رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

مخدر نبوغ| Nian کاربر انجمن نودهشتیا


16Nian
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

بسم اللّه الرحمن الرحیم

 

نام رمان: مخدر نبوغ

نویسنده: نیان

ژانر: تراژدی، طنز، اجتماعی، عاشقانه

ساعت پارت گذاری: نامشخص

هدف: تقویت کردن قلم و سنجیدن مهارت نویسندگی

خلاصه: طینت، دختری که در تصادفی که همانند والدینش، قصد جانش را نموده بودند، با تفاوت اینکه او زنده ماند و به

 دنیا ی منحوس فراموشی ابدی دعوت شد و اما حلوا ی مرگ خانواده اش را طنین خواهر بزرگش پخش کرد. طنین

مهربان دختر دلگرم کننده ای که به خواهر کوچکس امید می داد، خود از چاله  به چاه مرگ افتاد!

دخترانی که در دنیا ی بی رحم بیرون از خانه گم شدند!

چه خواهد سرنوشت این دو خواهر؟ مرگ یا زندگی؟ طینتی که نقاشی شد یا طنینی که رنگ؟

دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم!

از چه با دشمن جانم شده ای دوست ندانم!

ویرایش شده توسط 16Nian
  • لایک 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر ارشد

1.jpg

سلام خدمت شما نويسنده ي گرامی، ضمن سپاس از انتخاب شما، ورودتان را خیر مقدم می‌گوییم

چنان‌ چه علاقه ای مبنی بر آشنایی بیشتر با قواعد رمان نویسی دارید؛ به این تالار مراجعه کنید:👇
https://forum.98ia2.ir/forum/17-آموزش-نویسندگی/

انجمن نودهشتیا در صدد بر آمده که رمان شما بی هیچ عیب و نقصی اصلاح گردد پس یک ویراستار همراه و یک راهنمای اولیه، برای شما در نظر گرفته ایم.

@مدیر راهنما

@مدیر منتقد

@مدیر ویراستار

به نکات زیر توجه کنید:👇
1. از نوشتن کلمات ممنوعه و هرگونه متن که موجب نقض اسلام شود، به شدت خوداری کنید.
2. قبل از ارسال پارت خود، یک دور مطالعه کنید و اشکالات نگارشی و املایی را رفع کنید.
3. از پرداختن به موضوع های کلیشه ای تا جایی که ممکن است دوری کنید.
4. پس از ارسال هر پارت، جهت ویرایش، به ویراستار خود اطلاع دهید.
5. اگر در بخشی از رمان نیاز مند کمک هستید، در تالار اتاق فکر نویسندگان تاپیک زده تا مدیران به هم اندیشی شما رسیدگی کنند.


درخشیدن و موفقیت را برای شما آرزومندیم. رضایت شما نویسنده ی فهیم موجب افتخار ماست.
اکنون رمان شما مورد تایید ما گردیده و قادر به پارت گذاری هستید.
🌹قلمتون مانا، یا علی.🌹
"تیم مدیریت نودهشتیا"

  • لایک 1

comp_1_2_(1)_7hr0.gif

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مقدمه:

کاش تو هم نقاشی  بودی!

مانند من!

من را رنگ زدند و تو   بی خبر در سودای من ترکم نمودی!

چطور توانستی؟ چطور توانستی قلبی را که   بی تاب  تو بود تنها گذاری؟

کاش من هم مانند ماهیان   رودهای    خشک شده   در تاریکی غرق می‌شدم...!

ویرایش شده توسط 16Nian
  • لایک 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...