رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

درخواست نقد اولیه رمان پشیمان می‌شوی | Qazal کاربر انجمن نودهشتیا


Qazal
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

سلام عزیزم درخواست  نقد اولیه برای  رمانم و دارم. ۵۸ پارت شده.

@مدیر منتقد

  • لایک 3

 

نویسنده رمان‌های: به یادت بیاور، ماندن یا رفتن، سرپناهی دیگر،  پشیمان می‌شوی

در حال تایپ:

رمان پشیمان می‌شوی

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

16 دقیقه قبل، Qazal گفته است:

سلام عزیزم درخواست  نقد اولیه برای  رمانم و دارم. ۵۸ پارت شده.

@مدیر منتقد

با سلام خدمت نویسنده عزیز. 

منتقد شما @Haniew می‌باشد. 

تاپیک رمان شما تا پایان نقد قفل خواهد بود. 

ممنون از صبوری شما🌹

  • لایک 2
  • تشکر 2
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

6 دقیقه قبل، مدیر منتقد گفته است:

با سلام خدمت نویسنده عزیز. 

منتقد شما @Haniew می‌باشد. 

تاپیک رمان شما تا پایان نقد قفل خواهد بود. 

ممنون از صبوری شما🌹

چه قدر زمان می بره خوشگلم؟

  • لایک 2
  • تشکر 1

 

نویسنده رمان‌های: به یادت بیاور، ماندن یا رفتن، سرپناهی دیگر،  پشیمان می‌شوی

در حال تایپ:

رمان پشیمان می‌شوی

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 دقیقه قبل، Qazal گفته است:

چه قدر زمان می بره خوشگلم؟

بین 10 الی 12 روز. زیاد طول بکشه 15 روز ولی بازم  منتقد عزیز تاریخ تحویل رو خدمتتون عرض میکنه🌹

  • لایک 2
  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در ۱۴۰۰/۹/۷ در 22:08، Qazal گفته است:

سلام عزیزم درخواست  نقد اولیه برای  رمانم و دارم. ۵۸ پارت شده.

@مدیر منتقد

با سلام خدمت شما نویسنده عزیز

نقد شما در تاریخ ۲۵ آذر  ارسال می‌گردد(شاید با یکی دو روز تاخیر)

با تشکر از صبر و شکیبایی شما💙

@Qazal

  • لایک 2
  • غمگین 1

با بهت، نگاه از ستارگان کوچک و بزرگ که در  آسمان تیره شب می‌درخشیدند گرفتم و به آن دو گویی براق مشکی چشم دوختم، پر از احساسات بود؛ دو سیارهٔ نگاه گیرایش!
ناباور لب زدم:
- تو آن مردی که غرورش زبان زد همه بود، باورم نمی‌شود که از غرورت گذشتی!

لبخند عمیقی روی لبان کشیده‌اش جا خوش کرد. بی شک  آنحنای لبانش به قصد لبخند زیباترین رسم هندسی دنیا بود.
با اطمینان و مهربانی گفت:
- وقتی تپش های قلبت بند نفس های کسی باشد، دیگر غرور معنای خود را از دست می دهد!

رمان گذشته خاموش

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام مدیر جان، نمیشه فقط تا پارت ۵۸ نقد کنند ، ولی تاپیک باز بشه  ؟ یعنی فقط تا ۵۸ زحمتش و بکشن. پارت های بعدی که گذاشته می شه رو نقد نکنن؟

@مدیر منتقد

  • لایک 2

 

نویسنده رمان‌های: به یادت بیاور، ماندن یا رفتن، سرپناهی دیگر،  پشیمان می‌شوی

در حال تایپ:

رمان پشیمان می‌شوی

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

19 ساعت قبل، Qazal گفته است:

سلام مدیر جان، نمیشه فقط تا پارت ۵۸ نقد کنند ، ولی تاپیک باز بشه  ؟ یعنی فقط تا ۵۸ زحمتش و بکشن. پارت های بعدی که گذاشته می شه رو نقد نکنن؟

@مدیر منتقد

سلام نویسنده عزیز، خیر متاسفانه نمیشه. 

  • لایک 1
  • غمگین 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

8 ساعت قبل، مدیر منتقد گفته است:

سلام نویسنده عزیز، خیر متاسفانه نمیشه. 

قبلاً می شد فکر کنم😥💔 

  • لایک 1

 

نویسنده رمان‌های: به یادت بیاور، ماندن یا رفتن، سرپناهی دیگر،  پشیمان می‌شوی

در حال تایپ:

رمان پشیمان می‌شوی

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

20 دقیقه قبل، Qazal گفته است:

قبلاً می شد فکر کنم😥💔 

نه جیگرم همیشه همینطور بوده مگر اینکه تعداد پارت های شما بالای 65 باشه که نیست. 

  • لایک 1
  • غمگین 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

39 دقیقه قبل، مدیر منتقد گفته است:

نه جیگرم همیشه همینطور بوده مگر اینکه تعداد پارت های شما بالای 65 باشه که نیست. 

😂 یک چیز دیگه بگم قول بده دعوام نکنین😂

هیچ راهی نیست؟

  • لایک 1
  • تشکر 1

 

نویسنده رمان‌های: به یادت بیاور، ماندن یا رفتن، سرپناهی دیگر،  پشیمان می‌شوی

در حال تایپ:

رمان پشیمان می‌شوی

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

47 دقیقه قبل، Qazal گفته است:

😂 یک چیز دیگه بگم قول بده دعوام نکنین😂

هیچ راهی نیست؟

نه متاسفانه. 

  • غمگین 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 دقیقه قبل، مدیر منتقد گفته است:

نه متاسفانه. 

😥😥چه بد

متشکرم💔😥

  • لایک 1
  • تشکر 1

 

نویسنده رمان‌های: به یادت بیاور، ماندن یا رفتن، سرپناهی دیگر،  پشیمان می‌شوی

در حال تایپ:

رمان پشیمان می‌شوی

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مدیر جاااااان!!!

اومدم واسه چک و چونه☺😂

نگاه عزیزم تعداد. پارت های نقد ابتدایی چنده؟ آفرین ۴۰ پارت ، خب رمان من ۱۸ پارت بیشتره به حرمت همون ۱۸ پارت  بازش کن😥💔🔐🔓 من دارم اینجا جون میدم 😥😥😂💔

@مدیر منتقد

:classic_unsure:

  • لایک 1

 

نویسنده رمان‌های: به یادت بیاور، ماندن یا رفتن، سرپناهی دیگر،  پشیمان می‌شوی

در حال تایپ:

رمان پشیمان می‌شوی

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مدیر جان فردا بیست و چهارمه😥 سه ساعتم نمیشه زودتر نقد، منتقد و  تایید کنین؟ بازشه؟😂😁😁

@مدیر منتقد

  • لایک 1

 

نویسنده رمان‌های: به یادت بیاور، ماندن یا رفتن، سرپناهی دیگر،  پشیمان می‌شوی

در حال تایپ:

رمان پشیمان می‌شوی

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

منتقد: @Haniew

نویسنده: @Qazal

📚 نقد اولیه رمان پشیمان می‌شوی 📚

🌱1.عنوان رمان:

عنوان همان چیزی است که مخاطب را ترغیب می کند تا شروع به خواندن رمان کند.

بهتر است عنوان انتخابی به دور از کلیشه باشد. حالا کلیشه به چه معناست؟ یعنی تکرار زیاد یک یا چند کلمه که باعث از بین رفتن جذابیت می شد.

اندازه عنوان بهتر است بین یک تا چهار بخش باشد که این چهار بخش می‌تواند شامل: صفت، اسم، ضمیر، حرف

عنوان شما دو بخش است. پشیمان می‌شوی (اسم+فعل) ترکیب این کلمات کلمه ای جدید با ساختار جدید است که جذابیت هم دارد. با ژانرها همخوانی داشت. با محتوای رمان هم همخوانی لازم را داشت مخصوصا ان قسمت که بهزاد حرف از پشیمون شدن و رفتن به میان اورد و...

با خواندن عنوان یاد فردی که از کاری منصرف می‌شود.!

🐾2.خلاصه رمان:

 نوشتن یک متن در قالبی کوتاه که خواننده بدون وقت تلف کردن بفهمد که ایا رمان ارزش خواندن دارد یا نه

 اندازه خلاصه بهتر است بین 5تا 10 خط باشد. اندازه متن خلاصه 6خط بود. با ژانرها همخوانی داشت. از همان شروع خواننده را کنجکاو و جذب می‌کرد تا ادامه را بخواند. حتی سوالاتی که که در اخر طرح کرده بودید هم این مجذوب شدن خواننده را بیشتر می‌کرد اما چه خوب می‌شد اگر در بین سوالات یک سوال خیلی طوفانی که شک به مخاطب وارد کند هم می‌گذاشتید یک سوال از جبهه کلی رمان...

 خلاصه از نظر زیبانویسی گیرا و جذاب بود و ابهام هم داشت.

اطلاعات داخل خلاصه جذاب و میزان اطلاعات داخل خلاصه به اندازه بود.

3.مقدمه

مقدمه نشان دهنده نقشه کلی نوشته و تصویری از کل موضوع است. 

با ژانرها همخوانی داشت.

محتوای مقدمه جدید و جذاب بود. این که شعر بود و از قضا با موضوع رمان هم مرتبط بود حتی کلمات اخر بیت هایش در یک حرف مشترک بودند مقدمه را بسیار زیبا و جذاب کرده بود. با ژانرها همخوانی داشت و از نظر زیبانویسی گیرا بود.

اندازه مقدمه صحیح بود.

🧩4.ژانر رمان:

ژانر قالب داستان است و بهتره اتفاقات و حوادث داخل رمان تکیه بر ان نوشته شوند.

ژانرهای انتخابی بهتره با همه اجزای رمان همخوانی داشته باشند. 

ژانر انتخابی شما عاشقانه و تراژادی و اجتماعی و معمایی بود که در عنوان، خلاصه، مقدمه و محتوای رمان دیده می‌شد.

اولین ژانر شما عاشقانه بود، "از همان اول که پریا بهزاد را دید و عشقشان نسبت به هم.." در رمان دیده شد. اینکه اول های رمان به ژانر عاشقانه پرداخته بودید و بعد گذشت سه پارت در کنار عاشقانه به تراژدی هم پرداخته بودید و بعد به همزمان اجتماعی تبحر زیاد شما در نوشتن را نشان می‌دهد. ترتیب ژانرها رعایت شده بود.

 ژانرهای صحیح

عاشقانه، تراژدی، معمایی، پلیسی، مذهبی، اجتماعی، علمی_تخیلی، فانتزی_تخیلی، جنایی، طنز، ترسناک و...

ژانر انتخابی صحیح بود.

🧸 5.جلد رمان

ایده رمان عاشقانه بود و جلد به خوبی با ایده همخوانی داشت.

در جلد از رنگ مشکی و خاکستری استفاده شده بود که همه این رنگ ها از نوع تیره بودنند و از این رو می‌شود به درد هایی که در رسیدن به عشق یا حتی بعد از رسیدن می‌کشند اشاره کرد. پس با همه اجزای رمان همخوانی داشتند.

کیفیت عکس استفاده شده خوب بود، و جلد زیبایی لازم را برای جذب مخاطب داشت.

🌀6.شروع رمان:

با عنوان و مقدمه و خلاصه همخوانی داشت و با ژانرها هم همخوانی داشت.

شروع رمان '' با حضور در نمایشگاه بود'' که ایده شروع جدید بود و همان کنجکاوی که خط به خطش به ادم منتقل می‌کرد باعث جذابیت می‌شد. کیفیت کلمات استفاده شده خوب بود نه خیلی ساده بود و نه خیلی قلمبه سلمبه که قابل درک نباشد. 

رمان از نظر نقاط سقوط و اوج باید بگویم نقطه سقوط آن‌چنانی نداشت فقط در حدی که در سه پارت همه چیز خوب و ارام بود اما با ناراحت شدن پریا و تصمیم بهزاد رمان اوج گرفت و در اوج هم ماند.

پس رمان نقطه اوج و سقوط داشت طوری که خواننده را کنجکاو و جذب کند.

💎7.سیر ابتدایی رمان: یعنی روند پیش بردن رمان که به سه دسته تقسیم می شود. سیر تند، سیر کند، سیر معمولی.

سیر رمان نه باید انقدر تند باشد که خواننده نفهمد چی می خواند نه خیلی کند باشد که خواننده را کلافه کند. 

 سیر شما معمولی شود.

🚩⊰━♡ 8. عناصر مهم رمان ♡━⊰

+.پیرنگ: یعنی حوادث داستان با علت اتفاق می افتد.

کنش و واکنش: یعنی برای  اتفاقاتی که رخ می دهد دلیل منطقی وجود داشته باشد. مثلا زمانی که کیانمهر به خانه الهام می‌رود در اصل قصدش برداشتن چند طرح است.

انگیزه احساسی: یعنی کاراکتر داستان طبق شخصیتی که نویسنده بیان می کند رفتار کند. مثلا پریا دختر قوی و ارامی که کمی هم شنگول است.

دلیل: یعنی شخصیت ها برای حل مشکلات خود از راه کارهای ساده استفاده کنند. مثلا موقعی که کیانمهر برای برگشت الهام وقتی دید خودش نمی‌تواند کاری کند به سراغ ونداد و نها رفت.

گره که خیلی خواننده را مشتاق خواندن می‌کردن دانستن این که چه اتفاقی در گذشته برای پریا افتاده. یا چه اتفاقی برای الهام و کیانمهر و نهال افتاده... شما به سوال تا حدودی جواب دادید طور دیگر یعنی گره گشایی کردید که پریا قبلا عاشق پیمان بوده که اگر اشتباه نکنم پسر دایی‌اش است. و سوال دوم را هم گره گشایی نکرده بودید که البته رمان شما هنوز ادامه دارد. گره و گره‌گشایی هر دو برای جذب مخاطب جذاب بودند.

+ زاویه دید: موقعیت راوی در توصیف وقایع رمان برای مخاطب است.

انواع زاویه دید: ( اول شخص, دوم شخص, دانای کل )

زاویه دید رمان سوم شخص(دانای کل مطلق) است.

نویسنده باید در زاویه دید دانای کل مطلق هم به احساسات درونی کاراکترها بپردازد هم به صحنه های خارجی، و انقدر خوب بنویسد تا خواننده بتواند با کاراکتر همدلی کند. 

شما در شروع رمانت به خوبی به این موضوع پرداخته بودید. و من از همون لحظه که '' پریا از دیدن بهزاد خوشحال شد و بهزاد هم از دیدن دخترک...'' توانستم حس همزاد پنداری را از رمان بگیرم.

+ لحن: یعنی شیوه بیان رمان است.

ادبی: دیالوگ ها و مونولوگ ها تماما ادبی

معیار: دیالوگ ها محاوره‌ای و مونولوگ ها ادبی

محاوره‌ای:دیالوگ ها و مونولوگ ها تماما محاوره‌ای

لحن رمان شما معیار بود. و صحیح نوشته شده بود.

+ فضا : فضا درواقع همان محیطی است که قهرمان داستان و شخصیت‌ها در آن حضور دارند و رویدادها در آن به وقوع می‌پیوندند.

فضا سازی فقط توصیف مکان نیست.

مثلا در یک قبرستان قرار است قتل اتفاق بی‌افتد خب نویسنده باید برای فضا سازی همه عناصر را توصیف کند یعنی، مثلا "سنگ قبرهای سیاه که با فاصله کمی از هم در یک ردیف به ترتیب کنار هم قرار داشتند کمی قبرستان را به پارگینک ماشین ها شبیه کرده بود. نسیم گرم آرام می‌وزید و خاک های خشک قبرستان را به رقص در‌می‌آورد، با دستم خودم را باد زدم تا کمی از التهابات صورتم که در زیر این آفتاب سوزانِ همچون آتش داشت جزغاله می‌شد کم می‌کرد، جمعیت زیادی در قبرستان بودند اما سکوت مرگباری همه جا را فرا گرفته بود. صدای آرام پاهایی که به زمین کوبیده می‌شد به گوشم می‌رسید، صدا لحظه به لحظه نزدیک تر می‌شد، حتما عابری بود که می‌خواست رد بشود. سایه‌ی بزرگ مرد که بر رویم افتاد، ترس در سلول هایم رخنه کرد، با مردمک های لرزان، هراسان سرم را به عقب برگرداندم که مردی با چشمای آبی که تفنگ در دست داشت.... "

در اینجا نه تنها مکان قبرستان بلکه هوا و آسمان و مثلا ساکت بودن و شلوغ بودن مکان و احساسات کاراکتر یا چهره مقتول را توصیف کرده‌ایم و از کلمات تشبیه و آرایه های ادبی برای زیبایی متن استفاده کرده‌ایم، این موضوع فقط برای قبرستان نیست بلکه برای تمام حوادث و صحنه های رمان است.

فضاسازی رمان شما خوب بود اما عالی نبود زیرا می‌توانستید ان صحنه که برای اولین بار کیانمهر و الهام هم را ملاقات می‌کنند به احساساتشان و محیط اطراف بیشتر بپردازید و از تشبیه و ارایه ها استفاده کنید.

[In reply to Haniyew]

شخصیت: یعنی هر کاراکتر باید اخلاقیات و ویژگی منحصر به خود را داشته باشد. که این شخصیت پردازیی شامل سیزده قسمت است.

۱- شخصیت قالبی: به شخصیت های کلیشه ای گفته میشه که حرکاتشون قابل پیش بینی است.

۲- شخصیت‌های قرار دادی: کاراکترهایی دارای خلق و خوی قدیمی، معتقد به خرافات، تعصبی... 

۳- شخصیت‌های نوعی: افرادی خاص اخلاقی ناب و رفتاری متفاوت...

۴- شخصیت‌های تمثیلی: شخصیت‌هایی که در فیلم یا داستان هایی هستند و ما چون خوشمان میاید از انها بهره میگیریم

۵- شخصیت‌های نمادین: شخصیتی که مثبت اندیش است یا هر کسی که قصد دارد درسی دهد.

۶- شخصیت راوی: شخصیتی است که مخاطب داستان را از زاویه دید او تجربه می‌کند، از این رو شخصیت اصلی داستان است.

۷- شخصیت‌ قهرمان: شخصیتی است که کنش داستان را پیش می‌برد و انتظار می‌رود به هدف بالای داستان دست یابد.

۸- شخصیت ضدقهرمان: شخصیتی است که در برابر قهرمان می ایستد.

۹- شخصیت ایستا: شخصیتی است که در روند داستان دچار هیچ تغییر نمی‌شود.

۱۰- شخصیت پویا: شخصیتی است که در روند داستان دستخوش تغییرات شخصیتی می‌شود.

۱۱- شخصیت متضاد: شخصیتی است که از نظر خصوصیات در نقطهٔ مقابل قهرمان قرار دارد.

۱۲- شخصیت مکمل: شخصیتی که در داستان هست؛ اما نقش او چندان عمده نیست.

۱۳- شخصیت فرعی: شخصیتی است که نقش کوچکی در داستان دارد.

در رمانتان بر اساس اتفاقاتی که رقم زده بودید دریافتم که یکی از شخصیت های اصلی شما یا همان کیانمهر جز شخصیت های نوعی است چون اخلاق متفاوتی دارد که قابل پیش بینی نیست. 

از طرفی شخصیت پارسا جز فرعی ها بود چون در کناره رمان بود و زیاد بحثی از او نمی‌دیدم. در کل همه شخصیت هایتان اخلاق و رفتار مخصوص خود را داشتند اما طوری نبود که بشود نام متفاوت بود یا جذاب بودن را به انها داد زیرا در رمان های زیادی هست که دختری بخاطر سختی های زیاد بخواهد قوی و از قضا ارام باشد اما با شیطنت های ریزی که انگار به زندگی یکنواختش موج می‌دهد   

با اخلاقیات مهم کاراکترها اشنا شدیم اما این اشنایی به اندازه نبود. اخلاقیات و رفتارهای شخصیت ها ''پریا و الهام '' باهم و ''کیانمهر و بهزاد'' باهم کمی شبیه به هم بودند از این جهت که دختر ه سعی می‌کردند قوی باشند و کمی ارام بودند پسرها هم عاشق و عصبی و متین اما وجه متفاوتی هم داشتند، اما همین دو وجه اشتراک در اخلاقیات باعث می‌شد لحن صحبت کاراکتر ها شبیه به هم شود و گاهی وقتا اگر ذکر نام قبل از گفت‌وگو نبود من نمی‌توانستم این ها را تشخیص دهم.

کاراکترها نسبت به اوایل رمان تغییری نکرده بودند و ثابت مانده‌اند که این خوب نیست البته رمان شما هنوز ادامه دارد..

🐞⊰━♡ 9. بررسی صحنه های رمان ♡━⊰

+.صحنه: صحنه از عناصر داستان است که مکان و زمان وقوع داستان را مشخص می‌کند و در شناساندن شخصیت‌ها، حوادث، و فضای داستان به خواننده نقش مهمی را ایفا می‌کند..

و باز هم خوب بودن و نبودن صحنه برمیگردد به همان توصیفات و حس پردازی که کمی به اندازه و زیبا بود به همین دلیل می‌شود گفت صحنه خوب بود اما عالی نه چون توصیفات همانطور که قبلا گفتم کمی کم بود.

+ روایت: یعنی توضیح موضوع و متن رمان است.

خب می‌توان گفت رعایت شده بود پارت ها را نم نم جلو برده بودید. اما در جایی که الهام کیانمهر را می‌بیند و از خانه خارج می‌شود بهتر بود کمی به احساست الهام بال و پر دهید و حتی خاطرات را در ذهنش بیاوردی و دیدگاه دور و اطرافش مثلا اصلا پارسا را کنارش ندید چون در فکر کیانمهر بود و... و بعد به سمت دیدگاه کیانمهر بروید.

🌟10.توصیفات رمان شامل پنج بخش است که در ادامه انها را بررسی می کنیم:

توصیفات مکان:

یعنی توصیف محلی که کاراکتر در ان حضور دارد.

توصیفات مکان ها کم و بیش انجام شده بود، مثلا وقتی به نمایشگاه رفته بودند خوب توصیف شده بود اما بهتر است توصیف خانه الهام که در آن کیانمهر را می‌بیند را انجام دهید یعنی الهام سرش را به سمت در چرخاند. خب در کدام طرف بود؟ یا وقتی کیانمهر وارد خانه شد الهام نشسته بود و پیتزا می‌خورد بعد که گفته بودید کیانمهر چند قدم به او نزدیک شد خب جمله طوری بود که حس کردم با هم فاصله دارند اما بعد دیدم با چند قدم کنارش قرار گرفته؟ حتی پله های اضطراری که در راهرو بود خب پارسا هم در راهرو و پشت در بود که؟ اگر پله های اضطراری داخل خانه بود خب اشاره کنید؟ توصیفات خوب بود اما کم بود.

توصیفات ظاهر:

یعنی توصیف صورت، قد، وزن و حتی لباس پوشیدن کاراکتر است

توصیفات ظاهری انجام شده بود. چهره پریا را که به خوبی توصیف کرده بودید و توصیفات کلیشه ای هم نبود اما حواستان باشد توصیف چهره فقط رنگ چشم و مو نیست! فرم چشمانشان! فرم بینی رنگ پوست...! هم هستند مثلا برای پریا من از روی نوع گفتار'' چشمان مشکی که بخاطر پیدا کردن او ریز شده'' حدس زدم که شاید چشمانش درشت باشد که البته بنظرم این مدل تعریف کردن که مفهوم را در کلمات پخش کرده و برسانید گیراست.

خب توصیفات اندازه و جذاب بود.

توصیفات حرکات:

 یعنی حرکات دست و پاهای کارکتر و میمیک صورت. 

توصیف حرکات کاراکتر مثل راه رفتن نشستن و... خوب بود. و همچنین میمیک صورت کاراکتر ها هم صحیح بود.

توصیفات زمان:

یعنی توصیف ساعت، هفته، سال، قرن و زمان های روز مثل غروب، ظهر و... است. 

از توصیفات زمان فقط صبح و شب و.. را گفته بودید بهتر است حتی با تشبیه و توصیف اسمان به مخاطب بفهمانید چه موقعی از روز هست.که خب این بسیار در زیباسازی رمانتان نقش زیادی دارد.

توصیفات احساسات:

یعنی توصیف حس های درون کاراکتر مانند: خشم، خوشحالی، غم...

در این قسمت بهتر است احساسی مانند « گریه کردم» را کمی شاخ و برگ بدهید. مثلا: « اشک هایم همچون رودی، بر روی گونه های سردم روانه شدند»

شما در رمان به این توصیفات پرداخته بودید اما بهتر است در بعضی موارد مثلا وقتی الهام کیانمهر را دید کمی احساسات الهام و کیانمهر را گسترش یا به قولی پیاز داغش را زیاد کنید. حتی پریا وقتی از دست بهزاد ناراحت شد...

با این حساب توصیفات خوب بود اما کم بود.

🎟 11. بهره گیری از ارایه های مهم ادبی.

از هیچ ارایه ای استفاده نشده بود نویسنده عزیز اگر می‌خواهید رمانتان جذاب شود از ارایه ها استفاده کنید.

🎀12.تکرار رمان: یعنی تکرار کلمات و فعل ها در یک جمله یا یک پارت

تکراری در رمانتان مشاهده نشد، خوب می‌شود اگر این نداشتند تکرار را در ادامه هم رعایت کنید.

💢13. غلط املایی:

اصول درست نویسی رعایت شده بود.

هنضفری✖️ هندزفری✔️  

فقط می و نمی نباید به فعل بچسبند و باید با نیم‌فاصله از فعل جدا کردند همچنین ای و ها و اش...

میرسیدند✖️ می‌رسیدند✔️

14. رعایت فعل و فاعل در متن

جای فعل و فاعل به درستی رعایت شده بود.

📝 15.دیالوگ و منولوگ

+ منولوگ: یعنی که شخصیت داستان وصف و درددلی را به تنهایی، خطاب به خود یا بینندگان و شنوندگان، عرضه می‌کند

+ دیالوگ: در حقيقت مکالمه دونفره اي است و ساختار آن را کلام تشکيل مي دهد.

دیالوگ ها با منولوگ ها برابر بود.

اندازه دیالوگ صحیح بود، نوع نوشتن دیالوگ برای مثلا پریا با بهزاد فرق داشت ان هم از نوع کلماتی که بیان می‌کردند می‌شد فهمید که این کلمات محکم و ارام را پریا استفاده کرده اما بهتر است بیشتر رو به این موضوع کار کنید چون در پارت های اخر حس کردم داشتند شبیه به هم می‌شدند گفتمان‌شان یعنی هر دو با ارامش و مهربون و از یک نوع کلمات برای گفتار استفاده می‌کردند.

🕊16.رعایت و هدفمند سازی پارت ها:

( هر پارت تو گوشی تقریبا ۶۰ خط ودر سیستم تقریبا ۳۰ خط باید باشد.)

حجم پارت ها صحیح بود و پارت ها هدف خاصی نداشتند و وابسته بودند.

📿⊰17. رعایت شرع و قانون اسلام+ نکات اخلاقی⊰

"رعایت شده بود و در سیر رمان هم فحاشی هایی انجام نشده بود.

18. سخن منتقد:   

رمان زیبایی نوشته اید امیدوارم با رعایت این نکات جذابیت رمانتان چند برابر شود. موفق و پیروز باشید

  • لایک 1
  • تشکر 2
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

55 دقیقه قبل، مدیر منتقد گفته است:

منتقد: @Haniew

نویسنده: @Qazal

📚 نقد اولیه رمان پشیمان می‌شوی 📚

🌱1.عنوان رمان:

عنوان همان چیزی است که مخاطب را ترغیب می کند تا شروع به خواندن رمان کند.

بهتر است عنوان انتخابی به دور از کلیشه باشد. حالا کلیشه به چه معناست؟ یعنی تکرار زیاد یک یا چند کلمه که باعث از بین رفتن جذابیت می شد.

اندازه عنوان بهتر است بین یک تا چهار بخش باشد که این چهار بخش می‌تواند شامل: صفت، اسم، ضمیر، حرف

عنوان شما دو بخش است. پشیمان می‌شوی (اسم+فعل) ترکیب این کلمات کلمه ای جدید با ساختار جدید است که جذابیت هم دارد. با ژانرها همخوانی داشت. با محتوای رمان هم همخوانی لازم را داشت مخصوصا ان قسمت که بهزاد حرف از پشیمون شدن و رفتن به میان اورد و...

با خواندن عنوان یاد فردی که از کاری منصرف می‌شود.!

🐾2.خلاصه رمان:

 نوشتن یک متن در قالبی کوتاه که خواننده بدون وقت تلف کردن بفهمد که ایا رمان ارزش خواندن دارد یا نه

 اندازه خلاصه بهتر است بین 5تا 10 خط باشد. اندازه متن خلاصه 6خط بود. با ژانرها همخوانی داشت. از همان شروع خواننده را کنجکاو و جذب می‌کرد تا ادامه را بخواند. حتی سوالاتی که که در اخر طرح کرده بودید هم این مجذوب شدن خواننده را بیشتر می‌کرد اما چه خوب می‌شد اگر در بین سوالات یک سوال خیلی طوفانی که شک به مخاطب وارد کند هم می‌گذاشتید یک سوال از جبهه کلی رمان...

 خلاصه از نظر زیبانویسی گیرا و جذاب بود و ابهام هم داشت.

اطلاعات داخل خلاصه جذاب و میزان اطلاعات داخل خلاصه به اندازه بود.

3.مقدمه

مقدمه نشان دهنده نقشه کلی نوشته و تصویری از کل موضوع است. 

با ژانرها همخوانی داشت.

محتوای مقدمه جدید و جذاب بود. این که شعر بود و از قضا با موضوع رمان هم مرتبط بود حتی کلمات اخر بیت هایش در یک حرف مشترک بودند مقدمه را بسیار زیبا و جذاب کرده بود. با ژانرها همخوانی داشت و از نظر زیبانویسی گیرا بود.

اندازه مقدمه صحیح بود.

🧩4.ژانر رمان:

ژانر قالب داستان است و بهتره اتفاقات و حوادث داخل رمان تکیه بر ان نوشته شوند.

ژانرهای انتخابی بهتره با همه اجزای رمان همخوانی داشته باشند. 

ژانر انتخابی شما عاشقانه و تراژادی و اجتماعی و معمایی بود که در عنوان، خلاصه، مقدمه و محتوای رمان دیده می‌شد.

اولین ژانر شما عاشقانه بود، "از همان اول که پریا بهزاد را دید و عشقشان نسبت به هم.." در رمان دیده شد. اینکه اول های رمان به ژانر عاشقانه پرداخته بودید و بعد گذشت سه پارت در کنار عاشقانه به تراژدی هم پرداخته بودید و بعد به همزمان اجتماعی تبحر زیاد شما در نوشتن را نشان می‌دهد. ترتیب ژانرها رعایت شده بود.

 ژانرهای صحیح

عاشقانه، تراژدی، معمایی، پلیسی، مذهبی، اجتماعی، علمی_تخیلی، فانتزی_تخیلی، جنایی، طنز، ترسناک و...

ژانر انتخابی صحیح بود.

🧸 5.جلد رمان

ایده رمان عاشقانه بود و جلد به خوبی با ایده همخوانی داشت.

در جلد از رنگ مشکی و خاکستری استفاده شده بود که همه این رنگ ها از نوع تیره بودنند و از این رو می‌شود به درد هایی که در رسیدن به عشق یا حتی بعد از رسیدن می‌کشند اشاره کرد. پس با همه اجزای رمان همخوانی داشتند.

کیفیت عکس استفاده شده خوب بود، و جلد زیبایی لازم را برای جذب مخاطب داشت.

🌀6.شروع رمان:

با عنوان و مقدمه و خلاصه همخوانی داشت و با ژانرها هم همخوانی داشت.

شروع رمان '' با حضور در نمایشگاه بود'' که ایده شروع جدید بود و همان کنجکاوی که خط به خطش به ادم منتقل می‌کرد باعث جذابیت می‌شد. کیفیت کلمات استفاده شده خوب بود نه خیلی ساده بود و نه خیلی قلمبه سلمبه که قابل درک نباشد. 

رمان از نظر نقاط سقوط و اوج باید بگویم نقطه سقوط آن‌چنانی نداشت فقط در حدی که در سه پارت همه چیز خوب و ارام بود اما با ناراحت شدن پریا و تصمیم بهزاد رمان اوج گرفت و در اوج هم ماند.

پس رمان نقطه اوج و سقوط داشت طوری که خواننده را کنجکاو و جذب کند.

💎7.سیر ابتدایی رمان: یعنی روند پیش بردن رمان که به سه دسته تقسیم می شود. سیر تند، سیر کند، سیر معمولی.

سیر رمان نه باید انقدر تند باشد که خواننده نفهمد چی می خواند نه خیلی کند باشد که خواننده را کلافه کند. 

 سیر شما معمولی شود.

🚩⊰━♡ 8. عناصر مهم رمان ♡━⊰

+.پیرنگ: یعنی حوادث داستان با علت اتفاق می افتد.

کنش و واکنش: یعنی برای  اتفاقاتی که رخ می دهد دلیل منطقی وجود داشته باشد. مثلا زمانی که کیانمهر به خانه الهام می‌رود در اصل قصدش برداشتن چند طرح است.

انگیزه احساسی: یعنی کاراکتر داستان طبق شخصیتی که نویسنده بیان می کند رفتار کند. مثلا پریا دختر قوی و ارامی که کمی هم شنگول است.

دلیل: یعنی شخصیت ها برای حل مشکلات خود از راه کارهای ساده استفاده کنند. مثلا موقعی که کیانمهر برای برگشت الهام وقتی دید خودش نمی‌تواند کاری کند به سراغ ونداد و نها رفت.

گره که خیلی خواننده را مشتاق خواندن می‌کردن دانستن این که چه اتفاقی در گذشته برای پریا افتاده. یا چه اتفاقی برای الهام و کیانمهر و نهال افتاده... شما به سوال تا حدودی جواب دادید طور دیگر یعنی گره گشایی کردید که پریا قبلا عاشق پیمان بوده که اگر اشتباه نکنم پسر دایی‌اش است. و سوال دوم را هم گره گشایی نکرده بودید که البته رمان شما هنوز ادامه دارد. گره و گره‌گشایی هر دو برای جذب مخاطب جذاب بودند.

+ زاویه دید: موقعیت راوی در توصیف وقایع رمان برای مخاطب است.

انواع زاویه دید: ( اول شخص, دوم شخص, دانای کل )

زاویه دید رمان سوم شخص(دانای کل مطلق) است.

نویسنده باید در زاویه دید دانای کل مطلق هم به احساسات درونی کاراکترها بپردازد هم به صحنه های خارجی، و انقدر خوب بنویسد تا خواننده بتواند با کاراکتر همدلی کند. 

شما در شروع رمانت به خوبی به این موضوع پرداخته بودید. و من از همون لحظه که '' پریا از دیدن بهزاد خوشحال شد و بهزاد هم از دیدن دخترک...'' توانستم حس همزاد پنداری را از رمان بگیرم.

+ لحن: یعنی شیوه بیان رمان است.

ادبی: دیالوگ ها و مونولوگ ها تماما ادبی

معیار: دیالوگ ها محاوره‌ای و مونولوگ ها ادبی

محاوره‌ای:دیالوگ ها و مونولوگ ها تماما محاوره‌ای

لحن رمان شما معیار بود. و صحیح نوشته شده بود.

+ فضا : فضا درواقع همان محیطی است که قهرمان داستان و شخصیت‌ها در آن حضور دارند و رویدادها در آن به وقوع می‌پیوندند.

فضا سازی فقط توصیف مکان نیست.

مثلا در یک قبرستان قرار است قتل اتفاق بی‌افتد خب نویسنده باید برای فضا سازی همه عناصر را توصیف کند یعنی، مثلا "سنگ قبرهای سیاه که با فاصله کمی از هم در یک ردیف به ترتیب کنار هم قرار داشتند کمی قبرستان را به پارگینک ماشین ها شبیه کرده بود. نسیم گرم آرام می‌وزید و خاک های خشک قبرستان را به رقص در‌می‌آورد، با دستم خودم را باد زدم تا کمی از التهابات صورتم که در زیر این آفتاب سوزانِ همچون آتش داشت جزغاله می‌شد کم می‌کرد، جمعیت زیادی در قبرستان بودند اما سکوت مرگباری همه جا را فرا گرفته بود. صدای آرام پاهایی که به زمین کوبیده می‌شد به گوشم می‌رسید، صدا لحظه به لحظه نزدیک تر می‌شد، حتما عابری بود که می‌خواست رد بشود. سایه‌ی بزرگ مرد که بر رویم افتاد، ترس در سلول هایم رخنه کرد، با مردمک های لرزان، هراسان سرم را به عقب برگرداندم که مردی با چشمای آبی که تفنگ در دست داشت.... "

در اینجا نه تنها مکان قبرستان بلکه هوا و آسمان و مثلا ساکت بودن و شلوغ بودن مکان و احساسات کاراکتر یا چهره مقتول را توصیف کرده‌ایم و از کلمات تشبیه و آرایه های ادبی برای زیبایی متن استفاده کرده‌ایم، این موضوع فقط برای قبرستان نیست بلکه برای تمام حوادث و صحنه های رمان است.

فضاسازی رمان شما خوب بود اما عالی نبود زیرا می‌توانستید ان صحنه که برای اولین بار کیانمهر و الهام هم را ملاقات می‌کنند به احساساتشان و محیط اطراف بیشتر بپردازید و از تشبیه و ارایه ها استفاده کنید.

[In reply to Haniyew]

شخصیت: یعنی هر کاراکتر باید اخلاقیات و ویژگی منحصر به خود را داشته باشد. که این شخصیت پردازیی شامل سیزده قسمت است.

۱- شخصیت قالبی: به شخصیت های کلیشه ای گفته میشه که حرکاتشون قابل پیش بینی است.

۲- شخصیت‌های قرار دادی: کاراکترهایی دارای خلق و خوی قدیمی، معتقد به خرافات، تعصبی... 

۳- شخصیت‌های نوعی: افرادی خاص اخلاقی ناب و رفتاری متفاوت...

۴- شخصیت‌های تمثیلی: شخصیت‌هایی که در فیلم یا داستان هایی هستند و ما چون خوشمان میاید از انها بهره میگیریم

۵- شخصیت‌های نمادین: شخصیتی که مثبت اندیش است یا هر کسی که قصد دارد درسی دهد.

۶- شخصیت راوی: شخصیتی است که مخاطب داستان را از زاویه دید او تجربه می‌کند، از این رو شخصیت اصلی داستان است.

۷- شخصیت‌ قهرمان: شخصیتی است که کنش داستان را پیش می‌برد و انتظار می‌رود به هدف بالای داستان دست یابد.

۸- شخصیت ضدقهرمان: شخصیتی است که در برابر قهرمان می ایستد.

۹- شخصیت ایستا: شخصیتی است که در روند داستان دچار هیچ تغییر نمی‌شود.

۱۰- شخصیت پویا: شخصیتی است که در روند داستان دستخوش تغییرات شخصیتی می‌شود.

۱۱- شخصیت متضاد: شخصیتی است که از نظر خصوصیات در نقطهٔ مقابل قهرمان قرار دارد.

۱۲- شخصیت مکمل: شخصیتی که در داستان هست؛ اما نقش او چندان عمده نیست.

۱۳- شخصیت فرعی: شخصیتی است که نقش کوچکی در داستان دارد.

در رمانتان بر اساس اتفاقاتی که رقم زده بودید دریافتم که یکی از شخصیت های اصلی شما یا همان کیانمهر جز شخصیت های نوعی است چون اخلاق متفاوتی دارد که قابل پیش بینی نیست. 

از طرفی شخصیت پارسا جز فرعی ها بود چون در کناره رمان بود و زیاد بحثی از او نمی‌دیدم. در کل همه شخصیت هایتان اخلاق و رفتار مخصوص خود را داشتند اما طوری نبود که بشود نام متفاوت بود یا جذاب بودن را به انها داد زیرا در رمان های زیادی هست که دختری بخاطر سختی های زیاد بخواهد قوی و از قضا ارام باشد اما با شیطنت های ریزی که انگار به زندگی یکنواختش موج می‌دهد   

با اخلاقیات مهم کاراکترها اشنا شدیم اما این اشنایی به اندازه نبود. اخلاقیات و رفتارهای شخصیت ها ''پریا و الهام '' باهم و ''کیانمهر و بهزاد'' باهم کمی شبیه به هم بودند از این جهت که دختر ه سعی می‌کردند قوی باشند و کمی ارام بودند پسرها هم عاشق و عصبی و متین اما وجه متفاوتی هم داشتند، اما همین دو وجه اشتراک در اخلاقیات باعث می‌شد لحن صحبت کاراکتر ها شبیه به هم شود و گاهی وقتا اگر ذکر نام قبل از گفت‌وگو نبود من نمی‌توانستم این ها را تشخیص دهم.

کاراکترها نسبت به اوایل رمان تغییری نکرده بودند و ثابت مانده‌اند که این خوب نیست البته رمان شما هنوز ادامه دارد..

🐞⊰━♡ 9. بررسی صحنه های رمان ♡━⊰

+.صحنه: صحنه از عناصر داستان است که مکان و زمان وقوع داستان را مشخص می‌کند و در شناساندن شخصیت‌ها، حوادث، و فضای داستان به خواننده نقش مهمی را ایفا می‌کند..

و باز هم خوب بودن و نبودن صحنه برمیگردد به همان توصیفات و حس پردازی که کمی به اندازه و زیبا بود به همین دلیل می‌شود گفت صحنه خوب بود اما عالی نه چون توصیفات همانطور که قبلا گفتم کمی کم بود.

+ روایت: یعنی توضیح موضوع و متن رمان است.

خب می‌توان گفت رعایت شده بود پارت ها را نم نم جلو برده بودید. اما در جایی که الهام کیانمهر را می‌بیند و از خانه خارج می‌شود بهتر بود کمی به احساست الهام بال و پر دهید و حتی خاطرات را در ذهنش بیاوردی و دیدگاه دور و اطرافش مثلا اصلا پارسا را کنارش ندید چون در فکر کیانمهر بود و... و بعد به سمت دیدگاه کیانمهر بروید.

🌟10.توصیفات رمان شامل پنج بخش است که در ادامه انها را بررسی می کنیم:

توصیفات مکان:

یعنی توصیف محلی که کاراکتر در ان حضور دارد.

توصیفات مکان ها کم و بیش انجام شده بود، مثلا وقتی به نمایشگاه رفته بودند خوب توصیف شده بود اما بهتر است توصیف خانه الهام که در آن کیانمهر را می‌بیند را انجام دهید یعنی الهام سرش را به سمت در چرخاند. خب در کدام طرف بود؟ یا وقتی کیانمهر وارد خانه شد الهام نشسته بود و پیتزا می‌خورد بعد که گفته بودید کیانمهر چند قدم به او نزدیک شد خب جمله طوری بود که حس کردم با هم فاصله دارند اما بعد دیدم با چند قدم کنارش قرار گرفته؟ حتی پله های اضطراری که در راهرو بود خب پارسا هم در راهرو و پشت در بود که؟ اگر پله های اضطراری داخل خانه بود خب اشاره کنید؟ توصیفات خوب بود اما کم بود.

توصیفات ظاهر:

یعنی توصیف صورت، قد، وزن و حتی لباس پوشیدن کاراکتر است

توصیفات ظاهری انجام شده بود. چهره پریا را که به خوبی توصیف کرده بودید و توصیفات کلیشه ای هم نبود اما حواستان باشد توصیف چهره فقط رنگ چشم و مو نیست! فرم چشمانشان! فرم بینی رنگ پوست...! هم هستند مثلا برای پریا من از روی نوع گفتار'' چشمان مشکی که بخاطر پیدا کردن او ریز شده'' حدس زدم که شاید چشمانش درشت باشد که البته بنظرم این مدل تعریف کردن که مفهوم را در کلمات پخش کرده و برسانید گیراست.

خب توصیفات اندازه و جذاب بود.

توصیفات حرکات:

 یعنی حرکات دست و پاهای کارکتر و میمیک صورت. 

توصیف حرکات کاراکتر مثل راه رفتن نشستن و... خوب بود. و همچنین میمیک صورت کاراکتر ها هم صحیح بود.

توصیفات زمان:

یعنی توصیف ساعت، هفته، سال، قرن و زمان های روز مثل غروب، ظهر و... است. 

از توصیفات زمان فقط صبح و شب و.. را گفته بودید بهتر است حتی با تشبیه و توصیف اسمان به مخاطب بفهمانید چه موقعی از روز هست.که خب این بسیار در زیباسازی رمانتان نقش زیادی دارد.

توصیفات احساسات:

یعنی توصیف حس های درون کاراکتر مانند: خشم، خوشحالی، غم...

در این قسمت بهتر است احساسی مانند « گریه کردم» را کمی شاخ و برگ بدهید. مثلا: « اشک هایم همچون رودی، بر روی گونه های سردم روانه شدند»

شما در رمان به این توصیفات پرداخته بودید اما بهتر است در بعضی موارد مثلا وقتی الهام کیانمهر را دید کمی احساسات الهام و کیانمهر را گسترش یا به قولی پیاز داغش را زیاد کنید. حتی پریا وقتی از دست بهزاد ناراحت شد...

با این حساب توصیفات خوب بود اما کم بود.

🎟 11. بهره گیری از ارایه های مهم ادبی.

از هیچ ارایه ای استفاده نشده بود نویسنده عزیز اگر می‌خواهید رمانتان جذاب شود از ارایه ها استفاده کنید.

🎀12.تکرار رمان: یعنی تکرار کلمات و فعل ها در یک جمله یا یک پارت

تکراری در رمانتان مشاهده نشد، خوب می‌شود اگر این نداشتند تکرار را در ادامه هم رعایت کنید.

💢13. غلط املایی:

اصول درست نویسی رعایت شده بود.

هنضفری✖️ هندزفری✔️  

فقط می و نمی نباید به فعل بچسبند و باید با نیم‌فاصله از فعل جدا کردند همچنین ای و ها و اش...

میرسیدند✖️ می‌رسیدند✔️

14. رعایت فعل و فاعل در متن

جای فعل و فاعل به درستی رعایت شده بود.

📝 15.دیالوگ و منولوگ

+ منولوگ: یعنی که شخصیت داستان وصف و درددلی را به تنهایی، خطاب به خود یا بینندگان و شنوندگان، عرضه می‌کند

+ دیالوگ: در حقيقت مکالمه دونفره اي است و ساختار آن را کلام تشکيل مي دهد.

دیالوگ ها با منولوگ ها برابر بود.

اندازه دیالوگ صحیح بود، نوع نوشتن دیالوگ برای مثلا پریا با بهزاد فرق داشت ان هم از نوع کلماتی که بیان می‌کردند می‌شد فهمید که این کلمات محکم و ارام را پریا استفاده کرده اما بهتر است بیشتر رو به این موضوع کار کنید چون در پارت های اخر حس کردم داشتند شبیه به هم می‌شدند گفتمان‌شان یعنی هر دو با ارامش و مهربون و از یک نوع کلمات برای گفتار استفاده می‌کردند.

🕊16.رعایت و هدفمند سازی پارت ها:

( هر پارت تو گوشی تقریبا ۶۰ خط ودر سیستم تقریبا ۳۰ خط باید باشد.)

حجم پارت ها صحیح بود و پارت ها هدف خاصی نداشتند و وابسته بودند.

📿⊰17. رعایت شرع و قانون اسلام+ نکات اخلاقی⊰

"رعایت شده بود و در سیر رمان هم فحاشی هایی انجام نشده بود.

18. سخن منتقد:   

رمان زیبایی نوشته اید امیدوارم با رعایت این نکات جذابیت رمانتان چند برابر شود. موفق و پیروز باشید

😍😍😘😘😘😘👏😍😘😘😘

ممنونم از شما چشم حتما ویرایش کنم، ممنون که وقت گذاشتین  و رمان و خوندین هرچند خیلی اذیتتون کردم😭😭😭😂💔 ببخشید به خدا من خیلی عجولم😭😭😭💔

  • لایک 2
  • غمگین 1

 

نویسنده رمان‌های: به یادت بیاور، ماندن یا رفتن، سرپناهی دیگر،  پشیمان می‌شوی

در حال تایپ:

رمان پشیمان می‌شوی

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.
 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...