رفتن به مطلب

نقد و بررسی فیلم ناگهان درخت


کروئلا
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • مدیر آگهی

ناگهان درخت

خلاصه داستان:

فرهاد ( پیمان معادی ) در حال روایت زندگی خود از کودکی تا بزرگسالی برای روانکاو خود است. زندگی که با فراز و نشیب های بسیاری مواجه بوده و...

کارگردان :

صفی یزدانیان : متولد سال 1339 در تهران می باشد. فارغ التحصیل کارشناسی سینما از دانشگاه هنر است. یزدانیان سالها به عنوان نویسنده و منتقد در نشریات مختلفی از جمله مجله فیلم فعالیت می کرده است. یزدانیان سابقه ساخت فیلمهای کوتاهی از جمله « در جستجوی شهرزاد » را در کارنامه هنری اش دارد و نخستین فیلم بلندش با عنوان « در دنیای تو ساعت چند است؟ » طرفداران فراوانی در ایران دارد. « ناگهان درخت » دومین فیلم بلند یزدانیان محسوب می شود.

نقد فیلم « ناگهان درخت »:

« ناگهان درخت » صفی یزدانیان با حال و هوای فیلم « در دنیای تو ساعت چند است؟ » ساخته شده است. ساخته قبلی یزدانیان به حدی خوب و موفق بود که باعث شود این کارگردان دوباره سراغ سوژه ای نسبتاً مشابه برود و بخواهد آن موفقیت را تکرار نماید. در این مسیر، یزدانیان هرآنچه که نیاز داشته در اختیارش بوده است. ارجاع به رشت و نوستالژی های شمال کشور و کریستوف رضاعی که این نوستالژی و شاعرانگی را رنگ آمیزی نماید. اما نتیجه کار این بار متفاوت از اثر قبلی کارگردان است و هرچقدر که در « در دنیای تو ساعت چند است؟ » به دل تماشاگر می نشست، در اینجا « ناگهان درخت » تماشاگر را از خود طرد می کند!

ناگهان درخت

بزرگترین و اصلی ترین مشکل « ناگهان درخت » پراکنده گویی فراوان فیلمساز است. این فیلم براساس خاطرات مادر یزدانیان ساخته شده است. خاطراتی که فقط صفی یزدانیان حس و حال آن را درک می کرده و زمانی که می خواسته این حس را با تماشاگر سهیم شود به بن بست خورده است. فیلم با یک عشق پاک و ساده مدرسه ای آغاز می شود. آغازی جذاب که می تواند به خوبی زمینه ساز عاشقانه ای بزرگ باشد. اما فیلم به محض آنکه دوران کودکی را به پایان رسانده و به بزرگسالی وارد می شود، مسیر خود را گم می کند.

زمانی که فرهاد از کودکی به بزرگسالی می رسد، فیلمساز علایق خاص او را به تماشاگر معرفی می کند. فرهاد عاشق شعر و سینماست و از کودکی محو پرده نقره ای شده است. اما در طول فیلم هیچ پیرنگ اصلی یا فرعی که در برگیرنده مفاهیم شعر و سینما در زندگی فرهاد باشد وجود ندارد! فیلم با قصه گیر افتادن فرهاد و زندان رفتن او آغاز می شود و بخش زیادی از دقایق فیلم نیز به سوال جواب او و بازپرس خلاصه می شود. موضوعی که اگرچه حال و هوایی فانتزی و شوخ طبعانه دارد اما هرگز بسط و گسترش داده نمی شود تا بدانیم فرهاد اصلاً می خواسته به کجا برود و تصمیمش برای زندگی چه بوده و به طور خلاصه، چرا در زندان است! ما تنها در یک دیالوگ کوتاه می شنویم که او خیلی راضی به مهاجرت غیرقانونی نبوده اما دلیل مخالفت چیست؟ باز هم هیچ چیز مشخص نیست!

ناگهان درخت

متاسفانه فیلم برای ساختن یک عاشقانه مادر و پسری نیز توان کافی ندارد. این عاشقانه زیبا تنها به چند دیالوگ و نریشن خلاصه می شود و نه تصویری که بتواند مخاطب سینما را مانند فیلم قبلی یزدانیان عاشق و دلباخته کند. در بخش میانی فیلم « ناگهان درخت » ناگهان کارگردان بار دیگر به شهر " رشت " اشاره می کند. آنچه که فرهاد دوست دارد رشت است و سپس دریای انزلی. نوستالژی که در فیلم قبلی یزدانیان نیز پررنگ بود و در اینجا نیز فیلمساز شخصیت ها را به دل شمال می برد اما کاربرد شمال در « ناگهان درخت » چیست؟ پاسخ هیچ است. فیلمساز هیچ ایده ای از اینکه چرا باید شخصیت هایش در رشت حضور داشته باشند ندارد.

فیلم به محض ورود به رشت شروع به فیلمبرداری از میدان و بازارهای سنتی این شهر کرده و سپس به دریا و جنگل می زند و همان دیالوگ های نیمه ابتدایی فیلم را این بار در این لوکیشن بازگو می کند! در واقع لوکیشن شمال کشور در اینجا هیچ نقش مهمی برای فیلمنامه ندارد و این در حالی است که در فیلم قبلی کارگردان، شهر رشت زنده بود و المان های سنتی این شهر بود که به شخصیت های عجیب فیلم جان می داد. متاسفانه صفی یزدانیان این بار نتوانسته از دل شهر ر شت عاشقانه ای بسازد که مخاطب با تماشای آن حال و هوای بهتری پیدا کند.

ناگهان درخت

انتخاب بازیگران « ناگهان درخت » نیز مشکلات زیادی دارد. پیمان معادی به احتمال زیاد یکی از بدترین انتخاب های دوران بازیگری اش را در « ناگهان درخت » انجام داده است. استفاده از صدای معادی در مقام نریشن، آن هم با حجم بالا، یکی از بدترین تصمیماتی است که یک فیلمساز می تواند اتخاذ نماید. معادی توانایی چندانی برای استفاده از صدایش ندارد و به همین دلیل نریشن های او در این فیلم نیز برخلاف آنچه که فیلمساز می خواسته، فاقد احساس است. کار زمانی بدتر می شود که در میانه فیلم او در عال عشق ورزی است.بازی و کلمات و نحوه بیان این عاشقانه ها از جانب معادی احتمالاً مخاطب را به خنده وا خواهد داشت! مهناز افشار نیز وضعیت بهتری از معادی ندارد با این توضیح که در سراسر فیلم گیج است! مهراب قاسم خانی و شقایق دهقان نیز حضوری بی ثمر در فیلم داشته اند که احتمالاً به دلیل دوستی با کارگردان این اتفاق رخ داده است.

« ناگهان درخت » ضعیف و فراموش شدنی است. پراکندگی های ذهنی صفی یزدانیان در جدیدترین ساخته اش هرگز انسجامی پیدا نمی کنند و به این ترتیب عاشقانه ای هم ساخته نمی شود. ترکیب جولی اندروز، « اشک ها و لبخندها »،سینما، شعر و شهر رشت احتمالاً در ذهن یزدانیان تداعی گر حس ویژه ای است اما وقتی نتوان هیچکدام از این موارد را در یک فیلم سینمایی به درستی مطرح و برای آن قصه ای تدارک دید، نتیجه ناامید کننده ای همچون « ناگهان درخت » نخواهد داشت. در نهایت از « ناگهان درخت » تنها یک موسیقی باقی می ماند که این بار هم سازنده آن کریستوف رضاعی است.

spacer.png

- پندار: زندگی بازی گرفتن دیگران نیست

که روزی عاشقش باشی و روزی قاتلش

- نمیخواستم بکشمش...

 

شاهد بوده ای

لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟

و آبی که پیش از آن

چه حریصانه و ابلهانه، می‌نوشد پرنده؟

تو، آن لحظه ای!

تو، آن تیغی!

تو، آن آبی!

من!

من، آن پرنده ام.... 

زندگی خنده کنان شاهد جان کندن ماست...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...