رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

چگونه طرح اولیه ی یک رمان را بنویسیم؟


Flare
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • مدیر آگهی

یادگیری چگونگی طرح ریزی رمان به این معناست که، اولا درک درستی از عناصر یک طرح خوب داشته باشید و ثانیاً، باید بتوانید این عناصر را در نوشتار خود بگنجانید. این شما و این، هفت نکته برای طرح ریزی یک داستان، که به داستان ساختار می بخشد، سلسله حوادث را در قالبی علّی و معلولی می ریزد، و توجه خوانندگان را به داستان شما جلب می کند :

اما پیش از شروع: وقتی از “طرح” حرف می زنیم، از چه چیز حرف می زنیم؟

نویسنده ی انگلیسی ای.ام فورستر (EM Forster) داستان را “روایتی از وقایع پرداخته شده در دنباله ی …” توصیف کرد.

طرح داستان، ترتیب و چگونگی روی دادن وقایع داستان به شیوه ای علت و معلولی است. به قول فورستر:

"طرح همچنین روایتی از وقایع است با تأکید بر علیت. «پادشاه درگذشت و سپس ملکه درگذشت» یک قصه است؛ اما «پادشاه درگذشت و سپس ملکه از غم و اندوه درگذشت» یک طرح است."

( نویسندگی خلاق:  راهنما و واژه نامه ی داستان نویسی - اثر کالین بولمن - ص ۱۶۵ ) توئیت

بنابراین یک طرح عبارت است از «چه» به علاوه «چرا» ی داستان، و این که چگونه همه ی این چه و چراها در یک زنجیره بزرگتر با هم جفت و جور می شوند.

و حالا هفت نکته برای اینکه اطمینان حاصل کنید، طرح داستان خوبی نوشته اید:

۱- ویژگی های یک طرح خوب را یاد بگیرید

وقتی روی عنصری خاص از یک داستان متمرکز شده اید، چه حال و هوا و اتمسفر، و چه طرح داستان، نوشتن فهرستی از چیزهایی در آن مورد، که باید هنگام نوشتن به خاطر بسپارید، مفید است.

برای یادآوری آنچه که داستان شما به آن نیاز دارد، می توانید فهرستی از عناصر یک طرح موفق تهیه کنید:

طرح داستان های موثر:

  •  کنجکاوی ایجاد می کنند، و  ذهن خوانندگان را درگیر سؤالاتی می کنند که در طلب پاسخ آن باشد. مثلا :  چرا مرد آن اسلحه را پنهان کرد؟ چرا آن زن با لباس عروس در خیابان از ماشین بیرون پرید، و به سرعت فرار کرد؟
  • انسجام نمایش دارند و بخش های مختلف داستان به اندازه کافی مرتبط یا روشن گر یکدیگر هستند (به لحاظ موضوع، حال هوا، و یا به شکل های دیگر) که در یک قاب داستان پردازی بنشینند.
  • از منطق داخلی خود پیروی می کنند. در یک دنیای خیالی که حکومتی قدرتمند همیشه در حال نظارت بر آن است (مانند رمان ۱۹۸۴ اورول)، اعتراضات مردمی علیه دولت سرکوب خواهند شد. اگر در جهان خیالی خود، به یک حاکمیت مستبد قدرت مطلق بدهید، چنین حاکمیتی باید دلیلی برای خواستن این قدرت و سعی در استفاده از آن داشته باشد.
  • از کلیشه دوری می کنند و شگفت انگیز هستند. 
  • به خوانندگان خود چیزی می دهند که ارزش صرف وقت و انرژی را برای خواندن داشته باشد. به خوانندگان ماجرایی سرگرم کننده یا هیجان انگیز، یا مسیری برای گشایش ذهن به یک موضوع جالب یا بحث برانگیز، یا یک سفر احساسی با شخصیت هایی فراموش نشدنی هدیه می دهند.

و نکته ی پایانی در مورد چگونگی ایجاد طرح داستان این که: مطالعه ی طرح ها، خط سیرها، و پیچش های داستانی قدم خوب دیگری برای درک چگونگی ایجاد یک طرح داستان خوب است.

۲- خطوط اصلی طرح ساختار یافته را ترسیم کنید

به طور پیش فرض، همه نویسندگان -برای داستان خود- طرح اولیه ایجاد نمی کنند. اگر ترجیح می دهید که در طول مسیر نوشتن، داستان را به مرور خلق کنید، ممکن است این روش (ننوشتن طرح اولیه) برای شما مفید باشد. با این حال اگر فکر می کنید ممکن است جایی در مسیر کار، گیر بیفتید، خطوط اصلی طرح را از قبل ترسیم کنید. ایجاد طرح کلی مفید است، زیرا به شما امکان می دهد قدمی به عقب بردارید، و دید وسیع تری از روایت خود بدست آورید. در این حالت می توانید به طور واضح تر ببینید که چطور همه چیز در داستان با هم جفت و جور می شوند.

برای شروع به فکر کردن در مورد سازوکار علّی و معلولی که به داستان شما سمت و سو می دهد، می توانید به سادگی ایده ی اولیه ی داستان خود را گسترش دهید. ما می توانیم به عنوان نمونه، طرح “ملکه مرده است” فوستر را گسترش دهیم:

پادشاه به  شکلی مشکوک از دنیا می رود. ملکه نیز پس از مدت کوتاهی از غم و اندوه می میرد. از آنجا که تنها پسر آنها هنوز یک نوزاد است، یک خلاء قدرت و رقابتی برای جانشینی بین دو خواهر بزرگتر ملکه ایجاد می شود. یکی پسر را مانعی بین خود و تاج و تخت می داند، در حالی که دیگری عهد کرده است که از او محافظت کند.

این مثال کنجکاوی برانگیز است: درگیری بین دو خواهر به کجا خواهد انجامید؟ بر سر شاهزاده چه خواهد آمد؟

تا همین جا هم نوید انسجام طرح وجود دارد – کنش های داستان مربوط به فرضیه آغازین آن است. داستان از منطق درونی خود تبعیت می کند، خلاء قدرت ایجاد می شود و این خلاء، شخصیت های قدرت طلب را سوی به خود جلب می کند.

 

۳- به تصویر کشیدن طرح با طرح های فرعی  جالب

طرح اصلی که در مثال بالا گسترش یافت، طرح روشنی است. طرح این است که در یک نظام سلطنتی، پادشاه می میرد و این سؤال اصلی مطرح می شود، “چه کسی بر تخت پادشاهی خواهد نشست؟”

اما طرح های ثانویه یا فرعی نیز مفیدند، و کلید درک چگونگی طرح ریزی یک رمان با کمی پیچیدگی بیشتر هستند.

طرح های فرعی غالباً داستان را گسترش می دهند، پیچیده می کنند، و یا تصویر متفاوتی از موضوعات و وقایع اصلی داستان ارائه می دهند.

نمونه ای از یک طرح فرعی مناسب:

در یک  طرح فرعی، ملکه می تواند مباشر نزدیکی داشته باشد که با مرگ ملکه، آینده اش دچار ابهام شود. آینده ی این مباشر نگران کننده است، زیرا خواهر بزرگتر ملکه به نزدیک بودن آنها حسادت می کند. بنابراین مباشر به خواهر دیگر کمک می کند تا به سلطنت برسد.

این  طرح فرعی  پیچیدگی پیوند عمیق دوستی را در میان سایر پیوندها و رقابت ها بین اعضای خانواده نشان می دهد؛ و نیز می تواند نشان دهد که چگونه شخصیت زهرآگین خواهران رقیب، همه ی اطرافیانشان را درگیر یک جنگ تمام عیار می کند.

 

به طور خلاصه، یک طرح فرعی باید همیشه:

  •  به توضیح داستان کمک، یا نقاط بحرانی در داستان ایجاد کند، تنش و پیچیدگی داستان را افزایش دهد، و یا درک ما را از شخصیت های اصلی عمق بخشد.
  • به روایت اصلی مربوط باشد، تا از سردرگمی غیر ضروری و یا انحراف از موضوع اصلی اجتناب شود.

۴-  ترتیبی دهید که هر شخصیت در داستان طالب چیزی باشد و آن را دنبال کند

همانطور که کورت ونه گات در جمله ای مشهور گفته است : هر شخصیت در رمان شما باید چیزی بخواهد، حتی اگر فقط یک لیوان آب باشد.

انگیزه ی شخصیت ها بخش مهمی از طرح ریزی یک رمان است. اگر شخصیت های شما انگیزه های واضحی دارند،به ناچار به سمت سرنوشتی محتوم، و وقایع اصلی داستان کشیده می شوند، و کمتر به دام خرده روایت ها می افتند.

به عنوان مثال، اگر دو شخصیت اشتیاقی سوزان به حفظ قدرت و تصاحب تاج و تختی واحد داشته باشند، در نقطه ای از داستان با هم رو در رو می شوند.

برای طرح ریزی خوب داستان خود، مطمئن شوید که هر جا شخصیتی را معرفی کردید، هدف اصلی او را در داستان بدانید. این به شما کمک می کند تا شخصیت های مشخص و برجسته ای خلق کنید؛ نه شخصیت هایی که بیهوده و بی هدف، اینجا و آنجا به داستان شما وارد می شوند، یا از آن خارج می گردند.

۵- قبل از شروع، هدف هر صحنه را مشخص کنید

وقتی شما در حال نوشتن یک رمان هستید، در مقیاس های مختلفی کار می کنید. شما باید هر دو مقیاس داستانی گسترده تر – آنچه از فصلی به فصل دیگر رخ می دهد- و مقیاس کوچکتر  -آن چه در هر یک از بخش ها و فصل ها اتفاق می افتد- را مشخص کنید.

قبل از شروع، هدف هر صحنه را مشخص کنید. دانستن این که چرا یک صحنه را در داستان خود آورده اید، به شما کمک می کند تا هدف، تمرکز و مسیر روایی آن صحنه را بیاید.

لزوماً نیازی به تشریح دقیق آنچه در طول صحنه اتفاق می افتد، نیست. ایده ای مبهم و زمخت کافی است.

مثلا بنویسید:

  • آن چه را که صحنه ی شما نشان می دهد، در راستای این که چرا آن صحنه به خط داستان کلی تر مربوط است.
  •  دست آوردی را که صحنه ی شما برای خط اصلی داستان به ارمغان می آورد(به عنوان مثال “این صحنه ، شخصیت اصلی من را یک قدم به هدف خود نزدیک تر می کند”)

وقتی که هر صحنه را هدف مند طرح ریزی می کنید، بخش های کمتری از کتاب شما، به مسیرهایی بن بست و  غیرمولد منتهی می شوند. این امر بازنویسی و تجدید نظر در مراحل بعدی را نیز آسان تر می کند.

۶ – شخصیت های طرح، وقایع داستان و تمرکز برابر روی همه ی جنبه ها

اغلب به عنوان نویسنده در بعضی حیطه ها قوی تر از جنبه های دیگر هستیم.

ممکن است ما عاشق ایجاد شخصیت، اما از تلاش برای توصیف خانه هایشان متنفر باشیم. ممکن است ما عاشق نوشتن صحنه های اکشن سریع، اما بیزار از  خلق گفت و گو باشیم.

یادگیری چگونگی طرح ریزی رمان، به معنای یادگیری چگونگی توجه به هر یک از عناصر رمان است. اطمینان حاصل کنید که وقتی داستانتان را طرح ریزی می کنید، هر عنصر آن واضح است. از خود بپرسید:

  • آیا برای خواننده روشن است که شخصیتهای من کیستند و چه چیز باعث ایجاد انگیزه در آنها می شود؟
  • آیا خواننده می تواند آگاهانه حدس بزند که طرح من ممکن است به کجا منجر شود؟ (به عنوان مثال، شدت یافتن درگیری ها، یا شکوفایی یک رابطه ی دوستانه یا عاشقانه)
  • آیا شخصیت ها یا موقعیت های من به گونه ای حرکت می کنند که منطقا متناسب با رویدادهای بعدی باشد؟

تغییر و غیرمنتظره بودن دو عنصر اصلی طرح هستند؛ و نقش عمده ای در دستیابی به داستانی عالی بازی می کنند. آدم ها تغییر می کنند، و مکان ها نیز.

۷ – از خطوط اصلی طرح خود به عنوان راهنما استفاده کنید نه یک شبکه آهنی.

اگر می خواهید در این مورد که داستان به کجا می رود، ایده ای داشته باشید، ایجاد یک طرح کلی بسیار مهم است. این به شما کمک می کند که در جایی از داستان گیر نیفتید. 

اگرچه یک طرح کلی برای ساختار بخشیدن به داستان شما و ماندن در مسیر مفید است، اما به یاد داشته باشید که این یک طرح انعطاف پذیر است، و نه یک ساختار سفت و سخت، که هر عنصر رمان شما باید متناسب با آن خم شود.

به عنوان مثال انتظار دارید شخصیت های A و B که در جریان داستان شما در یک ماجرای عاشقانه ای درگیر شوند. بیشتر که می نویسید، می بینید فضای مناسب تری برای ایجاد رابطه ی عاشقانه بین شخصیت های B و C وجود دارد. خب اینجاست که به عقب برمیگردید و طرح را دست کاری میکنید .

داستان را با همان چیزهایی که حس بهتری به آنها دارید، پیش ببرید، و بعد به عقب برگردید و طرح اصلی را متناسب با آن تغییر دهید. آنچه را که باید در طرح خود تغییر دهید و دلیل تغییر آن را یادداشت کنید، زیرا این به شما کمک می کند داربست داستان را در ذهنتان روشن نگه دارید و از خواندن مکرر جزئیات آن خودداری کنید.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...