رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

شخصیت های رمان فریادرس| آیلار مومنی کاربر انجمن نودهشتیا


ارسال های توصیه شده

درخواست داشتین که زودتر ملیحه جون و فریماه جون رو ببینید 

من هم سریع فریماه رو انتخاب کردم و اومدم هق😍😎

 

لینک رمان😍

 

@Atlas _sa @Fardis  @Roshana  @Ghazal @ساتوری  @MCH  @M.gh  

ویرایش شده توسط آیلار مومنی

 

نیست نشان زندگی تا نرسد نشان تو 

      اتمام یافته: دانلود دلبر بلاگردان💖

در حال تایپ:  رمان فریادرس 😍

صفحهٔ نقد رمان فریادرس 💟

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

spacer.png

ایشون رو بعد گشتن های مکرر فریماه انتخاب کردم اما اون چیزی که توی ذهنمه فقط شبیه ایشون هست و هیچوقت نمیتونم عین همونی که تو ذهنمه رو پیدا کنم 

پس فریماه بچه ام😎😍

 

نیست نشان زندگی تا نرسد نشان تو 

      اتمام یافته: دانلود دلبر بلاگردان💖

در حال تایپ:  رمان فریادرس 😍

صفحهٔ نقد رمان فریادرس 💟

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

spacer.pngفریماه جونم😍😎

  • لایک 19
  • هاها 3
  • سردرگم 1

 

نیست نشان زندگی تا نرسد نشان تو 

      اتمام یافته: دانلود دلبر بلاگردان💖

در حال تایپ:  رمان فریادرس 😍

صفحهٔ نقد رمان فریادرس 💟

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

( به دلیل اعتراضات شدید عکس حذف شد تا وختی که بهترش رو پیدا کنم) 😂😑

 

😎😂😑😎😂

ویرایش شده توسط آیلار مومنی
  • لایک 11
  • هاها 9
  • سردرگم 2

 

نیست نشان زندگی تا نرسد نشان تو 

      اتمام یافته: دانلود دلبر بلاگردان💖

در حال تایپ:  رمان فریادرس 😍

صفحهٔ نقد رمان فریادرس 💟

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • همکار سایت
2 دقیقه قبل، آیلار مومنی گفته است:

spacer.pngملیحه کراشتون😂😑

بچه ها این خانم به جرم سرقت دستگیر شده بود و عکسش توی خبرگذاری بود که من برش داشتم 

فقط میتونم بگم فقط شبیه ذهنیتمه خود ذهنیتم نیست 

😎😂 نخندین سارقه😑😎😂

تفف تو روووت این چه کاری بود با من کردی؟😂

من به فریماه دل بسته بودم لعنتیییی😂

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB
همین که چشمانِ خیس و کبودش به چهره‌ی رنگ پریده و بی‌تفاوتِ ماهور خورد، ناخواسته با قدم‌هایی بلند فاصله‌ی بینشان را کم کرد؛ نفش نفس زنان همانطور که قطره‌های اشک امانِ گونه‌هایش را بریده بود لب زد:

- این بود ماهور؟ 

دستانِ لرزانش را مشت کرد و ضربه‌ای محکم تختِ سینه‌ی ماهور کوباند؛ به صدای مرتعش و مملو از بغضش جان بخشید و فریاد زد:

- این بود؟ مگه نگفتی سرِ اون شوخی نداری؟ مگه نگفتی سرِ جونش شرط‌بندی نمی‌کنی؟ 

یقه‌ی پیراهنِ مشکیِ ماهور را بینِ دستانِ خیس از عرق‌اش گرفت و با همان لحن ادامه داد:

- مگه نگفتی قاطیِ بازیِ من شدن شر میشه اما نمی‌ذارم ازم بگیرنش؟ 

ماهور بی آنکه لحظه‌ای برای رهایی از دستش تلاش کند، با ضربِ دستِ او پاهای بی‌جانش قدمی عقب حرکت کرد؛ با قرار دادن پلک‌هایش بر روی هم، قطره‌های اشک راهِ خودشان را پیدا کردند.  خودش هم نفهمیده بود از کِی  گریه‌ی بی‌سروصدا، جایِ هق هق‌هایش را گرفته است!

دوباره به یقه‌ی چروک شده‌ی ماهور چنگ زد و با لحنی که لرزه بر دلِ هر سنگی می‌انداخت لب گشود:

- ازت گرفتنش ماهور کارا؛ شنیدی؟ گرفتنش! 

♠️نبض مرگ♠️

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

spacer.png

داوود برادر ملیحه 😂

  • لایک 10
  • هاها 10
  • سردرگم 2

 

نیست نشان زندگی تا نرسد نشان تو 

      اتمام یافته: دانلود دلبر بلاگردان💖

در حال تایپ:  رمان فریادرس 😍

صفحهٔ نقد رمان فریادرس 💟

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 دقیقه قبل، Ghazal گفته است:

تفف تو روووت این چه کاری بود با من کردی؟😂

من به فریماه دل بسته بودم لعنتیییی😂

آی دلم 😂😂😂😂 هق😂😂😂😂 مردم از خنده 😂😂😂😂

 

نیست نشان زندگی تا نرسد نشان تو 

      اتمام یافته: دانلود دلبر بلاگردان💖

در حال تایپ:  رمان فریادرس 😍

صفحهٔ نقد رمان فریادرس 💟

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بقیه شخصیت ها با ورودشون به رمان عکسش آپلود میشه 😎

 

نیست نشان زندگی تا نرسد نشان تو 

      اتمام یافته: دانلود دلبر بلاگردان💖

در حال تایپ:  رمان فریادرس 😍

صفحهٔ نقد رمان فریادرس 💟

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • همکار سایت
15 دقیقه قبل، آیلار مومنی گفته است:

spacer.png

داوود برادر ملیحه 😂

جرررررر

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB
همین که چشمانِ خیس و کبودش به چهره‌ی رنگ پریده و بی‌تفاوتِ ماهور خورد، ناخواسته با قدم‌هایی بلند فاصله‌ی بینشان را کم کرد؛ نفش نفس زنان همانطور که قطره‌های اشک امانِ گونه‌هایش را بریده بود لب زد:

- این بود ماهور؟ 

دستانِ لرزانش را مشت کرد و ضربه‌ای محکم تختِ سینه‌ی ماهور کوباند؛ به صدای مرتعش و مملو از بغضش جان بخشید و فریاد زد:

- این بود؟ مگه نگفتی سرِ اون شوخی نداری؟ مگه نگفتی سرِ جونش شرط‌بندی نمی‌کنی؟ 

یقه‌ی پیراهنِ مشکیِ ماهور را بینِ دستانِ خیس از عرق‌اش گرفت و با همان لحن ادامه داد:

- مگه نگفتی قاطیِ بازیِ من شدن شر میشه اما نمی‌ذارم ازم بگیرنش؟ 

ماهور بی آنکه لحظه‌ای برای رهایی از دستش تلاش کند، با ضربِ دستِ او پاهای بی‌جانش قدمی عقب حرکت کرد؛ با قرار دادن پلک‌هایش بر روی هم، قطره‌های اشک راهِ خودشان را پیدا کردند.  خودش هم نفهمیده بود از کِی  گریه‌ی بی‌سروصدا، جایِ هق هق‌هایش را گرفته است!

دوباره به یقه‌ی چروک شده‌ی ماهور چنگ زد و با لحنی که لرزه بر دلِ هر سنگی می‌انداخت لب گشود:

- ازت گرفتنش ماهور کارا؛ شنیدی؟ گرفتنش! 

♠️نبض مرگ♠️

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • همکار سایت
15 دقیقه قبل، آیلار مومنی گفته است:

آی دلم 😂😂😂😂 هق😂😂😂😂 مردم از خنده 😂😂😂😂

منو جمع کن دارم ریسه میرممم

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB
همین که چشمانِ خیس و کبودش به چهره‌ی رنگ پریده و بی‌تفاوتِ ماهور خورد، ناخواسته با قدم‌هایی بلند فاصله‌ی بینشان را کم کرد؛ نفش نفس زنان همانطور که قطره‌های اشک امانِ گونه‌هایش را بریده بود لب زد:

- این بود ماهور؟ 

دستانِ لرزانش را مشت کرد و ضربه‌ای محکم تختِ سینه‌ی ماهور کوباند؛ به صدای مرتعش و مملو از بغضش جان بخشید و فریاد زد:

- این بود؟ مگه نگفتی سرِ اون شوخی نداری؟ مگه نگفتی سرِ جونش شرط‌بندی نمی‌کنی؟ 

یقه‌ی پیراهنِ مشکیِ ماهور را بینِ دستانِ خیس از عرق‌اش گرفت و با همان لحن ادامه داد:

- مگه نگفتی قاطیِ بازیِ من شدن شر میشه اما نمی‌ذارم ازم بگیرنش؟ 

ماهور بی آنکه لحظه‌ای برای رهایی از دستش تلاش کند، با ضربِ دستِ او پاهای بی‌جانش قدمی عقب حرکت کرد؛ با قرار دادن پلک‌هایش بر روی هم، قطره‌های اشک راهِ خودشان را پیدا کردند.  خودش هم نفهمیده بود از کِی  گریه‌ی بی‌سروصدا، جایِ هق هق‌هایش را گرفته است!

دوباره به یقه‌ی چروک شده‌ی ماهور چنگ زد و با لحنی که لرزه بر دلِ هر سنگی می‌انداخت لب گشود:

- ازت گرفتنش ماهور کارا؛ شنیدی؟ گرفتنش! 

♠️نبض مرگ♠️

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

5 دقیقه قبل، Ghazal گفته است:

جرررررر

نخند سارقه😂

 

نیست نشان زندگی تا نرسد نشان تو 

      اتمام یافته: دانلود دلبر بلاگردان💖

در حال تایپ:  رمان فریادرس 😍

صفحهٔ نقد رمان فریادرس 💟

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

5 دقیقه قبل، Ghazal گفته است:

منو جمع کن دارم ریسه میرممم

من رو به موتم الان مامانم با جارو برقی جمعم میکنه😂😎

 

نیست نشان زندگی تا نرسد نشان تو 

      اتمام یافته: دانلود دلبر بلاگردان💖

در حال تایپ:  رمان فریادرس 😍

صفحهٔ نقد رمان فریادرس 💟

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • همکار سایت
2 دقیقه قبل، آیلار مومنی گفته است:

نخند سارقه😂

وای وای 😂😂😂😂

2 دقیقه قبل، آیلار مومنی گفته است:

من رو به موتم الان مامانم با جارو برقی جمعم میکنه😂😎

من دل و رودم پیچ خورد😂😂😂😂😂

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB
همین که چشمانِ خیس و کبودش به چهره‌ی رنگ پریده و بی‌تفاوتِ ماهور خورد، ناخواسته با قدم‌هایی بلند فاصله‌ی بینشان را کم کرد؛ نفش نفس زنان همانطور که قطره‌های اشک امانِ گونه‌هایش را بریده بود لب زد:

- این بود ماهور؟ 

دستانِ لرزانش را مشت کرد و ضربه‌ای محکم تختِ سینه‌ی ماهور کوباند؛ به صدای مرتعش و مملو از بغضش جان بخشید و فریاد زد:

- این بود؟ مگه نگفتی سرِ اون شوخی نداری؟ مگه نگفتی سرِ جونش شرط‌بندی نمی‌کنی؟ 

یقه‌ی پیراهنِ مشکیِ ماهور را بینِ دستانِ خیس از عرق‌اش گرفت و با همان لحن ادامه داد:

- مگه نگفتی قاطیِ بازیِ من شدن شر میشه اما نمی‌ذارم ازم بگیرنش؟ 

ماهور بی آنکه لحظه‌ای برای رهایی از دستش تلاش کند، با ضربِ دستِ او پاهای بی‌جانش قدمی عقب حرکت کرد؛ با قرار دادن پلک‌هایش بر روی هم، قطره‌های اشک راهِ خودشان را پیدا کردند.  خودش هم نفهمیده بود از کِی  گریه‌ی بی‌سروصدا، جایِ هق هق‌هایش را گرفته است!

دوباره به یقه‌ی چروک شده‌ی ماهور چنگ زد و با لحنی که لرزه بر دلِ هر سنگی می‌انداخت لب گشود:

- ازت گرفتنش ماهور کارا؛ شنیدی؟ گرفتنش! 

♠️نبض مرگ♠️

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

20 دقیقه قبل، Ghazal گفته است:

وای وای 😂😂😂😂

من دل و رودم پیچ خورد😂😂😂😂😂

کم بخند میاد با نیسان از روت رد میشه ها😂

 

نیست نشان زندگی تا نرسد نشان تو 

      اتمام یافته: دانلود دلبر بلاگردان💖

در حال تایپ:  رمان فریادرس 😍

صفحهٔ نقد رمان فریادرس 💟

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • همکار سایت
3 دقیقه قبل، آیلار مومنی گفته است:

کم بخند میاد با نیسان از روت رد میشه ها😂

جررر غلط کردم 😂😂😂😂

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB
همین که چشمانِ خیس و کبودش به چهره‌ی رنگ پریده و بی‌تفاوتِ ماهور خورد، ناخواسته با قدم‌هایی بلند فاصله‌ی بینشان را کم کرد؛ نفش نفس زنان همانطور که قطره‌های اشک امانِ گونه‌هایش را بریده بود لب زد:

- این بود ماهور؟ 

دستانِ لرزانش را مشت کرد و ضربه‌ای محکم تختِ سینه‌ی ماهور کوباند؛ به صدای مرتعش و مملو از بغضش جان بخشید و فریاد زد:

- این بود؟ مگه نگفتی سرِ اون شوخی نداری؟ مگه نگفتی سرِ جونش شرط‌بندی نمی‌کنی؟ 

یقه‌ی پیراهنِ مشکیِ ماهور را بینِ دستانِ خیس از عرق‌اش گرفت و با همان لحن ادامه داد:

- مگه نگفتی قاطیِ بازیِ من شدن شر میشه اما نمی‌ذارم ازم بگیرنش؟ 

ماهور بی آنکه لحظه‌ای برای رهایی از دستش تلاش کند، با ضربِ دستِ او پاهای بی‌جانش قدمی عقب حرکت کرد؛ با قرار دادن پلک‌هایش بر روی هم، قطره‌های اشک راهِ خودشان را پیدا کردند.  خودش هم نفهمیده بود از کِی  گریه‌ی بی‌سروصدا، جایِ هق هق‌هایش را گرفته است!

دوباره به یقه‌ی چروک شده‌ی ماهور چنگ زد و با لحنی که لرزه بر دلِ هر سنگی می‌انداخت لب گشود:

- ازت گرفتنش ماهور کارا؛ شنیدی؟ گرفتنش! 

♠️نبض مرگ♠️

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

14 ساعت قبل، آیلار مومنی گفته است:

spacer.pngملیحه کراشتون😂😑

بچه ها این خانم به جرم سرقت دستگیر شده بود و عکسش توی خبرگذاری بود که من برش داشتم 

فقط میتونم بگم فقط شبیه ذهنیتمه خود ذهنیتم نیست 

😎😂 نخندین سارقه😑😎😂

جررر ملیحه کراشم بود لعنتی 🤣🤣

ن خب من تو فکرم یک ادم چاق بود رو روسریشو پیشت  گردن میبنده و یک زنجیر رو انگشتاش میچرخونه هر چند همینم متفاوته و باحاله به شخصیت ملیحه میاد😂😂👌🏻

مآ خُودِمُونَم از دسـت دادیم دیگه از دست دادن بَقیه برآم͢ون مهم نٰٖیست:)

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

3 دقیقه قبل، Roshana گفته است:

جررر ملیحه کراشم بود لعنتی 🤣🤣

ن خب من تو فکرم یک ادم چاق بود رو روسریشو پیشت  گردن میبنده و یک زنجیر رو انگشتاش میچرخونه هر چند همینم متفاوته و باحاله به شخصیت ملیحه میاد😂😂👌🏻

این هم از هموناست فقط اینجا چون دستگیر شده اون ریختش و قیافش رو ازش گرفتن😂😂 منم دقیقا همون آدم تو مغزم بود 

😂😂😂😂😂 

 

نیست نشان زندگی تا نرسد نشان تو 

      اتمام یافته: دانلود دلبر بلاگردان💖

در حال تایپ:  رمان فریادرس 😍

صفحهٔ نقد رمان فریادرس 💟

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

15 ساعت قبل، آیلار مومنی گفته است:

spacer.pngملیحه کراشتون😂😑

بچه ها این خانم به جرم سرقت دستگیر شده بود و عکسش توی خبرگذاری بود که من برش داشتم 

فقط میتونم بگم فقط شبیه ذهنیتمه خود ذهنیتم نیست 

😎😂 نخندین سارقه😑😎😂

عجب شکست عشقی بدی خوردم ، این چه کاریه آخه 😂 کل ذهنیتم رو نابود کردی

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

5 دقیقه قبل، mahdiyeh گفته است:

عجب شکست عشقی بدی خوردم ، این چه کاریه آخه 😂 کل ذهنیتم رو نابود کردی

😂😂😂چ کنم خب همه ی بازیگرا یا خوشگلن یا شبیه شرور نیستن😂😂😂

 

نیست نشان زندگی تا نرسد نشان تو 

      اتمام یافته: دانلود دلبر بلاگردان💖

در حال تایپ:  رمان فریادرس 😍

صفحهٔ نقد رمان فریادرس 💟

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

4 دقیقه قبل، mahdiyeh گفته است:

یا تتلو🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️ 

از تتلو اون ور تره😂

 

نیست نشان زندگی تا نرسد نشان تو 

      اتمام یافته: دانلود دلبر بلاگردان💖

در حال تایپ:  رمان فریادرس 😍

صفحهٔ نقد رمان فریادرس 💟

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

15 ساعت قبل، آیلار مومنی گفته است:

spacer.png

داوود برادر ملیحه 😂

دقیقا صحنه ای که زبونش آورده بود بیرون رو تونستم با چهره اش تصور کنم 😂😂نمیری😂😂🤦🏻‍♀️

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هم اکنون، mahdiyeh گفته است:

دقیقا صحنه ای که زبونش آورده بود بیرون رو تونستم با چهره اش تصور کنم 😂😂نمیری😂😂🤦🏻‍♀️

واااااااااااااااااااههااااااایییییی 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂 خیلی خوب گفتی 😂

 

نیست نشان زندگی تا نرسد نشان تو 

      اتمام یافته: دانلود دلبر بلاگردان💖

در حال تایپ:  رمان فریادرس 😍

صفحهٔ نقد رمان فریادرس 💟

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هم اکنون، آیلار مومنی گفته است:

واااااااااااااااااااههااااااایییییی 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂 خیلی خوب گفتی 😂

تو با این عکسا با روح و روان من بازی کردی نمیبخشمت😂😂🤦🏻‍♀️

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...