رفتن به مطلب

معرفی و نقد رمان هشتگ دهه هشتادیا/Hony.m کاربر انجمن نودهشتیا


Hony.m
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

 

نام رمان : هشتگ دهه هشتادیا

نویسنده : Hony.m (حانیه مهدیار )

هدف : علاقه به نویسندگی و حمایت از دهه هشتادیا 

ژانر : طنز  ، عاشقانه 

زمان پارت گذاری : نامعلوم

قلب‌های شکسته، غرورهای خردشده، احساسات مجروح و روح‌‌های نابود و داغان شده. چه برایمان مانده جز چشمانی یخی، قلبی سنگی و روحی غضبی. 

هیچ چیز نداریم. نه خنده‌ای از اعماق وجود، نه زندگی‌ای شاد و خرم و نه خانواده‌ای مهربان با تمام خلوص.

تنها مانده‌ایم، تنهای تنها. تکیه کرده‌ایم بر کوهی تهی و فرو ریخته از  صبرمان، توانمان، و... و جانمان!

سیاهی می‌تواند مطلقی باشد، ولی نه برای ما.  فراموش نکن. ما دهه‌هشتادی هستیم. هشتگ دهه‌هشتادیا. 

 

ممنون از ساناز عزیزم بابت خلاصه زیبا و کمکی که بهم کردم.♥

ویرایش شده توسط Hony.m
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

رفقا خیلی خوشحال میشم  نظرتون رو  درباره رمان بگین و نقدش کنید 💓💓

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

خب سلام جانم...

انگار که دارم صفحه ی نقدت رو افتتاح می کنم، بسی عالی.

 

عزیزم مشخصا نمیشه با این سه پارت نقد درستی از رمان داشت چون محتوای اصلی هنوز مشخص نشده، بنابر این من چند نکته رو متذکر میشم تا پارت های بعدیت پر قدرت تر باشن...

 

اول از همه،  مقدمه آن کجا بود؟ من ندیدم! و خلاصه ات جانم... باید کنجکاو کننده باشه و از رمان اطلاعات برسونه. میشه گفت تقریبا هر دو رو دارا بود اما کم. روی بخش مبهم بودن خلاصه بیشتر کار کن.

 

انتخاب ژانر هات نادرست بود به نظرم. طنز و غمگین در کنار هم؟ خودت درموردش فکر کن. می تونی حداقل اولویت آخر  قرارش بدی و بنویسی: کمی غمگین

 

اینتر ها، اینتر ها! این عادت زود اینتر زدن رو برطرف کن، چیز خوبی نیست.

 

دیالوگ نویسی که در پارت اول رعایت نشده بود«

به مامان نگاه کردم و لبخند زدم:

- باشه. »

 

تکرار کلمات! این هم عادت خوبی نیست.  دو تا از   ی های «هییی» که فکر کنم توی پارت اولت بود رو حذف کن.

 

علایم نگارشی ای ندیدم حقیقتا!  نقطه و علامت تعجب و سوالت کجا شدن؟ حضورشون الزامیست جانم.

 

و در آخر... درست نویسی!   

کوفتو زهرمار

کوفت و زهرمار ✔️

 

 

همونطور که خوندی، نقد من فقط درست نویسی و اشکالات نگارشی بود که همه زمانی دچارش بودن و با اطلاعات کافی برطرف میشه.

با امید موفقیت های بیشتر🌸

@Hony.m

 

ویرایش شده توسط Aramis.R_U
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام عزیزم 💋

بابت نقد خیلی خیلی ممنونم و حتما ویرایش میکنم 

ممنون بابت  وقتی که گذاشتی 💓

نظری در رابطه با موضوع رمان نداری 🤔😁 

@Aramis.R_U

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

9 دقیقه قبل، Hony.m گفته است:

سلام عزیزم 💋

بابت نقد خیلی خیلی ممنونم و حتما ویرایش میکنم 

ممنون بابت  وقتی که گذاشتی 💓

نظری در رابطه با موضوع رمان نداری 🤔😁 

@Aramis.R_U

الان نه... خیلی زوده اول هم بهت گفتم. نمیشه نقد درستی داشت چون پارت هات کمه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام! من‌ هم اومدم‌ به یه نکاتی‌ اشاره  کنم    گلم!😊

-بله فهمیدم ، خونه رو جارو کنم ، ظرفا رو هم می‌شورم ، به ریحان هم تو درساش کمک میکنم ، حواسم به نانی هم هست که جایی خراب کاری نکنه روی میز ضرب گرفتم و با نیش باز شروع کردم به خوندن : دست تو دماغش نکنه ،سر حوض جیش نکنه لباساشو خیس نکنه ، پسره همسایه رو بوس نکنه 
حالا نانای نای 

**اینجا‌ دیالوگ‌ و مونولوگ‌ ترکیب‌ شده و درستش‌ اینه؛
-بله فهمیدم! خونه رو جارو کنم، ظرفا رو هم می‌شورم، به ریحان هم تو درساش کمک میکنم و حواسم به نانی هم هست که جایی خراب کاری نکنه.
روی میز ضرب گرفتم و با نیش باز شروع کردم به خوندن :
-دست تو دماغش نکنه! سر حوض جیش نکنه! لباساشو خیس نکنه، پسره همسایه رو بوس نکنه!
حالا نانای نای...!

**خیلی از علامت‌ کاما‌ استفاده می‌کنی و قاعده‌اش رو درست استفاده نمی‌کنی!
جمله‌ یا واژه‌‌ی اول(،) جمله‌ یا واژه‌ی دوم(...nجمله‌ یا واژه...) و جمله‌ یا واژه‌ی آخر
[مثلا:
احمد، علیرضا، موسی و محمد رفتند.
آمدند، خوردند و رفتند]

**استفاده‌ی زیاد از دیالوگ‌ باعث‌ میشه‌ که‌ روند رمان‌ تند بشه‌. روند‌ رمان‌ هر جا باید به‌ اندازه‌ی خودش باشه‌ یعنی مثلا تو صحنه‌ی گریختن‌ یا فرار کردن‌ روند‌ رو با جملات‌ کوتاه‌ تند می‌کنیم تا خواننده‌ هیجان‌زده بشه‌ و تو‌ یه صحنه‌ که‌ مثلا‌ شخصیت اصلی دراز‌ کشیده‌ روند رو با جملات بلند کند می‌کنیم‌ چون شخصیت‌ اصلی ساکن هست.

**چهره‌ توصیف‌ نشده‌ و هیچ‌کس هیچ‌ تصوری از حانیه و اعضای خونه‌ نداره، میشه‌ وقتی می‌خواد به مادرش نگاه‌ کنه‌ اول‌ به چشم‌هاش نگاه‌ بکنه‌ و بگه:
به چشمای‌ سیاه مامان‌ نگاه کردم، تاسف توشون‌ موج‌ مکزیکی‌ می‌رفت.
توصیف چهره‌ی شخصیت‌ها رو یکجا نیار و چون اکثر خواننده‌ها یا پرش می‌کنن یا در ادامه‌ی داستان‌ تو را نشون نمی‌مونه تا تصور کنن!

**توصیف‌ مکان‌ هم آورده نشده‌ الان‌ اون‌ اتاق بازار شام‌ چجور مرتب شد؟ مثلا از بین‌ لباس‌های خاهرش‌ لباس‌های خودش هم پیدا می‌شدن؟ یا وسایلش؟ و...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

4 ساعت قبل، Sayeh.par گفته است:

سلام! من‌ هم اومدم‌ به یه نکاتی‌ اشاره  کنم    گلم!😊

-بله فهمیدم ، خونه رو جارو کنم ، ظرفا رو هم می‌شورم ، به ریحان هم تو درساش کمک میکنم ، حواسم به نانی هم هست که جایی خراب کاری نکنه روی میز ضرب گرفتم و با نیش باز شروع کردم به خوندن : دست تو دماغش نکنه ،سر حوض جیش نکنه لباساشو خیس نکنه ، پسره همسایه رو بوس نکنه 
حالا نانای نای 

**اینجا‌ دیالوگ‌ و مونولوگ‌ ترکیب‌ شده و درستش‌ اینه؛
-بله فهمیدم! خونه رو جارو کنم، ظرفا رو هم می‌شورم، به ریحان هم تو درساش کمک میکنم و حواسم به نانی هم هست که جایی خراب کاری نکنه.
روی میز ضرب گرفتم و با نیش باز شروع کردم به خوندن :
-دست تو دماغش نکنه! سر حوض جیش نکنه! لباساشو خیس نکنه، پسره همسایه رو بوس نکنه!
حالا نانای نای...!

**خیلی از علامت‌ کاما‌ استفاده می‌کنی و قاعده‌اش رو درست استفاده نمی‌کنی!
جمله‌ یا واژه‌‌ی اول(،) جمله‌ یا واژه‌ی دوم(...nجمله‌ یا واژه...) و جمله‌ یا واژه‌ی آخر
[مثلا:
احمد، علیرضا، موسی و محمد رفتند.
آمدند، خوردند و رفتند]

**استفاده‌ی زیاد از دیالوگ‌ باعث‌ میشه‌ که‌ روند رمان‌ تند بشه‌. روند‌ رمان‌ هر جا باید به‌ اندازه‌ی خودش باشه‌ یعنی مثلا تو صحنه‌ی گریختن‌ یا فرار کردن‌ روند‌ رو با جملات‌ کوتاه‌ تند می‌کنیم تا خواننده‌ هیجان‌زده بشه‌ و تو‌ یه صحنه‌ که‌ مثلا‌ شخصیت اصلی دراز‌ کشیده‌ روند رو با جملات بلند کند می‌کنیم‌ چون شخصیت‌ اصلی ساکن هست.

**چهره‌ توصیف‌ نشده‌ و هیچ‌کس هیچ‌ تصوری از حانیه و اعضای خونه‌ نداره، میشه‌ وقتی می‌خواد به مادرش نگاه‌ کنه‌ اول‌ به چشم‌هاش نگاه‌ بکنه‌ و بگه:
به چشمای‌ سیاه مامان‌ نگاه کردم، تاسف توشون‌ موج‌ مکزیکی‌ می‌رفت.
توصیف چهره‌ی شخصیت‌ها رو یکجا نیار و چون اکثر خواننده‌ها یا پرش می‌کنن یا در ادامه‌ی داستان‌ تو را نشون نمی‌مونه تا تصور کنن!

**توصیف‌ مکان‌ هم آورده نشده‌ الان‌ اون‌ اتاق بازار شام‌ چجور مرتب شد؟ مثلا از بین‌ لباس‌های خاهرش‌ لباس‌های خودش هم پیدا می‌شدن؟ یا وسایلش؟ و...
 

سلام عزیزم 

خیلی ممنون بابت وقتی که گذاشتی 

حتما درستش میکنم

خب در رابطه با توصیف مکان باید بگم که  مثلاً دوست ندارم که همه چیز رو  اول  رمان بگم  چون معتقدم که این مدلی خیلی  کلیشه ای شده 

و توی پارت بعدی چهره حانیه توسط یک شخص دیگه  آنالیز میشه   

بازم ممنون بابت نقد و نظر 😁💓💓

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام عزیزم خسته نباشی

رمانت قشنگه فقط  یه نکته درمورد علائم نگارشی هست که توی خلاصه رمانت رعایت نکردی و اینکه  خلاصه رمانت  باید یکم روش کار کنی تا جذاب ترش کنی

باید سوالی تو ذهن خواننده شکل بگیره. در عین حال مقداری اطلاعات به خواننده بدی و همزمان با آن، باعث بشه یه سری سوال تو ذهن خواننده شکل بگیره که علاقه مند به خوندن رمانت بشه.

و اینکه بهتره زودتر مقدمه ای برای رمانت انتخاب کنی. البته من ندیدم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

56 دقیقه قبل، DrHESS8 گفته است:

سلام عزیزم خسته نباشی

رمانت قشنگه فقط  یه نکته درمورد علائم نگارشی هست که توی خلاصه رمانت رعایت نکردی و اینکه  خلاصه رمانت  باید یکم روش کار کنی تا جذاب ترش کنی

باید سوالی تو ذهن خواننده شکل بگیره. در عین حال مقداری اطلاعات به خواننده بدی و همزمان با آن، باعث بشه یه سری سوال تو ذهن خواننده شکل بگیره که علاقه مند به خوندن رمانت بشه.

و اینکه بهتره زودتر مقدمه ای برای رمانت انتخاب کنی. البته من ندیدم

سلام جانم 

ممنون از نظرت 

@DrHESS8

حتما مقدمه می‌زارم  فقط من این چند روز سرم به شدت شلوغه و خیلی وقت اضافه ندارم ولی چشم حتما مقدمه می‌زارم  

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام عزیزم.   لینک های هر دو صفحت اشتباه بود. یعنی لینک صفحه نقد که تو تایپکت قرار داده بودی، و لینک تایپک رمانت که تو   صفحه نقدت، یا همون این صفحه،  قرار داده بودی، اشتباه بود؛ یعنی کار نمی کرد. 

اگه خودت راضی باشی برات ویرایش کردم و لینک های درست رو گذاشتم.

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

-یه جایی خوندم یه لحظه‌ای می‌رسه، که تو اوج بدبختی‌هات، خیلی بی‌اختیار، برمی‌گردی و یه نگاه به پشت سرت می‌ندازی!

می‌بینی نه مسیری برای برگشت باقی گذاشتی، نه راهی برای درست کردن زندگیت داری!

تو اون لحظه، حس تلخ انابت و انزجار، یه جوری خفتت می‌کنه، که فقط حس می‌کنی باید کار خودتو تموم کنی!

یا خودتو خلاص می‌کنی، یا یه عمر با حسرت و پشیمونی زندگیت رو می‌گذرونی!

حرکت آخرت، دست خودته!  بذار رک بگم! دیگه چیزی دست من نیست! از این لحظه به بعد، مرگ و زندگیت، پای خودت!

 

🎴♟️حرکت آخر♟️🎴

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

30 دقیقه قبل، sanaz87 گفته است:

سلام عزیزم.   لینک های هر دو صفحت اشتباه بود. یعنی لینک صفحه نقد که تو تایپکت قرار داده بودی، و لینک تایپک رمانت که تو   صفحه نقدت، یا همون این صفحه،  قرار داده بودی، اشتباه بود؛ یعنی کار نمی کرد. 

اگه خودت راضی باشی برات ویرایش کردم و لینک های درست رو گذاشتم.

سلام عزیزم 

خیلی خیلی ممنون 💋 زحمت کشیدی 🌹🧡 

راستی نقدی نظری درباره رمان نداری 🤔 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام جانه‌دل .

من اومدم با یه نقد جامع.

خوب باید بگم که شما از یک قلم زیبایی برخوردارید اما  اواسط این قلم زیباتون پارازیت‌های کوچیکی افتاده که با یاری ایزد منان حممممله ور میشیم سمتش تا درستش کنیم.😂😂😂

بسم الله

ژانر اشتباه.  طنز، غمگین
طنز و کمی غمگین  غمگین و کمی طنز
اسم رمان خوب.
خلاصه: خوب بود یعنی عالی بود. از اینجا میشه دید که مشکلات ما بیچاره ها  رو داری نشون می‌دی و این برای من دهه هشتادی خیلی خوبه یعنی عالیه.
مقدمه ندیدم، مقدمه جز اصلی یک رمانه.
پارت اول:
سطر سه دیالوگ مامان: هوشش   هوشِ

تو دیالوگ حانیه؛ دیالوگ و منولوگ قاطی شده باهم.
ریحان هم تو درساش کمک میکنم ، حواسم به نانی هم هست که جایی رو خراب کاری نکنه روی میز ضرب گرفتم و با نیش باز شروع کردم به خوندن : دست تو دماغش نکنه ،سر حوض جیش نکنه لباساشو خیس نکنه ، پسره همسایه رو بوس نکنه 

حالا نانای نای 
ریحان هم تو درساش کمک میکنم ، حواسم به نانی هم هست که جایی رو خراب کاری نکنه.
روی میز ضرب گرفتم و با نیش باز شروع کردم به خوندن :
- دست تو دماغش نکنه ،سر حوض جیش نکنه لباساشو خیس نکنه ، پسره همسایه رو بوس نکنه حالا نانای نای.
بعد دیالوگ مامانت؛ یه هییی هس .
هییی  هی
دیالوگ+ویرگول +فاصله با پس‌گردنی که مامان بهم زد، کلم دو متر به جلو پرت شد.
دیالوگ + ویرگول +فاصله  با پس گردنی که مامان بهم زد ، کلم دو متر به جلو پرت شد.
و اینکه شما با نقطه غریبه‌این. هیچ نقطه‌‌ای پایان جملات دیده نمیشه. و باز اینکه نیم فاصله رعایت نشده.
شلخته‌اس شلختس
مقنعه‌اش   مقنعش
به یاری ایزد منان حممممله
به یاری ایزد منان حمله
پارت دوم:
عجوبه‌ ایم   عجوبه‌ایم
شکه  شوکه
فکر کنم دیگه نیاز نباشه بگم کلمه‌هایی رو که نوشتی نباید از چند واژه استفاده کنی‌.
مثلا اینجوری نباید بنویسی‌:
هههههه زهرمار!!!!!
هه زهرمار!
پارت ۳:
- بسه بسه  الکی آلودگی صوتی ایجاد نکن بعدم  اداشو در آوردم  : من به این جذابی خوشگلی ، بابا هرکی ندونه من‌که میدونم  از لحاظ عقلی که کلا زیره خطه فقری 

از لحاظ شعور که منهای صفری 

توی اون مخت هم به جای مغز فکر کنم پشکله گاو کار گذاشتن  

اگه همین قیافه رو هم نداشتی و بور نبودی ،با نرده بون  اشتباه می گرفتنت
بسه بسه  الکی آلودگی صوتی ایجاد نکن.
بعدم  اداشو در آوردم  : 
-من به این جذابی خوشگلی ، بابا هرکی ندونه من‌که میدونم  از لحاظ عقلی که کلا زیره خطه فقری
از لحاظ شعور که منهای صفری توی اون مخت هم به جای مغز فکر کنم پشکله گاو کارگذاشتن  اگه همین قیافه رو هم نداشتی و بور نبودی ،با نرده بون  اشتباه می گرفتنت.
منکه باپارتات حال میکنم. هر پارت گذاشتی تگم کن♡

رمان منم یادت نره😊😉

@Hony.m

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

26 دقیقه قبل، mob_ina گفته است:

سلام جانه‌دل .

من اومدم با یه نقد جامع.

خوب باید بگم که شما از یک قلم زیبایی برخوردارید اما  اواسط این قلم زیباتون پارازیت‌های کوچیکی افتاده که با یاری ایزد منان حممممله ور میشیم سمتش تا درستش کنیم.😂😂😂

بسم الله

ژانر اشتباه.  طنز، غمگین
طنز و کمی غمگین  غمگین و کمی طنز
اسم رمان خوب.
خلاصه: خوب بود یعنی عالی بود. از اینجا میشه دید که مشکلات ما بیچاره ها  رو داری نشون می‌دی و این برای من دهه هشتادی خیلی خوبه یعنی عالیه.
مقدمه ندیدم، مقدمه جز اصلی یک رمانه.
پارت اول:
سطر سه دیالوگ مامان: هوشش   هوشِ

تو دیالوگ حانیه؛ دیالوگ و منولوگ قاطی شده باهم.
ریحان هم تو درساش کمک میکنم ، حواسم به نانی هم هست که جایی رو خراب کاری نکنه روی میز ضرب گرفتم و با نیش باز شروع کردم به خوندن : دست تو دماغش نکنه ،سر حوض جیش نکنه لباساشو خیس نکنه ، پسره همسایه رو بوس نکنه 

حالا نانای نای 
ریحان هم تو درساش کمک میکنم ، حواسم به نانی هم هست که جایی رو خراب کاری نکنه.
روی میز ضرب گرفتم و با نیش باز شروع کردم به خوندن :
- دست تو دماغش نکنه ،سر حوض جیش نکنه لباساشو خیس نکنه ، پسره همسایه رو بوس نکنه حالا نانای نای.
بعد دیالوگ مامانت؛ یه هییی هس .
هییی  هی
دیالوگ+ویرگول +فاصله با پس‌گردنی که مامان بهم زد، کلم دو متر به جلو پرت شد.
دیالوگ + ویرگول +فاصله  با پس گردنی که مامان بهم زد ، کلم دو متر به جلو پرت شد.
و اینکه شما با نقطه غریبه‌این. هیچ نقطه‌‌ای پایان جملات دیده نمیشه. و باز اینکه نیم فاصله رعایت نشده.
شلخته‌اس شلختس
مقنعه‌اش   مقنعش
به یاری ایزد منان حممممله
به یاری ایزد منان حمله
پارت دوم:
عجوبه‌ ایم   عجوبه‌ایم
شکه  شوکه
فکر کنم دیگه نیاز نباشه بگم کلمه‌هایی رو که نوشتی نباید از چند واژه استفاده کنی‌.
مثلا اینجوری نباید بنویسی‌:
هههههه زهرمار!!!!!
هه زهرمار!
پارت ۳:
- بسه بسه  الکی آلودگی صوتی ایجاد نکن بعدم  اداشو در آوردم  : من به این جذابی خوشگلی ، بابا هرکی ندونه من‌که میدونم  از لحاظ عقلی که کلا زیره خطه فقری 

از لحاظ شعور که منهای صفری 

توی اون مخت هم به جای مغز فکر کنم پشکله گاو کار گذاشتن  

اگه همین قیافه رو هم نداشتی و بور نبودی ،با نرده بون  اشتباه می گرفتنت
بسه بسه  الکی آلودگی صوتی ایجاد نکن.
بعدم  اداشو در آوردم  : 
-من به این جذابی خوشگلی ، بابا هرکی ندونه من‌که میدونم  از لحاظ عقلی که کلا زیره خطه فقری
از لحاظ شعور که منهای صفری توی اون مخت هم به جای مغز فکر کنم پشکله گاو کارگذاشتن  اگه همین قیافه رو هم نداشتی و بور نبودی ،با نرده بون  اشتباه می گرفتنت.
منکه باپارتات حال میکنم. هر پارت گذاشتی تگم کن♡

رمان منم یادت نره😊😉

@Hony.m

سلام  دلبرم 💋

حتما حتما ویرایش میکنم  

امروز سرم شلوغ نیست  ، میتونم ویرایش کنم 😂😂😂

ممنون بابت نقد زیبات و اینکه تا جایی که یادمه 

من توی رمانه گذشته تلخ من  ، اومدم از کلمه کمی داخل ژانر استفاده کردم و یکی از منتقد ها انجمن گفتش که این اشتباهه  وگرنه من میخواستم کلمه ( کمی غمگین ) رو جایگزین کنم 

بازم ممنون که وقت گذاشتی و به یاری ایزد منان حمله کردی 😂 

فکر کنم انگشتی برات باقی نمونده 😂🤦 

حتما به رمانت حمله میکنم و نظر میدم 🤣🙃😉 

موفق باشی 

@mob_ina

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلااااااممممم  عسلی ‌(برای پروفایلت گفتما 🌿❤️

خب امروز بهت قول دادم که رمانت رو نقد کنم. 

1# رمانت بوی زندگی اجتماعی خودمون و میده. 

خب اسم رمانت کلیشه نیست. درسته رمانی داریم با عنوان دهه هشتادیا و رمانی داریم با عنوان هشتگ 😂

ولی ترکیب اونها باهم از کلیشه شدن عنوان رمان شما جلوگیری کرده. و همچنین برای بچه های سن خودمون فکر کنم خیلی جذب کننده باشه🎂

2#من و یاد یه اکیپی میندازه 

خلاصه،، خب باید بدونی که منم مثل خیلی از دهه هشتادیا دردمون و حس میکنم 🙂 برای همین میتونم میزان جذابیتش و حس میکنم، نمیتونم بگم کلیشه هست، اما متفاوت بودنشم به چشمم دیدم. ولی خب در آخر خلاصه میتونستی مثلا به جای ( روی دیگه من بگی) ، یک هشدار نکنه یک روزی روی دیگه ی منه دهه هشتادی و ببینین، نه تنها من بلکه تمام دهه هشتادیا.

3#مقدمت خیلی حق بود 👍

شروع رمان  

خب شروع رمان کلیشه بود (🥺 ارتباط با خانواده و هم صحبتی با دوستان در آغاز  کلیشه جلوه میکنه) اوم میتونه جذاب تر خفن ترم بشه. 

رد و بدل دیالوگ ها... خب جان دلم 1 از نوشتن دیالوگ های پشت سر هم به شدت دوری کن. 

زمان و اینکه جانم سیر زمانت خیلی خوب بود حس و زمان واقعی رو به آدم القا می‌کرد، اما به شرط اینکه همراه با توصیفات باشه. 

توصیفات، توصیفات چهره و دوست داشتم (کیوتتتت🤤

اما توصیفات مکان ضعیف بود، آخه شهر بازی میتونست آنچنان توصیف بشه که خواننده خودش رو در اون لحظه حس کنه. و توصیفات شما فقط در پی افراد میچرخید و کمی کسل کننده به چشم اومد. اوم  لحن محاوره ای بود و تا آخر هم رعایت شده بود. غلط های املایی وجود نداشت. 

اما چیزی که وجود دشت رعایت فاصله ها بین علائم نگارشی و کلمات. و کلمات و حروف (و) هست. اگر این و توصیفات رعایت بشه من دیگه ایراد خاصی درونش ندیدم. 

چیز دیگه ای هم هست اینه که باید یک گره در رمان ایجاد کنی داستان رمان حول اون موضوع بچرخه. 

البته فکر نکنم ژانر غمگین در کنار طنز مشکلی داشته باشه. اما لطفا اونی که بیشتر در رمان شریکه و جلو تر بنویس. 

یه توصیه که به همه نویسنده ها میکنم.. وقتی برای رمانت وقت میزاری پس یه جوری بنویس که  نفس رو در سینه خواننده حبس کنه. 

موفق باشی 😂💜

امیدوارم قلمت و تو خاطره ها ببینم 

Mrymwx منتقد از سفر برگشته

یا علی:)

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

27 دقیقه قبل، Mrymwx گفته است:

سلااااااممممم  عسلی ‌(برای پروفایلت گفتما 🌿❤️

خب امروز بهت قول دادم که رمانت رو نقد کنم. 

1# رمانت بوی زندگی اجتماعی خودمون و میده. 

خب اسم رمانت کلیشه نیست. درسته رمانی داریم با عنوان دهه هشتادیا و رمانی داریم با عنوان هشتگ 😂

ولی ترکیب اونها باهم از کلیشه شدن عنوان رمان شما جلوگیری کرده. و همچنین برای بچه های سن خودمون فکر کنم خیلی جذب کننده باشه🎂

2#من و یاد یه اکیپی میندازه 

خلاصه،، خب باید بدونی که منم مثل خیلی از دهه هشتادیا دردمون و حس میکنم 🙂 برای همین میتونم میزان جذابیتش و حس میکنم، نمیتونم بگم کلیشه هست، اما متفاوت بودنشم به چشمم دیدم. ولی خب در آخر خلاصه میتونستی مثلا به جای ( روی دیگه من بگی) ، یک هشدار نکنه یک روزی روی دیگه ی منه دهه هشتادی و ببینین، نه تنها من بلکه تمام دهه هشتادیا.

3#مقدمت خیلی حق بود 👍

شروع رمان  

خب شروع رمان کلیشه بود (🥺 ارتباط با خانواده و هم صحبتی با دوستان در آغاز  کلیشه جلوه میکنه) اوم میتونه جذاب تر خفن ترم بشه. 

رد و بدل دیالوگ ها... خب جان دلم 1 از نوشتن دیالوگ های پشت سر هم به شدت دوری کن. 

زمان و اینکه جانم سیر زمانت خیلی خوب بود حس و زمان واقعی رو به آدم القا می‌کرد، اما به شرط اینکه همراه با توصیفات باشه. 

توصیفات، توصیفات چهره و دوست داشتم (کیوتتتت🤤

اما توصیفات مکان ضعیف بود، آخه شهر بازی میتونست آنچنان توصیف بشه که خواننده خودش رو در اون لحظه حس کنه. و توصیفات شما فقط در پی افراد میچرخید و کمی کسل کننده به چشم اومد. اوم  لحن محاوره ای بود و تا آخر هم رعایت شده بود. غلط های املایی وجود نداشت. 

اما چیزی که وجود دشت رعایت فاصله ها بین علائم نگارشی و کلمات. و کلمات و حروف (و) هست. اگر این و توصیفات رعایت بشه من دیگه ایراد خاصی درونش ندیدم. 

چیز دیگه ای هم هست اینه که باید یک گره در رمان ایجاد کنی داستان رمان حول اون موضوع بچرخه. 

البته فکر نکنم ژانر غمگین در کنار طنز مشکلی داشته باشه. اما لطفا اونی که بیشتر در رمان شریکه و جلو تر بنویس. 

یه توصیه که به همه نویسنده ها میکنم.. وقتی برای رمانت وقت میزاری پس یه جوری بنویس که  نفس رو در سینه خواننده حبس کنه. 

موفق باشی 😂💜

امیدوارم قلمت و تو خاطره ها ببینم 

Mrymwx منتقد از سفر برگشته

یا علی:)

سلام گلکم 💓

حتما توصیفات  شهربازی و ... رو رعایت میکنم و ویرایش میکنم

علائم نگارشی  هم همین طور 

بابت وقتی که گذاشتی ممنونم 🙃 

پارت بعد هم یک سورپرایز دارم 🤪😈 

موفق باشی 🌹

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام عشقم خوبی؟

یه نکته کوچولو درباره انتخاب  ژانر رمانت وجود داره.

قاعدتا زانر طنز و غمگین کنار همدیگه قرار نمی گیرن، اما تو این کار رو انجام دادی که بحثی نیست.  تو انتخاب  ژانر، از کلمه "کمی"  استفاده نمی کنن. ما ژانر کمی طنز، کمی غمگین و...    نداریم. اگر   ژانر غمگین یا همون تراژدی، زیاد توی رمانت  وجود نداره  و بیشتر رمانت حول محور ژانر   طنز هست، بهت پیشنهاد میکنم که ژانر غمگین رو کلا  حذف کنی. به 2 دلیل: هم اینکه   جلوه ژانر طنز و غمگین در کنار هم زیاد خوب یست، و هم اینکه   کلمه کمی از بین ژانر هات حذف میشه.

موفق باشی.

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

-یه جایی خوندم یه لحظه‌ای می‌رسه، که تو اوج بدبختی‌هات، خیلی بی‌اختیار، برمی‌گردی و یه نگاه به پشت سرت می‌ندازی!

می‌بینی نه مسیری برای برگشت باقی گذاشتی، نه راهی برای درست کردن زندگیت داری!

تو اون لحظه، حس تلخ انابت و انزجار، یه جوری خفتت می‌کنه، که فقط حس می‌کنی باید کار خودتو تموم کنی!

یا خودتو خلاص می‌کنی، یا یه عمر با حسرت و پشیمونی زندگیت رو می‌گذرونی!

حرکت آخرت، دست خودته!  بذار رک بگم! دیگه چیزی دست من نیست! از این لحظه به بعد، مرگ و زندگیت، پای خودت!

 

🎴♟️حرکت آخر♟️🎴

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

27 دقیقه قبل، sanaz87 گفته است:

سلام عشقم خوبی؟

یه نکته کوچولو درباره انتخاب  ژانر رمانت وجود داره.

قاعدتا زانر طنز و غمگین کنار همدیگه قرار نمی گیرن، اما تو این کار رو انجام دادی که بحثی نیست.  تو انتخاب  ژانر، از کلمه "کمی"  استفاده نمی کنن. ما ژانر کمی طنز، کمی غمگین و...    نداریم. اگر   ژانر غمگین یا همون تراژدی، زیاد توی رمانت  وجود نداره  و بیشتر رمانت حول محور ژانر   طنز هست، بهت پیشنهاد میکنم که ژانر غمگین رو کلا  حذف کنی. به 2 دلیل: هم اینکه   جلوه ژانر طنز و غمگین در کنار هم زیاد خوب یست، و هم اینکه   کلمه کمی از بین ژانر هات حذف میشه.

موفق باشی.

چند تا نکته دیگه هم هست.

اول اینکه زیادی از اینتر استفاده می کنی و خط جا می اندازی. این موضوع؛ اما به اندازه!  تو خیلی دیگه خیلی داری استفاده میکنی. نمونش:

وحید یک پسر لاغر اندام بود با موهای طلایی و چشمای سبز ابرو های کم پشته طلایی 

پسر خیلی شوخ و خوش خنده ای بود 

و البته پسر عموی بنده 

با صدای وحید دست از دید زدنش برداشتم 

چرا انقدر اینتر؟ واقعا لازمه؟  

وحید یک پسر لاغر اندام بود؛ با موهای طلایی،    چشمای سبز و ابرو های کم پشت   طلایی. پسر خیلی شوخ و خوش خنده ای بود،  و البته پسر عموی بنده! با صدای وحید دست از دید زدنش برداشتم.

بهتر نبود اینجوری می نوشتی؟ ذاتا علاقه به بند نویسی نداری.  بیشتر پاراگراف می نویسی؛ یک یا دو جمله توی یه خط!

علاءم نگارشی رو هم درست رعایت نمیکنی، و این توی هر پارت رمانت خیلی به چشم میاد.  برای بهتر شدن سطح قلمت، این اشتباهات رو ویرایش کن.  یه نکته دیگه وجود داره. بیشتر جملات رو   بدون علائم نگارشی تنموم می کنی. روی این موضوع هم کار کن.

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

-یه جایی خوندم یه لحظه‌ای می‌رسه، که تو اوج بدبختی‌هات، خیلی بی‌اختیار، برمی‌گردی و یه نگاه به پشت سرت می‌ندازی!

می‌بینی نه مسیری برای برگشت باقی گذاشتی، نه راهی برای درست کردن زندگیت داری!

تو اون لحظه، حس تلخ انابت و انزجار، یه جوری خفتت می‌کنه، که فقط حس می‌کنی باید کار خودتو تموم کنی!

یا خودتو خلاص می‌کنی، یا یه عمر با حسرت و پشیمونی زندگیت رو می‌گذرونی!

حرکت آخرت، دست خودته!  بذار رک بگم! دیگه چیزی دست من نیست! از این لحظه به بعد، مرگ و زندگیت، پای خودت!

 

🎴♟️حرکت آخر♟️🎴

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 دقیقه قبل، sanaz87 گفته است:

چند تا نکته دیگه هم هست.

اول اینکه زیادی از اینتر استفاده می کنی و خط جا می اندازی. این موضوع؛ اما به اندازه!  تو خیلی دیگه خیلی داری استفاده میکنی. نمونش:

وحید یک پسر لاغر اندام بود با موهای طلایی و چشمای سبز ابرو های کم پشته طلایی 

پسر خیلی شوخ و خوش خنده ای بود 

و البته پسر عموی بنده 

با صدای وحید دست از دید زدنش برداشتم 

چرا انقدر اینتر؟ واقعا لازمه؟  

وحید یک پسر لاغر اندام بود؛ با موهای طلایی،    چشمای سبز و ابرو های کم پشت   طلایی. پسر خیلی شوخ و خوش خنده ای بود،  و البته پسر عموی بنده! با صدای وحید دست از دید زدنش برداشتم.

بهتر نبود اینجوری می نوشتی؟ ذاتا علاقه به بند نویسی نداری.  بیشتر پاراگراف می نویسی؛ یک یا دو جمله توی یه خط!

علاءم نگارشی رو هم درست رعایت نمیکنی، و این توی هر پارت رمانت خیلی به چشم میاد.  برای بهتر شدن سطح قلمت، این اشتباهات رو ویرایش کن.  یه نکته دیگه وجود داره. بیشتر جملات رو   بدون علائم نگارشی تنموم می کنی. روی این موضوع هم کار کن.

چشم حتما رعایت می کنم 🌹

کیبورد گوشیم مشکل داره باید یک کیبورد نصب کنم 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 8/2/2021 در 6:30 AM، Aramis.R_U گفته است:

خب سلام جانم...

انگار که دارم صفحه ی نقدت رو افتتاح می کنم، بسی عالی.

 

عزیزم مشخصا نمیشه با این سه پارت نقد درستی از رمان داشت چون محتوای اصلی هنوز مشخص نشده، بنابر این من چند نکته رو متذکر میشم تا پارت های بعدیت پر قدرت تر باشن...

 

اول از همه،  مقدمه آن کجا بود؟ من ندیدم! و خلاصه ات جانم... باید کنجکاو کننده باشه و از رمان اطلاعات برسونه. میشه گفت تقریبا هر دو رو دارا بود اما کم. روی بخش مبهم بودن خلاصه بیشتر کار کن.

 

انتخاب ژانر هات نادرست بود به نظرم. طنز و غمگین در کنار هم؟ خودت درموردش فکر کن. می تونی حداقل اولویت آخر  قرارش بدی و بنویسی: کمی غمگین

 

اینتر ها، اینتر ها! این عادت زود اینتر زدن رو برطرف کن، چیز خوبی نیست.

 

دیالوگ نویسی که در پارت اول رعایت نشده بود«

به مامان نگاه کردم و لبخند زدم:

- باشه. »

 

تکرار کلمات! این هم عادت خوبی نیست.  دو تا از   ی های «هییی» که فکر کنم توی پارت اولت بود رو حذف کن.

 

علایم نگارشی ای ندیدم حقیقتا!  نقطه و علامت تعجب و سوالت کجا شدن؟ حضورشون الزامیست جانم.

 

و در آخر... درست نویسی!   

کوفتو زهرمار

کوفت و زهرمار ✔️

 

 

همونطور که خوندی، نقد من فقط درست نویسی و اشکالات نگارشی بود که همه زمانی دچارش بودن و با اطلاعات کافی برطرف میشه.

با امید موفقیت های بیشتر🌸

@Hony.m

 

سلام عزیزم.من تازه رمانم رو قرار دادم ممنون میشم بیای بخونی و نقد کنی برام باعث افتخاره گلم....

ممنون میشم این افتخارو بهم بدی گلم.

زیاد نیس درحال حاضر خلاصه و مقدمه و پارت اوله🌱🙂

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 8/7/2021 در 11:27 PM، Mrymwx گفته است:

سلااااااممممم  عسلی ‌(برای پروفایلت گفتما 🌿❤️

خب امروز بهت قول دادم که رمانت رو نقد کنم. 

1# رمانت بوی زندگی اجتماعی خودمون و میده. 

خب اسم رمانت کلیشه نیست. درسته رمانی داریم با عنوان دهه هشتادیا و رمانی داریم با عنوان هشتگ 😂

ولی ترکیب اونها باهم از کلیشه شدن عنوان رمان شما جلوگیری کرده. و همچنین برای بچه های سن خودمون فکر کنم خیلی جذب کننده باشه🎂

2#من و یاد یه اکیپی میندازه 

خلاصه،، خب باید بدونی که منم مثل خیلی از دهه هشتادیا دردمون و حس میکنم 🙂 برای همین میتونم میزان جذابیتش و حس میکنم، نمیتونم بگم کلیشه هست، اما متفاوت بودنشم به چشمم دیدم. ولی خب در آخر خلاصه میتونستی مثلا به جای ( روی دیگه من بگی) ، یک هشدار نکنه یک روزی روی دیگه ی منه دهه هشتادی و ببینین، نه تنها من بلکه تمام دهه هشتادیا.

3#مقدمت خیلی حق بود 👍

شروع رمان  

خب شروع رمان کلیشه بود (🥺 ارتباط با خانواده و هم صحبتی با دوستان در آغاز  کلیشه جلوه میکنه) اوم میتونه جذاب تر خفن ترم بشه. 

رد و بدل دیالوگ ها... خب جان دلم 1 از نوشتن دیالوگ های پشت سر هم به شدت دوری کن. 

زمان و اینکه جانم سیر زمانت خیلی خوب بود حس و زمان واقعی رو به آدم القا می‌کرد، اما به شرط اینکه همراه با توصیفات باشه. 

توصیفات، توصیفات چهره و دوست داشتم (کیوتتتت🤤

اما توصیفات مکان ضعیف بود، آخه شهر بازی میتونست آنچنان توصیف بشه که خواننده خودش رو در اون لحظه حس کنه. و توصیفات شما فقط در پی افراد میچرخید و کمی کسل کننده به چشم اومد. اوم  لحن محاوره ای بود و تا آخر هم رعایت شده بود. غلط های املایی وجود نداشت. 

اما چیزی که وجود دشت رعایت فاصله ها بین علائم نگارشی و کلمات. و کلمات و حروف (و) هست. اگر این و توصیفات رعایت بشه من دیگه ایراد خاصی درونش ندیدم. 

چیز دیگه ای هم هست اینه که باید یک گره در رمان ایجاد کنی داستان رمان حول اون موضوع بچرخه. 

البته فکر نکنم ژانر غمگین در کنار طنز مشکلی داشته باشه. اما لطفا اونی که بیشتر در رمان شریکه و جلو تر بنویس. 

یه توصیه که به همه نویسنده ها میکنم.. وقتی برای رمانت وقت میزاری پس یه جوری بنویس که  نفس رو در سینه خواننده حبس کنه. 

موفق باشی 😂💜

امیدوارم قلمت و تو خاطره ها ببینم 

Mrymwx منتقد از سفر برگشته

یا علی:)

سلام عزیزم میشه افتخار بدی رمان منم نقد کنی...زیاد نیس گلم وقت تو زیاد نمیگیره🙂🌱

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...

خب خب، سلام گلی...

در شروع اسم رمانت به چشم میخوره که بهتره جذاب و کنجکاو کننده باشه

فکر میکنم در رمان شما اسمش کلیشه ای محسوب میشه یا حتی اگه کلیشه ای هم نباشه جذابیت خاصی نداره!

سعی کن  اسمی رو انتخاب کنی که در کنار جذابیت خاص و کنجکاو کننده باشه

دایره لغاتت رو گسترش بده و از کلمات بیشتری استفاده کن

توی سیر رمانت از توصیفات بیشتری استفاده کن جانا^^

الان فقط دیالوگ به چشم میخوره

دیالوگ دلیل بر زیبایی  رمان ها و نوشته ها نمیشه عزیزدل

سعی کن دیالوگ ها رو کم کنی و به مونولوگ یا همون توصیفات اضافه کنی♥

گفتی رمانت طنزه اما توی نوشته هات این به چشم نمیخوره قشنگم

طتز نوشتن کار سختیه و تو پا توی سختی گذاشتی اما من مطمعنم با تلاش بیشتر حتما میتونی😍

سعی کن شوخی ها و طنز هایی که بیشتر شبیه به لوس بازیه رو به کار نبری! اونا نه تنها طتز نیستن بلکه محتوای رمان رو  نابود میکنه چون خیلی پیش پا افتادست

خلاصه ای که خوندم بیشتر شبیه به مقدمه بود

برای مقدمه عالیههههه!

ولی اصلا به خلاصه نمیخوره

پس سعی کن خلاصه ای بنویسی که چکیده ای از سیر رمان رو بازگو کنه، گنگ باشه، جذاب باشه و  خواننده با خوندش ترغیب بشه که بیشتر ادامه بده و دنبال کنه

راستش حوصله توضیح دادن نکات ویراستاری رو هم ندارم😂

به عنوان ویراستار سابق، چندشم میشه از توضیح دادنش🥺😂

موفق باشی جانانم♥🌼

همنام جان^^

@Hony.m

ویرایش شده توسط hany.rS

www.roozgozar.com-2099_rofi.gif

داستان‌ها: 

 احلام دلستان🌙 [   روایت  رویای به حقیقت  پیوسته و دلداری که در خواب دلبری می‌کند!] 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام عزیزم 💜 

ممنون عزیزم بابت نقد و وقتی که گذاشتی ♥💋

من خودم خیلی خیلی دارم روی طنز نویسی کار میکنم و دارم تلاشم رو میکنم  که از اصطلاح های کیلیشه ای استفاده نکنم. 💖

چشم حتما نکات رو رعایت میکنم  

چند پارت دیگه کل رمان رو ویرایش میکنم 🙂 

خسته نباشی 🌸😘 

ممنون 💙  

@hany.rS

 

ویرایش شده توسط Hony.m
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 4 هفته بعد...

دوتا از طنز ترین رمان هایی که خوندم کلاه داران و شرافی شیطون بلا بودن. قشنگ وقتی پارت های رمانت رو می خونم انقدر می خندم، یاد اون دوتا رمان می افتم. رمان خیلی خوبه هانی. با همین قدرت ادامه بده.

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

-یه جایی خوندم یه لحظه‌ای می‌رسه، که تو اوج بدبختی‌هات، خیلی بی‌اختیار، برمی‌گردی و یه نگاه به پشت سرت می‌ندازی!

می‌بینی نه مسیری برای برگشت باقی گذاشتی، نه راهی برای درست کردن زندگیت داری!

تو اون لحظه، حس تلخ انابت و انزجار، یه جوری خفتت می‌کنه، که فقط حس می‌کنی باید کار خودتو تموم کنی!

یا خودتو خلاص می‌کنی، یا یه عمر با حسرت و پشیمونی زندگیت رو می‌گذرونی!

حرکت آخرت، دست خودته!  بذار رک بگم! دیگه چیزی دست من نیست! از این لحظه به بعد، مرگ و زندگیت، پای خودت!

 

🎴♟️حرکت آخر♟️🎴

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 11 ماه بعد...

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...