رفتن به مطلب

نقد و معرفی رمان حس کور | نویسنده فاطمه زارعی کاربر نودهشتیا


Fateme z
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

به نام خالق احساس

نام رمان: حس کور

نویسنده: فاطمه زارعی 

ژانر: اجتماعی، عاشقانه

ساعت پارت گذاری: نامشخص

هدف از نوشتن:  به چالش کشیدن قلم نویسنده

خلاصه: 

با دستان چروکیده‌اش همیشه برایم دعا می‌کرد که《عاقبت به خیر شوم.》گویی می‌دانست که آغاز دلفریب‌مان ربطی به انتهایش ندارد. آستین های‌ پیراهن چهارخانه‌‌ات را بالا بزن؛ وقت بنّایی  است!

باید عاقبتش را به خیر کنیم. مَصالح  از من، ساختن از تو!

مقدمه: 

اولویت‌های زندگی هر‌کس متفاوت است. گاهی یک لبخند پله-پله اولویت آن شخص را در زندگی‌ات از ژرفای جدول به صدر آن می‌کشاند!

اما سرنوشتِ جایگاه اولویت برای حس‌ درونی‌ هر کس، در دستان اوست. شاید او عشق را در انفرادی قلب اسیر کند و مدال طلای اولویت را بر گردن غرور بیندازد!

لینک صفحه رمان:

رمان-حس-کور

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده حرفه ای
در ۱۴۰۰/۹/۱۶ در ۲۱:۲۴، فاطی زارعی گفته است:

به نام خالق احساس

نام رمان: حس کور

نویسنده: فاطمه زارعی 

ژانر: اجتماعی، عاشقانه

ساعت پارت گذاری: نامشخص

هدف از نوشتن:  به چالش کشیدن قلم نویسنده

خلاصه: 

با دستان چروکیده‌اش همیشه برایم دعا می‌کرد که《عاقبت به خیر شوم.》گویی می‌دانست که آغاز دلفریب‌مان ربطی به انتهایش ندارد. آستین های‌ پیراهن چهارخانه‌‌ات را بالا بزن؛ وقت بنّایی  است!

باید عاقبتش را به خیر کنیم. مَصالح  از من، ساختن از تو!

مقدمه: 

اولویت‌های زندگی هر‌کس متفاوت است. گاهی یک لبخند پله-پله اولویت آن شخص را در زندگی‌ات از ژرفای جدول به صدر آن می‌کشاند!

اما سرنوشتِ جایگاه اولویت برای حس‌ درونی‌ هر کس، در دستان اوست. شاید او عشق را در انفرادی قلب اسیر کند و مدال طلای اولویت را بر گردن غرور بیندازد!

لینک صفحه رمان:

رمان-حس-کور

 

 

گلی اسم رمانت زیاد جالب نیست در واقع برای عنوان یک رمان خوب نیست. بهتره تغییرش بدی.

رمان قشنگی داری موفق باشی.🍂

1643830351710_ni8k.jpg

رمان کابوس افعی _ تخیلی

 

رمان ها:

دیگه نیستم _ تقدیرخونین _ عصیانگرقرن _ پس از تردید(چاپ شده) _ کابوس افعی

داستان ها:

زیرتخت _ ماژور _ شیشه شکسته _ آخرین لحظه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

با سلام خدمت نویسنده ی قدیم گلمون که اشناییت متعادلی باهاش دارم 🙄🤣🤣 اووم نویسنده چال گونه به کجا رسیده هاا 🤩😋😋

خب من اومدم به اتاق نقد شمااا اندکییی متانت به خرج بدم تا سرشار از انرژی بشی

اول موفقیت رو برات ارزومندم 

خب خب بریم سراغ نقدت🙄

نام انتخابی شما حس کور انگار قراره از احساس بین ارسلان و خانم جون صحبت کنه که در زمان خودشون اتفاقاتی رخ داده وشامل زمان کنونیشون شده.  با توجه به حدسیات من این دوتا کورکورانه عاشق شدن و یا نمیدونم چیزی باعث شده نتونن در کنار هم زندگیی کنن🤨 

خلاصه ی رمانت با وجود زیبایی که داره ومن سرشار از لذت شدم  نتونست به خوبی ابهامات بهم بده و یا من رو جذب کنه که برای خوندن رمانت خودج روبه چالش بکشم. میتونی کمی سلیقه ب خرج بدی و با جملات ابهام امیز  خواننده رو ترغیب به خوندن کنی 

مقدمه ی رمانت زیبا بود اما تکرار اولویت درون نوشته ها کمی تو ذوق بود 🧐 اومم برای ویرایش این نوشته ی پر بار هم کمی سلیقه به خرج بده تا لذت بخش تر از حال کنونیش بشه🥺

میریم سر اصل  مطلب در محتوای رمانت  که صحنه ها،  دیالوگ ها و توصیفات میمیک به کار رفته... باید بگم  مواردی ک باعث شد به خوندن رمانت روی بیارم استفاده از  برخی جملات در مونولوگ و دیالوگ های بامزع بود که  ب خاطرش لبخند ب لبم میومد 😁

فقط یک چیزی من رو کنجکاو کرده پدربزرگ خان، جناب ارسلان اتفاقی از اون  خانه سالمندان سر در اورده یا از پیش میدونسته خانم جون اونجاست؟ 🧐🧐🤣🤣

خب از الانم میتونم حس کنم منشی خوشگله قراره کلی دوروبر کوروش جونمون باشه و باهمم بفهممن گذشته این دو عاشق کور چی بوده 😁🙈

 

خب تنها و تنها یک مورد به چشمم خورد. شما با وجود سطح مونولوگ در  معیار " خانم جون رو دائما به کار بردی که باید( جان)  بشه. 

مورد دیگه ای دیده نشد و سیر رمانت هم نرمال بود 🧐

موفق و موید باشی @فاطی زارعی

 

 

@Gh.a29

نبردعشق عسلی

رمان تکمیل  شدهٔ من تقدیم نگاهتون ♥

داستان مضمحل تکمیل شده♥

 

رمان پالس وابستگیرمان آئیشما💀داستان غلیان🌻دلنوشته آفتاب جلال🌷

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

3 ساعت قبل، _ سنجدناقلا _ گفته است:

با سلام خدمت نویسنده ی قدیم گلمون که اشناییت متعادلی باهاش دارم 🙄🤣🤣 اووم نویسنده چال گونه به کجا رسیده هاا 🤩😋😋

خب من اومدم به اتاق نقد شمااا اندکییی متانت به خرج بدم تا سرشار از انرژی بشی

اول موفقیت رو برات ارزومندم 

خب خب بریم سراغ نقدت🙄

نام انتخابی شما حس کور انگار قراره از احساس بین ارسلان و خانم جون صحبت کنه که در زمان خودشون اتفاقاتی رخ داده وشامل زمان کنونیشون شده.  با توجه به حدسیات من این دوتا کورکورانه عاشق شدن و یا نمیدونم چیزی باعث شده نتونن در کنار هم زندگیی کنن🤨 

خلاصه ی رمانت با وجود زیبایی که داره ومن سرشار از لذت شدم  نتونست به خوبی ابهامات بهم بده و یا من رو جذب کنه که برای خوندن رمانت خودج روبه چالش بکشم. میتونی کمی سلیقه ب خرج بدی و با جملات ابهام امیز  خواننده رو ترغیب به خوندن کنی 

مقدمه ی رمانت زیبا بود اما تکرار اولویت درون نوشته ها کمی تو ذوق بود 🧐 اومم برای ویرایش این نوشته ی پر بار هم کمی سلیقه به خرج بده تا لذت بخش تر از حال کنونیش بشه🥺

میریم سر اصل  مطلب در محتوای رمانت  که صحنه ها،  دیالوگ ها و توصیفات میمیک به کار رفته... باید بگم  مواردی ک باعث شد به خوندن رمانت روی بیارم استفاده از  برخی جملات در مونولوگ و دیالوگ های بامزع بود که  ب خاطرش لبخند ب لبم میومد 😁

فقط یک چیزی من رو کنجکاو کرده پدربزرگ خان، جناب ارسلان اتفاقی از اون  خانه سالمندان سر در اورده یا از پیش میدونسته خانم جون اونجاست؟ 🧐🧐🤣🤣

خب از الانم میتونم حس کنم منشی خوشگله قراره کلی دوروبر کوروش جونمون باشه و باهمم بفهممن گذشته این دو عاشق کور چی بوده 😁🙈

 

خب تنها و تنها یک مورد به چشمم خورد. شما با وجود سطح مونولوگ در  معیار " خانم جون رو دائما به کار بردی که باید( جان)  بشه. 

مورد دیگه ای دیده نشد و سیر رمانت هم نرمال بود 🧐

موفق و موید باشی @فاطی زارعی

 

 

@Gh.a29

سلام مرسی از اینکه وقت گذاشتی برای رمان🙏🏻🙏🏻🙏🏻

وای خدایا امان از چال گونه که کلا آبرو برام نذاشته😂😂😂

ممنون اتفاقا ترغیب شدم تا مقدمه و خلاصه رو بهتر کنم. ممنون گلی🤩🤩🤩

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

3 دقیقه قبل، فاطی زارعی گفته است:

سلام مرسی از اینکه وقت گذاشتی برای رمان🙏🏻🙏🏻🙏🏻

وای خدایا امان از چال گونه که کلا آبرو برام نذاشته😂😂😂

ممنون اتفاقا ترغیب شدم تا مقدمه و خلاصه رو بهتر کنم. ممنون گلی🤩🤩🤩

🤣🤣 اونا باید باشن تا تغییر رو تو قلم احساس کنی دیگه😋

فدات شم خواهش میکنم🤩

نبردعشق عسلی

رمان تکمیل  شدهٔ من تقدیم نگاهتون ♥

داستان مضمحل تکمیل شده♥

 

رمان پالس وابستگیرمان آئیشما💀داستان غلیان🌻دلنوشته آفتاب جلال🌷

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...