رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

نقد و بررسی رمان شوم __ violet کاربر نوددوهشتیا


ارسال های توصیه شده

رمان : شوم  (ominous)

نویسنده : violet

ژانر: هیجانی ، ترسناک ،ماجرایی، عاشقانه 

مقدمه :  و مینویسم از تاریکی که تنها مانده است ...

همه ی واقعیت های دنیا به اسم افسانه تو دل تاریخ دفن شدن  ،  انسان ها  قبل ار رسیدن به هدف اصلی روح  جسمشون رو ترک میکنن و بازهم فراموشی دلیل اصلی زندگی...

و در این جدال  طبیعت و قدرت   افرادی هستند با  روح های قوی   و پذیرش سرنوشت   به جنگ با جهالت و تاریکی میرن ...

( من حاضرم تا ابدیت  شوم بمانم ، در این تاریکی نفس گیر  زندگی خواهم کرد  تا  تو  خودت را به یاد آوری  ...  من در هر لحظه با شیطان قمار میکنم  و زمانی که پلک هایم باز میشود ،،، محکوم به حبس در این زندان تن میشوم   ... تو نام مرا میدانی ؟ )

خلاصه :  آتنا باستانی یه خانم وکیل حرفه ای  که فقط پرونده های خاص رو قبول میکنه .  اما این وکیل ، چندتا راز داره که توی زندگی به ظاهر حرفه ایش   از همه به جز چند نفر خاص قایم کرده 

مثل نوشتن رمان أنلاین  ...   اما وقتی به اصرار خانوادش  تو  مهمونی  دوست خانوادگیشون  شرکت میکنه ، متوجه یه چیزی میشه که ...

و حالا باید انتخاب کنه که  راز چندین ساله اش  برملا کنه یا چشمش روی حقیقت ببنده  و عذاب وجدان داشته باشه .

و تنها راهی که   به ذهنش میرسه اینه که به اون خانواده بیشتر از قبل  نزدیک بشه ، قبل از مرگ آروم و تدریجی خوشبختیشون ...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 4 هفته بعد...
  • طراح گرافیک
در ۱۴۰۰/۹/۹ در 23:30، violet گفته است:

رمان : شوم  (ominous)

نویسنده : violet

ژانر: هیجانی ، ترسناک ،ماجرایی، عاشقانه 

مقدمه :  و مینویسم از تاریکی که تنها مانده است ...

همه ی واقعیت های دنیا به اسم افسانه تو دل تاریخ دفن شدن  ،  انسان ها  قبل ار رسیدن به هدف اصلی روح  جسمشون رو ترک میکنن و بازهم فراموشی دلیل اصلی زندگی...

و در این جدال  طبیعت و قدرت   افرادی هستند با  روح های قوی   و پذیرش سرنوشت   به جنگ با جهالت و تاریکی میرن ...

( من حاضرم تا ابدیت  شوم بمانم ، در این تاریکی نفس گیر  زندگی خواهم کرد  تا  تو  خودت را به یاد آوری  ...  من در هر لحظه با شیطان قمار میکنم  و زمانی که پلک هایم باز میشود ،،، محکوم به حبس در این زندان تن میشوم   ... تو نام مرا میدانی ؟ )

خلاصه :  آتنا باستانی یه خانم وکیل حرفه ای  که فقط پرونده های خاص رو قبول میکنه .  اما این وکیل ، چندتا راز داره که توی زندگی به ظاهر حرفه ایش   از همه به جز چند نفر خاص قایم کرده 

مثل نوشتن رمان أنلاین  ...   اما وقتی به اصرار خانوادش  تو  مهمونی  دوست خانوادگیشون  شرکت میکنه ، متوجه یه چیزی میشه که ...

و حالا باید انتخاب کنه که  راز چندین ساله اش  برملا کنه یا چشمش روی حقیقت ببنده  و عذاب وجدان داشته باشه .

و تنها راهی که   به ذهنش میرسه اینه که به اون خانواده بیشتر از قبل  نزدیک بشه ، قبل از مرگ آروم و تدریجی خوشبختیشون ...

یک انسان محو که در دساتانی شوم گم شده است!

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

19 ساعت قبل، سادات.۸۲ گفته است:

یک انسان محو که در دساتانی شوم گم شده است!

گاهی دو تا از القاب کبیر  بشریت در یک پارادوکس زیبا  جمع می‌شوند... انسان و شوم 💜

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • طراح گرافیک
48 دقیقه قبل، violet گفته است:

گاهی دو تا از القاب کبیر  بشریت در یک پارادوکس زیبا  جمع می‌شوند... انسان و شوم 💜

😂😂کجایی تو 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...