رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

✨متن‌های احساسی، ادبی✨ ستایش گودرزی✨


Seti Bano
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

                                 به نام آفریننده احساس

سلام و عرض ادب خدمت تمامی کاربران نودهشتیا💓

من این تایپیک رو ارسال کردم، به دلیل اینکه یک وقت‌هایی که حسش رو دارم متن های احساسی به ذهنم میاد.💖

خواستم به اشتراک بگذارم تا شاید کسی باشه که دلتنگ باشه یا شاید این متن ها آرومش کنه و استفاده ببرین.❤

👈(ضمناً اینکه متن ‌مربوط به زندگی شخصیم نمی‌شه)👉

 

امیدوارم خوشتون بیاد.!

 

ویرایش شده توسط ستایش گودرزی
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

پدر...

پدر واژه‌ای سه‌حرفیست...

که جای داده در خود یک دنیا حرف را...

پدر را می‌شود به قربانش رفت و شاد بود...

 می‌شود،  پیدا کرد در عمق چشمانش، دوست داشتن و فداکاری را...

می‌شود در دست‌هایش  خود را میان سادگی‌های کودکانه و خنده های بر لب جا خوش‌کرده دید...

می‌شود...

اگر تو خواهی می‌شود، هدیه کنی بر لبانش خنده‌ را...

اما به شرطی که اول خودت بخندی!!!

تا آخر دنیا، دنیایمی پدر...

                          

 

      ستایش گودرزی

ویرایش شده توسط ستایش گودرزی
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

درد به جانم می‌ریزد...

وقتی بغض‌های خفگی بلد شده‌ام...

چمبره می‌زنند روی گلوی بی‌جانم...

نمی‌توانم...

نمی‌توانم،

که پسشان بزنم.

بی‌رحم تر می‌شوند و 

می‌شکنند سد تمام داشته‌هایم،

ظاهر بی‌تفاوتم را...      

 

 

ستایش گودرزی

ویرایش شده توسط ستایش گودرزی
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

 

به  تمام شب‌های بی‌همدمی،

تمام اشک‌های روی بالشم،

تمام غبارهایِ غم نشسته روی دلم،

و سجاده ای که شنیده زار زدنم را،

قسم،

که دلم بد گرفته...

ای بمیرد که انقدر نگیرد دلم...

 

ستایش گودرزی

ویرایش شده توسط ستایش گودرزی
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

*

 

و کاش کر شود گوش‌هایم...

که طلب تعریفی ناچیز را...

نکند از لب‌هایش...

که خرد نشوم وقتی...

بی‌ملاحضه می‌گوید...

پوستت چروکیده شده این اواخر 

حواست هست؟

حواسم بود و ...

بمیرد دلم که خوش است...

به اینکه حداقل تغیر‌هایم را می‌بیند.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تو که باشی...

نفس کشیدن بلدم...

ذره،ذره عطر تنت را،

هرم نفس‌هایت را،

بلدم!.

اگر روزی...

کسی بفهمد،

وقتی ندارم عطر تو و نفس‌هایت را،

منم و بغض‌های خفه کننده...

چه می‌گوید؟

مرا چه کسی، می‌خواند؟

به درک که چه فکر می‌کند...

اصلا همه آدمها با افکارشان بروند به درک...

چون من عطر تنت را، بلدم!

و این کافی نیست برای نفس کشیدن؟

 

 

 

ستایش گودرزی

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

پاییز...

خاص است...

هم برای عاشقی که،

دست در دست دلبرش گره می‌کند و احساسی آرامش وار و حس امنیت در عمق چشمانش، موج می‌زند...

هم برای عاشقی که...

که زیر باران تنها قدم برمی‌دارد و ذهنش چرخ می‌خورد بین خاطره‌های گذشته، حال این بغض وامانده چه‌می‌گوید این وسط...

دلش می‌خواهد همان کسی‌را...

که میان عاشقی‌های گذشته  او را جا گذاشته...

شاید میان دلتنگی و حسرت فقط می‌تواند شکر کند خدایش را...

که قطره ‌های باران‌، سرپوش می‌گذارند بر روی صورت صیقل داده از اشکش.

 

 

ستایش گودرزی

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

زن نیستی...

که بفهمی...

مردها...

چقدر نابلدی بلدند...

زن نیستند که...

با یک نگاه ساده...

وفقط، وفقط...

یک نگاه ساده...

بروند در عمق جانت و برگردند...

بدانند کی پیله کنند...

کجا کناره بگیرند و راحتت بگذارند...

کی گوش کنند...

کی دلداری دهند...

و کی مرحم شوند...

و چه قدر مردها نابلدی بلدند...

وای به روزی...

وای به روزی که زنی...

نتواند بگوید...

نخواهد که بگوید...

نشود که بگوید...

بترسد که بگوید...

درد دلش‌را...

اصلاً گل بگیرد زبان وامانده‌اش را...

کلاهش پس،معرکه است...

چون مردها عجیب، نابلدی بلدند.

 

ویرایش شده توسط ستایش گودرزی
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اسمم را صدا زد...

و من دلم خواست،

فریاد بزنم و بگویم 

مرد...

دیگر همچو آدمی روی کره زمین زندگی  نمی‌کند...

امروز و فرداست...

که آدرسی حاوی دو شماره از قطعه و ردیف محل زندگی‌اش برایت بیاورند...

 

 

ستایش گودرزی

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

تا به‌حال،

دیده‌اید که کسی،

آدمی‌را روی کره خاکی!

بیش از تمام آدم‌های دنیا!

حتی خودش...

بیشتر دوست بدارد؟

مثلا منــــ!.

دیدم با چشم قلبم❤

 

 

setayesh goodarzi

 

 

 

ویرایش شده توسط ستایش گودرزی
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

منم و تمام داشته‌هایم...

که از نداشته‌هایم دارم...

مثلا همین بغضِ وجدان ندار را!.

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

چه بگویم من به دلی،

که با بهانه و بی بهانه...

نفس می‌کشد عطر هنوز   روی شال گردن ِ تنها یادگاری  از همان سردترینِ شب هایم،  به جا مانده...

 

 

[ ستایش گودرزی]

 

 

 

 

 

ویرایش شده توسط ستایش گودرزی
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دلم می‌خواهــــــــــد...

 به پهنای آسمان...

به اندازه تمام قطرات باران...

به گرمای خورشید  سوزان...

و بزرگی دریاهاو اقیانوس ها...

به زیبایی رویاهای دست نیافتنی...

عاشقی کنم بی فکر و خیال...

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

می‌شود؟

دلت دفن شدن بخواهد...

جایی حوالی گونه‌ای...

میان گودالی عمیق، هنر نقاشیِ لبخند دلبرانه‌اش...

 

ستایش گودرزی

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دلم میخواهد...

آسمانی پر از باران را ...

که بشوید...

تمام دلتنگی‌ام را ...

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به راستی چرا؟

همه چیز‌ را که با جزئیات می‌بینی...

به فکر ارزش گذاری می‌افتی،

بعد...

میان تمام پشیمانی‌ها و افسوس ها،

با تمام رگ و پی  وجودت می‌فهمی...

که برخی اتقاقات ارزش دل شکستن نداشته...

حال که  فهمیدی...

دیر تر از آن است که بفهمی! 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نفس است دیگر...

گاهی دلش نمی‌خواهد بیاید...🍃

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خط دوست داشتنت،

برایم اندازه ندارد.

زیادی طولانی‌است،

حتی طولانی تر از یلدا،

یلدات مبارک🍉🍉🍉

.

این‌هم یه متن یلدا تقدیم به همتون .

یلداتون مبااارک🍉🍉

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...

دلبر!

گفته بودمت؟

نمی‌دانم قلبم را به چه قیمت خریده‌ای؛ که جانم را هم حراج کردم  نتوانستم از اسارتت درش بیاورم!

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 3 هفته بعد...

شاه‌نشین قلبم...

بارها‌ جست‌ و جو کردم،

لبخندت را...

بهترین آرامش دهنده عالم را داشت.

تا زنده‌ام، 

بنده‌گیت‌رو می‌کنم...

بی‌منت، با غرور و با افتخار.

 *

الهی سایه‌ات کم نشه مامان قشنگم.

روزت مبارک❤❤❤

ویرایش شده توسط ستایش گودرزی
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 1 ماه بعد...

ویرایش شده توسط set rzi
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...