبی: هم مونولوگ‌ها و دیالوگ‌ها ادبی هستن.
معیار: مونولوگ‌ها ادبی و دیالوگ‌ها محاوره.
🌼لحن رمان شمامعیار بود و ثابت عسلم. 🌼
          
                 ------------------------------
♥️✿¸.فضا.¸✿♥️

 فضا و رنگ آن حالت و احساسی است که خواننده با خواندن اثر به آن دست می‌یابد و با کمک آن می‌تواند به حال و هوای حاکم بر داستان پی ببرد.


🌼فضای رمان به خوبی توصیف شده بود و می‌شد درک کرد اتفاقات رو.مثلا وقتی دامن هایدرا پاره شده بود کاملا اون فضای سخت و احساسات بد دختر و عصبی بودن ملکه و... رو کاملا می‌شد درک کرد، انگار خود من واقعا تو اون فضا وجود داشتم! و یا وقتی فضا عاشقانه می‌شد اون آرامش و عشق رو کامل می‌شد دریافت کرد. چیزی که از فضای رمانتون نن رو به خودش جذب می‌کرد این بود که فضای رمانتون به خوبی با اتفافات هماهنگ بود. برای مثال وقتی اتفاقات سخت و ناراحت کننده بود ما در کل فضای رمان می‌تونستیم اون حس بد رو دریافت کنیم.🌼
                 ------------------------------
♥️✿¸.شخضیت.¸✿♥️
شخصیت پردازی یکی از عناصر بنیادین داستان محسوب می‌شود.
 
🌼هر کاراکتری شخصیت خودش رو داشت و بااینکه زاویه دید سوم شخص بود باهم قاطی نشده بودن. و واکنش هر شخصیتی به جا خوب بود. اما یک نکته وقتی هایدرا دامنش پاره شده بود و ملکه داخل اتاقش داشت اون رو سرزنش می‌کرد به نظرم جا داشت حد اقل کمی بیشتر از خودش دفاع کنه و یا وقتی بین جمع بود و توهین می‌شنید می‌تونست به جای جیغ زدن مودبانه و آروم جوابشون رو بده و یا خودش هم پا روی نقطه ضعف طرفینش بذاره تا متوجه کار بدشون بشن. البته این‌که شما می‌خواستین کنایه‌ها و طعنه‌های اطرافیان رو به تصویر بکشین خیلی خوب بود و اگر هم دفاعی از طرف هایدرا صورت می‌گرفت باید کمتر از طعنه‌های اطرافش باشه تا اذیت شدن دختر مشخص باشه. خب مادر و پدر هایدرا شخصیتی قهرمان رو داشتن که همیشه مراقب دخترشون بودن و دنبال دلیل برای نجات اون می‌گشتن! که  بسیار مناسب به شخصیت مادر و پدر هایدرا پرداخته بودین. و خوب شخصیت ضد قهرمان هم اون شخصی بود که نگران بودن تو سن ۱۸ سالگی هایدرا بیاد و اونرو ببره بااین‌که هنوز کامل وارد داستان نشده بود ولی شما خوب بهش پرداخته بودین. ویا تونقد اولیه برادر ملکه شخصیت فردی داشتن چون نقششون زیادبزرگ نبود که خوب شما به گذشته اون شخصیت‌، واکنش‌هاش و ... هم به خوبی تسلط داشتین. و خوب بقیه شخصیت‌ها هم بیشتر یا فردی بودن  که نقش کوچکی رو داشتن و یا مکمل که نقش عمده ای نداشتن. به  هر شخصیتی رو شما به جای خودش و جداگونه و کامل پرداخته بودین که این باعث بالا رفتن سطح جذابیت رمان میشه. لطفا تا آخر رمان همینطور شخصیت‌هاتون رو به دور از کلیشه و تکرار داخل رمان ازشون استفاده کنین.🌼
                  ------------------------------
●▬▬๑۩بررسی صحنه‌های رمان۩๑▬▬●
 
  ♥️✿صحنه✿♥️
صحنه از عناصر داستان است که مکان و زمان وقوع داستان را مشخص می‌کند و در شناساندن شخصیت‌ها، حوادث، و فضای داستان به خواننده نقش مهمی را ایفا می‌کند.
🌼 خوب  به صحنه‌های رمان خوب و قوی پرداخته بودین که  مکان، زمان و محل و وجود شخشیت‌ها مشخص بودن و هیچ مشکلی دیده نشد. صحنه‌ها باید مکانی که صحنه اتفاق افتاده، زمانش و یا اون شخصیت‌هایی که وجود دارن رو مشخص کنه تا خواننده بتونه کاملا درک ذهنی‌ای از اون صحنه رمان داشته باشه. 🌼
                   ♡♡♡♡♡♡♡♡♡
♥️✿روایت✿♥️
🌼روایتتون هم خوب و کامل بود. یک مشکل کوچیکی بود اون هم این بود که وقتی شما فلش بک زدین به گذشته و از وقتی هایدارا رو بردن رمان رو از اونجایی شروع کردین که خیلی گذشته تر بود باید اول پارت بزنین فلش بک زدین تا خواننده گیج نشه عزیزدلم. 🌼
                 ♡♡♡♡♡♡♡♡♡
              ♡♡♡♡♡♡
♡♡♡♡♡♡
     ●▬▬▬▬๑۩توصیفات۩๑▬▬▬▬●
 ما توصیفات رو به پنج بخش«توصیف مکان، توصیف زمان، توصیف حالات، توصیف کاراکتر، توصیف احساس» تقسیم میکنیم.
🌼☆توصیف مکان☆🌼
🐿 مکان‌ها کاملن توصیف شده بودن.🌰        
🌺☆توصیف زمان☆🌺
🍓زمان هم خوب بود به غیر از همون فلش بکی که گفتم مثلا وقتی صبح شده و هایدرا خواب بود  و ملکه برای سرزنشش اومده بود کاملا صبح بودن زمان گفته شده بود و ...🐼
🌸☆توصیف حالات☆🌸
🥤حالات  هم خوب بود. مثلا وقتی هایدرا گشنش بود و بد غذا می‌خودد شما کاملا به تصویر کشیده بودی که چه رفتتری از خودش نشون می‌داد و یا قبل از این‌که ملکه حرف دیگه ای بزنه خودش رو جم ع و جور کرد و مثل یک پرنسس خوب نشست. گفته بودین که  هر شخصیتی چه حالتی داره و ما از نظر حالا شخصیت  داخل ابهام نبودیم 🍚
🌹☆توصیف کاراکتر☆ 🌹
🐕داخل توصیف کاراکترها کمی کم گذاشته بودین عزیزم.  ما با سیر رمان متوجه ظاهر هایدرا شدیم اما مثلا از ظاهر ملکه فقط متوجه چشم‌های مشکی رنگش شدیم و یا افرادی که حداقل نزدیک بودن تو خاندان متوجه ظاهرشون لباسشون و... نمی‌شدیم.
 البته باید توجه داشت که ظاهر شخصیت‌ها کم کم آشکار بشن مثلا نگیم من رفتم کنار فلانی که موهای قهوه‌ای و چشم‌های درشت و لباس‌های گشاد ایستاده بود.... می‌تونیم بگیم مثلا اون با چشم‌های درشت و زیباش به من زل زده بود  انگشتان کشیده‌اش گیسوان طلایی  رنگش را به بازی گرفته بودن و یا بگیم لباس‌های گشادش مورد تمسخر اطرافیان قرار گرفته بود. این فقط یک مثال بود عزیزدلم!🥂

🌻☆توصیف احساس☆🌻
👩‍🌾 احساسات شخصیت‌ها هرکدوم به خوبی و جداگانه ابراز شده بودن و به دل می‌نشستن. برای مثال وقتی مادر هایدارا از این‌که دخترش رو ببرن ناراحت بود شما با استفاده از کلمات احساسات رو به خواننده منتقل می‌کردین!🍭
         ●▬▬▬▬๑۩‌‌‌‌‌‌‌۩๑▬▬▬▬▬●
  <💚>~~‌‌‌‌‌‌‌پارادوکس~~<💚>
🍀مشاهده نشد.🍀
<💛>~~تشبیه~~<💛>
🌼مشاهده شد و به خوبی ازش استفاده شده بود.🌼
<🧡>~~استعاره~~<🧡>
🍑و همچنین استعاره هم دیده شد.🍑
<💜>~~حس آمیزی~~<💜>
☂مشاهده نشد. ولی پیشنهاد میشه ازش استفاده کنین پون زیبایی رو به متن می‌بخشه.☂
💛✿اصول درست نویسی، ساختار جملات و اشتباهات تایپی✿💛
شما توجه خاصی به این قسمت داشتین و اشتباهاتتون خیلی کم بود که میگم بهتون.
میگید     می‌گید
بزار        بذار
تابه یاد ملکه...       تابه یاد دارم ملکه...
آیا کرده چه بود     آیا چه کرده بود
خواهر!؟                  خواهر؟! 

●▬▬▬▬๑۩تکرار۩๑▬▬▬▬●
حروف و علایم، کلمات، افعال
💜هیچ تکراری مشاهده نشد. 💜
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°
♥★رعایت و هِّدِّفِّ مند سازی پارت‌ها ★♥️
𖣘پارت‌ها هدف دار بودن بهتره کمی هم وابسته گی داخل پارت‌ها باشه عزیزم تا مخاطب رو به سمت  پارت بعدی بکشونه.𖣘
اندازه پارت‌ها
اندازه پارت یک رمان در گوشی میتونه از 60 الی 70 خط تشکیل بشه. در سیستم میتونه از 30 الی 40 خط تشکیل بشه. 
💛اندازه پارت‌های شما خوب بود اما توجه داشته باشین که طولانی‌تر نسه چون مخاطب اذیت میشه.💛
•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•
🕸دیالوگ و مونولوگ🕷
دیالوگ‌ها: گفت و گو‌ها.
مونولوگ: متن رمان.
🖤دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها از هم جداسازی شده بودن. و خب هر دیالوگی بنا به شخصیت هرکس گفته شده بود. جذابیت گفت و گو ها  و مونولوگ ها و نسبتشون به هم خوب بودن و باعث سررفتن خواننده نمی‌شدن بلکه بیشتر مارو به سمت ادامه رمان می‌کشیدن.و خب دیالوگ‌ها طوری بودن که کلیشه و یا قابل پیش بینی نبودن برای مثال وقتی هایدرا توسط چندین نفر مورد تمسخر قرار گرفته بود خوب پیش بینی می‌شد که مثل رمان‌های دیگه پرنسس و جواب کوبنده ای به اون‌ها بده اما انقدری شخصیتش خاص و دیالوگ‌ها به جا بودن که سکوت کرد.🤍
○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●
 ◦•●◉✿رعایت شرع  و قانون اسلامی+ نکات اخلاقی✿◉●•◦
☆°• عزیزم این‌که داخل رمان به رابطه جنسی روژان و لیماک اشاره کرده بودین برخلاف اسلام هست و می‌تونین مثلا به باهم بودن اون دونفر اشاره کنین تا شخصیت بده مشخص بشه! و خوب از نظر فحاشی هم بیشعور و نفهم و غیره هم دیده شد که خب بهتره نباشن و یا وقتی لیماک روژان رو در آغوش گرفت برخلاف اسلامه بهتره این مورد‌هارو رعایت کنین!☆°•
♡°♡°♡°♡°♡°♡°♡°♡°♡°♡°♡°♡°
╰⊱♥⊱╮ღ꧁سخن منتقد꧂ღ╭⊱♥≺
رمان قشنگی داشتین عزیزم امیدوارم از نقدمن ناراحت نشده باشین. موفق و سلامت باشی.
منتقد: @دخترخورشید (ریحانه اسماعیلی‌نیا)

نویسنده: @سادات.۸۲

 

  • تشکر 2
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • طراح گرافیک
2 ساعت قبل، همکار منتقد گفته است:

 

بًٍسًٍمً ٍاًٍلًٍلًٍهً ٍاًٍلًٍرًٍحًٍمًٍنً ٍاًٍلًٍرًٍحًٍیًٍمً
♡نقد اولیه رمان: کابوس افعی♡
♥★ اِّسِّمِّ ★♥
زمانی ما قصد خوندن یک کتاب، رمان، داستان و... رو داریم، در نگاه اول این اسم است که به چشم می‌خورد پس اسم نقش بسزایی دارد.
🌼 جانان اندازه یک اسم می‌تونه از ۱ الی ۴ بخش باشه برای شما اندازه اسمتون مناسب هست. خب ما رمان‌های زیادی داریم که از کلمه کابوس استفاده کردن مثل: کابوس رویاهام، کابوس یک روزه و کابوس تاریک و... اما عنوان شما جدید و جذاب و بامفهوم هست یعنی اگر کسی اسم رمان شمارو ببینه فکر نمی‌کنه قبلا همچین اسمی وجود داشته و یا همچین رمانی رو خونده. حسی که من از اسم گرفتم کابوس دیدن یک افعی و یا دیدن کابوسی که دارای افعی هست! که این حس معمایی و یا تخیلی رو به ادم انتقال می‌کنه، پس با ژانر شماهم هم‌خوانی داره.عنوان شما در مرحله نقد اولیه بامحتوا هم‌خوانی خاصی دیده نشد.🌼
♡♡♡♡
♥★ ژِّاِّنِّرِّ ★♥
ژانر‌های صحیح عبارت‌اند از: عاشقانه، تراژدی، طنز، اجتماعی، جنایی، پلیسی، معمایی، تخیلی، ترسناک، تاریخی، مذهبی و...
🌼 ژانرهای شما با محتوای رمان کاملا همخوانی داشتن. ترتیب شون درست بود مثلا ایده شما که تخیلی، فانتزی بود با ژانر شما مرتبطی بود و یا بعدش که از ژانر عاشقانه استفاده کرده بودین ما شاهد عشق بین ملکه و پادشاه بودیم که ترتیب اتفاقات با ترتیب ژانرها یکی بودن. ژانرها صحیح بودن. اما گلم من پیشنهاد می‌کنم که از ژانر تراژدی‌هم استفاده کنین چون لحظات غمگین داخل رمان زیاد بود. 🌼
♡♡♡♡
♥★ خلِّاِّصِّهِّ ★♥
  نویسنده با بیش ترین توانش در عین کم ترین تعداد کلمات قلم در دست میگیرد و اولین ارتباط اصلی‌اش را با خواننده اغاز می کند.
🌼  اندازه خلاصه از ۵ الی ۱۰ خط می‌تونه باشه برای شما اندازه مناسبی داشت. محتوای خلاصه به دور از کلیشه بود. خلاصه از نظر قلم و کیفیت کلمات جذاب بود اما انقدری گنگ و ابهام نبود که خواننده رو حتما به سمت رمان بکشونه مثلا شما می‌تونستین کمی بیشتر هم از فضای تخیلیه رمان بنویسین تو خلاصه که جذابیت رمان رو برسونه برای مخاطب. میزان اطلاعات از رمان خوب و جذاب بود.🌼
♡♡♡♡
♥★ مِّقِّدِّمِّهِّ ★♥
مقدمه‌ی یک رمان حکم سرآغاز را دارد، شروعی که بعد از آن مستقیم وارد رمان می‌شویم.
🌼   مقدمه اندازه خوبی داشت و این خیلی خوب بود که به قلم خودتون بود مقدمه. انقدری جذاب بود که مخاطب رو  بیشتر به سمت رمان بکشونه.🌼
♡♡♡♡
♥★ آغِّاِّزِّ رِّمِّاِّنِّ ★♥
 زمانی که خواننده شروع می‌کند به خواندن رمان، به این معناست که چهار خوان رستم را گذرانده! پس کافی است تا با یک اشتباه کوچک در انتخاب محتوا و آغاز، نویسنده کل تلاش هایش را هیچ کند. 
🌼 شروع رمان کلیشه نبود و جذب مخاطب هم داشت. مثلا در شروع رمان شما اول فضا سازی کرده بودین و بعد به سراغ شخصیت‌ها رفته بودین و این جذابیت رو به شروع اضافه کرده بود. ولی باید در نظر گرفت که اتفاقات رمان روی شروع و جذابیتش تاثیر داره که شماهم به خوبی اتفاقات رو شروع کرده بودی و پیش برده بودی🌼
♡♡♡♡
♥️سیررمان♥️
سیر رمان به سه دسته تند،کند و متعادل تقسیم میشه.
💫سیررمان متعادل بود عزیزم.💫
●▬๑۩عناصر های مهم رمان۩๑▬●
♥️✿¸.پیرنگ.¸✿♥️
🌼 رمان پیرنگ خوب و محکمی داشت و اتفاقات هرکدوم بادلیل خودشون پیش می‌رفتن. دلیل هر اتفاقی مشخص بود و جایی لنگ نمی‌زد.
🌸گره افکنی🌸
 هر گره‌ای که داخل رمان  بود با سیر رمان باز می‌شدن.برای مثال گره‌ای بود که چه اتفاقی قراره تو روز تولد هایدرا بی‌افته که بعد متوجه میشیم دلیلش چی هست. که خب بهتره شما هر گره ای که ایجاد می‌کنی همینطور با سیر رمان آروم آروم بازش کنین تا جذابیتش با خواننده بیشتر بشه. 🌼

                     ------------------------
♥️✿¸.زاویه دید.¸✿♥️
زاویه دید به سه دسته تقسیم میشه
اول شخص
دوم شخص
سوم شخص
🌼 زاویه دید سوم شخص بود ولی این‌که شما اون سوم شخص رو شخصی حاضر در جمع نشون داده بودین ولی مشخص نبود که دقیقا راوی چا کسی هست به نظرم اشتباهه! مثلا برای متوجه شدن اتفاقات   یک بار جایی به جای دیگه ای می‌رفت  و دفه بعد بدون حضور اتفاقات رو بازگو می‌کرد و این‌که اگر شخصی بود داخل جمع خب چه کسی بود و چه طور از احساسات درونی افراد باخبر می‌شد؟ ببینین سوم شخص روالش به این گونه هست که داخل جمع و میان حضار قرار نمی‌گیره وزاویه دید سوم شخص هستش. و از احساسات خودش صحبت نمیشه مثلا گفته بود که دلم برای فلان شخصیت سوخت. خب من چند مثال می‌زنم بیشتر متوجه بشین.
به هایدرا نگاه کردم، رایکا کنار اش نشسته بود و او را با محبت در آغوش گرفته بود. حق نگذریم، ملکه چقدر برایش سخت بود در آن شرایط خونسردی خود اش را حفظ کند تا مبدا کاری ناشایسته در جلوی خاندان بریل انجام بدهد! اگر نمی‌توانست خود را کنترل کند، به حتم تا چندین ماه مورد تمسخر این خاندان بی عقل قرار می‌گرفت.
به راستی که اشراف‌زادگان تماما این گونه هستند؟ غد و بد اخلاق، با افکاری متوهم! چقدر باعث تاسف است که به همچون اژدهایانی باید احترام گذاشت و نام نیکو رویشان نهاد.
خسته نگاهم را از هایدرا و رایکا گرفته، سپس به ملکه نگاه کردم، او نیز غمگین در پشت آن درب های بسته طلایی اتاق‌اش، نشسته بود و گریه می‌کرد، هرچند بر خلاف هایدرا او صدای گریه هایش را تنها خود می‌شنید و خودم.

آرام از جایم بلند شده و به طرف کاخ آرگا برگشتم، باید می‌فهمیدم اوضاع از چه قرار بود، آن سرباز دیگر چه ها گفته بود و پادشاه، بلاخره به چه نتایجی رسیده بود! با رسیدن به تالار آرگا، کناری ایستاده و شاهد ماجرا شدم، پادشاه همچنان در فکر بود و گویا سرباز حرف دیگر نزده بود.

داخل این موارد مشاهده میشه که شما این اشتباه رو تکرار کردین و خوب باید ویرایش بشن.
🌼
                   ------------------------------
♥️✿¸.لحن.¸✿♥️
محاوره‌ای: هم مونولوگ‌ها و دیالوگ‌ها به صورت زبان ساده هستن.
ادبی: هم مونولوگ‌ها و دیالوگ‌ها ادبی هستن.
معیار: مونولوگ‌ها ادبی و دیالوگ‌ها محاوره.
🌼لحن رمان شمامعیار بود و ثابت عسلم. 🌼
          
                 ------------------------------
♥️✿¸.فضا.¸✿♥️

 فضا و رنگ آن حالت و احساسی است که خواننده با خواندن اثر به آن دست می‌یابد و با کمک آن می‌تواند به حال و هوای حاکم بر داستان پی ببرد.


🌼فضای رمان به خوبی توصیف شده بود و می‌شد درک کرد اتفاقات رو.مثلا وقتی دامن هایدرا پاره شده بود کاملا اون فضای سخت و احساسات بد دختر و عصبی بودن ملکه و... رو کاملا می‌شد درک کرد، انگار خود من واقعا تو اون فضا وجود داشتم! و یا وقتی فضا عاشقانه می‌شد اون آرامش و عشق رو کامل می‌شد دریافت کرد. چیزی که از فضای رمانتون نن رو به خودش جذب می‌کرد این بود که فضای رمانتون به خوبی با اتفافات هماهنگ بود. برای مثال وقتی اتفاقات سخت و ناراحت کننده بود ما در کل فضای رمان می‌تونستیم اون حس بد رو دریافت کنیم.🌼
                 ------------------------------
♥️✿¸.شخضیت.¸✿♥️
شخصیت پردازی یکی از عناصر بنیادین داستان محسوب می‌شود.
 
🌼هر کاراکتری شخصیت خودش رو داشت و بااینکه زاویه دید سوم شخص بود باهم قاطی نشده بودن. و واکنش هر شخصیتی به جا خوب بود. اما یک نکته وقتی هایدرا دامنش پاره شده بود و ملکه داخل اتاقش داشت اون رو سرزنش می‌کرد به نظرم جا داشت حد اقل کمی بیشتر از خودش دفاع کنه و یا وقتی بین جمع بود و توهین می‌شنید می‌تونست به جای جیغ زدن مودبانه و آروم جوابشون رو بده و یا خودش هم پا روی نقطه ضعف طرفینش بذاره تا متوجه کار بدشون بشن. البته این‌که شما می‌خواستین کنایه‌ها و طعنه‌های اطرافیان رو به تصویر بکشین خیلی خوب بود و اگر هم دفاعی از طرف هایدرا صورت می‌گرفت باید کمتر از طعنه‌های اطرافش باشه تا اذیت شدن دختر مشخص باشه. خب مادر و پدر هایدرا شخصیتی قهرمان رو داشتن که همیشه مراقب دخترشون بودن و دنبال دلیل برای نجات اون می‌گشتن! که  بسیار مناسب به شخصیت مادر و پدر هایدرا پرداخته بودین. و خوب شخصیت ضد قهرمان هم اون شخصی بود که نگران بودن تو سن ۱۸ سالگی هایدرا بیاد و اونرو ببره بااین‌که هنوز کامل وارد داستان نشده بود ولی شما خوب بهش پرداخته بودین. ویا تونقد اولیه برادر ملکه شخصیت فردی داشتن چون نقششون زیادبزرگ نبود که خوب شما به گذشته اون شخصیت‌، واکنش‌هاش و ... هم به خوبی تسلط داشتین. و خوب بقیه شخصیت‌ها هم بیشتر یا فردی بودن  که نقش کوچکی رو داشتن و یا مکمل که نقش عمده ای نداشتن. به  هر شخصیتی رو شما به جای خودش و جداگونه و کامل پرداخته بودین که این باعث بالا رفتن سطح جذابیت رمان میشه. لطفا تا آخر رمان همینطور شخصیت‌هاتون رو به دور از کلیشه و تکرار داخل رمان ازشون استفاده کنین.🌼
                  ------------------------------
●▬▬๑۩بررسی صحنه‌های رمان۩๑▬▬●
 
  ♥️✿صحنه✿♥️
صحنه از عناصر داستان است که مکان و زمان وقوع داستان را مشخص می‌کند و در شناساندن شخصیت‌ها، حوادث، و فضای داستان به خواننده نقش مهمی را ایفا می‌کند.
🌼 خوب  به صحنه‌های رمان خوب و قوی پرداخته بودین که  مکان، زمان و محل و وجود شخشیت‌ها مشخص بودن و هیچ مشکلی دیده نشد. صحنه‌ها باید مکانی که صحنه اتفاق افتاده، زمانش و یا اون شخصیت‌هایی که وجود دارن رو مشخص کنه تا خواننده بتونه کاملا درک ذهنی‌ای از اون صحنه رمان داشته باشه. 🌼
                   ♡♡♡♡♡♡♡♡♡
♥️✿روایت✿♥️
🌼روایتتون هم خوب و کامل بود. یک مشکل کوچیکی بود اون هم این بود که وقتی شما فلش بک زدین به گذشته و از وقتی هایدارا رو بردن رمان رو از اونجایی شروع کردین که خیلی گذشته تر بود باید اول پارت بزنین فلش بک زدین تا خواننده گیج نشه عزیزدلم. 🌼
                 ♡♡♡♡♡♡♡♡♡
              ♡♡♡♡♡♡
♡♡♡♡♡♡
     ●▬▬▬▬๑۩توصیفات۩๑▬▬▬▬●
 ما توصیفات رو به پنج بخش«توصیف مکان، توصیف زمان، توصیف حالات، توصیف کاراکتر، توصیف احساس» تقسیم میکنیم.
🌼☆توصیف مکان☆🌼
🐿 مکان‌ها کاملن توصیف شده بودن.🌰        
🌺☆توصیف زمان☆🌺
🍓زمان هم خوب بود به غیر از همون فلش بکی که گفتم مثلا وقتی صبح شده و هایدرا خواب بود  و ملکه برای سرزنشش اومده بود کاملا صبح بودن زمان گفته شده بود و ...🐼
🌸☆توصیف حالات☆🌸
🥤حالات  هم خوب بود. مثلا وقتی هایدرا گشنش بود و بد غذا می‌خودد شما کاملا به تصویر کشیده بودی که چه رفتتری از خودش نشون می‌داد و یا قبل از این‌که ملکه حرف دیگه ای بزنه خودش رو جم ع و جور کرد و مثل یک پرنسس خوب نشست. گفته بودین که  هر شخصیتی چه حالتی داره و ما از نظر حالا شخصیت  داخل ابهام نبودیم 🍚
🌹☆توصیف کاراکتر☆ 🌹
🐕داخل توصیف کاراکترها کمی کم گذاشته بودین عزیزم.  ما با سیر رمان متوجه ظاهر هایدرا شدیم اما مثلا از ظاهر ملکه فقط متوجه چشم‌های مشکی رنگش شدیم و یا افرادی که حداقل نزدیک بودن تو خاندان متوجه ظاهرشون لباسشون و... نمی‌شدیم.
 البته باید توجه داشت که ظاهر شخصیت‌ها کم کم آشکار بشن مثلا نگیم من رفتم کنار فلانی که موهای قهوه‌ای و چشم‌های درشت و لباس‌های گشاد ایستاده بود.... می‌تونیم بگیم مثلا اون با چشم‌های درشت و زیباش به من زل زده بود  انگشتان کشیده‌اش گیسوان طلایی  رنگش را به بازی گرفته بودن و یا بگیم لباس‌های گشادش مورد تمسخر اطرافیان قرار گرفته بود. این فقط یک مثال بود عزیزدلم!🥂

🌻☆توصیف احساس☆🌻
👩‍🌾 احساسات شخصیت‌ها هرکدوم به خوبی و جداگانه ابراز شده بودن و به دل می‌نشستن. برای مثال وقتی مادر هایدارا از این‌که دخترش رو ببرن ناراحت بود شما با استفاده از کلمات احساسات رو به خواننده منتقل می‌کردین!🍭
         ●▬▬▬▬๑۩‌‌‌‌‌‌‌۩๑▬▬▬▬▬●
  <💚>~~‌‌‌‌‌‌‌پارادوکس~~<💚>
🍀مشاهده نشد.🍀
<💛>~~تشبیه~~<💛>
🌼مشاهده شد و به خوبی ازش استفاده شده بود.🌼
<🧡>~~استعاره~~<🧡>
🍑و همچنین استعاره هم دیده شد.🍑
<💜>~~حس آمیزی~~<💜>
☂مشاهده نشد. ولی پیشنهاد میشه ازش استفاده کنین پون زیبایی رو به متن می‌بخشه.☂
💛✿اصول درست نویسی، ساختار جملات و اشتباهات تایپی✿💛
شما توجه خاصی به این قسمت داشتین و اشتباهاتتون خیلی کم بود که میگم بهتون.
میگید     می‌گید
بزار        بذار
تابه یاد ملکه...       تابه یاد دارم ملکه...
آیا کرده چه بود     آیا چه کرده بود
خواهر!؟                  خواهر؟! 

●▬▬▬▬๑۩تکرار۩๑▬▬▬▬●
حروف و علایم، کلمات، افعال
💜هیچ تکراری مشاهده نشد. 💜
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°
♥★رعایت و هِّدِّفِّ مند سازی پارت‌ها ★♥️
𖣘پارت‌ها هدف دار بودن بهتره کمی هم وابسته گی داخل پارت‌ها باشه عزیزم تا مخاطب رو به سمت  پارت بعدی بکشونه.𖣘
اندازه پارت‌ها
اندازه پارت یک رمان در گوشی میتونه از 60 الی 70 خط تشکیل بشه. در سیستم میتونه از 30 الی 40 خط تشکیل بشه. 
💛اندازه پارت‌های شما خوب بود اما توجه داشته باشین که طولانی‌تر نسه چون مخاطب اذیت میشه.💛
•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•
🕸دیالوگ و مونولوگ🕷
دیالوگ‌ها: گفت و گو‌ها.
مونولوگ: متن رمان.
🖤دیالوگ‌ها و مونولوگ‌ها از هم جداسازی شده بودن. و خب هر دیالوگی بنا به شخصیت هرکس گفته شده بود. جذابیت گفت و گو ها  و مونولوگ ها و نسبتشون به هم خوب بودن و باعث سررفتن خواننده نمی‌شدن بلکه بیشتر مارو به سمت ادامه رمان می‌کشیدن.و خب دیالوگ‌ها طوری بودن که کلیشه و یا قابل پیش بینی نبودن برای مثال وقتی هایدرا توسط چندین نفر مورد تمسخر قرار گرفته بود خوب پیش بینی می‌شد که مثل رمان‌های دیگه پرنسس و جواب کوبنده ای به اون‌ها بده اما انقدری شخصیتش خاص و دیالوگ‌ها به جا بودن که سکوت کرد.🤍
○●○●○●○●○●○●○●○●○●○●
 ◦•●◉✿رعایت شرع  و قانون اسلامی+ نکات اخلاقی✿◉●•◦
☆°• عزیزم این‌که داخل رمان به رابطه جنسی روژان و لیماک اشاره کرده بودین برخلاف اسلام هست و می‌تونین مثلا به باهم بودن اون دونفر اشاره کنین تا شخصیت بده مشخص بشه! و خوب از نظر فحاشی هم بیشعور و نفهم و غیره هم دیده شد که خب بهتره نباشن و یا وقتی لیماک روژان رو در آغوش گرفت برخلاف اسلامه بهتره این مورد‌هارو رعایت کنین!☆°•
♡°♡°♡°♡°♡°♡°♡°♡°♡°♡°♡°♡°
╰⊱♥⊱╮ღ꧁سخن منتقد꧂ღ╭⊱♥≺
رمان قشنگی داشتین عزیزم امیدوارم از نقدمن ناراحت نشده باشین. موفق و سلامت باشی.
منتقد: @دخترخورشید (ریحانه اسماعیلی‌نیا)

نویسنده: @سادات.۸۲

 

 @دخترخورشیدسلام گلم خسته نباشی

در مورد عنوان گفتین که: عنوان شما در مرحله نقد اولیه بامحتوا هم‌خوانی خاصی دیده نشد. گلم کلمه افعی مترادف اژدها هست، با کمی تحقیق متوجه می شدید که کل رمان با اسم همخوانی داره!

در رابطه با ژانر گفتین که تراژدی اضافه بشه، عزیزم رمان چون چند تا صحنه غمگین داشته دلیل نمیشه ژانرش تراژدی خوانده بشه. ژانر تراژدی برای رمان هایی هست که محوریت اون ها روی اتفاقا غمگین هست نه رمان من که بخاطر حرف های بقیه فضا غمگین میشه.

در رابطه با خلاصه، بنظرم همیشه یک خلاصه گنگ نمی تونه مخاطب رو جذب کنه پس ملاک درستی نیست که حتما گنگ باشه.

درمورد زاویه دید سوم شخص: باید بگم گلم خودمم می دونم سوم شخص باید چطور نوشته بشه و از اول هم قرار بود همون جوری باشه اما صرفا برای ایجاد سبکی جدید و اختصاصی خودم، به اون کسی که تعریف می کنه روح دادک در صحنه حضور داشته باشه. راوی به معنای خدای داستان هست و در واقعیت ما نمی تونیم مثل خدا همه اتفاقات رو در یک لحظه توصیف کنیم. مجبوریم از این طرف تایپ کنیم و بریم اون طرف رو توضیح بدیم پس روح بخشیدن به کسی که خودش هم خدایی داره، برای مخاطب و باور پذیری اون بهتره.

بعدی شخصیت پردازی و نظرتون درباره واکنش هایدرا به پاسخ های طعنه ها و دعوای ملکه: گلم خودت گفتی که هر شخصیت باید ویژگی خودش رو داشته باشه و قاطی نشن پس چرا بعدش گفتی باید هایدرا جواب می داد؟ کاملا مشخصه چرا، چون هایدرا دلیل خودش رو داشت و درضمن این نیز جزو شخصیتش بود. پس نمیشه گفت اشتباهه

در مورد روایت: گلم فلش بک نبود، این سبک نوشته های منه، اینکه هر رمان شروع واحدی با بقیه رمان هام داشته باشه تا مخاطب در لحظه به یاد رمان قبل این اثر بیافته. درضمن فلش بک نمیشد گفت چون قسمتی از رمان بود و رمان از پارت دوم تازه شروع شد.

توصیف کاراکتر یا شخصیت: گلم شما تا پارت چهل رمان رو خوندین پس این کم کاری شما نیست و اشکالی نداره، چون پس از پارت چهل تمام این توصیفات در دل داستان ذکر شدن. به این روش پخش کردن توصیفات در دامن رمان گفته میشه تا مخاطب رو از توصیفات زیاد خسته نکنه.

 

درمورد پارت ها: منظورتون از وابستگی بین پارت های چیه گلم؟ چون همه بهم ربط داشتن.

رعایت شرح: گلی من توی رمن به رابطه اشاره کاملا غیر مستقیم کردم و این اصلا ایرادی نداره💙 درضمن از کی تا حالا بی شعور نفهم جزو فحاشی محصوب میشه؟ بعد اینکه لیماک روژان رو در اغوش گرفت چون حالش بود پس مشکلی نداره.

خسته نباشید. اما حقیقتا انتظار داشتم سطح نقد بالا تر باشه. توضیحاتتون و تحلیل هاتون خیلی کم بودن، خیلی خیلی انتظار بیشتری داشتم که متاسفانه ناامید شدم. این همه انتظار کشیدم، توقع داشتم یه نقدی تحویل بگیرم که از همه نظر بررسی شده بود. نه با دو خط اصول نوشتن و تحلیل رمان رو تمام کنه.

منتقد کسی هست که رمان خیلی از ادم ها رو بررسی کرده و به نویسنده کمک می کنه، اما الان توی متن چقدر مشکل از نظر نگارش و جمله بندی وجود داشت و اینکه من باید خودم اشکالات ایشون رو توی تحلیل کار گوش زد می کردم! @همکار منتقد @مدیر منتقد @N.a25 لطفا پاسخ گو باشید.

منتقد عزیز قصد ناراحت کردن شما رو ندارم گلم اما بنده از سطح نقد راضی نیستم. البته که کار شما ارزشمند بود و خیلی خوب بود، اما در کلیت کار از تیم انتظار بیشتری داشتم.

امیدوارم ناراحت نشده باشی گلی و خسته نباشی مرسی بابت زحمت و تلاشت واسم ارزشمند بود.

ویرایش شده توسط سادات.۸۲
  • تشکر 2

1643830351710_ni8k.jpg

رمان کابوس افعی _ تخیلی

 

رمان ها:

دیگه نیستم _ تقدیرخونین _ عصیانگرقرن _ پس از تردید(چاپ شده) _ کابوس افعی

داستان ها:

زیرتخت _ ماژور _ شیشه شکسته _ آخرین لحظه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 ساعت قبل، سادات.۸۲ گفته است:

 @دخترخورشیدسلام گلم خسته نباشی

در مورد عنوان گفتین که: عنوان شما در مرحله نقد اولیه بامحتوا هم‌خوانی خاصی دیده نشد. گلم کلمه افعی مترادف اژدها هست، با کمی تحقیق متوجه می شدید که کل رمان با اسم همخوانی داره!

در رابطه با ژانر گفتین که تراژدی اضافه بشه، عزیزم رمان چون چند تا صحنه غمگین داشته دلیل نمیشه ژانرش تراژدی خوانده بشه. ژانر تراژدی برای رمان هایی هست که محوریت اون ها روی اتفاقا غمگین هست نه رمان من که بخاطر حرف های بقیه فضا غمگین میشه.

در رابطه با خلاصه، بنظرم همیشه یک خلاصه گنگ نمی تونه مخاطب رو جذب کنه پس ملاک درستی نیست که حتما گنگ باشه.

درمورد زاویه دید سوم شخص: باید بگم گلم خودمم می دونم سوم شخص باید چطور نوشته بشه و از اول هم قرار بود همون جوری باشه اما صرفا برای ایجاد سبکی جدید و اختصاصی خودم، به اون کسی که تعریف می کنه روح دادک در صحنه حضور داشته باشه. راوی به معنای خدای داستان هست و در واقعیت ما نمی تونیم مثل خدا همه اتفاقات رو در یک لحظه توصیف کنیم. مجبوریم از این طرف تایپ کنیم و بریم اون طرف رو توضیح بدیم پس روح بخشیدن به کسی که خودش هم خدایی داره، برای مخاطب و باور پذیری اون بهتره.

بعدی شخصیت پردازی و نظرتون درباره واکنش هایدرا به پاسخ های طعنه ها و دعوای ملکه: گلم خودت گفتی که هر شخصیت باید ویژگی خودش رو داشته باشه و قاطی نشن پس چرا بعدش گفتی باید هایدرا جواب می داد؟ کاملا مشخصه چرا، چون هایدرا دلیل خودش رو داشت و درضمن این نیز جزو شخصیتش بود. پس نمیشه گفت اشتباهه

در مورد روایت: گلم فلش بک نبود، این سبک نوشته های منه، اینکه هر رمان شروع واحدی با بقیه رمان هام داشته باشه تا مخاطب در لحظه به یاد رمان قبل این اثر بیافته. درضمن فلش بک نمیشد گفت چون قسمتی از رمان بود و رمان از پارت دوم تازه شروع شد.

توصیف کاراکتر یا شخصیت: گلم شما تا پارت چهل رمان رو خوندین پس این کم کاری شما نیست و اشکالی نداره، چون پس از پارت چهل تمام این توصیفات در دل داستان ذکر شدن. به این روش پخش کردن توصیفات در دامن رمان گفته میشه تا مخاطب رو از توصیفات زیاد خسته نکنه.

 

درمورد پارت ها: منظورتون از وابستگی بین پارت های چیه گلم؟ چون همه بهم ربط داشتن.

رعایت شرح: گلی من توی رمن به رابطه اشاره کاملا غیر مستقیم کردم و این اصلا ایرادی نداره💙 درضمن از کی تا حالا بی شعور نفهم جزو فحاشی محصوب میشه؟ بعد اینکه لیماک روژان رو در اغوش گرفت چون حالش بود پس مشکلی نداره.

خسته نباشید. اما حقیقتا انتظار داشتم سطح نقد بالا تر باشه. توضیحاتتون و تحلیل هاتون خیلی کم بودن، خیلی خیلی انتظار بیشتری داشتم که متاسفانه ناامید شدم. این همه انتظار کشیدم، توقع داشتم یه نقدی تحویل بگیرم که از همه نظر بررسی شده بود. نه با دو خط اصول نوشتن و تحلیل رمان رو تمام کنه.

منتقد کسی هست که رمان خیلی از ادم ها رو بررسی کرده و به نویسنده کمک می کنه، اما الان توی متن چقدر مشکل از نظر نگارش و جمله بندی وجود داشت و اینکه من باید خودم اشکالات ایشون رو توی تحلیل کار گوش زد می کردم! @همکار منتقد @مدیر منتقد @N.a25 لطفا پاسخ گو باشید.

منتقد عزیز قصد ناراحت کردن شما رو ندارم گلم اما بنده از سطح نقد راضی نیستم. البته که کار شما ارزشمند بود و خیلی خوب بود، اما در کلیت کار از تیم انتظار بیشتری داشتم.

امیدوارم ناراحت نشده باشی گلی و خسته نباشی مرسی بابت زحمت و تلاشت واسم ارزشمند بود.

باسلام خدمت نویسنده عزیز.

ممنون از انتقادتون  سعی می‌کنیم به خوبی ازش بهره ببریم. اما نویسنده عزیز لطفا توجه داشته باشید که در چنین مواقعی بیشترین کسی که  مقصره، سرپرست اون بخش هست که در نبود مدیر عزیز،  فعلا بنده تیم رو کنترل می‌کنم، بخاطر همین بابت اینکه نقد طبق انتظارات شما نبوده عذر می‌خوام ولی منتقد بنده تمام تلاششو کرده! اینطوری به سخره گرفتن تلاش  ایشون  جواب درستی نیست! هرکسی بر طبق توانایی های خودش عملی رو انجام میده، پس نباید انتظار داشت که فردی تنها بخاطر  توقعات دیگران بیشتر از توانش کاری رو انجام بده. همچنین منتقدان ما زیر نظر استادان نقد و نویسندگی  که اموزش ندیدن! پس خیلی بهتر میشه که   توقعات خودتون رو کنترل کنید🌹

بنده رمان شمارو نخوندم  پس در نتیجه دفاع از نقد رو به خود منتقدم می‌سپارم فقط لطفا به چند مورد توجه داشته باشید. شما زمانی می‌تونید یک سبک جدید و اختصاص به خودتون ایجاد کنید که از لحاظ علمی اون رو اثبات کنید و یا چیزی رو که از پیش بوده به لحاظ علمی رد کنید. اما خب شما اینکارو انجام ندادید. با توجه به مثالی که از رمانتون خوندم، شما صرفا اومدید در یک قسمت از رمان، به جای استفاده از دانای کل از زوایه دید اول شخص  روایت کردید که اینکار به خودی خود عمل غیرحرفه‌ای هست و کاملا غلطه.

همچنین شما تحلیل نکردین، از  رمانتون در برابر نقد دفاع کردین پس نمیشه گفت که چون از رمانتون دفاع کردین نقد منتقد بنده خوب نبوده! 

در هر صورت، باز هم ممنونم از انتقاداتون. در آینده تیم بهتر از امروز اما در توان ظرفیت خودش کار خواهد کرد🌹

موفق باشید.

 

ویرایش شده توسط همکار منتقد
  • لایک 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • طراح گرافیک
1 دقیقه قبل، همکار منتقد گفته است:

باسلام خدمت نویسنده عزیز.

ممنون از انتقادتون  سعی می‌کنم به خوبی ازش بهره ببریم. اما نویسنده عزیز لطفا توجه داشته باشید که در چنین مواقعی بیشترین کسی که  مقصره، سرپرست اون بخش هست که در نبود مدیر عزیز،  فعلا بنده تیم رو کنترل می‌کنم، بخاطر همین بابت اینکه نقد طبق انتظارات شما نبوده عذر می‌خوام ولی منتقد بنده تمام تلاششو کرده! اینطوری به سخره گرفتن تلاش  ایشون  جواب درستی نیست! هرکسی بر طبق توانایی های خودش عملی رو انجام میده، پس نباید انتظار داشت که فردی تنها بخاطر  توقعات دیگران بیشتر از توانش کاری رو انجام بده. همچنین منتقدان ما زیر نظر استادان نقد و نویسندگی  که اموزش ندیدن! پس خیلی بهتر میشه که   توقعات خودتون رو کنترل کنید🌹

بنده رمان شمارو نخوندم  پس در نتیجه دفاع از نقد رو به خود منتقدم می‌سپارم فقط لطفا به چند مورد توجه داشته باشید. شما زمانی می‌تونید یک سبک جدید و اختصاص به خودتون ایجاد کنید که از لحاظ علمی اون رو اثبات کنید و یا چیزی رو که از پیش بوده به لحاظ علمی رد کنید. اما خب شما اینکارو انجام ندادید. با توجه به مثالی که از رمانتون خوندم، شما صرفا اومدید در یک قسمت از رمان، به جای استفاده از دانای کل از زوایه دید اول شخص  روایت کردید که اینکار به خودی خود عمل غیرحرفه‌ای هست و کاملا غلطه.

همچنین شما تحلیل نکردین، از  رمانتون در برابر نقد دفاع کردین پس نمیشه گفت که چون از رمانتون دفاع کردین نقد منتقد بنده خوب نبوده! 

در هر صورت، باز هم ممنونم از انتقاداتون. در آینده تیم بهتر از امروز اما در توان ظرفیت خودش کار خواهد کرد🌹

موفق باشید.

 

گلم من نه کار ایشون رو به سخره گرفتم و نه قصد توهین داشتم. اما طبق کار هایی که قبلا می دیدم و نقد رمان های قبلیم برای اولیه، واقعا تغییر بزایی توی کار ایجاد شده و خب من انتظار اون کار های قبلی رو داشتم که به حرف شما انتظار بی خودی بود! اوکی عذر می خوام که توقع زیادی داشتم!

در مورد سبک، اگر رمان رو بخونید متوجه میشید پس نمیشه با خوندن چند جمله که همه از زبان اول شخص هستند اون رو قضاوت کنید. منتقد که رمان رو خونده متوجه حرف و منظورم میشه.

من تحلیل نکردم؟ چون منتقد نبودم! منتقد باید تحلیل می کرد گلم. دفاع وظیفه منه فکر نکنم کار اشتباهی کرده باشم! درضمن این دفاع نبود گفتن چند نکته بود.

بحث ظرفیت کسی نیست، می دونم کسی در حد توانش کار می کنه و بهترین خودش رو انجام میده، منظور من این بود که سطح کل نقد و اصولی که همیشه ده خط فقط در موردش توضیح داده میشد و بعد می رسید به بررسی رمان، الان شده یک خط نصفه! منی چند تا رمان نوشتم بلدم اما اونی که نمی دونه از کجا بفهمه چطور اسم خوب پیدا کنه؟ حتی نگفتید عنوان باید چطور باشه و چرا مهمه از چه لحاظ بررسی میشه و ...

شماهم موفق باشید.

  • تشکر 1

1643830351710_ni8k.jpg

رمان کابوس افعی _ تخیلی

 

رمان ها:

دیگه نیستم _ تقدیرخونین _ عصیانگرقرن _ پس از تردید(چاپ شده) _ کابوس افعی

داستان ها:

زیرتخت _ ماژور _ شیشه شکسته _ آخرین لحظه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱۰ دقیقه قبل، سادات.۸۲ گفته است:

گلم من نه کار ایشون رو به سخره گرفتم و نه قصد توهین داشتم. اما طبق کار هایی که قبلا می دیدم و نقد رمان های قبلیم برای اولیه، واقعا تغییر بزایی توی کار ایجاد شده و خب من انتظار اون کار های قبلی رو داشتم که به حرف شما انتظار بی خودی بود! اوکی عذر می خوام که توقع زیادی داشتم!

در مورد سبک، اگر رمان رو بخونید متوجه میشید پس نمیشه با خوندن چند جمله که همه از زبان اول شخص هستند اون رو قضاوت کنید. منتقد که رمان رو خونده متوجه حرف و منظورم میشه.

من تحلیل نکردم؟ چون منتقد نبودم! منتقد باید تحلیل می کرد گلم. دفاع وظیفه منه فکر نکنم کار اشتباهی کرده باشم! درضمن این دفاع نبود گفتن چند نکته بود.

بحث ظرفیت کسی نیست، می دونم کسی در حد توانش کار می کنه و بهترین خودش رو انجام میده، منظور من این بود که سطح کل نقد و اصولی که همیشه ده خط فقط در موردش توضیح داده میشد و بعد می رسید به بررسی رمان، الان شده یک خط نصفه! منی چند تا رمان نوشتم بلدم اما اونی که نمی دونه از کجا بفهمه چطور اسم خوب پیدا کنه؟ حتی نگفتید عنوان باید چطور باشه و چرا مهمه از چه لحاظ بررسی میشه و ...

شماهم موفق باشید.

حرف شما صحیح اما بنده نگفتم شما توقع زیادی دارید! تنها گفتم بهتره که توقعتون رو کنترل کنید که خدای نکرده  باعث نشه حتی بهترین نقدها هم در نظرتون کم‌ارزش به نظر بیاد.

نیازی به خوندن رمان نیست کلیت جمله‌ها مشخص هستن اما بنده بازهم برای اینکه خیال شما راحت بشه، رمان شما رو می‌خونم و نتیجه رو اطلاع میدم.

همچنین بنده نگفتم که باید تحلیل می‌کردین! و متاسفم بنده جمله‌ی مربوط به این موضوع رو اشتباه متوجه شدم🌹

در مورد توضیحات ملاک‌ها، همه چیز با مرور زمان تغییر می‌کنه پس  این طبیعیه که روند کار ماهم تغییر کنه. همچنین منتقد کارش نقد کردنه نه آموزش دادن به نویسنده!

لطفا اگر بازهم صحبتی با بنده دارید، به خصوصی مراجعه کنید تا تاپیکتون شلوغ نشه وگرنه مجبورم اخر کار پیام‌هارو پاک کنم❤️

 

  • لایک 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • طراح گرافیک
۴ دقیقه قبل، همکار منتقد گفته است:

حرف شما صحیح اما بنده نگفتم شما توقع زیادی دارید! تنها گفتم بهتره که توقعتون رو کنترل کنید که خدای نکرده  باعث نشه حتی بهترین نقدها هم در نظرتون کم‌ارزش به نظر بیاد.

نیازی به خوندن رمان نیست کلیت جمله‌ها مشخص هستن اما بنده بازهم برای اینکه خیال شما راحت بشه، رمان شما رو می‌خونم و نتیجه رو اطلاع میدم.

همچنین بنده نگفتم که باید تحلیل می‌کردین! و متاسفم بنده جمله‌ی مربوط به این موضوع رو اشتباه متوجه شدم🌹

در مورد توضیحات ملاک‌ها، همه چیز با مرور زمان تغییر می‌کنه پس  این طبیعیه که روند کار ماهم تغییر کنه. همچنین منتقد کارش نقد کردنه نه آموزش دادن به نویسنده!

لطفا اگر بازهم صحبتی با بنده دارید، به خصوصی مراجعه کنید تا تاپیکتون شلوغ نشه وگرنه مجبورم اخر کار پیام‌هارو پاک کنم❤️

 

عزیزم منم یه زمانی توی تیم ها بودم و می دونم نباید توقع زیادی داشت و مطمئن باشید به یک کار حرفه ای هیچ وقت به دید چیز کم ارزش نگاه نخواهم کرد. این کار هم اصلا برام بی رازش یا کم ارزش نبود، بلکه خیلی هم لذت بردم فقط گفتم تا بدونید بهتره سطح کل کارا بالا تر بره.

نیاز نیست رمان رو بخونید، چون خودم می دونم درستن نیاز نیست خیالم راحت بشه. این سبک خودمه 💙

خوشحالم که اشتباهتون رو قبول می کنید و این خیلی برام ارزشمنده که مغرور نیستید 💙

بله با مرور زمان تغییر می کنه و اونکه در را پیشرفت بیشتر تغییر کنه بهتره نه که پایین بیاد... 💙

صحبتی نیست، حرف هام رو زدم. اگر ناخواسته ناراحتتون کردم بدونید قصدی نداشتم و صمیمانه عذرمی خوام. من یکم سخت گیر و حساسم و کلا همه می دونن متاسفانه دست خودم نیست 🤦‍♀️💙 موفق باشید.

  • تشکر 1

1643830351710_ni8k.jpg

رمان کابوس افعی _ تخیلی

 

رمان ها:

دیگه نیستم _ تقدیرخونین _ عصیانگرقرن _ پس از تردید(چاپ شده) _ کابوس افعی

داستان ها:

زیرتخت _ ماژور _ شیشه شکسته _ آخرین لحظه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱ دقیقه قبل، سادات.۸۲ گفته است:

عزیزم منم یه زمانی توی تیم ها بودم و می دونم نباید توقع زیادی داشت و مطمئن باشید به یک کار حرفه ای هیچ وقت به دید چیز کم ارزش نگاه نخواهم کرد. این کار هم اصلا برام بی رازش یا کم ارزش نبود، بلکه خیلی هم لذت بردم فقط گفتم تا بدونید بهتره سطح کل کارا بالا تر بره.

نیاز نیست رمان رو بخونید، چون خودم می دونم درستن نیاز نیست خیالم راحت بشه. این سبک خودمه 💙

خوشحالم که اشتباهتون رو قبول می کنید و این خیلی برام ارزشمنده که مغرور نیستید 💙

بله با مرور زمان تغییر می کنه و اونکه در را پیشرفت بیشتر تغییر کنه بهتره نه که پایین بیاد... 💙

صحبتی نیست، حرف هام رو زدم. اگر ناخواسته ناراحتتون کردم بدونید قصدی نداشتم و صمیمانه عذرمی خوام. من یکم سخت گیر و حساسم و کلا همه می دونن متاسفانه دست خودم نیست 🤦‍♀️💙 موفق باشید.

🌹

  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 4 هفته بعد...
  • طراح گرافیک

@همکار منتقد درود خسته نباشید. من دوباره امدم. از پارت 41 تا 80💙

ویرایش شده توسط سادات.۸۲

1643830351710_ni8k.jpg

رمان کابوس افعی _ تخیلی

 

رمان ها:

دیگه نیستم _ تقدیرخونین _ عصیانگرقرن _ پس از تردید(چاپ شده) _ کابوس افعی

داستان ها:

زیرتخت _ ماژور _ شیشه شکسته _ آخرین لحظه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

16 ساعت قبل، سادات.۸۲ گفته است:

@همکار منتقد درود خسته نباشید. من دوباره امدم. از پارت 41 تا 80💙

با سلام. 

متاسفانه نقد اولیه دوباره صورت نمیگیره. 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • طراح گرافیک
2 ساعت قبل، مدیر منتقد گفته است:

با سلام. 

متاسفانه نقد اولیه دوباره صورت نمیگیره. 

دوباره نیست، چون رمان زیاده قرار شد بخش بخش انجام بشه. اول پارت ۱ تا ۴۰ بود و الان ۴۱ تا ۸۰

1643830351710_ni8k.jpg

رمان کابوس افعی _ تخیلی

 

رمان ها:

دیگه نیستم _ تقدیرخونین _ عصیانگرقرن _ پس از تردید(چاپ شده) _ کابوس افعی

داستان ها:

زیرتخت _ ماژور _ شیشه شکسته _ آخرین لحظه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 ساعت قبل، سادات.۸۲ گفته است:

دوباره نیست، چون رمان زیاده قرار شد بخش بخش انجام بشه. اول پارت ۱ تا ۴۰ بود و الان ۴۱ تا ۸۰

جیگرم ما نقد اولیه رو با این تعداد پارت زیاد انجام نمیدیم و اکثرا رمان های زیر 60 و بالای 40 پارت مورد بررسی قرار میگیرن. شما میتونید درخواست نقد حرفه‌ای کنید هرچند که توصیه می‌کنم بعد از اتمام رمان درخواست کنید تا رمان کامل مورد بررسی قرار بگیره. 

  • لایک 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • طراح گرافیک
11 دقیقه قبل، مدیر منتقد گفته است:

جیگرم ما نقد اولیه رو با این تعداد پارت زیاد انجام نمیدیم و اکثرا رمان های زیر 60 و بالای 40 پارت مورد بررسی قرار میگیرن. شما میتونید درخواست نقد حرفه‌ای کنید هرچند که توصیه می‌کنم بعد از اتمام رمان درخواست کنید تا رمان کامل مورد بررسی قرار بگیره. 

اخه رمان طولانیه شاید به چهارصد پارت برسه اون وقت واسه ویرایش و نقد حرفه ای تقریبا اسفالت میشم🚶🏼‍♀️ هیچ راهی نداره؟

  • لایک 1

1643830351710_ni8k.jpg

رمان کابوس افعی _ تخیلی

 

رمان ها:

دیگه نیستم _ تقدیرخونین _ عصیانگرقرن _ پس از تردید(چاپ شده) _ کابوس افعی

داستان ها:

زیرتخت _ ماژور _ شیشه شکسته _ آخرین لحظه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱ ساعت قبل، سادات.۸۲ گفته است:

اخه رمان طولانیه شاید به چهارصد پارت برسه اون وقت واسه ویرایش و نقد حرفه ای تقریبا اسفالت میشم🚶🏼‍♀️ هیچ راهی نداره؟

بازنویسی خوبه رمان رو کامل‌تر میکنه(خنده-) 

نه متاسفانه 

  • غمگین 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.
 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...