رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

معرفی رمان عطر (داستان یک قاتل)


Flare
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • مدیر آگهی

معرفی رمان عطر (داستان یک قاتل)

اگر نیم نگاهی به تاریخ ادبیات آلمان داشته باشیم میبینیم مردم این دیار همانطور که در فلسفه خوش درخشیده اند ، در ادبیات هم خودی نشان داده و از دوره ی باروک به بعد در قله های ادبیات جهان سیر کرده اند . از هردر ها و گوته ها گرفته تا شاعر و نمایشنامه نویس پر آوازه ای چون شیلر.

ادیبان آلمانی در یک قرن اخیر هم در حوزه ی ادبیات داستانی افتخاراتی آفریده اند. گوشه ای از آن حدود ۱۴ جایزه ی نوبل ادبی است که از سال ۱۹۰۲ با تئودور مومسن شروع شده و با نویسندگان شاخصی چون توماس مان ، هاینریش بل ، هرمان هسه به پیش آمده و آخرینشان هم هاندکه برنده ی نوبل ۲۰۱۹ است .
اما در این میان نویسنده ای هم هست که هرچند تا به حال توفیق جایزه ی نوبل نصیبش نشده اما از نظر من یکی از بهترین های آلمان است. پاتریک زوسکیند ، نویسنده ی بزرگیست که با اینکه جهان او را با آثار بینظیرش شناخته ، اما متاسفانه تا امروز در ایران دیده نشده و محجور مانده . کتاب عطرش که نوشته ی امروز من هم قرار است به معرفیش بپردازد ، از پرفروش ترین کتاب های تاریخ ادبیات جهان است و اگر از لیست تاپ ۱۰ های پرفروش که رمان هایی مثل دن کیشوت و هری پاتر و کیمیاگر در صدر آن هستند کمی پایین تر بیاییم ،  میبینیم با ۱۵ میلیون نسخه فروش و ترجمه شدن به ۴۵ زبان رتبه ی خوبی را ازآن خود دارد.

ee9be2c2fabcdfffd690e789d93f422b.jpg

عطر ، سرگذشت پسری به نام گره نوی است که از مادری ماهی فروش، لابلای کثافت و بوی متعفن دل و روده ی گندیده ی ماهی به دنیا می آید . مادرش که پیش از این ۳ فرزند دیگر خود را پس از بدنیا آوردن کشته ، اینبار موفق به کشتن گره نوی نشده و پس از دستگیری توسط پلیس اعدام میشود . گره نوی را به کلیسا میسپارند و کلیسا سرپرستی اش را به دایه ای واگذار میکند . دایه پس از مدتی به این دلیل که روحی شیطانی در بچه حلول کرده و بدنش نه تنها بوی آدمیزاد که اصلا هیچ بویی نمی دهد او را به کلیسا برمیگرداند . کلیسا او را به دایه ی دیگری که قدرت بویایی خود را از دست داده میسپارد و دایه ی جدید پس از چندسال او را به شاگردی استاد دباغی میفرستد.

گره نوی تا دوره ی نوجوانی سختی های زیادی را پشت سر میگذارد . از کار کردن سخت در کارگاه دباغی خسته نمی شود و از بیماری صعب العلاجی ، معجزه گونه جان سالم به در میبرد . او که از همان دوره ی کودکی استعداد شگفت انگیزی در شناسایی و تمییز دادن بو ها از یکدیگر دارد تصمیم میگرید ادامه ی زندگیش را در قامت یک شاگرد عطر ساز بگذراند تا یک شاگرد دباغ باشد . گره نوی بو را به عنوان ماهیت اشیا دانسته و روزی که منشا بهترین بویی که تا به حال به مشامش خورده را کیلومتر ها آنطرف در قامت دختر نوجوانی بور پیدا می کند ، در حرکتی غیر ارادی او را میکشد و بُعد دیگر ماجرا که نام کتاب نیز به آن اشاره دارد (عطر : داستان یک قاتل) از اینجای داستان رقم میخورد.

استعداد ذاتی او در تشخیص بو ها و شاگردی کردن در کارگاه یکی از مشهور ترین عطر ساز های پاریس در ادامه او را به عطرسازی حرفه ای تبدیل میکند و بعد از آن برای یادگرفتن شیوه ی عطر گیری و روغن گیری از گیاهان پا به سفری طولانی و دور و دراز میگذارد…

kinopoisk.ru-Perfume_3A-The-Story-of-a-M

اگر از نگاهی بالاتر به داستان بنگریم ، گره نوی از ابتدای داستان در سفر است . سفری از بازار ماهی فروشان به کلیسا ، از کلیسا به خانه ی دایه های متعدد . از خانه ی دایه به کارگاه دباغی و …

سفر دیگرش را اما نمی توان در بعد مکان معنا کرد . سیری عطش گونه که در خود شخصیت اتفاق می افتد و او را بر تمام سختی ها فائق می آورد . امیدی که او را در برابر کشنده ترین بیماری ها پیروز میکند و شوقی که او را به جلو میراند . اما این عطش چیست ؟ این چه نیرویی درونی است که او را این جور مصرانه به جلو هل میدهد و دربرابر تمام ناملایمات زندگی پیروز میکند؟

بنیادی ترین مسئله ی رمان عطر، فقدان است . زوسکیند در عطرش برایمان شخصیتی خلق کرده که از همان بدو تولد به گفته ی شاهدان هیچ بویی ندارد . این ویژگی که بعدا شخصیت داستان نیز به آن پی خواهد برد بیش از اینکه فاکتوری برای فانتزی کردن داستان باشد نشان دهنده ی فقدانی عظیم در این شخصیت است . در رمانی که همه ی هستی اش روی بو بنا شده ، فقدان بو در آن به معنای فقدان هستی است و فقدان انسانیت . فقدان هویتی است که گره نوی از بدو تولد به دنبال آن است و همین فقدان است که او را برتمام مشکلات پیروز میکند.

جایی خواندم استنلی کیوبریک که در کارنامه اش فیلمی اقتباسی چون درخشش را دارد،  قصد ساختن اثری از روی رمان عطر داشته اما پس از  خواندن ، آن را غیر ممکن دانسته و منصرف شده . نمیدانم این گزاره چقدر صحت دارد اما اگر واقعا گفته ی او باشد ، حق داشته.

زوسکیند استاد توصیف است . این را نه تنها در رمان عطر که در کبوترش هم به رخ مخاطب میکشاند و با خلق صحنه هایی از حضور کبوتری در آپارتمان یک کهنه سرباز جنگ و توصیفات هنرمندانه اش ، عمق اضطراب آن مرد را از حضور کبوتر به مخاطب میچشاند . زوسکیند که عطر را در سال ۱۹۸۵ قبل از کبوتر نوشته در آن چنان به توصیف زبردستانه ی بو ها میپردازد که مخاطب در حین خواندن کتاب پا از مطالعه ی صرف فراتر گذاشته و با حضوری شدن بو در وجدانش عمیقا جهان رمان را تجربه و زندگی میکند . این دقیقا همان چیزیست که کوبریک را از ساختن فیلم منصرف کرده . پارامتری که فقط در مدیوم رمان قابل خلق است و سینما از این ظرفیت برخوردار نیست.

2e83ddb3e36742e9b3b6bdf2932ed299.jpg

با همه این ها رمان زوسکیند در سال ۲۰۰۶ توسط تام تیکور آلمانی به قالب فیلم نیز در آمد و با استقبال خوبی هم روبرو شد . اما هر رمان دوست اهل سینمایی که هم کتاب را خوانده و هم فیلم را دیده باشد به ضرس قاطع میگوید رمان یک سر و گردن از فیلم بالاتر است . عطر یک شاهکار است . رمانی خطی که انسجام درونی پیرنگ ، تعلیق جذاب و ریتم تند آن مخاطب را محکم پای کتاب نشانده و با شروعی شگفت انگیز و پایانی غیرقابل پیش بینی و تکان دهنده سالها به عنوان داستانی کم نقص در ذهن مخاطب به یادگار خواهد ماند.

  • لایک 2
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...