رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

معرفی کتاب چایت را من شیرین می کنم


کروئلا
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • مدیر آگهی

از انتشارات کتابستان به قلم :« زهرا بلند دوست»
اولین رمانی که در ایران به موضوع داعش پرداخته است. داعش برای ما در این رمان معرفی می شود. این که چگونه این گروهک تروریستی در سرتاسر جهان تبلیغ می کند و برای خود نیرو جمع می کند، در این رمان توضیح داده می شود. شاید با خود تصور کنیم که چطور ممکن است فردی تمام انسانیت و احساسات خود را کنار بگذارد و به جان آدم ها بیفتد. چطور ممکن است یک انسان به قتل و کشتار و برادر کشی دست بزند. در این رمان می خوانیم که داعشی ها با برگزاری های سخنرانی های خیابانی اهداف خود را برای مردم توضیح می دهند و تبین می کنند. به آن ها وعده پول و امکانات و جایگاه می دهند و مورد شستشوی مغزی قرار میگیرند.
برای مثال ما در این اثر پیرامون دلایل حضور زنان در داعش میخوانیم: « « زندگی راحت برای زنان، استفاده از تخصص و دانش، داشتن مقام و مرتبه در حکومت واحد اسلامی، پرداخت حقوق، داشتن خانه های بزرگ بدون واریز حتی یک ریال، آب و برق و داروی رایگان...امنیت و آسایش...» همه و همه برای زنان در صورت پیوستن به داعش! چرا؟ این همه امکانات و تسهیلات در مقابل چه امتیازی؟ در ظاهر همه چیز عالی به نظر می آمد. بهترین امکانات و مبارزه برای آرمان هایی والا و انسان دوستانه، آزادی و مذهب.» اینجاست که متوجه می شویم چه شعارهایی توانسته زنان را هم جذب داعش کند.

معرفی کتاب چایت را من شیرین می کنم


جستجوی خواندنی «سارا» برای یافتن برادرش «دانیال»، تازه ترین اثر این روزهای «کتابستان» است. انتشارات کتابستان از جمله نشرهای تخصصی داستان و رمان در سطح کشور است. پا گذاشتن به سرزمین مادری برای نخستین بار با دنیایی از قضاوت ها رمان «چایت را من شیرین می کنم» را ساخته است. این اثر نوشته¬ی نویسنده ی جوان «زهرا اسعد بلند دوست» می باشد که با قیمت 22500 تومان تابستان 96 راهی بازار نشر شد.
زهرا اسعد بلند دوست. متولد رشت و ساکن تهران است. او متولد آخرین سال جنگ یعنی 68 است و این رمان اولین اثر بلند او محسوب می شود. این نویسنده جوان فارغ التحصیل رشه مدیریت است و در اولین رمان خود به موضوع داعش پرداخته است.
در بخش هایی از این کتاب می خوانیم: «صدای درگیری مردها سر نوبت شون واسه هرزگی، از پشت در اتاق ها شنیده می شد. نمی فهمی چه حس کثیفیه وقتی با رفتن هر مرد، منظر بعدی باشی. من دانشجوی پزشکی حالا به لطف شوهر بی غیرتم یه روسپی هرجایی شده بودم. بین مشتری های اون شبم، یکی شون آشناترین نامرد زندگیم بود...برادر تو. دانیال!...»

معرفی کتاب چایت را من شیرین می کنم


تعلیق های جان دار و کشمکش های نفس گیر اولین دلیل مخاطب برای تمام کردن اثر است. همذات پنداری مخاطب امروزی با دغدغه های رمان نیز بی تاثیر نیست و شاید اینکه مخاطب پس از تمام کردن اثر اطلاعاتی را علاوه بر یک قصه خوانی بدست آورده است. نگاه متفاوت نویسنده به شرق و غرب و دوری از کلیشه ها در پرداختن به شبهات روز از «چایت را من شیرین می کنم!» یک اثر متمایز ساخته است.
خلاقیت نگاه تازه ای که به عرصه ی داستان نویسی ورود پیدا کرده است، امضای نویسنده ی جوان در اولین اثر خویش است. «چایت را من شیرین میکنم!» نگاهی تازه به دنیای بی روح «انسان گرایی» و اشاره به نقصان های «تعصبات مذهبی» است.

معرفی کتاب چایت را من شیرین می کنم


شخصیت اصلی رمان دختری به نام سارا است. سارا هیچ وقت ایران را ندیده است اما اصالتش ایرانی است. او با پدر و مادر و برادرش در آلمان زندگی می کنند. مادر او زن بسیار مومن و اهل نمازی است اما پدرش عضو گروهک مجاهدین خلق بوده است و به این دلیل بعد انقلاب به آلمان مهاجرت کرده اند. سارا مو بور و چشم رنگی است. اخلاق سردی دارد شخصیتش شبیه آلمانی ها شکل گرفته. مسلمان نیست و دین خاصی هم ندارد. پدرش دائما مشروب می خورد. مادرش را همیشه کتک می زند. رفتار پدر سارا باعث شده است که سارا هم از ایرانی بودن و هم از مسلمان بودنش بسیار متنفر باشد: «هرچه به ایران نزدیک تر می شدیم، تپش های قلبم کوبنده تر می کوبید. هنوز تصویر آن زن های مشکی پوش و آن مردهای ریش دار را در برنامه های مورد علاقه ی پدر به خاطر داشتم، که چه طور انسانیت را زیر پا له می کردند... پسری جوان، تمسخروار از رعایت حجاب خواهران گفت و دوستانش خندیدند. تعداد زیادی از زنان یک به یک، روسری و شال از کیف هایشان بیرون می آوردند و برخلاف میل باطنی با غر زدن های زیرلبی آن را بر سر می کشیدند. چه قدر عقب ماندگی بر این دیار حکم رانی می کرد.»(ص124)»

معرفی کتاب چایت را من شیرین می کنم


سارا چای نوشیدن را تنها رسم مسلمانان می شناسد. در آلمان مردم به چای نوشیدن عادت ندارند و بیشتر قهوه سرو می کنند. به این دلیل سارا از بوی چای متنفر است. تمام عرب ها و هندی ها و ایرانی هایی که در آلمان زندگی می کنند خانه هایشان بوی چای می دهد.
رمان چندلایه و عمیق «چایت را من شیرین میکنم!» با نگاه تلخ و سرد دخترک آسیب دیده ی داستان «سارا» آغاز می شود. چشم های سرد و آبی سارا و نگاه ملالت بارش به زندگی با طعم چای روی طرح جلد نمی خواند. اصلا همین ناهم خوانی است که مخاطب را به تورق و خوانش بیشتر ترغیب می کند تا راز این همه نفرت شبه ناک به زندگی کشف شود.
نویسنده ی جوان اثر «زهرا اسعد بلند دوست» ناآرامی های عقیدتی بشر متفکر امروز را می شناسد و در کمال همذات پنداری شبهه ها را طرح می کند. او با اِلمان چای که برای ایرانی ها یادآور لحظات آرامش بخش خانواده است در تضاد با فضای بی روح غرب تنهایی دنیا مخاطب را به قیاسی برانگیخته از تفکر فرامی خواند.
سارا ناچار در یافتن برادر راهش به ایران کج می شود. با ورودش به ایران همه ی معادلات ذهنی اش درباره ی این کشور تغییر می کند. او کم کم حقیقت هایی را می یابد و می فهمد که پیش از این با آن ها بیگانه بوده است. زیبایی هایفرهنگ و دین و این مردم را می شناسد و دیگر چای می نوشد. چایی که با چاشنی قرآن شیرین می شود و با یافتن برادرش دانیال کامش برای ابد شیرین می ماند.
سیر یک خطی و نگارش درونی نویسنده اگر از عنصر خلاقیت خالی بود، قطعا به یکنواختی می انجامید اما ضرباهنگ و ریتم تند کار این کلیشه را شکسته است. «چایت را من شیرین میکنم.» یک اثر تازه از نشر کتابستان است که به بهای 22500 تابستان 1396راهی بازار نشر شد.

 

spacer.png

- پندار: زندگی بازی گرفتن دیگران نیست

که روزی عاشقش باشی و روزی قاتلش

- نمیخواستم بکشمش...

 

شاهد بوده ای

لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟

و آبی که پیش از آن

چه حریصانه و ابلهانه، می‌نوشد پرنده؟

تو، آن لحظه ای!

تو، آن تیغی!

تو، آن آبی!

من!

من، آن پرنده ام.... 

زندگی خنده کنان شاهد جان کندن ماست...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...