رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

گالری شخصیت‌های رمان مانگ🌙 امید| سارا رئیسی


ارسال های توصیه شده

سلام عزیزان و همراهان مانگ امید 😁💗

عکس‌های جدید رو آپلود میکنم به دلیل اینکه⬅️ اسم بعضی از  شخصیت‌ها رو تغییر دادم🤭 و اینکه برای بعضی از شخصیت‌ها عکس مناسبتری پیدا کردم که بیشتر به چهره‌ی اصلی شخصیت‌ها شبیهه

همونطور که قبلا هم گفته بودم چون رمان بر اساس واقعیت هستش، پیدا کردن عکسی که کاملا شبیه به شخصیت‌ها باشه سخته اما سعی کردم عکس‌هایی رو آپلود کنم که بیشترین شباهت رو به شخصیت‌ها دارن

 مرسی از همراهی و حمایتتون🤭💗

رمان مانگ🌙 امید

ویرایش شده توسط Saraishm

جز تو یاری نگرفتیم و نخواهیم گرفت💫 بر همان عهد که بودیم، بر آنیم هنوز! 

 

spacer.png

 

مانگ🌙 امید، عاشقانه‌ای از جنس واقعیت

♥️ صفحه‌ی نقد مانگ امید

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

img_20211201_222040_902_dtpz.jpg

فرزند اولم درسا بانو😍 حالا انقد هم چشماش کشیده‌ نیست ولی خب  شباهت زیادی داره به این عکس

جز تو یاری نگرفتیم و نخواهیم گرفت💫 بر همان عهد که بودیم، بر آنیم هنوز! 

 

spacer.png

 

مانگ🌙 امید، عاشقانه‌ای از جنس واقعیت

♥️ صفحه‌ی نقد مانگ امید

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

img_20211201_221605_980_h41.jpg

درسایی که به خاطر لجبازی، نادونی و حتی بی‌تجربگی عشق و رابطه‌ای رو خراب کرد که بعدتر فهمید ممکنه هرگز اون احساس رو با هیچ شخص دیگه ای تجربه کنه

حالا که فهمیده عشق پاک و واقعی فقط یک بار اتفاق میوفته، کمر همت بسته تا رابطه‌اش رو دوباره درست کنه و اشتباهاتش رو جبران کنه ولی آیا موفق میشه؟؟

جز تو یاری نگرفتیم و نخواهیم گرفت💫 بر همان عهد که بودیم، بر آنیم هنوز! 

 

spacer.png

 

مانگ🌙 امید، عاشقانه‌ای از جنس واقعیت

♥️ صفحه‌ی نقد مانگ امید

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

6 دقیقه قبل، Saraishm گفته است:

img_20211201_221605_980_h41.jpg

درسایی که به خاطر لجبازی، نادونی و حتی بی‌تجربگی عشق و رابطه‌ای رو خراب کرد که بعدتر فهمید ممکنه هرگز اون احساس رو با هیچ شخص دیگه ای تجربه کنه

حالا که فهمیده عشق پاک و واقعی فقط یک بار اتفاق میوفته، کمر همت بسته تا رابطه‌اش رو دوباره درست کنه و اشتباهاتش رو جبران کنه ولی آیا موفق میشه؟؟

وای خدا چقدر خوشگله🤩🤩

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

☠︎︎هزارتو☠︎︎

آه! آه که  مغزم را هرچه تلاش به درکش بود، چگونی انجام این انتقام بود، نه چیز دگر!  حصار سیاهی‌ها پرده بر رخ حقیقت کشیده و او را از رخ‌نمایی در دیدگانم باز داشته بود!  این سیاهی، این آتش سوزان انتقام، و این در خفا ماندن حقیقت بود که تیشه‌ای به نابودی ریشه‌ام شد! و افسوس! افسوس بر هرچه بود و شد! افسوس بر حماقت‌هایی که مایه تباهی عمرم شد! و افسوس! افسوس که گور خودم، به دستان خودم کنده شد....!

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

11 دقیقه قبل، Sanaz87 گفته است:

وای خدا چقدر خوشگله🤩🤩

آرهههه😍 ولی شخصیت مقابلش شبیه غازه😬😂

جز تو یاری نگرفتیم و نخواهیم گرفت💫 بر همان عهد که بودیم، بر آنیم هنوز! 

 

spacer.png

 

مانگ🌙 امید، عاشقانه‌ای از جنس واقعیت

♥️ صفحه‌ی نقد مانگ امید

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

img_20211201_222212_473_kgzd.jpg

 

دخترک عسل چشمم🍯 چقدر زجر کشید🥲

جز تو یاری نگرفتیم و نخواهیم گرفت💫 بر همان عهد که بودیم، بر آنیم هنوز! 

 

spacer.png

 

مانگ🌙 امید، عاشقانه‌ای از جنس واقعیت

♥️ صفحه‌ی نقد مانگ امید

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

screenshot_2021-12-01-23-56-52-102_com.m

 

چقد من از این بشر بدم میاد 😑 از نظر شما رادمان چطور شخصیتیه؟

 

 

 

 

جز تو یاری نگرفتیم و نخواهیم گرفت💫 بر همان عهد که بودیم، بر آنیم هنوز! 

 

spacer.png

 

مانگ🌙 امید، عاشقانه‌ای از جنس واقعیت

♥️ صفحه‌ی نقد مانگ امید

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

screenshot_2021-12-02-00-02-41-725_com.m

بعد از مدتی رادمان از زندگی درسا میره، اما آیا این رفتن همیشگیه؟ متاسفانه باید بگم نه!

رادمان برمیگرده و خیلی چیزها رو خراب میکنه و دوباره زندگی درسا رو بهم میریزه!

جز تو یاری نگرفتیم و نخواهیم گرفت💫 بر همان عهد که بودیم، بر آنیم هنوز! 

 

spacer.png

 

مانگ🌙 امید، عاشقانه‌ای از جنس واقعیت

♥️ صفحه‌ی نقد مانگ امید

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • همکار سایت
9 دقیقه قبل، Saraishm گفته است:

screenshot_2021-12-01-23-56-52-102_com.m

 

چقد من از این بشر بدم میاد 😑 از نظر شما رادمان چطور شخصیتیه؟

 

 

 

 

این سعید نبود مگه؟

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB
همین که چشمانِ خیس و کبودش به چهره‌ی رنگ پریده و بی‌تفاوتِ ماهور خورد، ناخواسته با قدم‌هایی بلند فاصله‌ی بینشان را کم کرد؛ نفش نفس زنان همانطور که قطره‌های اشک امانِ گونه‌هایش را بریده بود لب زد:

- این بود ماهور؟ 

دستانِ لرزانش را مشت کرد و ضربه‌ای محکم تختِ سینه‌ی ماهور کوباند؛ به صدای مرتعش و مملو از بغضش جان بخشید و فریاد زد:

- این بود؟ مگه نگفتی سرِ اون شوخی نداری؟ مگه نگفتی سرِ جونش شرط‌بندی نمی‌کنی؟ 

یقه‌ی پیراهنِ مشکیِ ماهور را بینِ دستانِ خیس از عرق‌اش گرفت و با همان لحن ادامه داد:

- مگه نگفتی قاطیِ بازیِ من شدن شر میشه اما نمی‌ذارم ازم بگیرنش؟ 

ماهور بی آنکه لحظه‌ای برای رهایی از دستش تلاش کند، با ضربِ دستِ او پاهای بی‌جانش قدمی عقب حرکت کرد؛ با قرار دادن پلک‌هایش بر روی هم، قطره‌های اشک راهِ خودشان را پیدا کردند.  خودش هم نفهمیده بود از کِی  گریه‌ی بی‌سروصدا، جایِ هق هق‌هایش را گرفته است!

دوباره به یقه‌ی چروک شده‌ی ماهور چنگ زد و با لحنی که لرزه بر دلِ هر سنگی می‌انداخت لب گشود:

- ازت گرفتنش ماهور کارا؛ شنیدی؟ گرفتنش! 

♠️نبض مرگ♠️

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 دقیقه قبل، Ghazal گفته است:

این سعید نبود مگه؟

اسمشو عوض کردیم دیگه😂لازمه بگم اسمش از چه کلمه‌ای الهام گرفته شده؟😑😂😂

جز تو یاری نگرفتیم و نخواهیم گرفت💫 بر همان عهد که بودیم، بر آنیم هنوز! 

 

spacer.png

 

مانگ🌙 امید، عاشقانه‌ای از جنس واقعیت

♥️ صفحه‌ی نقد مانگ امید

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • همکار سایت
7 دقیقه قبل، Saraishm گفته است:

اسمشو عوض کردیم دیگه😂لازمه بگم اسمش از چه کلمه‌ای الهام گرفته شده؟😑😂😂

جررر نگو فهمیدممم😂😂👊

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB
همین که چشمانِ خیس و کبودش به چهره‌ی رنگ پریده و بی‌تفاوتِ ماهور خورد، ناخواسته با قدم‌هایی بلند فاصله‌ی بینشان را کم کرد؛ نفش نفس زنان همانطور که قطره‌های اشک امانِ گونه‌هایش را بریده بود لب زد:

- این بود ماهور؟ 

دستانِ لرزانش را مشت کرد و ضربه‌ای محکم تختِ سینه‌ی ماهور کوباند؛ به صدای مرتعش و مملو از بغضش جان بخشید و فریاد زد:

- این بود؟ مگه نگفتی سرِ اون شوخی نداری؟ مگه نگفتی سرِ جونش شرط‌بندی نمی‌کنی؟ 

یقه‌ی پیراهنِ مشکیِ ماهور را بینِ دستانِ خیس از عرق‌اش گرفت و با همان لحن ادامه داد:

- مگه نگفتی قاطیِ بازیِ من شدن شر میشه اما نمی‌ذارم ازم بگیرنش؟ 

ماهور بی آنکه لحظه‌ای برای رهایی از دستش تلاش کند، با ضربِ دستِ او پاهای بی‌جانش قدمی عقب حرکت کرد؛ با قرار دادن پلک‌هایش بر روی هم، قطره‌های اشک راهِ خودشان را پیدا کردند.  خودش هم نفهمیده بود از کِی  گریه‌ی بی‌سروصدا، جایِ هق هق‌هایش را گرفته است!

دوباره به یقه‌ی چروک شده‌ی ماهور چنگ زد و با لحنی که لرزه بر دلِ هر سنگی می‌انداخت لب گشود:

- ازت گرفتنش ماهور کارا؛ شنیدی؟ گرفتنش! 

♠️نبض مرگ♠️

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هم اکنون، Ghazal گفته است:

جررر نگو فهمیدممم😂😂👊

😂😂 ب شخصیت زیباش میاد دیگه چ کنیم

جز تو یاری نگرفتیم و نخواهیم گرفت💫 بر همان عهد که بودیم، بر آنیم هنوز! 

 

spacer.png

 

مانگ🌙 امید، عاشقانه‌ای از جنس واقعیت

♥️ صفحه‌ی نقد مانگ امید

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 ساعت قبل، Saraishm گفته است:

سلام عزیزان و همراهان مانگ امید 😁💗

عکس‌های جدید رو آپلود میکنم به دلیل اینکه⬅️ اسم بعضی از  شخصیت‌ها رو تغییر دادم🤭 و اینکه برای بعضی از شخصیت‌ها عکس مناسبتری پیدا کردم که بیشتر به چهره‌ی اصلی شخصیت‌ها شبیهه

همونطور که قبلا هم گفته بودم چون رمان بر اساس واقعیت هستش، پیدا کردن عکسی که کاملا شبیه به شخصیت‌ها باشه سخته اما سعی کردم عکس‌هایی رو آپلود کنم که بیشترین شباهت رو به شخصیت‌ها دارن

 مرسی از همراهی و حمایتتون🤭💗

رمان مانگ🌙 امید

عزیزم میشه منو پایین داستانتون تگ کنید تا بخونم 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱ ساعت قبل، Saraishm گفته است:

screenshot_2021-12-01-23-56-52-102_com.m

 

چقد من از این بشر بدم میاد 😑 از نظر شما رادمان چطور شخصیتیه؟

 

 

 

 

فکر کنم شخصیت منفوری داره خخخخخخ

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

4 دقیقه قبل، somayeh.59 گفته است:

عزیزم میشه منو پایین داستانتون تگ کنید تا بخونم 

سلام عزیزم حتما🌺💗

جز تو یاری نگرفتیم و نخواهیم گرفت💫 بر همان عهد که بودیم، بر آنیم هنوز! 

 

spacer.png

 

مانگ🌙 امید، عاشقانه‌ای از جنس واقعیت

♥️ صفحه‌ی نقد مانگ امید

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 دقیقه قبل، somayeh.59 گفته است:

فکر کنم شخصیت منفوری داره خخخخخخ

منفور مال یک ثانیه ست😑😂

جز تو یاری نگرفتیم و نخواهیم گرفت💫 بر همان عهد که بودیم، بر آنیم هنوز! 

 

spacer.png

 

مانگ🌙 امید، عاشقانه‌ای از جنس واقعیت

♥️ صفحه‌ی نقد مانگ امید

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱ ساعت قبل، Saraishm گفته است:

screenshot_2021-12-02-00-02-41-725_com.m

بعد از مدتی رادمان از زندگی درسا میره، اما آیا این رفتن همیشگیه؟ متاسفانه باید بگم نه!

رادمان برمیگرده و خیلی چیزها رو خراب میکنه و دوباره زندگی درسا رو بهم میریزه!

بیچاره بهش نمیخوره بد باشه😂

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%- به عنوان آخرین خواسته‌ت، هرچی می‌خوای بگو! 
- با این که قبل از این هیچ کدوم از خواسته‌هام برطرف نشد اما...
بازیگر خوبی بود که اگر نبود، باید زودتر از این‌ها جان می‌داد! 
- به ساتیار بگید این رسمش نبود! 
پوزخند دیگری زد که دهانش از تلخی‌اش، گس شد. 
- به مامان بابام بگید کاش قبل از مرگم یه خاطره خوش ازتون داشتم! 
شخصی پشت صندلی‌اش قرار گرفت و اسلحه‌ را پشت سرش گذاشت. همزمان با بستن پلک‌هایش و آمادگی برای مرگ، زمزمه کرد: 
- به ترور بگید حق با تو بود. جسم که میمیره، دردهای روح تموم میشه! 

«روایت زندگی‌های هیجان‌انگیز بدلکاران قصه‌ی ما!» 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

4 دقیقه قبل، Beretta گفته است:

بیچاره بهش نمیخوره بد باشه😂

😂😂 خوشبین کی بودی آخه؟ تو عکس اولی البته بنظرم بیشتر میخوره نه؟😂😂

جز تو یاری نگرفتیم و نخواهیم گرفت💫 بر همان عهد که بودیم، بر آنیم هنوز! 

 

spacer.png

 

مانگ🌙 امید، عاشقانه‌ای از جنس واقعیت

♥️ صفحه‌ی نقد مانگ امید

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر سرپرست
1 ساعت قبل، Saraishm گفته است:

img_20211201_222040_902_dtpz.jpg

فرزند اولم درسا بانو😍 حالا انقد هم چشماش کشیده‌ نیست ولی خب  شباهت زیادی داره به این عکس

جییییغ درسای قشنگمو ببین^^ چقدر جیگر، چقدر خانوم، چقدر دلبر

اصن جذابیت میباره ازششش*-*

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر سرپرست
۱ ساعت قبل، Saraishm گفته است:

screenshot_2021-12-01-23-56-52-102_com.m

 

چقد من از این بشر بدم میاد 😑 از نظر شما رادمان چطور شخصیتیه؟

 

 

 

 

من رو ک یاد گوریل میندازه😑😂

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

15 دقیقه قبل، Saraishm گفته است:

😂😂 خوشبین کی بودی آخه؟ تو عکس اولی البته بنظرم بیشتر میخوره نه؟😂😂

اره ولی عکس دومی بسی مظلومه😂😂😂

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB%- به عنوان آخرین خواسته‌ت، هرچی می‌خوای بگو! 
- با این که قبل از این هیچ کدوم از خواسته‌هام برطرف نشد اما...
بازیگر خوبی بود که اگر نبود، باید زودتر از این‌ها جان می‌داد! 
- به ساتیار بگید این رسمش نبود! 
پوزخند دیگری زد که دهانش از تلخی‌اش، گس شد. 
- به مامان بابام بگید کاش قبل از مرگم یه خاطره خوش ازتون داشتم! 
شخصی پشت صندلی‌اش قرار گرفت و اسلحه‌ را پشت سرش گذاشت. همزمان با بستن پلک‌هایش و آمادگی برای مرگ، زمزمه کرد: 
- به ترور بگید حق با تو بود. جسم که میمیره، دردهای روح تموم میشه! 

«روایت زندگی‌های هیجان‌انگیز بدلکاران قصه‌ی ما!» 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

33 دقیقه قبل، Aryana گفته است:

جییییغ درسای قشنگمو ببین^^ چقدر جیگر، چقدر خانوم، چقدر دلبر

اصن جذابیت میباره ازششش*-*

🥺😍 بگو درسای مظلوم ساده دل

33 دقیقه قبل، Aryana گفته است:

من رو ک یاد گوریل میندازه😑😂

حق داری والا😂😂گوریله بعد ب درسا میگه گوریل😒😒

جز تو یاری نگرفتیم و نخواهیم گرفت💫 بر همان عهد که بودیم، بر آنیم هنوز! 

 

spacer.png

 

مانگ🌙 امید، عاشقانه‌ای از جنس واقعیت

♥️ صفحه‌ی نقد مانگ امید

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

24 دقیقه قبل، Beretta گفته است:

اره ولی عکس دومی بسی مظلومه😂😂😂

😂😂 نخیرشم هیچم نیست... شک داری پارتای بعدی رو بخون... مخصوصا این پارت آخر

جز تو یاری نگرفتیم و نخواهیم گرفت💫 بر همان عهد که بودیم، بر آنیم هنوز! 

 

spacer.png

 

مانگ🌙 امید، عاشقانه‌ای از جنس واقعیت

♥️ صفحه‌ی نقد مانگ امید

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

9 ساعت قبل، Saraishm گفته است:

آرهههه😍 ولی شخصیت مقابلش شبیه غازه😬😂

جرررر چرا آخه😂😂😂😐

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

☠︎︎هزارتو☠︎︎

آه! آه که  مغزم را هرچه تلاش به درکش بود، چگونی انجام این انتقام بود، نه چیز دگر!  حصار سیاهی‌ها پرده بر رخ حقیقت کشیده و او را از رخ‌نمایی در دیدگانم باز داشته بود!  این سیاهی، این آتش سوزان انتقام، و این در خفا ماندن حقیقت بود که تیشه‌ای به نابودی ریشه‌ام شد! و افسوس! افسوس بر هرچه بود و شد! افسوس بر حماقت‌هایی که مایه تباهی عمرم شد! و افسوس! افسوس که گور خودم، به دستان خودم کنده شد....!

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

9 ساعت قبل، Saraishm گفته است:

screenshot_2021-12-01-23-56-52-102_com.m

 

چقد من از این بشر بدم میاد 😑 از نظر شما رادمان چطور شخصیتیه؟

 

 

 

 

لعنتی چرا این شکلیه.😂😂😐

%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B0%DB%B9%DB%

☠︎︎هزارتو☠︎︎

آه! آه که  مغزم را هرچه تلاش به درکش بود، چگونی انجام این انتقام بود، نه چیز دگر!  حصار سیاهی‌ها پرده بر رخ حقیقت کشیده و او را از رخ‌نمایی در دیدگانم باز داشته بود!  این سیاهی، این آتش سوزان انتقام، و این در خفا ماندن حقیقت بود که تیشه‌ای به نابودی ریشه‌ام شد! و افسوس! افسوس بر هرچه بود و شد! افسوس بر حماقت‌هایی که مایه تباهی عمرم شد! و افسوس! افسوس که گور خودم، به دستان خودم کنده شد....!

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...