رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

نقد و بررسی داستان آمینِ دعا | mahdiye11 کاربر انجمن نودهشتیا


ارسال های توصیه شده

 « به نام خدا »

 

نام داستان:    آمینِ دعا

نویسنده: mahdiye11

ژانر:  اجتماعی، تراژدی

خلاصه:

آمینِ دعا، داستانی زاده‌ی ذهنِ نویسنده است که بخش کوتاهی از زندگیِ بانویی را از زمانی پر دود و خون و غم روایت می‌کند.

دعا، نو عروسی که قدم‌هایش قطرات خون را دنبال می‌کند و قلبش به دنبالِ منشأ بمب و گلوله می‌گردد تا آمینش را پیدا و آرزوی عشقِ وجودِ خود را استجابت کند.

آمینِ دعا، عشقی که میانِ شلیکِ گلوله‌ها رشد می‌کند.

 

توجه: داستان و تمامیِ شخصیت‌ها از تخیل نویسنده نشأت می‌گیرد.

لینک داستان:

https://forum.98ia2.ir/topic/2249-داستان-آمینِ-دعا-mahdiye11-کاربر-انجمن-نودهشتیا/

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

اهم اهم😎😐😂

های جوجه اومدم نظر بدم خودشم جون اولین نفرم بسیار مغرور گشتم. 😎

از اسم داستان خوشم اومد هم کوتاه بود هم خوشگل. 

خلاصه و مقدمه بسی زیبا و اما پارت هایت🤧😢

استاندارد پارت ها فکر کنم شصت تا و توی سیستم 40 خط هستش اما پارت های تو خیلی زیاده و تاثیرش اینه که کسی میاد چک کنه ببینه چند پارت داری میبینه یه پارتت اندازه دو پارته و داستان رو نمیخونه (قضاوت ظاهری) 

ایده رمانت به نظرم خیلی خوشگله اما من هنوز درکی از زمان و مکان ندارم. فقط میدونم جنگ شده. 

( شاید زمان جنگ عراق ایران هست) 

پارت اولت اون قسمت که دعا و امین دارن حرف میزنن خیلی کشش دادی ( به نظر من البته) توصیفاتت خیلی زیاد بود اما اشکال نداره چون این قلم تو هستش و تو میخوای اون توصیفات توی داستان باشه اوکیه

پارت دوم هم استرس رو کاملا القا کردی و باعث شدی خواننده کتاب رو زمین نذاره ( معما گذاشتی توی داستانت) 

تا حل شدن این معما خواننده همراهته. 

در نهایت بسی زیبا توصیف کردی یکم سیر رمانت رو کنترل کن و کندش نکنی عالی میشه 😍😎

لاو یو  رمانت رو دنبالیدم 

رمان مرا نیز بخوان بسی به انتقادت نیازمندم😍😍😎

 

https://forum.98ia2.ir/topic/2949-رمان-کوچهٔ-فردوس-آیلار-مومنی-کاربر-انجمن-نودهشتیا/

 

نیست نشان زندگی تا نرسد نشان تو 

      اتمام یافته: دانلود دلبر بلاگردان💖

در حال تایپ:  رمان فریادرس 😍

صفحهٔ نقد رمان فریادرس 💟

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۵ ساعت قبل، آیلار مومنی گفته است:

اهم اهم😎😐😂

های جوجه اومدم نظر بدم خودشم جون اولین نفرم بسیار مغرور گشتم. 😎

از اسم داستان خوشم اومد هم کوتاه بود هم خوشگل. 

خلاصه و مقدمه بسی زیبا و اما پارت هایت🤧😢

استاندارد پارت ها فکر کنم شصت تا و توی سیستم 40 خط هستش اما پارت های تو خیلی زیاده و تاثیرش اینه که کسی میاد چک کنه ببینه چند پارت داری میبینه یه پارتت اندازه دو پارته و داستان رو نمیخونه (قضاوت ظاهری) 

ایده رمانت به نظرم خیلی خوشگله اما من هنوز درکی از زمان و مکان ندارم. فقط میدونم جنگ شده. 

( شاید زمان جنگ عراق ایران هست) 

پارت اولت اون قسمت که دعا و امین دارن حرف میزنن خیلی کشش دادی ( به نظر من البته) توصیفاتت خیلی زیاد بود اما اشکال نداره چون این قلم تو هستش و تو میخوای اون توصیفات توی داستان باشه اوکیه

پارت دوم هم استرس رو کاملا القا کردی و باعث شدی خواننده کتاب رو زمین نذاره ( معما گذاشتی توی داستانت) 

تا حل شدن این معما خواننده همراهته. 

در نهایت بسی زیبا توصیف کردی یکم سیر رمانت رو کنترل کن و کندش نکنی عالی میشه 😍😎

لاو یو  رمانت رو دنبالیدم 

رمان مرا نیز بخوان بسی به انتقادت نیازمندم😍😍😎

 

https://forum.98ia2.ir/topic/2949-رمان-کوچهٔ-فردوس-آیلار-مومنی-کاربر-انجمن-نودهشتیا/

به به...

خوش اومدی... نورانی کردی😎🤍

آره سعی میکنم پارتا کم باشن اما وقتی گاهی اوقات بخاطر توصیفات و بیان حال و احوال مجبور میشم یکم زیادش کنم 

فداتشم که ممنون.

درسته مربوط به زمان جنگ ایران و عراقه، اشاره میشه بهش.

ممنون بابت وقتی که گذاشتی جانا، بابت نقدت هم کلی ممنون🌸🤍

باشه عزیزم، حتما💫

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱ ساعت قبل، .Murphy. گفته است:

به به...

خوش اومدی... نورانی کردی😎🤍

آره سعی میکنم پارتا کم باشن اما وقتی گاهی اوقات بخاطر توصیفات و بیان حال و احوال مجبور میشم یکم زیادش کنم 

فداتشم که ممنون.

درسته مربوط به زمان جنگ ایران و عراقه، اشاره میشه بهش.

ممنون بابت وقتی که گذاشتی جانا، بابت نقدت هم کلی ممنون🌸🤍

باشه عزیزم، حتما💫

 

خواهش میکنم عزیزم قلمت مانا😍

 

نیست نشان زندگی تا نرسد نشان تو 

      اتمام یافته: دانلود دلبر بلاگردان💖

در حال تایپ:  رمان فریادرس 😍

صفحهٔ نقد رمان فریادرس 💟

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 4 هفته بعد...
  • طراح گرافیک
در ۱۴۰۰/۹/۹ در 21:22، .Murphy. گفته است:

 « به نام خدا »

 

نام داستان:    آمینِ دعا

نویسنده: mahdiye11

ژانر:  اجتماعی، تراژدی

خلاصه:

آمینِ دعا، داستانی زاده‌ی ذهنِ نویسنده است که بخش کوتاهی از زندگیِ بانویی را از زمانی پر دود و خون و غم روایت می‌کند.

دعا، نو عروسی که قدم‌هایش قطرات خون را دنبال می‌کند و قلبش به دنبالِ منشأ بمب و گلوله می‌گردد تا آمینش را پیدا و آرزوی عشقِ وجودِ خود را استجابت کند.

آمینِ دعا، عشقی که میانِ شلیکِ گلوله‌ها رشد می‌کند.

 

توجه: داستان و تمامیِ شخصیت‌ها از تخیل نویسنده نشأت می‌گیرد.

لینک داستان:

https://forum.98ia2.ir/topic/2249-داستان-آمینِ-دعا-mahdiye11-کاربر-انجمن-نودهشتیا/

 

اسم قشنگی داره داستانت

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...