رفتن به مطلب

پنج حرف نا آشنا


َآتاماس
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

در لبه ی پرتگاه ایستادم و فریاد میزنم:آره همینه بالاخره پیداش کردم تونستم بعد از مدت ها حسش کنم

 تونست در وجودم جا پیدا کنه چند سال پیش خیلی دنبالش گشتم و حتی یک لحظه هم گرفتمش اما خیلی زود از دستم فرار کرد ولی اون الان اینجاست آرامش پنج حرفی که در این چند سال برای من خیلی غریب بود ولی در هر حال خیلی خوشحالم که تونستم فعلا اونو کنارم داشته باشم

از بالای پرتگاه به دریا نگاه میکنم خیلی بزرگه اطرافم پر از آبه همش آبی رنگ مورد علاقه ام رنگی که باعث میشه به آرامش نزدیک شوم . آن  طرف تر یک دسته پرنده ماهی در دل دریا مشغول پرواز هستند یکی از اونا تونست هجده ثانیه تند و تند بال بزند و  بین بحر و فلک باشه همونطور که به پرنده ماهی ها نگاه میکنم ناگهان نسیمی وزید و شکوفه های گیلاس را رقصاند شکوفه ها از شاخه جدا شدن و با ناز در دست نسیم افتادند.

ندای مادر بزرگ را از کلبه ی چوبی پرتگاه میشنوم مثل اینکه غذا آماده است در را باز میکنم دری از جنس چوب حتی در های اینجا هم آرامش بخش هستن وارد میشوم با هر قدمی که برمیدارم صدای جیغ کف کلبه را میشنوم بوی خوش سوپ مادر بزرگ تمام کلبه را پر کرده است کاسه ی سوپ را به من میدهد و میگوید بخور جانم قوت بگیری کاسه ای سفید با نقش های آبی را میگیرم و در صندلی چوبی در کنار میزی که پر بود از عکس های قدیمی با قاب های قهوه ای یا مشکی مینشینم و به منظره ی پشت پنجره نگاه میکنم که مرغ های دریایی با چهره ای اخمو در حال پروازند به کاسه با نقش و نگار های زیبا نگاه میکنم در کاسه هویج ها با رنگ نارنجی سوپ را زیبا کرده اند و بوی خوش جعفری تازه و ادویه جات مخصوص  مادر بزرگ جان تازه ای به سوپ داده است قاشق چوبی را برمیدارم و خیلی آرام شروع به خوردن میکنم فوق العاده ست ،طعم سوپ واقعا فوق العاده ست در اولین لحظه مزه  ی ترشی را حس میکنم که در اعماق اون تیزی و شوری خاصی داره

کاسه را کنار میزارم و به در و دیوار های کلبه نگاه میکنم کنار پنجره سبد کاموا های زرد و آبی و قرمز  مادربزرگ بود یک تابلو ی بزرگ سبد میوه به دیوار های چوبی آویزان شده در کنج کلبه یک کمد پر از کتاب های قدیمی بود کنار میز عکس های قدیمی یک گرامافون که صفحه های آن در یک کارتون نخودی  در زیر میز بود وجود داشت

نزدیک کارتون شدم و یک صفحه برداشتم و روی گرامافون گذاشتم موسیقی شروع شد اولش پیانو بود خیلی نرم و آرام نت ها رو میزد خیلی آرام کم کم نت های ویولن آغاز میشود و همراه با پیانو مینوازد ناگهان ویولون نت های تندی را میزند و پیانو ساکت میشود در همین حال به سمت کمد پر از کتاب رفتم و درش را باز کردم یک کتاب با جلد نارنجی برداشتم برگه های آن نخودی بود و در هر صفحه خیلی ریز چیز نوشته شده بود کتاب دیگری را برداشم اون کتابی فرانسوی بود با جلد سبز این یکی از اون خیلی ریز تر نوشته شده بود همینطور که به کمد پر از کتاب نگاه میکردم یک چیز توجه منو به خودش جلب کرد یک پر یک پر سفید اون بالای کمد بود پا هایم را بلند کردم و دستم را دراز و اونو برداشتم  یک قلم پر توی یک پاکت نخودی بود توی پاکت مرکب و کاغذ های کاهی هم وجود داشت وسایل رو از پاکت درآوردم و روی میز عکس های قدیمی گذاشتم مرکب رو باز کردم قلم پر رو داخل مرکب فرو کردم و خیلی آروم روی کاغذ کاهی کشیدم صدای قژ قژ قلم روی کاغذ یکم اذیتم میکنه ولی بازم لذت بخش بود حرف به حرف مینویسم خیلی آروم الف ر الف میم شین آرامش پنج حرف نا آشنا در سال های گذشته



spacer.png

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...