رفتن به مطلب

نقد و معرفی رمانِ "وصال ارتحال:-!" |._.لیلیوم._. کاربر انجمن نودهشتیا


Li_liumღ
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

نام رمان:وصال ارتحال

 

به‌قلمِ: لیلیوم

 

ژانر: تراژدی- جنایی- تریلر

 

خلاصه:

فراز و نشیبِ روزگار و امواجِ بی‌رحم، نفسش را بند آورده و زندگی را همچو قهوهٔ‌قجری به کامش زهر ساخته است.

پسرک با تمام‌ توان در سَدَدِ حفاظت از هستیِ‌ وجودش برخاسته تا مبادا اتفاقی چه بسا ناگوار برای عزیزانِ‌ دلش رخ دهد؛ اما او اختیاری در رخدادِ این طوفان‌ سهمگین ندارد و تنها حق گزینشِ قربانی را دارد.

سرنوشت که زندگی را به بازی‌ بگیرد، همان‌موقع که زندگی بیشتر از سرنوشت به چشمت ‌می‌آید، درست همان‌لحظه، شیرینی‌هایِ زندگی  را به کام‌ات تلخ می‌سازد.

کسی چه می‌داند، شاید آخر این قصه وصالی شیرین باشد، وصالی از نوع ارتحال!

 

مقدمه:

در هیاهوی زندگی، باید نبود تا بود، باید مرد، تا زندگی کرد.

در تنگنایِ مرگ اما، نباید تلاش کرد، سیاه‌چالهٔ مرگ که فعال شود، قربانی‌اش را بلعیده همه را به سوگ‌اش می‌نشاند و اما، تو هرگز نمی‌توانی مقاومت کنی، برای عزیزت، برای دلیل نفسهایَت و برای کسی که جانت بسته به اوست.

گاهی باید جان بِدَهی، تا جان ببخشی و این بازیِ ارتحال است.

چه ‌کسی‌ است که نداند تلاش در منجلاب فقط بیشتر فرو می‌بَرَدَش و این مصیبت فقط و فقط یک منجلاب است.

 

 

لینک رمان:

وصالِ ارتحال:-! |._‌.لیلیوم._. کاربر انجمن نودهشتیا

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام سلام.👋

خیلی خوب جمله بندی شده بود و منو جذب کرد

مخصوص این آخرش که نوشته بود 

"به سمت دانشگاه می‌روم که  کسی از پشت به کتِ چرمِ کرم رنگم چنگ می‌زند." این قسمت و دوست داشتم 😃

قشنگ آدم تو گودال فضولی گیر میکنه.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 دقیقه قبل، Niyayesh_khatib گفته است:

سلام سلام.👋

خیلی خوب جمله بندی شده بود و منو جذب کرد

مخصوص این آخرش که نوشته بود 

"به سمت دانشگاه می‌روم که  کسی از پشت به کتِ چرمِ کرم رنگم چنگ می‌زند." این قسمت و دوست داشتم 😃

قشنگ آدم تو گودال فضولی گیر میکنه.

😂🙇‍♀️🖇🔐ممنون از نقدت قشنگم، 

دورت که

نمیدونی چه زجری کشیدم که این قسمت آخر ۶۰ خطِ پارت باشه😐🤣🖇

های خدا 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر سرپرست

سلام و درود 😐😂🤝

خببب

حالا درسته پدرم و دراوردی تا یه نقد بکنی اما من آدم خوش قولی هستم😐😂🤝😂

بریم سر نقدمووون😁

از اسم رمان شروع میکنیم: از دو بخش تشکیل شده (وصال) و (ارتحال)! 

ببین معنی اسم رمانت رو نفهمیدم اما هرچی که هست به نظر من خوش لفظه! با اینکه از اسم‌های یک سیلابلی خیلی خوشم میاد اما اسم رمانت برام جذاب بود 🌸 شخصا چندان اهمیتی به کلیشه نمیدم اما در کل به دور از کلیشه بود! 

ژانر ها: دوتای اولی(تراژدی) و (جنایی) با موضوع ارتباط داشت اما تریلر؟ اصلا جزو ژانر محسوب میشه؟ ببین اگه هم جزو ژانر باشه بعید میدونم برای ژانر کتاب یا رمان باشه! 

خلاصه و مقدمه: ترتیبش رو رعایت کرده بودی و به شخصه، خیلی از مقدمه‌ت خوشم اومد! جذاب بود من که عاشقش شدم! 

شروع رمانت: شروعش هم بسی جذاب و به دور از کلیشه بود! 

سیر رمان: از نظرم متعادل بود تا آخرش همینجوری پیش برو! 

فضا سازی: خوب اما روش کار کنی محشر تر میشه! حس و حال شخصیتت، مکان، پارنتر، طرفِ مکالمه رو بیشتر توصیف کن! ن که تعداد مونولوگ هات بیشتر بشه‌ها!! متعادل باشه💜

شخصیت پردازی: خوب بود، ارتباط با شخصیتت راحته! 

در آخر...

جمله بندی هات رو دوست داشتم فقط حالت گذشت داشت! 

برای مثال گفتی: 

سوق میدم! 

در حالی گه اگه بگی سوق دادم قشنگتره! 

همه‌ی فعل هات حالت گذشته داشت! 

اما در کل حس گنگی داشت و جذاب بود

موفق باشی

قلمت مانا 😜😍

تگم نمیشی تف😐🤝

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

3 دقیقه قبل، Ghazal گفته است:

سلام و درود 😐😂🤝

خببب

حالا درسته پدرم و دراوردی تا یه نقد بکنی اما من آدم خوش قولی هستم😐😂🤝😂

بریم سر نقدمووون😁

از اسم رمان شروع میکنیم: از دو بخش تشکیل شده (وصال) و (ارتحال)! 

ببین معنی اسم رمانت رو نفهمیدم اما هرچی که هست به نظر من خوش لفظه! با اینکه از اسم‌های یک سیلابلی خیلی خوشم میاد اما اسم رمانت برام جذاب بود 🌸 شخصا چندان اهمیتی به کلیشه نمیدم اما در کل به دور از کلیشه بود! 

ژانر ها: دوتای اولی(تراژدی) و (جنایی) با موضوع ارتباط داشت اما تریلر؟ اصلا جزو ژانر محسوب میشه؟ ببین اگه هم جزو ژانر باشه بعید میدونم برای ژانر کتاب یا رمان باشه! 

خلاصه و مقدمه: ترتیبش رو رعایت کرده بودی و به شخصه، خیلی از مقدمه‌ت خوشم اومد! جذاب بود من که عاشقش شدم! 

شروع رمانت: شروعش هم بسی جذاب و به دور از کلیشه بود! 

سیر رمان: از نظرم متعادل بود تا آخرش همینجوری پیش برو! 

فضا سازی: خوب اما روش کار کنی محشر تر میشه! حس و حال شخصیتت، مکان، پارنتر، طرفِ مکالمه رو بیشتر توصیف کن! ن که تعداد مونولوگ هات بیشتر بشه‌ها!! متعادل باشه💜

شخصیت پردازی: خوب بود، ارتباط با شخصیتت راحته! 

در آخر...

جمله بندی هات رو دوست داشتم فقط حالت گذشت داشت! 

برای مثال گفتی: 

سوق میدم! 

در حالی گه اگه بگی سوق دادم قشنگتره! 

همه‌ی فعل هات حالت گذشته داشت! 

اما در کل حس گنگی داشت و جذاب بود

موفق باشی

قلمت مانا 😜😍

تگم نمیشی تف😐🤝

🥺🖇ممنون از نقد قشنگت، جانِ‌دل

معنی اسم رمان، وصالِ مرگ هست و چون خواستم دور از کلیشه باشه ارتحال رو برای ترکیب انتخاب کردم،

چشم سعی میکنم فضاسازی رو بیشتر بکنم،

سوق دادم، مال گذشته هست، رمان من مربوط به زمان حال هست و اگر اینطوری بگم حال و گذشته باهم ترکیب میشن 

مرسی جانِ دل همچنین، بله تگ نمیشم که زجر بکشید🥺😂🖇🔐اینقد منو زجرم میدین

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده حرفه ای

اسم رمانت قشنگه 🍂

1643830351710_ni8k.jpg

رمان کابوس افعی _ تخیلی

 

رمان ها:

دیگه نیستم _ تقدیرخونین _ عصیانگرقرن _ پس از تردید(چاپ شده) _ کابوس افعی

داستان ها:

زیرتخت _ ماژور _ شیشه شکسته _ آخرین لحظه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

10 ساعت قبل، سادات.۸۲ گفته است:

اسم رمانت قشنگه 🍂

🖇🙇‍♀️ممنون عزیز، نظری راجب مقدمه خلاصه و یا محتوای رمان نداری،؟ 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده حرفه ای
5 ساعت قبل، 𝐋𝐢_𝐥𝐢𝐮𝐦 گفته است:

🖇🙇‍♀️ممنون عزیز، نظری راجب مقدمه خلاصه و یا محتوای رمان نداری،؟ 

دیدم زیاد دادن بچه ها گفتم متفاوت عمل کنم😂

ویرایش شده توسط سادات.۸۲

1643830351710_ni8k.jpg

رمان کابوس افعی _ تخیلی

 

رمان ها:

دیگه نیستم _ تقدیرخونین _ عصیانگرقرن _ پس از تردید(چاپ شده) _ کابوس افعی

داستان ها:

زیرتخت _ ماژور _ شیشه شکسته _ آخرین لحظه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

9 دقیقه قبل، سادات.۸۲ گفته است:

دیدم زیاد دادن بچه ها گفتم متفاوت عمل کنم😂

😂💗🖇صحیح:/ 

به هر حال ممنون

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده حرفه ای
24 دقیقه قبل، 𝐋𝐢_𝐥𝐢𝐮𝐦 گفته است:

😂💗🖇صحیح:/ 

به هر حال ممنون

خواهش😂💙

1643830351710_ni8k.jpg

رمان کابوس افعی _ تخیلی

 

رمان ها:

دیگه نیستم _ تقدیرخونین _ عصیانگرقرن _ پس از تردید(چاپ شده) _ کابوس افعی

داستان ها:

زیرتخت _ ماژور _ شیشه شکسته _ آخرین لحظه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هعی، فقط بگم رمانتو دوس دالم ^^ نقدم نمیکنم چون خودمو قطعه قطعه کردم تا پارت دو رمانم رو نقد کنی نکردی  😐😂😂

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

4 دقیقه قبل، fiery_angle گفته است:

هعی، فقط بگم رمانتو دوس دالم ^^ نقدم نمیکنم چون خودمو قطعه قطعه کردم تا پارت دو رمانم رو نقد کنی نکردی  😐😂😂

😐😂💗دورت، 

وا ، تو نقد کن منم میام نقد میکنم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...
در ۱۴۰۰/۹/۱۱ در 17:59، Li_liumღ گفته است:

نام رمان:وصال ارتحال

 

به‌قلمِ: لیلیوم

 

ژانر: تراژدی- جنایی- تریلر

 

خلاصه:

فراز و نشیبِ روزگار و امواجِ بی‌رحم، نفسش را بند آورده و زندگی را همچو قهوهٔ‌قجری به کامش زهر ساخته است.

پسرک با تمام‌ توان در سَدَدِ حفاظت از هستیِ‌ وجودش برخاسته تا مبادا اتفاقی چه بسا ناگوار برای عزیزانِ‌ دلش رخ دهد؛ اما او اختیاری در رخدادِ این طوفان‌ سهمگین ندارد و تنها حق گزینشِ قربانی را دارد.

سرنوشت که زندگی را به بازی‌ بگیرد، همان‌موقع که زندگی بیشتر از سرنوشت به چشمت ‌می‌آید، درست همان‌لحظه، شیرینی‌هایِ زندگی  را به کام‌ات تلخ می‌سازد.

کسی چه می‌داند، شاید آخر این قصه وصالی شیرین باشد، وصالی از نوع ارتحال!

 

مقدمه:

در هیاهوی زندگی، باید نبود تا بود، باید مرد، تا زندگی کرد.

در تنگنایِ مرگ اما، نباید تلاش کرد، سیاه‌چالهٔ مرگ که فعال شود، قربانی‌اش را بلعیده همه را به سوگ‌اش می‌نشاند و اما، تو هرگز نمی‌توانی مقاومت کنی، برای عزیزت، برای دلیل نفسهایَت و برای کسی که جانت بسته به اوست.

گاهی باید جان بِدَهی، تا جان ببخشی و این بازیِ ارتحال است.

چه ‌کسی‌ است که نداند تلاش در منجلاب فقط بیشتر فرو می‌بَرَدَش و این مصیبت فقط و فقط یک منجلاب است.

 

 

لینک رمان:

وصالِ ارتحال:-! |._‌.لیلیوم._. کاربر انجمن نودهشتیا

عالی بود و بسیار کنجکاو کننده😂🙂

زود تند سریع پارت بده😂

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 ساعت قبل، elsa_a گفته است:

عالی بود و بسیار کنجکاو کننده😂🙂

زود تند سریع پارت بده😂

جمله بندیت  بسیار خوب بود ؛  خیلی خوب بلدی خواننده رو دنبال خودت بکشونی😉

و اینکه اگه بخوام برم تو فاز نظارت و ویراستاری😂 دوتا پارتت رو جا ب جا نوشتی !

یعنی چطور بگم پارت سه  نداشت رمانت 🙂!

اگه ویرایشش کنی درس میشه ها☻

درکل خوب بود من دوست داشتم🙂 

قلمت مانا☻😊😍

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 ساعت قبل، elsa_a گفته است:

عالی بود و بسیار کنجکاو کننده😂🙂

زود تند سریع پارت بده😂

🥲😂🤝تشدکرات

😂🥲🖤متاسفانه امکان پذیر نمی‌باشد 

ظهر شاید پارت بعدی رو دادم 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 دقیقه قبل، elsa_a گفته است:

جمله بندیت  بسیار خوب بود ؛  خیلی خوب بلدی خواننده رو دنبال خودت بکشونی😉

و اینکه اگه بخوام برم تو فاز نظارت و ویراستاری😂 دوتا پارتت رو جا ب جا نوشتی !

یعنی چطور بگم پارت سه  نداشت رمانت 🙂!

اگه ویرایشش کنی درس میشه ها☻

درکل خوب بود من دوست داشتم🙂 

قلمت مانا☻😊😍

نمی‌فهمم! 

ینی چطور پارت سه نداشت😑

نه درسته! رفتم دیدم

اشکالش رو خصوصی بگو، یا نمایه اینجا چت ممنوعه فکنم

ویرایش شده توسط Li_liumღ
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هم اکنون، Li_liumღ گفته است:

نمی‌فهمم! 

ینی چطور پارت سه نداشت😑

فک کنم جا پارت سه نوشته بودی چهار ویراییش کنی درس میشه🙂

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...