رفتن به مطلب

معرفی و نقد رمان ویان| بیتا فولادی کاربر انجمن نودهشتیا


 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

نام رمان: ویان 

نام نویسنده: بیتافولادی 

منتظر نقدهاتون هستم عزیزان❤🧡

ویرایش شده توسط مدیر منتقد
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام @15Bita  جآن

از رمانت خوشم اومد، خلاصه ش خوب بود، شاید کمی تغییرش میدادی بهتر میشد... رمانت مقدمه نداشت؟

ایده ی خوبی داشت و لحن رو هم رعایت کرده بودی، اشتباه تایپی نداشتی و علامت های نگارشی را رعایت کردی، در کل خیلی خوب بود، من خودشم اومد،  موفق باشی جآنم

spacer.png

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

4 ساعت قبل، Asma,N گفته است:

سلام @15Bita  جآن

از رمانت خوشم اومد، خلاصه ش خوب بود، شاید کمی تغییرش میدادی بهتر میشد... رمانت مقدمه نداشت؟

ایده ی خوبی داشت و لحن رو هم رعایت کرده بودی، اشتباه تایپی نداشتی و علامت های نگارشی را رعایت کردی، در کل خیلی خوب بود، من خودشم اومد،  موفق باشی جآنم

وای مرسی از لطفت اسما جانم خیلی ممنون 🥰😘♥️

چرا داشت ولی فراموش کرده بودم بزارمش الان گذاشتم🤦‍♀️😻

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

21 دقیقه قبل، سحرصادقیان گفته است:

سلام جان دل میشه یه توضیحی راجب اسم رمانت بدی کنجکاو شدم

ویان یعنی چی؟

سلام عزیزم، بله چرا که نه

ویان یک اسم از ریشه کردی به معنای عشق:)

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام گل دختر. ایشالله که حال ودلت خوب باشه. @15Bita

از اونجایی که قادر نیستم توی نمایه پیام بدم، به صفحه نقدت اومدم و نظرم رو بهت میگم گلی.😄

***

رمانت رو قبل از اینکه انجمن پاک بشه دنبال می‌کردم. نام کاراکتر اصلی رو خیلی دوست دارم. هناس! دلنشینه و حس خوبی به آدم میده.

اگر اشتباه نکنم اسم آقا پسری که هناس دوستش داره، روژمان هست. رمانت به حول خونواده‌ای کرد تبار میچرخه. هناس قراره به اجبار خونوادش با مردی که هیچ حسی نسبت بهش نداره ازدواج کنه.

رمان با این موضوع، مسلما زیاد هست، که آخرش دخترخانم با طرف ازدواج نمی‌کنه و با کسی که دوستش داره ازدواج می‌کنه.

هنوز پارت  زیادی از رمان گذاشته نشده و حقیقتا نمی‌دونم قراره چه اتفاقی بیوفته و ترجیح میدم حدسی نزنم.

نظری درمورد خلاصه و مقدمه نمیدم، چون هر نویسنده‌ای سبک خودش رو توی خلاصه نوشتن داره و من به سبکش احترام میذارم.

رمانت جالبه و خوشحال میشم وقتی پذرت گذاشتی منو تگ کنی، و شاید، شاید وقتی رمانت بیشتر پارت‌گذاری شد، با یه نقد بهت سر بزنم گلی.

آرزوی موفقیت برات دارم.😇😇😍😙

معمایی درآمیخته با گذشته‌ای دفن شده:

رمان فراغ‌بال

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱ ساعت قبل، Narges.Sh گفته است:

سلام گل دختر. ایشالله که حال ودلت خوب باشه. @15Bita

از اونجایی که قادر نیستم توی نمایه پیام بدم، به صفحه نقدت اومدم و نظرم رو بهت میگم گلی.😄

***

رمانت رو قبل از اینکه انجمن پاک بشه دنبال می‌کردم. نام کاراکتر اصلی رو خیلی دوست دارم. هناس! دلنشینه و حس خوبی به آدم میده.

اگر اشتباه نکنم اسم آقا پسری که هناس دوستش داره، روژمان هست. رمانت به حول خونواده‌ای کرد تبار میچرخه. هناس قراره به اجبار خونوادش با مردی که هیچ حسی نسبت بهش نداره ازدواج کنه.

رمان با این موضوع، مسلما زیاد هست، که آخرش دخترخانم با طرف ازدواج نمی‌کنه و با کسی که دوستش داره ازدواج می‌کنه.

هنوز پارت  زیادی از رمان گذاشته نشده و حقیقتا نمی‌دونم قراره چه اتفاقی بیوفته و ترجیح میدم حدسی نزنم.

نظری درمورد خلاصه و مقدمه نمیدم، چون هر نویسنده‌ای سبک خودش رو توی خلاصه نوشتن داره و من به سبکش احترام میذارم.

رمانت جالبه و خوشحال میشم وقتی پذرت گذاشتی منو تگ کنی، و شاید، شاید وقتی رمانت بیشتر پارت‌گذاری شد، با یه نقد بهت سر بزنم گلی.

آرزوی موفقیت برات دارم.😇😇😍😙

سلام نرگس عزیزم، همچنین امیدوارم حال تو هم خوب باشه:)

بله درسته رمانم موضوعش همینه و شاید کلیشه باشه، ولی اتفاقاتی که داخل رمان میفته، کش مکش ها و فراز و نشیب های رمان که نباید کلیشه باشه و اتفاقاتی که برای شخص داخل رمان میفته^^

حتما عزیزم و اینکه خیلی خوشحال شدم از اینکه رمانم و نقد کردی و کلی ذوق کردم، مرسی از لطفت 😘🥰

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام @15Bitaجونم 

اسم رمانت خیلی خوبه اسم دختر رمان هست اگه بخوام از لحاظ کلیشه بودن بهش نگاه کنیم از دو جنبه قابل بررسی هستش؛ 

از نظر اول چون که کلمات کلیشه ای مثل عشق، معشوق، شب و غیره در اون وجود نداره پس کلیشه ای محسوب نمیشه.

از نظر دوم چون ماهیت اسم رمان شما یک اسم دخترانه است کلیشه محسوب میشه مثل رمان های مرتضی مودپ پور که رمان هایی مثل پریچهر، یاسمن و گندم دارند یا سریال هایی مثل کیمیا، ستایش، حورا و غیره که موردهای از این دست کم هم نیست.

اما به نظر من مقوله سریال جداست پس اسم رمان شما در مجموع کلیشه محسوب نمیشه و بسیار هم زیباست. 

عزیزم ژانرهات صحیح بود ولی بهتر  هست که ژانر تراژدی هم قبل از اجتماعی اضافی می کردید چون موضوع رمان درباره سختی های رسیدن به معشقوق هست و غمگین هم هست.

خلاصه هم خوب بود فقط زیادی محتوای داستان را برای خواننده آشکار کرده بود.

 

عزیزم ایده رمان شما رو زیاد دیدیم ولی قلم خوبی که دارید من رو مشتاق می کنه که رمان شمارو بخونم. به شخصه دوس دارم دختر. داستان به هیوا برسه چون شخصیت های زورگو رو دوس دارم😁

خب در کل خوب بود

با اترژی ادامه بده گلم 💚🙃 

 

#رمان ‏👑ᖵ🅕̉e͇t̉n͇ẻ ͇z̉i͇b̉a꯭͇🦋⟧  

مطمئن باش اسم تو رو شاید دیر یاد گرفته باشم؛ ولی هیچ وقت قرار نیست فراموش کنم! 

*****

- آلی‌یوش بهتره اونجور نخندی!      

آلی‌یوش بهت زده، فقط نگاه کرد. مارگارت ادامه داد. 

- داری کار خودت رو سخت تر می‌کنی، باعث میشه دیگه یه قدم‌هم پا پس نکشم برا داشتنت.

 #  رمان مـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜن کـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜه نمـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜیـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜ‌دانسـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜتـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜمـ◌ٜٜٜٜٜٜٜ͜͡✤ْـْٜٜٜٜ

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

3 ساعت قبل، Atlas _sa گفته است:

سلام @15Bitaجونم 

اسم رمانت خیلی خوبه اسم دختر رمان هست اگه بخوام از لحاظ کلیشه بودن بهش نگاه کنیم از دو جنبه قابل بررسی هستش؛ 

از نظر اول چون که کلمات کلیشه ای مثل عشق، معشوق، شب و غیره در اون وجود نداره پس کلیشه ای محسوب نمیشه.

از نظر دوم چون ماهیت اسم رمان شما یک اسم دخترانه است کلیشه محسوب میشه مثل رمان های مرتضی مودپ پور که رمان هایی مثل پریچهر، یاسمن و گندم دارند یا سریال هایی مثل کیمیا، ستایش، حورا و غیره که موردهای از این دست کم هم نیست.

اما به نظر من مقوله سریال جداست پس اسم رمان شما در مجموع کلیشه محسوب نمیشه و بسیار هم زیباست. 

عزیزم ژانرهات صحیح بود ولی بهتر  هست که ژانر تراژدی هم قبل از اجتماعی اضافی می کردید چون موضوع رمان درباره سختی های رسیدن به معشقوق هست و غمگین هم هست.

خلاصه هم خوب بود فقط زیادی محتوای داستان را برای خواننده آشکار کرده بود.

 

عزیزم ایده رمان شما رو زیاد دیدیم ولی قلم خوبی که دارید من رو مشتاق می کنه که رمان شمارو بخونم. به شخصه دوس دارم دختر. داستان به هیوا برسه چون شخصیت های زورگو رو دوس دارم😁

خب در کل خوب بود

با اترژی ادامه بده گلم 💚🙃 

 

سلام عزیزم^^

خیلی خوشحال شدم از اینکه این نظرات فوق العاده ارزشمندت رو دیدم ، و اینکه رمان من اسمش ویان هست ولی اسم شخصیت اصلی نیست، ویان نه تنها اسم بلکه یک کلمه کردی به معنای عشق هست.

بله تقریبا ایده رمان من زیاد بوده ولی خوب فراز و نشیب ها با هم یکسان نیستن و من تمام سعی خودم رو می‌کنم حتی اگر محتوای رمان کلیشه باشه بتونه خواننده رو جذب کنه، ممنونم از اینکه این نظر دادی و وقت با ارزشت رو صرف خوندن رمانم کردی:)

😘🥰

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام عزیزم خسته نباشی رمانت خیلی قشنگ و عالی به نظر میاد🤩🥰

ولی درمورد خلاصه، میتونی یکم جذاب تر بنویسی

جمله هایی مثلا آیا .... در خلاصه نویسی یکم کلیشه ای شده و اگر به جاش مثلا بنویسی 

باید دید فلانی میتونه فلان کار را انجام بده، یا تقدیر برایش جور دیگه ای رقم خورده

میتونه به جذابیت رمانت رضافه ‌ کنه☺ موفق باشی

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

3 دقیقه قبل، DrHESS8 گفته است:

سلام عزیزم خسته نباشی رمانت خیلی قشنگ و عالی به نظر میاد🤩🥰

ولی درمورد خلاصه، میتونی یکم جذاب تر بنویسی

جمله هایی مثلا آیا .... در خلاصه نویسی یکم کلیشه ای شده و اگر به جاش مثلا بنویسی 

باید دید فلانی میتونه فلان کار را انجام بده، یا تقدیر برایش جور دیگه ای رقم خورده

میتونه به جذابیت رمانت رضافه ‌ کنه☺ موفق باشی

مرسی عزیزم، بله حتما سعی میکنم خلاصه رو بهتر بنویسم و یکم تغییرش بدم، بازهم خیلی مرسی❤🥰😘

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هفت پارت برای یه نقد درست درمون زیاد کفاف نمیده؛ ولی از اونجایی که نقطه شروع و آغازی برای اوج‌گیری منطقی روایتت محسوب میشه،  خوندمش و از این لحاظ نقد کوتاهی برات دارم‌. 

میگن نویسنده خوب کسیه که با علم باینکه داره کلیشه می‌نویسه، جوری روایت رو نقل کنه که مخاطب هم با علم باینکه داره کلیشه می‌خونه، موضوع رو دنبال کنه و رمان رو بخونه‌. "ویان" هم از این قائده کلیشه‌نویسی مستثنی نیست؛ ولی سوال اصلی اینجاست که آیا به اندازه کافی جذاب هم هست که خواننده رو دنبال خودش بکشونه؟  پیشنهاد می‌کنم اگه علاقه‌    نداری که وجه‌های مختلف رمانت رو کمی بولدتر و واقعی‌تر بسنجی، نقدم رو دیگه حتی ادامه‌ هم ندی. اما اگر نه، باید بگم که تا اینجای رمان، جواب سوالی که پرسیدم برای من "نه" هست‌. حالا چرا؟ بیا یه دور دیگه پارت اولت رو باهم مرور کنیم. مقصود و پیامِ اصلی پارت اول چی بود؟ "هناس عاشق مردی بنام روژمان است ولی پدرش به این وصلت رضا نداده و هناس مجبور است با هیوا ازدواج کند؛ کسی که حتی ذره‌ای، دوستش ندارد."  مگه نه؟ بذار رک بگم که من توی نقدهام، خیلی خلاصه و شناسنامه‌ی رمان رو کنکاش نمی‌کنم؛ اما خلاصه‌ی شما جای بحث داره‌‌.  می‌پرسی چرا؟ چون دقیقا کل موضوع رو لو داده که سایه‌ش، حتی روی پارت اول رمانت هم افتاده! حتی اگر خلاصه رو همینجور که هست بپذیریم، دلیلت برای اینکه توی پارت اول، دوباره کل رمان رو لو دادی چی بوده؟ اینجا بیا یه پرانتز باز کنیم تا یچیزی بهت بگم.

معمولا نویسنده‌ها برای مخاطب‌هاشون در ابتدای رمان‌ها، دو مدل دام پهن می‌کنن. مدل اول جوریه که میان حساس‌ترین نقطه رمانشون رو به‌تصویر می‌کشن و بعد فلش‌بک می‌زنن به اتفاقات واقعه قبل از اون، و  یا از روزمره‌ها شروع می‌کنن و به ‌اصطلاح برای مخاطب شمارش معکوس روشن می‌کنن که آقا، بعد از مثلا این ده پارت، یه بمب هست؛ منتظرش باشید! و مخاطب منتظر می‌مونه. البته "اگر" که همون نثرهای ساده و روزمره رمان، بتونن جذبش کنن.

پرانتز و ببندیم و برگردیم به پارت اول ویان. همونطور که گفتم، تو توی پارت اول موضوع کلی رمان رو برای مخاطب لو دادی و اونقدر کنش ایجاد نکردی که عموم مخاطب‌هایی که رمان رو می‌خونن، مجاب بشن که اون رو ادامه بدن. حتی اگر زیرمجموعه و زیرموضوع‌هایی که برای رمان در نظر گرفتی عالی باشن، بازم توی پارتای نخستین، ضعیف عمل کردی. دیدم که توی نقدهای قبلی، به یکی از منتقدینت گفتی که بااینکه موضوع کلیشه‌ست، زیرمجموعه‌های جالبی برای رمان در نظر داری و در آینده واسه مخاطب رو می‌کنی.  ولی با پارت اولت، قبل از اینکه حتی از یدونه از تیرهای ترکشت استفاده کرده باشی، هدف رو از دست دادی. بهتر نبود یدونه از اون برگای برنده‌ت رو همون ابتدا واسه مخاطب رو می‌کردی؟ یجوری که مجابش کنی که رمان تو، کلیشه نیست! زیرمجموعه‌هاش جالبن و تو برنامه‌های زیادی واسش داری. اگه بخوام برات مثال بزنم، مثلا میتونستی از همون جایی که توی رمان ذکر کردی که توی یکی از دیدارهای قایمکی روژمان و هناس برادرش سر میرسه و روژمان رو کتک می‌زنه استفاده کنی.(؟) بنظرت خیلی جذاب نمیشه؟ دوتا شخصیت اصلی درحال دل‌و‌قلوه دادنن که یهو بومب. داداش هناس سر میرسه و کتک‌کاری می‌شه. این فقط یه مثال بود که برات زدم تا ببینی راه‌ و روش‌های خیلی زیادی برای شروع یک رمان (که یکی از اصلی‌ترین المان‌های رمان محسوب میشه) وجود داره‌.

مبانی دیگه‌ای که بهشون زیاد اشاره نکردم، دَرِشون خوب عمل کرده بودی. مثل شخصیت‌پردازی، توصیف حالات، عکس‌العمل‌ها، کنش‌ها و واکنش‌هایی که عموما هم حول شخصیت هناس می‌چرخیدن؛ ولی تقریبا قوی بودن. 

در آخر، به‌قول یکی از عزیزترین دوستام، باید بگم که هیچکس به‌جز تو نمیتونه این اثر رو به تحریر در بیاره. پس با قدرت ادامه بده و، موفق باشی رفیق.

پانوشت: زیر پارتای بعدی، اسم خودم رو به‌عنوان یکی از تگ‌شده‌ها ببینم، لطفا.

@15Bita

 

ویرایش شده توسط نوازش
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام عزیزم خسته نباشی

خب این خیلی خوبه که به زبان نوشتاری می‌نویسی و این یه نکته‌ی مثبت حساب می‌شه.

فضاسازی رمان جای کار بیشتری داره به نظرم به طور مثال توصیف چهر‌ه‌ی شخصیت‌ها و توصیف مکانی که اتفاقات  در اون جان رخ می‌ده مثل اتاق هناس یا فضای روستا.

خلاصه رو که خوندم به نظرم مثل خلاصه‌ی رمان‌های دیگه بود که با این موضوع شروع می‌شن اما، ادامه دادم و پارت‌ها رو هم خوندم ، قلمت زیباست ، اما موضوع رمان تا حدودی تکراری هست که البته امیدوارم در پارت‌های بعدی از این نکته فاصله بگیره.

غلط املایی نداشتی و احساسات و حالت‌های    رفتاری شخصیتها خوب بیان شده بود👌 

 ولی تا همین‌جا از خوندنش لذت بردم و دوست‌دارم ادامه‌ی رمان رو هم بخونم😊

موفق باشی دوست عزیز🌹

ویرایش شده توسط niloofar.h
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

4 ساعت قبل، نوازش گفته است:

هفت پارت برای یه نقد درست درمون زیاد کفاف نمیده؛ ولی از اونجایی که نقطه شروع و آغازی برای اوج‌گیری منطقی روایتت محسوب میشه،  خوندمش و از این لحاظ نقد کوتاهی برات دارم‌. 

میگن نویسنده خوب کسیه که با علم باینکه داره کلیشه می‌نویسه، جوری روایت رو نقل کنه که مخاطب هم با علم باینکه داره کلیشه می‌خونه، موضوع رو دنبال کنه و رمان رو بخونه‌. "ویان" هم از این قائده کلیشه‌نویسی مستثنی نیست؛ ولی سوال اصلی اینجاست که آیا به اندازه کافی جذاب هم هست که خواننده رو دنبال خودش بکشونه؟  پیشنهاد می‌کنم اگه علاقه‌    نداری که وجه‌های مختلف رمانت رو کمی بولدتر و واقعی‌تر بسنجی، نقدم رو دیگه حتی ادامه‌ هم ندی. اما اگر نه، باید بگم که تا اینجای رمان، جواب سوالی که پرسیدم برای من "نه" هست‌. حالا چرا؟ بیا یه دور دیگه پارت اولت رو باهم مرور کنیم. مقصود و پیامِ اصلی پارت اول چی بود؟ "هناس عاشق مردی بنام روژمان است ولی پدرش به این وصلت رضا نداده و هناس مجبور است با هیوا ازدواج کند؛ کسی که حتی ذره‌ای، دوستش ندارد."  مگه نه؟ بذار رک بگم که من توی نقدهام، خیلی خلاصه و شناسنامه‌ی رمان رو کنکاش نمی‌کنم؛ اما خلاصه‌ی شما جای بحث داره‌‌.  می‌پرسی چرا؟ چون دقیقا کل موضوع رو لو داده که سایه‌ش، حتی روی پارت اول رمانت هم افتاده! حتی اگر خلاصه رو همینجور که هست بپذیریم، دلیلت برای اینکه توی پارت اول، دوباره کل رمان رو لو دادی چی بوده؟ اینجا بیا یه پرانتز باز کنیم تا یچیزی بهت بگم.

معمولا نویسنده‌ها برای مخاطب‌هاشون در ابتدای رمان‌ها، دو مدل دام پهن می‌کنن. مدل اول جوریه که میان حساس‌ترین نقطه رمانشون رو به‌تصویر می‌کشن و بعد فلش‌بک می‌زنن به اتفاقات واقعه قبل از اون، و  یا از روزمره‌ها شروع می‌کنن و به ‌اصطلاح برای مخاطب شمارش معکوس روشن می‌کنن که آقا، بعد از مثلا این ده پارت، یه بمب هست؛ منتظرش باشید! و مخاطب منتظر می‌مونه. البته "اگر" که همون نثرهای ساده و روزمره رمان، بتونن جذبش کنن.

پرانتز و ببندیم و برگردیم به پارت اول ویان. همونطور که گفتم، تو توی پارت اول موضوع کلی رمان رو برای مخاطب لو دادی و اونقدر کنش ایجاد نکردی که عموم مخاطب‌هایی که رمان رو می‌خونن، مجاب بشن که اون رو ادامه بدن. حتی اگر زیرمجموعه و زیرموضوع‌هایی که برای رمان در نظر گرفتی عالی باشن، بازم توی پارتای نخستین، ضعیف عمل کردی. دیدم که توی نقدهای قبلی، به یکی از منتقدینت گفتی که بااینکه موضوع کلیشه‌ست، زیرمجموعه‌های جالبی برای رمان در نظر داری و در آینده واسه مخاطب رو می‌کنی.  ولی با پارت اولت، قبل از اینکه حتی از یدونه از تیرهای ترکشت استفاده کرده باشی، هدف رو از دست دادی. بهتر نبود یدونه از اون برگای برنده‌ت رو همون ابتدا واسه مخاطب رو می‌کردی؟ یجوری که مجابش کنی که رمان تو، کلیشه نیست! زیرمجموعه‌هاش جالبن و تو برنامه‌های زیادی واسش داری. اگه بخوام برات مثال بزنم، مثلا میتونستی از همون جایی که توی رمان ذکر کردی که توی یکی از دیدارهای قایمکی روژمان و هناس برادرش سر میرسه و روژمان رو کتک می‌زنه استفاده کنی.(؟) بنظرت خیلی جذاب نمیشه؟ دوتا شخصیت اصلی درحال دل‌و‌قلوه دادنن که یهو بومب. داداش هناس سر میرسه و کتک‌کاری می‌شه. این فقط یه مثال بود که برات زدم تا ببینی راه‌ و روش‌های خیلی زیادی برای شروع یک رمان (که یکی از اصلی‌ترین المان‌های رمان محسوب میشه) وجود داره‌.

مبانی دیگه‌ای که بهشون زیاد اشاره نکردم، دَرِشون خوب عمل کرده بودی. مثل شخصیت‌پردازی، توصیف حالات، عکس‌العمل‌ها، کنش‌ها و واکنش‌هایی که عموما هم حول شخصیت هناس می‌چرخیدن؛ ولی تقریبا قوی بودن. 

در آخر، به‌قول یکی از عزیزترین دوستام، باید بگم که هیچکس به‌جز تو نمیتونه این اثر رو به تحریر در بیاره. پس با قدرت ادامه بده و، موفق باشی رفیق.

پانوشت: زیر پارتای بعدی، اسم خودم رو به‌عنوان یکی از تگ‌شده‌ها ببینم، لطفا.

@15Bita

 

سلام عزیزم، ممنونم بابت نقدت=)

اما...  خوب اول از همه بگم، که رمان من شاید کلیشه باشه، ولی باز هم  تاکید می‌کنم که یک موضوع حتی اگر کلیشه ای باشه میشه با پر و بال دادن به اون، باعث جذب خواننده بشه.

نميگم قلمم خیلی قوی، ولیکن خوب من نویسنده خیلی معروفی نیستم، که ایراد نداشته باشم، حتی معروف ترین نویسنده ها هم گاهی عارض اشتباه در نوشتن می‌شن،  اکثریت نویسنده سبک نوشته اشون متفاوت هست و همه مثل هم نمی‌نویسن!!

و خوب اینکه اسم رمان، که گفتید کلیشه نیست اما جذاب هم نیست ، بله ما رمان هایی داریم که دارای یک کلمه هستن که حتی معنیش رو نمیدونیم ولی...

معنی اون کلمه زیباست و اینش مهم، اسم رمان من ویان هست که یک کلمه با ریشه کردی و به معنی عشق و دلبستگی، پس میشه گفت به رمان میاد و همین که خیلی ها معنی کلمه رو نمی‌دونن، جذب خوندن می‌شن تا بلکه به معنی اون کلمه برسن.

و اینکه همونطور که به نرگس جان عزیزم هم گفتم، رمان قراره به جاهای زیبایی برسه که شاید همین به دور از کلیشه و یا باعث جذب بیشتر نسبت به رمان بشه.

باز هم ممنون از نقد زیباتون=)

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

4 ساعت قبل، niloofar.h گفته است:

سلام عزیزم خسته نباشی

خب این خیلی خوبه که به زبان نوشتاری می‌نویسی و این یه نکته‌ی مثبت حساب می‌شه.

فضاسازی رمان جای کار بیشتری داره به نظرم به طور مثال توصیف چهر‌ه‌ی شخصیت‌ها و توصیف مکانی که اتفاقات  در اون جان رخ می‌ده مثل اتاق هناس یا فضای روستا.

خلاصه رو که خوندم به نظرم مثل خلاصه‌ی رمان‌های دیگه بود که با این موضوع شروع می‌شن اما، ادامه دادم و پارت‌ها رو هم خوندم ، قلمت زیباست ، اما موضوع رمان تا حدودی تکراری هست که البته امیدوارم در پارت‌های بعدی از این نکته فاصله بگیره.

غلط املایی نداشتی و احساسات و حالت‌های    رفتاری شخصیتها خوب بیان شده بود👌 

 ولی تا همین‌جا از خوندنش لذت بردم و دوست‌دارم ادامه‌ی رمان رو هم بخونم😊

موفق باشی دوست عزیز🌹

سلام نیلوفر عزیزم، همچنین جانم^^

بله، اما خوب من سعی کردم تا یک حدودی، توصیفات رو زیاد کنم، که شاید موفق هم نبودم.

ممنون بابت لطفت و وقت ارزشمندت که صرف خوندن رمان من کردی🥰💞

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

3 دقیقه قبل، 15Bita گفته است:

سلام عزیزم، ممنونم بابت نقدت=)

اما...  خوب اول از همه بگم، که رمان من شاید کلیشه باشه، ولی باز هم  تاکید می‌کنم که یک موضوع حتی اگر کلیشه ای باشه میشه با پر و بال دادن به اون، باعث جذب خواننده بشه.

نميگم قلمم خیلی قوی، ولیکن خوب من نویسنده خیلی معروفی نیستم، که ایراد نداشته باشم، حتی معروف ترین نویسنده ها هم گاهی عارض اشتباه در نوشتن می‌شن،  اکثریت نویسنده سبک نوشته اشون متفاوت هست و همه مثل هم نمی‌نویسن!!

و خوب اینکه اسم رمان، که گفتید کلیشه نیست اما جذاب هم نیست ، بله ما رمان هایی داریم که دارای یک کلمه هستن که حتی معنیش رو نمیدونیم ولی...

معنی اون کلمه زیباست و اینش مهم، اسم رمان من ویان هست که یک کلمه با ریشه کردی و به معنی عشق و دلبستگی، پس میشه گفت به رمان میاد و همین که خیلی ها معنی کلمه رو نمی‌دونن، جذب خوندن می‌شن تا بلکه به معنی اون کلمه برسن.

و اینکه همونطور که به نرگس جان عزیزم هم گفتم، رمان قراره به جاهای زیبایی برسه که شاید همین به دور از کلیشه و یا باعث جذب بیشتر نسبت به رمان بشه.

باز هم ممنون از نقد زیباتون=)

عاخ. سلآم.

آم، گلم من توی نقدم اصلا صحبتی راجب عنوان رمانت نکردم. نوشتم حول سیر خود رمان می‌چرخید، زیاد شناسنامه رمان رو کنکاش نکردم. کجا گفتم که عنوان رمان کلیشه‌ست!؟

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 دقیقه قبل، نوازش گفته است:

عاخ. سلآم.

آم، گلم من توی نقدم اصلا صحبتی راجب عنوان رمانت نکردم. نوشتم حول سیر خود رمان می‌چرخید، زیاد شناسنامه رمان رو کنکاش نکردم. کجا گفتم که عنوان رمان کلیشه‌ست!؟

 

نه عزیزم، گفتم شما گفتید که نام رمانم کلیشه نیست.

باز هم خیلی ممنونم، امیدوارم حداقل کمی ارزش برای خوندن داشته باشه، باز هم خیلی ممنون از نقد پر محتواتون🥰😍😘💞

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 دقیقه قبل، 15Bita گفته است:

نه عزیزم، گفتم شما گفتید که نام رمانم کلیشه نیست.

باز هم خیلی ممنونم، امیدوارم حداقل کمی ارزش برای خوندن داشته باشه، باز هم خیلی ممنون از نقد پر محتواتون🥰😍😘💞

گل من، معلومه که ارزش خوندن داره. هدف والای یک منتقد، تنها و تنها کمک به بهبود سطح قلم یه نویسنده‌ست. امیدوارم که موفق باشی، و من رو تگ کن زیر پارتا. ^^

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

15 دقیقه قبل، 15Bita گفته است:

سلام نیلوفر عزیزم، همچنین جانم^^

بله، اما خوب من سعی کردم تا یک حدودی، توصیفات رو زیاد کنم، که شاید موفق هم نبودم.

ممنون بابت لطفت و وقت ارزشمندت که صرف خوندن رمان من کردی🥰💞

خواهش می‌کنم بیتا جان موفق باشی💙😊

ویرایش شده توسط niloofar.h
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

43 دقیقه قبل، نوازش گفته است:

گل من، معلومه که ارزش خوندن داره. هدف والای یک منتقد، تنها و تنها کمک به بهبود سطح قلم یه نویسنده‌ست. امیدوارم که موفق باشی، و من رو تگ کن زیر پارتا. ^^

چشم حتما^^

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خسته نباشی عزیزم💚

متن  ادبیت رو دوست داشتم و خوب تا پارت هفتم رعایت شده بود.موضوع رمانت و بازگو کردن شخصیت‌هاهم خوب بود.

نکته‌ای که می‌بگم اینه که از نیم فاصله استفاده نکردی.داخل دیالوگ‌ها بعضی‌جاهاش رو ادبی نوشتی مثل «اون رو» درحالی که ما در گفت‌وگو می‌گیم اونو و چند مورد مشابه این.

درکل دوستش داشتم و خسته نباشی.

 

یه سوال دارم که ویان یعنی چی؟

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 دقیقه قبل، melcmy گفته است:

خسته نباشی عزیزم💚

متن  ادبیت رو دوست داشتم و خوب تا پارت هفتم رعایت شده بود.موضوع رمانت و بازگو کردن شخصیت‌هاهم خوب بود.

نکته‌ای که می‌بگم اینه که از نیم فاصله استفاده نکردی.داخل دیالوگ‌ها بعضی‌جاهاش رو ادبی نوشتی مثل «اون رو» درحالی که ما در گفت‌وگو می‌گیم اونو و چند مورد مشابه این.

درکل دوستش داشتم و خسته نباشی.

 

یه سوال دارم که ویان یعنی چی؟

مرسی عزیزم، همچنین=)

ممنون از لطفت و اینکه، اون رو قبلا یکی از منتقد های قبلی بهم گفته بود که باید اینطوری بنویسم*_*

ممنون از وقتی که گذاشتی برای خوندن رمانم، ویان به معنی عشق و دلباختگی هست عزیزکم🥰

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...