رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

دلنوشته والنسیا | *mahoor* کاربر انجمن نودهشتیا


mahoor
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

نام دلنوشته: والنسیا

نویسنده: *mahoor*

ژانر: فانتزی

پارت‌گذاری: نامشخص

 

خلاصه:

چیست آن ساز چوبی که نوت‌هایش روح را می‌پروراند.

تکه تکه از قلبم را با نوای دلنشینش آمیخته و روحم را با آرشه صیقل می‌دهم.

در مغزم زمزمه بارانیش اکو ‌ می‌شود و جسمم را ناخودگاه با نوایش به حرکت  می‌گیرد.

ویرایش شده توسط mahoor
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مقدمه:

با نوای ویولون، پر زدن روحم را حس می‌کنم. موسیقی تک خیابانیست که من را به کلبه درون قلبم می‌رساند.

مکانی دور از افکار پوسیده، به دور از حرف‌های زخم‌آلود اطرافیان!

نوت‌های ویولون به من بال‌هایی می‌بخشد تا به سوی قلبم پرواز کنم.

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

پرواز را می‌توان حس کرد!
 شنا در اعماق نوت‌های ویولون؛ شاید هم قدم زدن بر سطح چوبی‌اش، با حرکت آرشه، نوای دلنشین ویولون تمامی جنگل را در بر گرفت و نوازنده با جامع سفید، پاهای برهنه‌اش را بر زمین رقصاند. 
با گذراندن آخرین نوت دست از تلاش برداشت و بر چمن‌های خفته بر خاک نشست، چشم بر هم گذاشته و ویولون را  در آغوش گرمش حل کرد!

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

توصیفی برایش نیست!
نیمه شب، پرتو‌های نور لغزان از پنجره بر صورتش تابیده و او به نوای دلنشین موسیقی گوش فرا می‌دهد.
انگشان پرده هنگام رقص با باد بر پوست مخملیش کشیده می‌شود و پرده سیه رنگ از مردمک‌های مشکیش کنار می‌زند.
هیچ چیز از این دنیا برایش مفهوم نیست! به سیاهی مطلق در اطراف می‌نگرد.
جسمش بر تخت و روحش مابین کهکشان خیالات در سفر است!

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نفوذ رگه‌‌های ویولون را در خود حس می‌کنم!
گویی با سرعتِ ستودنی خیابان‌های بدنم را طی کرده و به دریچه‌ی افکارم می‌رسند.
نوت‌های موسیقی درب‌ها را شکسته و تمام اتاقک تخیلات سرازیر می‌کند.
ضرب انتهای نیزه‌هایشان بر زمین، لرزه بر تن محافظان افکار می‌اندازد. 
اما، من غرق شده بر نوت‌‌های دلنشین اجازه سلطنت نوای ویولون را بر تمامی اعضای بدنم  صادر می‌کنم.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

شناورم در اعماق نوت‌های ویولون!
دنیای من رنگ دیگریست.
اگر مردمان ویولون را موسیقی بیش نمی‌بینند، من آن را زیستن می‌نامم!
هر شب روحم پرواز را تجربه می‌کند. زیرا نیمه شب‌های من یک چای تازه دَم و شنا در نوت‌های بی‌کران موسیقیست!

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من همان‌طور معتقد ماندم، موسیقی مورد‌علاقه افراد حرف‌های قلبی آن‌هاست.
اما، من که میان موسیقی بی‌کلام ویولون اسیر مانده‌ام حرف دلیم چیست. شاید قلبم هم نمی‌تواند درد‌هایش را بر زبان آورد!
پس میان آبشار سرازیر از قلبم با نوت‌های ویولون روحم را پرواز می‌دهم.

پایان

۱۴۰۰/۸/۷

ویرایش شده توسط mahoor
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...