رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

معرفی و نقد رمان لحظات بعد از تو| m.azimi کاربر انجمن نودهشتیا


 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • مدیر سرپرست

نام رمان: لحظات بعد از تو

ژانرهای رمان: عاشقانه، اجتماعی

نام نویسنده: مهشید عظیمی پور

خلاصه: این داستان تصمیمات ناگهانی افراد و از روی هیجانات را به تصویر می‌کشد. آیا این تصمیمات زندگی آن فرد را تحت تأثیر قرار می‌دهد؟ دست سرنوشت چه روزگاری برایش رقم خواهد زد؟ اسیر تاریکی می‌شوند یا نور را پیدا کرده و مسیر خود را پیدا می‌کنند؟ در این بین افرادی که در گذشته نه چندان دور در بازی زندگی نقش آفرینی کردند موجب تغییر و تحولی می‌شوند؟

مقدمه: 

دستانم را رها کرد!

بدون ذره‌ای تردید جهانم را ربود

دنیا برایم تبدیل به زندانی شد که فرار از آن محال ممکن به نظر می‌رسید.

تو آمدی و به دنیای تیره و تارم رنگ امید بخشیدی

تو همانی بودی که نور چشمانت را ندیدم،

 سوز صدایت را نشنیدم

به کدامین گناه به این برزخ محکوم شده‌ام؟

به کدامین اشتباه اکنون فرسنگ‌ها از تو دورم؟

چگونه از غریبه، غریبه‌ تر شدیم؟

دست‌هایت کی دستانم را رها کرد؟

قلبت چه زمانی از تپیدن برای من ایستاد؟

 

«رمان لحظات بعد از تو را از لینک زیر بخوانید.»

https://forum.98ia2.ir/topic/2965-رمان-لحظات-بعد-تو-mazim-کاربر-انجمن-نودهشتیا/

ویرایش شده توسط m.azimi
☆ویراستاری| m.azimi☆
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 3 هفته بعد...
  • طراح گرافیک
در ۱۴۰۰/۸/۲۷ در 09:45، m.azimi گفته است:

نام رمان: لحظات بعد از تو

 

ژانرهای رمان: عاشقانه، اجتماعی

 

نام نویسنده: مهشید عظیمی پور

 

 

 

خلاصه: این داستان تصمیمات ناگهانی افراد و از روی هیجانات را به تصویر می‌کشد. آیا این تصمیمات زندگی آن فرد را تحت تأثیر قرار می‌دهد؟ دست سرنوشت چه روزگاری برایش رقم خواهد زد؟ اسیر تاریکی می‌شوند یا نور را پیدا کرده و مسیر خود را پیدا می‌کنند؟ در این بین افرادی که در گذشته نه چندان دور در بازی زندگی نقش آفرینی کردند موجب تغییر و تحولی می‌شوند؟

 

 

 

مقدمه: 

 

دستانم را رها کرد!

 

 

 

بدون ذره‌ای تردید جهانم را ربود

 

 

 

دنیا برایم تبدیل به زندانی شد که فرار از آن محال ممکن به نظر می‌رسید

 

 

 

تو آمدی و به دنیای تیره و تارم رنگ امید بخشیدی 

 

 

 

تو همانی بودی که نور چشمانت را ندیدم،

 

 سوز صدایت را نشنیدم

 

به کدامین گناه به این برزخ محکوم شده‌ام؟

 

به کدامین اشتباه اکنون فرسنگ‌ها از تو دورم؟

 

چگونه از غریبه، غریبه‌ تر شدیم؟

 

دست‌هایت کی دستانم را رها کرد؟

 

قلبت چه زمانی از تپیدن برای من ایستاد؟

رمان لحظات بعد از تو را از لینک زیر بخوانید.

 

https://forum.98ia2.ir/topic/2965-رمان-لحظات-بعد-تو-mazim-کاربر-انجمن-نودهشتیا/

اسم رمانت جذاب و قشنگه. بهتره فاصله های اضافی بین خطوط رو پاک کنی.

1643830351710_ni8k.jpg

رمان کابوس افعی _ تخیلی

 

رمان ها:

دیگه نیستم _ تقدیرخونین _ عصیانگرقرن _ پس از تردید(چاپ شده) _ کابوس افعی

داستان ها:

زیرتخت _ ماژور _ شیشه شکسته _ آخرین لحظه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر سرپرست
10 ساعت قبل، سادات.۸۲ گفته است:

اسم رمانت جذاب و قشنگه. بهتره فاصله های اضافی بین خطوط رو پاک کنی.

خیلی ممنون از نظرت 😍❤️ حتما اصلاحش میکنم احتمالا کپی پیست کردم فاصله ایجاد شده.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • طراح گرافیک
4 ساعت قبل، m.azimi گفته است:

خیلی ممنون از نظرت 😍❤️ حتما اصلاحش میکنم احتمالا کپی پیست کردم فاصله ایجاد شده.

اره بخاطر کپی پیسته 💙

1643830351710_ni8k.jpg

رمان کابوس افعی _ تخیلی

 

رمان ها:

دیگه نیستم _ تقدیرخونین _ عصیانگرقرن _ پس از تردید(چاپ شده) _ کابوس افعی

داستان ها:

زیرتخت _ ماژور _ شیشه شکسته _ آخرین لحظه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 1 ماه بعد...

سلام مهشید عزیزم

لحظات بعد از تورو خوندم  و صادقانه بگم  "عاشقش شدم"!

خلاصه‌ت به  خوبی هدف داستان پیش‌رو رو برای مخاطب شرح می‌ده ولی راستش اونقدر که باید جذاب نیست و خود من بعد از خوندن خلاصه فکر نمی‌کردم با چنین رمان و قلم قوی و دلنشینی رو به رو بشم.

مقدمه رو واقعا دوست داشتم و شروع رمانت هم واقعا متفاوت بود حداقل من رمانی رو نخوندم که شروعش با جدایی باشه! قلمت عالی بود و از همون پارت اول با اینکه هیچ شناختی از شخصیت ها نداریم، اونهارو  درک می‌کنیمو باهاشون همراه میشیم...

از همون خط اول گره افکنی داری و دائما مخاطب رو درگیر می‌کنی که "چیو باید امضا کنه؟" "چیشد که عشقش به اینجا کشیده شد؟"  و... و کاملا نم نم و بجا هم جواب این سوالات رو برای خواننده روشن می‌کنی...

واقعا رمانت رو دوست داشتم و دنبال کردم منتظر پارت های بعدیت هستم💜

@ Gh.a29

 

ویرایش شده توسط Z.mim

                                                        ☆ رمان مُتَّحِدین

                           _______________________________________

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر سرپرست
2 ساعت قبل، Z.mim گفته است:

سلام مهشید عزیزم

لحظات بعد از تورو خوندم  و صادقانه بگم  "عاشقش شدم"!

خلاصه‌ت به  خوبی هدف داستان پیش‌رو رو برای مخاطب شرح می‌ده ولی راستش اونقدر که باید جذاب نیست و خود من بعد از خوندن خلاصه فکر نمی‌کردم با چنین رمان و قلم قوی و دلنشینی رو به رو بشم.

مقدمه رو واقعا دوست داشتم و شروع رمانت هم واقعا متفاوت بود حداقل من رمانی رو نخوندم که شروعش با جدایی باشه! قلمت عالی بود و از همون پارت اول با اینکه هیچ شناختی از شخصیت ها نداریم، اونهارو  درک می‌کنیمو باهاشون همراه میشیم...

از همون خط اول گره افکنی داری و دائما مخاطب رو درگیر می‌کنی که "چیو باید امضا کنه؟" "چیشد که عشقش به اینجا کشیده شد؟"  و... و کاملا نم نم و بجا هم جواب این سوالات رو برای خواننده روشن می‌کنی...

واقعا رمانت رو دوست داشتم و دنبال کردم منتظر پارت های بعدیت هستم💜

@ Gh.a29

 

سلام عزیزم خیلی ممنونم که رمانم و خوندی و نظرت رو برام نوشتی 😍 خوشحالم که خوشت اومده عزیز دلم! 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 ماه بعد...
  • مدیر سرپرست
1 ساعت قبل، Negin Yazdani99 گفته است:

سلام عزیزم، قلم قشنگی داری و امیدوارم بدرخشی ❣

سلام عزیزم، خیلی ممنون بابت وقتی که گذاشتید و رمان رو خوندید 💗😍 خوشحالم از این‌که مورد پسند شما بوده.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 4 ماه بعد...

چن پارتی رو خوندم زوده برا نظر دادن ولی خب

چقد همه‌ی اطرافیانش وحشی و بی ادبن😭😭

مَحال اگر شَوَم، من از رُخِ تو سیر!

رمان چرخه‌ی ماه

صفحه‌ی نقد چرخه‌ی ماه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر سرپرست
7 دقیقه قبل، دخترماه گفته است:

چن پارتی رو خوندم زوده برا نظر دادن ولی خب

چقد همه‌ی اطرافیانش وحشی و بی ادبن😭😭

اول از همه خیلی ممنونم که نظرت رو گفتی عزیز دلم و این‌که این حرف‌ها مخصوصا تیکه‌هایی که نثارش می‌کنن رو بر اساس واقعیت نوشتم.🥲

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هم اکنون، ..mAhShid.. گفته است:

اول از همه خیلی ممنونم که نظرت رو گفتی عزیز دلم و این‌که این حرف‌ها مخصوصا تیکه‌هایی که نثارش می‌کنن رو بر اساس واقعیت نوشتم.🥲

قربونت برم

قلمت منو جذب کرد قطعا زمان داشته باشم بیشتر هم میخونم

و چقدر تلخه، واقعا دیدم آدمایی که این همه بی ملاحظه ان

ولی چرا حس کردم میلاد هنوز دوسش داره؟🥲توهم زدم؟

مَحال اگر شَوَم، من از رُخِ تو سیر!

رمان چرخه‌ی ماه

صفحه‌ی نقد چرخه‌ی ماه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر سرپرست
3 دقیقه قبل، دخترماه گفته است:

قربونت برم

قلمت منو جذب کرد قطعا زمان داشته باشم بیشتر هم میخونم

و چقدر تلخه، واقعا دیدم آدمایی که این همه بی ملاحظه ان

ولی چرا حس کردم میلاد هنوز دوسش داره؟🥲توهم زدم؟

خوشحال میشم بخونی عزیزم.💗💗 

منم متاسفانه زیاد دیدم این مدل آدما رو... اما این‌که چند نفر این حرف‌ها رو توی رمان‌ها بخونن بنظرم باعث میشه تو آینده این‌چنین آدمی نشن که زبونشون باعث بشه بقیه رو آزار بدن‌.

خیلی سخته عشقش بهش خیانت کرده، بنظرم با تموم این حرفا نمیشه کسی که یه روزی قلبت رو تقدیمش کردی فراموش کنی.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

6 دقیقه قبل، ..mAhShid.. گفته است:

خوشحال میشم بخونی عزیزم.💗💗 

منم متاسفانه زیاد دیدم این مدل آدما رو... اما این‌که چند نفر این حرف‌ها رو توی رمان‌ها بخونن بنظرم باعث میشه تو آینده این‌چنین آدمی نشن که زبونشون باعث بشه بقیه رو آزار بدن‌.

خیلی سخته عشقش بهش خیانت کرده، بنظرم با تموم این حرفا نمیشه کسی که یه روزی قلبت رو تقدیمش کردی فراموش کنی.

الان دلم برا میلاد بسوزه یا پینار🥲 یکم اسپویل کن واسم خبببب

بنظرم انقدی قوی نوشتی که تاثیر گذار باشه🙂

مَحال اگر شَوَم، من از رُخِ تو سیر!

رمان چرخه‌ی ماه

صفحه‌ی نقد چرخه‌ی ماه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر سرپرست
5 دقیقه قبل، دخترماه گفته است:

الان دلم برا میلاد بسوزه یا پینار🥲 یکم اسپویل کن واسم خبببب

بنظرم انقدی قوی نوشتی که تاثیر گذار باشه🙂

😂😂 نخوندی جلوتر و حتما ولی محمد جان دارن پیش قدم میشن درحال حاضر 😂

لطف داری عزیزم 🌸 راستش اولین رمانیه که خودم می‌نویسم 😂 یه رمان با دوستم نوشتم بعدش لحظات بعد از تو، الان کنارش دارم آلیفروس هم میذارم که شخصیت دختر آلیفروس خیلییی با پینار فرق داره.

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

7 دقیقه قبل، ..mAhShid.. گفته است:

😂😂 نخوندی جلوتر و حتما ولی محمد جان دارن پیش قدم میشن درحال حاضر 😂

لطف داری عزیزم 🌸 راستش اولین رمانیه که خودم می‌نویسم 😂 یه رمان با دوستم نوشتم بعدش لحظات بعد از تو، الان کنارش دارم آلیفروس هم میذارم که شخصیت دختر آلیفروس خیلییی با پینار فرق داره.

 

آره متاسفانه فرصت نمیکنم زیاد ولی تاپیکت رو دنبال میکنم ریز ریز میخونمش🥺

چطوری دوتا رمان با هم هندل میکنی دختر 🥲 توی یکیش هم موندم بخدا

به عنوان اولین رمانت قلم خیلی خوبی داری! موفق باشی دخترم😍

مَحال اگر شَوَم، من از رُخِ تو سیر!

رمان چرخه‌ی ماه

صفحه‌ی نقد چرخه‌ی ماه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر سرپرست
3 دقیقه قبل، دخترماه گفته است:

آره متاسفانه فرصت نمیکنم زیاد ولی تاپیکت رو دنبال میکنم ریز ریز میخونمش🥺

چطوری دوتا رمان با هم هندل میکنی دختر 🥲 توی یکیش هم موندم بخدا

به عنوان اولین رمانت قلم خیلی خوبی داری! موفق باشی دخترم😍

مرسسییی 🌸

یه اخلاق بدی دارم یه رمان مینویسم ایده بعدی میاد به ذهنم و اصلا نمیذاره به درحال تایپی‌ فکر کنم 😂 این شد که تاپیک اون یکی هم زدم. منم خیلی وقت ندارم اما یه وقتایی دوباره همین حس میاد سراغم و بایدددد بنویسم.🫠

قربونت عزیزم، خیلی ممنون.💋💋

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...