رفتن به مطلب

معرفی و نقد داستان حریق | ..Raha.. کاربر انجمن نودهشتیا


 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%

 

نام اثر: حریق

نام نویسنده: رها نصاری

ژانر: اجتماعی، تراژدی

هدف: موضوعات خاص در جهان پیرامونمون به کرات رخ میده و بی توجه بودن به این اصل مهم در به تصویر کشیدن صحنه های بی نظیر، من رو به قلم زدن این خارق العاده ها جذب کرد!

 

خلاصه: در آغوش پاره های فروزان آتش روحی هوای پر زدن بر سرش می زند. بی تاب معشوق شوی همین میشود دیگر... کرامتش، فداکاری اش، شجاعتش و غیرتش را در معاشقه های شبانه از بر میکنی! از کنار همان گوی های لغزان که مبادا کس ببیند از دلداگی نهان و سِرّ اعماق وجودت... 

و جدایی عطش را دو چندان میکند. کس خبر ندارد از اشک های بی امان پشت پلکان و نبود معشوق حقیقی بر روی زمین پستی که جمعی دم از جاودانی اش می زنند!

 

پیشگفتار: بخشی از داستان براساس واقعیت نگارش شده است و در جریانات دخل و تصرف نویسنده وجود دارد! کپی داستان بدون اجازه و درج نام نویسنده پیگرد شرعی و قانونی دارد.

 

 

مقدمه:

و نَفسی که در جان ریشه می دواند و سخت خود را پایبند جسم پوشالی می کند...

آنقدر در حصار تنگاتنگ زمین خود را محبوس میکند که رد انسانیت را از اذهان می شوید.
در این مهلکه اسطوره ای مجهول در میان پر میکشد.

همانی که آرام و بی هیاهو خود را تا ابد معلوم میسازد و از خاطرشان نقش و نگاری عمیق در ذهن بر جای میگذارد.
همانی که تلاقی خطوط موازی زندگی و مرگ در دیدگانش پر شور جان میگیرد.
همانی که حریق وجودی اش را تار و مار میکند و میشود آبی زلال بر حریق نافرجام نفسی پر مخاطره...

به گمانم گه گاهی ممکن میشود خمود شدن حریقی که آتش بسی در انتظارش ننشسته بود!

 

داستان حریق

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...

عزیز جانم، داستانت عالیه. چنان با کلمات بازی می‌کنی که جای هیچ حرفی نمی‌مونه. فقط یه اشکالی توی پارت چهارم اگه اشتباه نکنم، بود.

مدام دست بر ریشش کشید.

همچین جمله‌ای بود فکر کنم. به نظرم می‌کشید درست تره.

@..Raha..

عشقی ممنوعه، نفرتی بی‌پایان و دختری که برای برادرش آینده‌اش را نابود کرد اما می‌فهمد تمام مدت رو دست خورده!

رمان بدلکاران، ریسمان سیاه و سفید

دختری که برای نجات جان همکارش از چنگ یک خلافکار، جانش را کف دستش می‌گیرد!

رمان اسلحه خودکشی

عشقی برخاسته از نفرتی دیرینه میان کشور اوشِن «سرزمین آب‌ها» و کشور اسکورچ «سرزمین آتش» 

رمان مفقود شده

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 دقیقه قبل، ..Raha.. گفته است:

@MOBINA.H

خیلی خوشحال شدم دختر گلی مثل تو داستانم رو مطالعه کرد(::

حتما، ممنونم جانم❤️

فدات که❤

عشقی ممنوعه، نفرتی بی‌پایان و دختری که برای برادرش آینده‌اش را نابود کرد اما می‌فهمد تمام مدت رو دست خورده!

رمان بدلکاران، ریسمان سیاه و سفید

دختری که برای نجات جان همکارش از چنگ یک خلافکار، جانش را کف دستش می‌گیرد!

رمان اسلحه خودکشی

عشقی برخاسته از نفرتی دیرینه میان کشور اوشِن «سرزمین آب‌ها» و کشور اسکورچ «سرزمین آتش» 

رمان مفقود شده

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...