رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

رمان مبحوس هور|@sara.rad کاربر انجمن نودهشتیا


Sara.rad
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

رمان :مبحوس هور

نام نویسنده:سارا راد

ژانر:عاشقانه_پلیسی

خلاصه:

گیج و مبهوتم بین دوراهی زندگی‌ام، احساساتم یا وظیفه‌ای که بر دوش‌ام است.

پریشان دلم که کدام یکی از آنها را مقدمتر از آن یکی بدانم که هرچه کنم من در این بین دوراهی می‌شکنم.

قلبم را جایی امانت گذاشته‌ام و وظیفه‌ام در دور دست‌هاست. نجات جان دخترانی بی‌نوا و بی‌گناه در دستان من است اما با این دل خجسته حالم چه کنم که ناجی‌اش تیره دل ا‌ست..

چون سرهنگی که سربازش را تنبیه می‌کند مرا عذاب می‌دهد با آن نگاه سردش و آن دل بی‌رحمش..

مقدمه:

انگار تو را دیدن جرم بود که عاشق شدن مجازاتم بود .
جرمی که مجازاتش دوری از توست.
باید از تو دور بمانم منی که نتوانم یک قدم فاصله از تو داشته باشم.
می‌دانی که جانی و جانانم، می‌روم تا جانم در امان باشد 
که در اخر این مجازاتم تو بمانی برایم .
مجازاتم شلاق و درد تیزی نیست، بلکه درد دوری از چشمانت است، دوری از خنده‌های نایابت.

 


 


 

ناظر: @Negin jamali

ویرایش شده توسط Sara.rad
ژانر رو ننوشته بودم😑
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر ارشد

o9m3_img_20210304_171929_930.jpg

سلام خدمت شما نويسنده ي گرامی، ضمن سپاس از انتخاب شما، ورودتان را خیر مقدم می‌گوییم

چنان‌ چه علاقه ای مبنی بر آشنایی بیشتر با قواعد رمان نویسی دارید؛ به این تالار مراجعه کنید:👇
https://forum.98ia2.ir/forum/17-آموزش-نویسندگی/

انجمن نودهشتیا در صدد بر آمده که رمان شما بی هیچ عیب و نقصی اصلاح گردد پس یک ویراستار همراه و یک راهنمای اولیه، برای شما در نظر گرفته ایم.

@مدیر راهنما

@مدیر منتقد

@مدیر ویراستار

به نکات زیر توجه کنید:👇
1. از نوشتن کلمات ممنوعه و هرگونه متن که موجب نقض اسلام شود، به شدت خوداری کنید.
2. قبل از ارسال پارت خود، یک دور مطالعه کنید و اشکالات نگارشی و املایی را رفع کنید.
3. از پرداختن به موضوع های کلیشه ای تا جایی که ممکن است دوری کنید.
4. پس از ارسال هر پارت، جهت ویرایش، به ویراستار خود اطلاع دهید.
5. اگر در بخشی از رمان نیاز مند کمک هستید، در تالار اتاق فکر نویسندگان تاپیک زده تا مدیران به هم اندیشی شما رسیدگی کنند.


درخشیدن و موفقیت را برای شما آرزومندیم. رضایت شما نویسنده ی فهیم موجب افتخار ماست.
اکنون رمان شما مورد تایید ما گردیده و قادر به پارت گذاری هستید.
🌹قلمتون مانا، یا علی.🌹
"تیم خوبه نودهشتیا"

comp_1_2_(1)_7hr0.gif

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

رمان مبحوس هور
#پارت_اول

^هورشاد^
کلید رو توی قفل می ندازم در باز میشه، کفش های راحتیم رو  در میارم. پاهام رو روی سرامیک سرد خونه می زارم؛ با قدم های آرومم مسیر راهرو باریک ورودی خونه رو تا  سمت هال پذیرایی طی می کنم.

خونه تو تاریکی مطلق فرو رفته بود و سکوت عجیبی خونه رو در بر گرفته بود. عجیب بود؛ هینا همیشه به استقبال من می یومد اما این دفعه خبری ازش نبود یعنی از کل خانواده خبری نبود.

نگرانی تو دلم خونه کرد حتما اتفاقی افتاده که نیستند 
با قدمای مطمئن تو اون تاریکی به سمت پریز برق میرم لامپ ها رو روشن می کنم .
کجا رفتند که به من خبر ندادند، چادرم رو از سرم در میارم روی دسته مبل می زارم. زیپ کیفم رو باز می کنم؛ گوشیم رو از بین اون همه وسایل در میارم. شماره هونام رو می گیرم و روی گوشم می زارم .

همون جور که صدای بوق تو گوشم می پیچه به سمت اتاق خودم و هینا میرم اما کسی اونجا نبود. به سمت اتاق هونام میرم؛ نزدیک در که میشم صدای زنگ گوشی هونام رو می شنوم.

تعجب می کنم از شنیدن صدای زنگ گوشی، در رو به ارومی باز می کنم. با روشن شدن چراغ اتاق و صدا جیغ هینا و سوت کشیدن های هونام متعجب به اون دوتا نگاه می کنم.

مامان و بابا هم پشتشون وایساده بودن، هینا ورجه ورجه کنان برف شادی رو بالای سرم می ریخت. هنوز مثل  مجسمه خشکم زده بود و متعجب نگاه شون می کردم.

قلبم از هیجان و ترس خودش رو محکم به قفسه سینه ام می کوبید.
نفسم به شماره افتاده بود، با لکنت می گم:
-چی..شده؟ چه..خبره ا..ااینجا؟ نزدیک بود سکته...کنم

@Negin jamali

ویرایش شده توسط Sara.rad
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...