رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

معرفی و نقد رمان نبض مرگ | ghazal کاربر انجمن نودهشتیا


GHAZAL
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • همکار سایت

{به نام خدا}

نام رمان: نبضِ مرگ

نام نویسنده: غزل نیک نژاد

ژانر: عاشقانه، تراژدی، جنایی

هدف: پر کردن وقت! 

لوکیشن:  ترکیه

خلاصه:

تا به حال به دنیای بعد از مرگ فکر کرده‌ای؟ 

به کسانی که قبل از جان دادن به زیرِ خاک می‌روند؟ 

نبضِ مرگ ضربانِ کوبنده‌ی کسانی‌ست که با مرگ نمی‌میرند چون یک انسانِ مرده نمی‌تواند دوبار بمیرد!

آن شب تمامِ زندگی‌اش دود شد و به هوا رفت؛ همان لحظه مرد...!

نفس می‌کشید اما تفاوت چندانی با مرده‌ی متحرک نداشت!

آن شب تمامِ گذشته‌اش را ورق زد؛ پر از لحظه‌های سیاه! 

به جز خاموشی، سکوت، اشک و سوختن چیزی نیافت!

دلش می‌خواست تمامِ بغض‌هایش را یک‌جا جمع کند و با تمام وجود فریاد بزند...

مقدمه: 

دنیاها خیلی با هم فرق می‌کند؛

موفق،

قوی،

محترم،

و محبوب! 

با هم؟

یا رو به روی هم؟! 

جسور و شجاع...

به دنبالِ دردسر! 

هارمونی که هیچکس ندیده! 

و اما...

عشق! 

شروع‌‌اش با عشق...

ادامه‌اش با درد! 

اما در یک لحظه، همه چیز به پایان رسید! 

واقعاً تمام شد؟! 

نه؛ تازه شروع شده! 

این بازیِ مرگ است که این دفعه آن نه،

ما می‌بریم. 

این بازیِ ماست!

این داستانِ اون‌هاست؛

داستان کسانی که با مرگ نمی‌میرند...

با پایان تمام نمی‌شوند...

و جسورانه ادامه میدند!

تایپیک رمان نبض مرگ

ویرایش شده توسط Ghazal
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • پاسخ 52
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

  • ویراستار

سلام غزال عزیزم.

در مورد رمانت باید بگم، با اینکه چهار پارت بیشتر نبود ولی به اندازه کافی زیبا بود . به نظر من قلمت خیلی قویه فقط یکی دو جا مورد دیدم که لازمه بهت بگم.

۱. داخل مقدمه سطر آخر   (ادامه میدن) به نظرم اگه به جای ( ادامه می‌دهند ) می نوشتی  معقول‌تر بود.

2.( روبه رو) بهتره بنویسی (روبه‌رو)

3.  (جهنمِ اصلی رو تو برای ساختی)  فک کنم به کلمه جا انداخته  ( جهنمِ اصلی رو تو برای من ساختی)

رمان زیبایی داشتی و مشتاقم  که ادامه رومانت رو هر چه زودتر بخونم.

قلمت مانا عزیزم💖

@Ghazal

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در ۱۴۰۰/۸/۲۱ در 13:40، Ghazal گفته است:

{به نام خدا}

نام رمان: نبضِ مرگ

نام نویسنده: غزل نیک نژاد

ژانر: عاشقانه، تراژدی، جنایی

هدف: پر کردن وقت! 

لوکیشن:  ترکیه

خلاصه:

تا به حال به دنیای بعد از مرگ فکر کرده‌ای؟ 

به کسانی که قبل از جان دادن به زیرِ خاک می‌روند؟ 

نبضِ مرگ ضربانِ کوبنده‌ی کسانی‌ست که با مرگ نمی‌میرند چون یک انسانِ مرده نمی‌تواند دوبار بمیرد!

آن شب تمامِ زندگی‌اش دود شد و به هوا رفت؛ همان لحظه مرد...!

نفس می‌کشید اما تفاوت چندانی با مرده‌ی متحرک نداشت!

آن شب تمامِ گذشته‌اش را ورق زد؛ پر از لحظه‌های سیاه! 

به جز خاموشی، سکوت، اشک و سوختن چیزی نیافت!

دلش می‌خواست تمامِ بغض‌هایش را یک‌جا جمع کند و با تمام وجود فریاد بزند...

مقدمه: 

دنیاها خیلی با هم فرق می‌کند؛

موفق،

قوی،

محترم،

و محبوب! 

با هم؟

یا رو به روی هم؟! 

جسور و شجاع...

به دنبالِ دردسر! 

هارمونی که هیچکس ندیده! 

و اما...

عشق! 

شروع‌‌اش با عشق...

ادامه‌اش با درد! 

اما در یک لحظه، همه چیز به پایان رسید! 

واقعاً تمام شد؟! 

نه؛ تازه شروع شده! 

این بازیِ مرگ است که این دفعه آن نه،

ما می‌بریم. 

این بازیِ ماست!

این داستانِ اون‌هاست؛

داستان کسانی که با مرگ نمی‌میرند...

با پایان تمام نمی‌شوند...

و جسورانه ادامه میدن!

تایپیک رمان نبض مرگ

غزل جانم با تموم جذابیتی که اسم رمانت داره، اما یکم کلیشه‌س نمونه‌ش رمان خودم، اولین مرگ😂💔

قلمت رو خیلی دوست دارم. یه تیکه هایی از دوستت دارم رو خونده بودم الان واقعا پیشرفت قلمت رو حس کردم. امیدوارم سطح قلمت آ بشه و بری تالار برتر. 

عشقی ممنوعه، نفرتی بی‌پایان و دختری که برای برادرش آینده‌اش را نابود کرد اما می‌فهمد تمام مدت رو دست خورده!

رمان بدلکاران، ریسمان سیاه و سفید

دختری که برای نجات جان همکارش از چنگ یک خلافکار، جانش را کف دستش می‌گیرد!

رمان اسلحه خودکشی

عشقی برخاسته از نفرتی دیرینه میان کشور اوشِن «سرزمین آب‌ها» و کشور اسکورچ «سرزمین آتش» 

رمان مفقود شده

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • همکار سایت
7 ساعت قبل، nina4011 گفته است:

سلام غزال عزیزم.

در مورد رمانت باید بگم، با اینکه چهار پارت بیشتر نبود ولی به اندازه کافی زیبا بود . به نظر من قلمت خیلی قویه فقط یکی دو جا مورد دیدم که لازمه بهت بگم.

۱. داخل مقدمه سطر آخر   (ادامه میدن) به نظرم اگه به جای ( ادامه می‌دهند ) می نوشتی  معقول‌تر بود.

2.( روبه رو) بهتره بنویسی (روبه‌رو)

3.  (جهنمِ اصلی رو تو برای ساختی)  فک کنم به کلمه جا انداخته  ( جهنمِ اصلی رو تو برای من ساختی)

رمان زیبایی داشتی و مشتاقم  که ادامه رومانت رو هر چه زودتر بخونم.

قلمت مانا عزیزم💖

@Ghazal

سلام عزیزم

ممنون از اینکه وقت گذاشتی و خوندی خیلی خوشحالم کردی⁦^_^⁩ به روی چشم اون‌ها رو ه درست میکنم🌸

تگت کنم برای ادامه؟

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • همکار سایت
7 ساعت قبل، Beretta گفته است:

غزل جانم با تموم جذابیتی که اسم رمانت داره، اما یکم کلیشه‌س نمونه‌ش رمان خودم، اولین مرگ😂💔

قلمت رو خیلی دوست دارم. یه تیکه هایی از دوستت دارم رو خونده بودم الان واقعا پیشرفت قلمت رو حس کردم. امیدوارم سطح قلمت آ بشه و بری تالار برتر. 

آره اسمش رو خیلی‌ها گفتن کلیشه‌اس اما چه کنم دیگه یه اسمی می‌خواستم که مرگ توش باشه مرگ هم کلا کلیشه‌ایه😑😂😂

ممنون جانا از وقتی که می‌ذاری⁦^_^⁩

انشالله برای خودت❤️

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

6 دقیقه قبل، Ghazal گفته است:

آره اسمش رو خیلی‌ها گفتن کلیشه‌اس اما چه کنم دیگه یه اسمی می‌خواستم که مرگ توش باشه مرگ هم کلا کلیشه‌ایه😑😂😂

ممنون جانا از وقتی که می‌ذاری⁦^_^⁩

انشالله برای خودت❤️

ایششش اصلا این کلیشه چیه رفته رو مخ آدم😂

قربونت مرسییی❤

عشقی ممنوعه، نفرتی بی‌پایان و دختری که برای برادرش آینده‌اش را نابود کرد اما می‌فهمد تمام مدت رو دست خورده!

رمان بدلکاران، ریسمان سیاه و سفید

دختری که برای نجات جان همکارش از چنگ یک خلافکار، جانش را کف دستش می‌گیرد!

رمان اسلحه خودکشی

عشقی برخاسته از نفرتی دیرینه میان کشور اوشِن «سرزمین آب‌ها» و کشور اسکورچ «سرزمین آتش» 

رمان مفقود شده

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • همکار سایت
3 دقیقه قبل، Beretta گفته است:

ایششش اصلا این کلیشه چیه رفته رو مخ آدم😂

قربونت مرسییی❤

آره خیلی رو اعصابه😐😑 خب ببین اسم رمان باید جذب کننده باشه، دیکه کلیشه چه ضیغه‌ایه😐😂 همین که از اون اسم نباشه به نظرم کافیه

چون خیلی از رمان‌ها اسماشون کلیشه‌ای نیستن اما جذب کننده هم نیستن😕

فدات⁦^_^⁩❤️

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

7 دقیقه قبل، Ghazal گفته است:

آره خیلی رو اعصابه😐😑 خب ببین اسم رمان باید جذب کننده باشه، دیکه کلیشه چه ضیغه‌ایه😐😂 همین که از اون اسم نباشه به نظرم کافیه

چون خیلی از رمان‌ها اسماشون کلیشه‌ای نیستن اما جذب کننده هم نیستن😕

فدات⁦^_^⁩❤️

آره دقیقا یا مال بعضیا هم کلیشه‌س ولی جذابه 

ولی خب یه نفر اگه دنبال یه رمان باشه بزنه نت کلی رمان شبیه همون اسم بیاره خب گیج میشه دیگه به ضرر نویسنده اون رمان میشه که خواننده‌ش رو از دست داده. 

عشقی ممنوعه، نفرتی بی‌پایان و دختری که برای برادرش آینده‌اش را نابود کرد اما می‌فهمد تمام مدت رو دست خورده!

رمان بدلکاران، ریسمان سیاه و سفید

دختری که برای نجات جان همکارش از چنگ یک خلافکار، جانش را کف دستش می‌گیرد!

رمان اسلحه خودکشی

عشقی برخاسته از نفرتی دیرینه میان کشور اوشِن «سرزمین آب‌ها» و کشور اسکورچ «سرزمین آتش» 

رمان مفقود شده

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • همکار سایت
1 دقیقه قبل، Beretta گفته است:

آره دقیقا یا مال بعضیا هم کلیشه‌س ولی جذابه 

ولی خب یه نفر اگه دنبال یه رمان باشه بزنه نت کلی رمان شبیه همون اسم بیاره خب گیج میشه دیگه به ضرر نویسنده اون رمان میشه که خواننده‌ش رو از دست داده. 

اگه به اون چشم نگاه کنیم اینم منطقیه😐👌😂

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • ویراستار
2 ساعت قبل، Ghazal گفته است:

سلام عزیزم

ممنون از اینکه وقت گذاشتی و خوندی خیلی خوشحالم کردی⁦^_^⁩ به روی چشم اون‌ها رو ه درست میکنم🌸

تگت کنم برای ادامه؟

تگم کن گلم.😘

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر آگهی

خب خب منم اومدم

غزلم رمان با اینکه چهار پارت بود ولی اونقدر زیبا و گیرا بود که خواننده رو مجبور به خوندن دنبال کردنش بکنه

راستش رو بخوای جدا از قلم قوی که داری یکم کلیشه ای بود ولی خب امیدوارم در ادمه رمان متفاوت بشه

منم همون دو ایرادی که نینا بالاتر گفت دیدم و خب اگه اصلاحشون کنی رمانت تو این چهار پارت بدون ایراد نوشتاری میشه

در کل عالی بود موفق باشی🌹

spacer.png

- پندار: زندگی بازی گرفتن دیگران نیست

که روزی عاشقش باشی و روزی قاتلش

- نمیخواستم بکشمش...

 

شاهد بوده ای

لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟

و آبی که پیش از آن

چه حریصانه و ابلهانه، می‌نوشد پرنده؟

تو، آن لحظه ای!

تو، آن تیغی!

تو، آن آبی!

من!

من، آن پرنده ام.... 

زندگی خنده کنان شاهد جان کندن ماست...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • همکار سایت
1 دقیقه قبل، کروئلا گفته است:

خب خب منم اومدم

غزلم رمان با اینکه چهار پارت بود ولی اونقدر زیبا و گیرا بود که خواننده رو مجبور به خوندن دنبال کردنش بکنه

راستش رو بخوای جدا از قلم قوی که داری یکم کلیشه ای بود ولی خب امیدوارم در ادمه رمان متفاوت بشه

منم همون دو ایرادی که نینا بالاتر گفت دیدم و خب اگه اصلاحشون کنی رمانت تو این چهار پارت بدون ایراد نوشتاری میشه

در کل عالی بود موفق باشی🌹

ممنون از وقتی که گذاشتی❤️

چشم اصلاح میکنم

برای ادامه تگت کنم؟

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر آگهی
4 دقیقه قبل، Ghazal گفته است:

ممنون از وقتی که گذاشتی❤️

چشم اصلاح میکنم

برای ادامه تگت کنم؟

اره اره حتما تگم کن میخوام بخونمش

 

spacer.png

- پندار: زندگی بازی گرفتن دیگران نیست

که روزی عاشقش باشی و روزی قاتلش

- نمیخواستم بکشمش...

 

شاهد بوده ای

لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟

و آبی که پیش از آن

چه حریصانه و ابلهانه، می‌نوشد پرنده؟

تو، آن لحظه ای!

تو، آن تیغی!

تو، آن آبی!

من!

من، آن پرنده ام.... 

زندگی خنده کنان شاهد جان کندن ماست...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • همکار سایت
1 دقیقه قبل، کروئلا گفته است:

اره اره حتما تگم کن میخوام بخونمش

 

به روی چشم

توهم من رو برای شاهد تگ کن

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر آگهی
13 دقیقه قبل، Ghazal گفته است:

به روی چشم

توهم من رو برای شاهد تگ کن

چشمت بی بلا

باشه گلم حتما تگت میکنم

 

spacer.png

- پندار: زندگی بازی گرفتن دیگران نیست

که روزی عاشقش باشی و روزی قاتلش

- نمیخواستم بکشمش...

 

شاهد بوده ای

لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟

و آبی که پیش از آن

چه حریصانه و ابلهانه، می‌نوشد پرنده؟

تو، آن لحظه ای!

تو، آن تیغی!

تو، آن آبی!

من!

من، آن پرنده ام.... 

زندگی خنده کنان شاهد جان کندن ماست...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام غزل جان... قلم  خیلی قوی داری و استعداد و توانایی نوشتن رو داری... اسم رمانت به نظرم قشنگه و جذب کننده اس...

فقط رمانت یک مورد که داشت اونم این بود که تقریبا از یه نظر مثل رمان های کلیشه ای بود اما از یه نظر هم جذاب بود و خواننده رو وادار میکرد که ادامه داستان رو بخونه. یه پیشنهادی که برات دارم اینه که، از این به بعد هرچی راجع به ادامه ی رمان تو ذهنت اومد همون موقع رو برگه بنویس یا تو یادداشت های موبایلت تایپ کن... بعد یه مدت که همون نوشته رو بخونی چیز های زیاد تری در همون باره به ذهنت میاد و میتونی اون جمله رو ویرایش کنی و   اون جمله زیباییش فراتر از حد تصورت میشه و باعث میشه قلمت از اینی که هست حتی قوی تر بشه.

امیدوارم موفق باشی😚

ویرایش شده توسط big.dark

درونـ من دختریـ غمگینـ و بریــدع از زندانیـ که نامشـ زندگیـــست مردهـــ (:

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • همکار سایت
19 دقیقه قبل، big.dark گفته است:

سلام غزل جان... قلمت  خیلی قوی داری و استعداد و توانایی نوشتن رو داری... اسم رمانت به نظرم قشنگه و جذب کننده اس...

فقط رمانت یک مورد که داشت اونم این بود که تقریبا از یه نظر مثل رمان های کلیشه ای بود اما از یه نظر هم جذاب بود و خواننده رو وادار میکرد که ادامه داستان رو بخونه. یه پیشنهادی که برات دارم اینه که، از این به بعد هرچی راجع به ادامه ی رمان تو ذهنت اومد همون موقع رو برگه بنویس یا تو یادداشت های موبایلت تایپ کن... بعد یه مدت که همون نوشته رو بخونی چیز های زیاد تری در همون باره به ذهنت میاد و میتونی اون جمله رو ویرایش کنی و   اون جمله زیباییش فراتر از حد تصورت میشه و باعث میشه قلمت از اینی که هست حتی قوی تر بشه.

امیدوارم موفق باشی😚

سلام عزیزم

ممنون از ایده و وقتی که گذاشتی

چشم❤️

برای ادامه تگت کنم؟

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 دقیقه قبل، Ghazal گفته است:

سلام عزیزم

ممنون از ایده و وقتی که گذاشتی

چشم❤️

برای ادامه تگت کنم؟

خواهش میکنم خیلی خوشم اومد از رمانت حتما تگم کن

درونـ من دختریـ غمگینـ و بریــدع از زندانیـ که نامشـ زندگیـــست مردهـــ (:

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • همکار سایت
2 دقیقه قبل، big.dark گفته است:

خواهش میکنم خیلی خوشم اومد از رمانت حتما تگم کن

به روی چشم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هم اکنون، Ghazal گفته است:

به روی چشم

چشمت بی بلا😍

درونـ من دختریـ غمگینـ و بریــدع از زندانیـ که نامشـ زندگیـــست مردهـــ (:

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام عزیزم ، رمانت خیلی قشنگ و دقیق توصیف شده و جذابه ، خیلی دوسش داشتم امید وارم ادامه رمان هم همینطور پیش بره ، موفق باشی گلم قلمت مانا🌹♥️

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • همکار سایت
1 دقیقه قبل، mahdiyeh گفته است:

سلام عزیزم ، رمانت خیلی قشنگ و دقیق توصیف شده و جذابه ، خیلی دوسش داشتم امید وارم ادامه رمان هم همینطور پیش بره ، موفق باشی گلم قلمت مانا🌹♥️

مرسی جانا

ممنون از وقتی که گذاشتی ❤️

خوشحالم که خوشت اومد

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

های عسلم!

اومدم رمان داغونت رو نقد کنم چون خیلی بی نظیر بود! و این بی نظیری از نظر من داغون بود😂( چی گفتم اصلاً)

داستان جذاب بود  و خوشم اومد اما قسمت تصادف رو خوب توصیف نکرده بودی و اگر ادامه ی رمان نبود، نمیشد فهمید چه اتفاقی افتاد، مثلا میتونستی از این جمله استفاده کنی:

صدای استخوان‌هایی که تحت فشار بودند، شنیده شد.

ببین غزلییی، اصلا کیف کردم، میفهمی کیف یعنی چه؟! من با کم رمانهایی کیف میکنم، اما کیف کردم کیفا! واسه پارتای بعدی تگم کن بخونم حتما!

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%

سَّرَّمّ دَّرّدّ مّیّ‌کُّنِّهّ بَّرّاّیِّ دَّرّدِّ سَّرّ

♤SAMFOONI AZAB♤_سمفونی عذاب♤

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • همکار سایت
15 دقیقه قبل، reyyan گفته است:

های عسلم!

اومدم رمان داغونت رو نقد کنم چون خیلی بی نظیر بود! و این بی نظیری از نظر من داغون بود😂( چی گفتم اصلاً)

داستان جذاب بود  و خوشم اومد اما قسمت تصادف رو خوب توصیف نکرده بودی و اگر ادامه ی رمان نبود، نمیشد فهمید چه اتفاقی افتاد، مثلا میتونستی از این جمله استفاده کنی:

صدای استخوان‌هایی که تحت فشار بودند، شنیده شد.

ببین غزلییی، اصلا کیف کردم، میفهمی کیف یعنی چه؟! من با کم رمانهایی کیف میکنم، اما کیف کردم کیفا! واسه پارتای بعدی تگم کن بخونم حتما!

سلام جانم

جرررر😂😂❤️

روی تصادف بیشتر کار میکنم چشم

جییییغ ذوووق🥺❤️

با افتخار چشم❤️

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری


×
×
  • اضافه کردن...