رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

بیوگرافی ایلایدا آلیشان


Ghazal
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • همکار سایت

ilaydalisan_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%

ilaydalisan_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%

ایلایدا علیشان (به ترکی ilayda Alişan) متولد ۱۱ دی ۱٣٧۴ در استانبول است که اخیرا با نقش آکشین در سریال معروف گودال، توجه بینندگان را به خود جلب کرده است. در این مطلب قصد داریم تا به بیوگرافی ایلایدا علیشان بپردازیم. با وای آره همراه باشید: 

 

تحصیلات
ایلایدا فارغ التحصیل دبیرستان بهچت کمال چاغلار استانبول می باشد.  ایلایدا که از کودکی به بازیگری علاقمند بود، پس از ثبت نام در آژانس مدلینگ و بازیگری اربک، شروع به بازی در آگهی های تبلیغاتی کرد و در نهایت پیشنهاد بازیگری بسیاری دریافت نمود.   

 

آغاز کار حرفه ای
ایلایدا علیشان برای اولین بار با سریال Bir Cocuk Sevdim در سال ٢۰۱۱ به دنیای بازیگری قدم گذاشت و پس از آن در سریال هایی همچون دزد قلب و اسم من گلپری است به هنرنمایی پرداخت. از بازیگران سریال گلپری می توان به آیچا بینگول، ایلکر کیزماز، اکین مرت کوچ و میرای آکای اشاره کرد. ایلای پس از این سریال، در سریال سرای گنجشک حاضر شد و در کنار افرادی همچون سونگول اودن، مرت فیرات و علیجان یوجسوی به ایفای نقش سینم پرداخت. ایلایدا عالیشان در سال ٢۰۱٧ با نقش آکشین در سریال گودال حاضر شد.

ilaydalisan_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%

ilaydalisan_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB
همین که چشمانِ خیس و کبودش به چهره‌ی رنگ پریده و بی‌تفاوتِ ماهور خورد، ناخواسته با قدم‌هایی بلند فاصله‌ی بینشان را کم کرد؛ نفش نفس زنان همانطور که قطره‌های اشک امانِ گونه‌هایش را بریده بود لب زد:

- این بود ماهور؟ 

دستانِ لرزانش را مشت کرد و ضربه‌ای محکم تختِ سینه‌ی ماهور کوباند؛ به صدای مرتعش و مملو از بغضش جان بخشید و فریاد زد:

- این بود؟ مگه نگفتی سرِ اون شوخی نداری؟ مگه نگفتی سرِ جونش شرط‌بندی نمی‌کنی؟ 

یقه‌ی پیراهنِ مشکیِ ماهور را بینِ دستانِ خیس از عرق‌اش گرفت و با همان لحن ادامه داد:

- مگه نگفتی قاطیِ بازیِ من شدن شر میشه اما نمی‌ذارم ازم بگیرنش؟ 

ماهور بی آنکه لحظه‌ای برای رهایی از دستش تلاش کند، با ضربِ دستِ او پاهای بی‌جانش قدمی عقب حرکت کرد؛ با قرار دادن پلک‌هایش بر روی هم، قطره‌های اشک راهِ خودشان را پیدا کردند.  خودش هم نفهمیده بود از کِی  گریه‌ی بی‌سروصدا، جایِ هق هق‌هایش را گرفته است!

دوباره به یقه‌ی چروک شده‌ی ماهور چنگ زد و با لحنی که لرزه بر دلِ هر سنگی می‌انداخت لب گشود:

- ازت گرفتنش ماهور کارا؛ شنیدی؟ گرفتنش! 

♠️نبض مرگ♠️

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • همکار سایت

ilaydalisan_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%

ilaydalisan_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%

از بازیگران این سریال می توان دیلان چیچک دنیز، آراس بولوت اینملی، پریهان ساواش، ارجان کسال، مصطفی اوستونداغ و ارکان کولچاق کوستندیل را نام برد. بازی اخیر ایلایدا علیشان مربوط به سریال قهرمان در سال ٢۰۱٩ است. 

 

دوست پسر و همسر ایلایدا علیشان 
ایلایدا مجرد است. او اخیرا با فردی دیده شده است که مشخصات وی در دسترس نیست. 

 

رنگ چشم، قد و وزن ایلایدا علیشان 
رنگ چشم ایلایدا آبی، قد ایلایدا ۱.۵٨ سانتی متر و وزن او ۴٨ کیلوگرم است.

ilaydalisan_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%

ilaydalisan_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB
همین که چشمانِ خیس و کبودش به چهره‌ی رنگ پریده و بی‌تفاوتِ ماهور خورد، ناخواسته با قدم‌هایی بلند فاصله‌ی بینشان را کم کرد؛ نفش نفس زنان همانطور که قطره‌های اشک امانِ گونه‌هایش را بریده بود لب زد:

- این بود ماهور؟ 

دستانِ لرزانش را مشت کرد و ضربه‌ای محکم تختِ سینه‌ی ماهور کوباند؛ به صدای مرتعش و مملو از بغضش جان بخشید و فریاد زد:

- این بود؟ مگه نگفتی سرِ اون شوخی نداری؟ مگه نگفتی سرِ جونش شرط‌بندی نمی‌کنی؟ 

یقه‌ی پیراهنِ مشکیِ ماهور را بینِ دستانِ خیس از عرق‌اش گرفت و با همان لحن ادامه داد:

- مگه نگفتی قاطیِ بازیِ من شدن شر میشه اما نمی‌ذارم ازم بگیرنش؟ 

ماهور بی آنکه لحظه‌ای برای رهایی از دستش تلاش کند، با ضربِ دستِ او پاهای بی‌جانش قدمی عقب حرکت کرد؛ با قرار دادن پلک‌هایش بر روی هم، قطره‌های اشک راهِ خودشان را پیدا کردند.  خودش هم نفهمیده بود از کِی  گریه‌ی بی‌سروصدا، جایِ هق هق‌هایش را گرفته است!

دوباره به یقه‌ی چروک شده‌ی ماهور چنگ زد و با لحنی که لرزه بر دلِ هر سنگی می‌انداخت لب گشود:

- ازت گرفتنش ماهور کارا؛ شنیدی؟ گرفتنش! 

♠️نبض مرگ♠️

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • همکار سایت

ilaydalisan_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%

ilaydalisan_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%

ilaydalisan_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB
همین که چشمانِ خیس و کبودش به چهره‌ی رنگ پریده و بی‌تفاوتِ ماهور خورد، ناخواسته با قدم‌هایی بلند فاصله‌ی بینشان را کم کرد؛ نفش نفس زنان همانطور که قطره‌های اشک امانِ گونه‌هایش را بریده بود لب زد:

- این بود ماهور؟ 

دستانِ لرزانش را مشت کرد و ضربه‌ای محکم تختِ سینه‌ی ماهور کوباند؛ به صدای مرتعش و مملو از بغضش جان بخشید و فریاد زد:

- این بود؟ مگه نگفتی سرِ اون شوخی نداری؟ مگه نگفتی سرِ جونش شرط‌بندی نمی‌کنی؟ 

یقه‌ی پیراهنِ مشکیِ ماهور را بینِ دستانِ خیس از عرق‌اش گرفت و با همان لحن ادامه داد:

- مگه نگفتی قاطیِ بازیِ من شدن شر میشه اما نمی‌ذارم ازم بگیرنش؟ 

ماهور بی آنکه لحظه‌ای برای رهایی از دستش تلاش کند، با ضربِ دستِ او پاهای بی‌جانش قدمی عقب حرکت کرد؛ با قرار دادن پلک‌هایش بر روی هم، قطره‌های اشک راهِ خودشان را پیدا کردند.  خودش هم نفهمیده بود از کِی  گریه‌ی بی‌سروصدا، جایِ هق هق‌هایش را گرفته است!

دوباره به یقه‌ی چروک شده‌ی ماهور چنگ زد و با لحنی که لرزه بر دلِ هر سنگی می‌انداخت لب گشود:

- ازت گرفتنش ماهور کارا؛ شنیدی؟ گرفتنش! 

♠️نبض مرگ♠️

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...