رفتن به مطلب

معرفی و نقد رمان ژنتیک‌مبهم|سِنُیوریتا کاربرانجمن نودهشتیا


victoria
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

بسم عجایب آدرنالین}

عنوان: ژِنِتیکِ مُبهَم

ژانر: علمی‌-تخیلی، معمایی، فانتزی

اثری از: سِنُیوریتا

 هدف: تلنگر به زامبی‌های نهفته در کالبد انسانها!

ساعت پارت گذاری: نامعلوم

خلاصه:

جهان رو به نابودی می‌رود، بازماندگان در فضا نفس می‌کشند، هنگامی که زمین را زامبی‌ها در بر گرفته‌اند!

قانون علوم، تغییر می‌کند، درست زمانی که تنها بازماندگان، انسانها هستند و انسانیت بار دگر خود را به چالش می‌کشد، حتی در غیرممکن ترین دیدگاه! 

آسمان افسار پاره می‌کند و باران سعادت بر روی مردگان متحرک فرود می‌آید. 

 باید جهان، از شر آنها خلاص شود. یا با مرگ، پایان یک جهان رقم می‌خورد و یا معجزه‌ای همچون شروع دوباره احساسات همه را برانگیخته می‌کند.

آری اینجا یک حقیقت است و بس!

یک حقیقت که حکم کابوسی از جنس مرگ را برایمان دارد. درست فهمیدی، اینجا سینمایی هایِ زامبی‌ها نیست که غرق در هیجان بشوی. 

اینجا غم، ترس و نگرانی، می‌دانی؟ بد گریبانت می‌شود!

گرفتن یک اسلحه در دستان سردت و فرار و هیجان، تنها برای فیلم هاست. مگر منطق نداری؟ در کجای دنیا، یک ویروس همه‌گیری، فقط یک منطقه را می‌گیرد که تو دور از آن، ایمن باشی؟

پس فقط می‌دانم فرار راه نجات نیست، زیرا که پناهگاهی برای پناه بردن به آن، نیست!

مقدمه:

می‌توانی تصور کنی دنیا چه می‌شود، هنگامی که انسان‌ها به خاطر عطش خود، دیگران را به مرگ محکوم کنند؟

 

 یک مرده‌ی متحرک، همانند یک ساقه‌‌ی بدون ریشه است!

 

 نه می‌تواند برسد، نه می‌تواند عشق بورزد، و نه می‌تواند زندگی کند.

 شاید بگویی که گیاه را عشق ورزیدن چه؟

  اما من می‌گویم گیاه که با رفتن در عمق تاریکی، نمی‌میرد و تازه جان می‌گیرد و تحت هیچ شرایطی تسلیم نمی‌شود تا سر از زیر آن خاک، در بیاورد،

خود سرآغاز یک زندگی، عشق، صبر ‌و انسانیت است! و مگر انسان معنا بر انسانیت نیست؟ پس نداشتن انسانیت از او، یک ساقه‌ی بدون ریشه می‌سازد که نمی‌تواند حتی سر از خاک بیرون در بیاورد!

 و حال سوال این است، که انسان برای عشق ورزیدن آفریده شده است، پس یک مرده‌ی متحرک را تقدیر چیست؟

باخت یا یک معجزه؟

 اما برای یک معجزه بر گم‌شدگان راه بهشت، تلنگرزنی نیاز است، زیرا که برای یک تلنگر، اول یاید کسی باشد که تلنگری از جنس تازیانه را بر قامت آن مردگان متحرک، بزند!

پس خوش است حتی یک تلنگرزن، زیرا که شاید گمراه را مرگ حلال نیست و تشنه‌ی یک تلنگر باشد!

 

 

صفحه‌ی رمان: 

 

ویرایش شده توسط Seniorita-

spacer.pngبرای خواندن رمان رِخوَت بر روی لینک کلید کنید

آنقدر زنده ماندن ادامه داشت که زندگی کردن، حسرت را بر دلهایمان مهر کرد و آنقدر بی‌دلیل ادامه یافت  که رِخوَت پدیدار گشت و در همان لحظه  از انسان هر کاری برآید.   شاید که چون چیزی برای از دست دادن و یا به دست آوردن نداشته باشد!

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

spacer.pngبرای خواندن رمان رِخوَت بر روی لینک کلید کنید

آنقدر زنده ماندن ادامه داشت که زندگی کردن، حسرت را بر دلهایمان مهر کرد و آنقدر بی‌دلیل ادامه یافت  که رِخوَت پدیدار گشت و در همان لحظه  از انسان هر کاری برآید.   شاید که چون چیزی برای از دست دادن و یا به دست آوردن نداشته باشد!

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بیاین نقد کنیدددد😐😂🗡️🗡️

spacer.pngبرای خواندن رمان رِخوَت بر روی لینک کلید کنید

آنقدر زنده ماندن ادامه داشت که زندگی کردن، حسرت را بر دلهایمان مهر کرد و آنقدر بی‌دلیل ادامه یافت  که رِخوَت پدیدار گشت و در همان لحظه  از انسان هر کاری برآید.   شاید که چون چیزی برای از دست دادن و یا به دست آوردن نداشته باشد!

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

آقا یعنی من اینقدر زحمت میکشم مغزم پاره میشه ، یک عدد نقد به ما نمی‌رسه؟؟ یعنی نمیرسه؟؟

spacer.pngبرای خواندن رمان رِخوَت بر روی لینک کلید کنید

آنقدر زنده ماندن ادامه داشت که زندگی کردن، حسرت را بر دلهایمان مهر کرد و آنقدر بی‌دلیل ادامه یافت  که رِخوَت پدیدار گشت و در همان لحظه  از انسان هر کاری برآید.   شاید که چون چیزی برای از دست دادن و یا به دست آوردن نداشته باشد!

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام گلم 

خب با دو تا پارت نتیجه آنچنانی نمیشه گرفت در مورد محتوا اما با این وجود ذهن رو به چالش می کشید خصوصا که مقدمه و خلاصه ات ذهن رو به تفکر وا می داشت و مفهوم هایی از جمله انسان هایی که روح شان تبدیل به زامبی شده بودند و مرده های متحرک شده بودند رو می رسوند که واقعا جالب بود البته اینها برداشت ذهن من بود.

قلم خوبی داری و اسم رمان هم جذاب بود و با موضوع هماهنگ بود ولی  علائم نگارشی: 

برای کاما و نقطه باید به کلمه قبلی بچسبه   با کلمه بعد یک فاصله داشته باشه.

مثال: آره، موافقم. هرچند ته دلم راضی نبود. 

قلمت جاودان🌻

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 دقیقه قبل، فاطی زارعی گفته است:

سلام گلم 

خب با دو تا پارت نتیجه آنچنانی نمیشه گرفت در مورد محتوا اما با این وجود ذهن رو به چالش می کشید خصوصا که مقدمه و خلاصه ات ذهن رو به تفکر وا می داشت و مفهوم هایی از جمله انسان هایی که روح شان تبدیل به زامبی شده بودند و مرده های متحرک شده بودند رو می رسوند که واقعا جالب بود البته اینها برداشت ذهن من بود.

قلم خوبی داری و اسم رمان هم جذاب بود و با موضوع هماهنگ بود ولی  علائم نگارشی: 

برای کاما و نقطه باید به کلمه قبلی بچسبه   با کلمه بعد یک فاصله داشته باشه.

مثال: آره، موافقم. هرچند ته دلم راضی نبود. 

قلمت جاودان🌻

 

مرسی از دیدگاه جذابتون 😌💕🥺

بله چشم حتما رسیدگی میکنم ممنون🥺🥺🥺🥺🥺😌😌😌

spacer.pngبرای خواندن رمان رِخوَت بر روی لینک کلید کنید

آنقدر زنده ماندن ادامه داشت که زندگی کردن، حسرت را بر دلهایمان مهر کرد و آنقدر بی‌دلیل ادامه یافت  که رِخوَت پدیدار گشت و در همان لحظه  از انسان هر کاری برآید.   شاید که چون چیزی برای از دست دادن و یا به دست آوردن نداشته باشد!

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • نویسنده حرفه ای

رمانت اسم قشنگی داره عزیزم.

1643830351710_ni8k.jpg

رمان کابوس افعی _ تخیلی

 

رمان ها:

دیگه نیستم _ تقدیرخونین _ عصیانگرقرن _ پس از تردید(چاپ شده) _ کابوس افعی

داستان ها:

زیرتخت _ ماژور _ شیشه شکسته _ آخرین لحظه

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

14 ساعت قبل، فاطی زارعی گفته است:

سلام گلم 

خب با دو تا پارت نتیجه آنچنانی نمیشه گرفت در مورد محتوا اما با این وجود ذهن رو به چالش می کشید خصوصا که مقدمه و خلاصه ات ذهن رو به تفکر وا می داشت و مفهوم هایی از جمله انسان هایی که روح شان تبدیل به زامبی شده بودند و مرده های متحرک شده بودند رو می رسوند که واقعا جالب بود البته اینها برداشت ذهن من بود.

قلم خوبی داری و اسم رمان هم جذاب بود و با موضوع هماهنگ بود ولی  علائم نگارشی: 

برای کاما و نقطه باید به کلمه قبلی بچسبه   با کلمه بعد یک فاصله داشته باشه.

مثال: آره، موافقم. هرچند ته دلم راضی نبود. 

قلمت جاودان🌻

 

سلام عزیزم.

بله کاملا درسته. تنها ایرادی که پارت ها داشت فقط همین بود که ایشون گفت.

تمام اصول رو رعایت کرده بودی و به نظر من سطح قلمت بالاست؛ درواقع، عالیه!

رمانت رو دوست دارم :)

ویرایش پارت جدید هم انجام شد و عالی بود.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

3 ساعت قبل، Nava0_o گفته است:

سلام عزیزم.

بله کاملا درسته. تنها ایرادی که پارت ها داشت فقط همین بود که ایشون گفت.

تمام اصول رو رعایت کرده بودی و به نظر من سطح قلمت بالاست؛ درواقع، عالیه!

رمانت رو دوست دارم 🙂

ویرایش پارت جدید هم انجام شد و عالی بود.

عررررر من بسی ذوق 😌😐😂🥺🥺🥺

قرفونت مرسی خوشگل خانم🧟💕🥺

spacer.pngبرای خواندن رمان رِخوَت بر روی لینک کلید کنید

آنقدر زنده ماندن ادامه داشت که زندگی کردن، حسرت را بر دلهایمان مهر کرد و آنقدر بی‌دلیل ادامه یافت  که رِخوَت پدیدار گشت و در همان لحظه  از انسان هر کاری برآید.   شاید که چون چیزی برای از دست دادن و یا به دست آوردن نداشته باشد!

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۲۰ دقیقه قبل، نٍویسَندهی _ فضایی گفته است:

عررررر من بسی ذوق 😌😐😂🥺🥺🥺

قرفونت مرسی خوشگل خانم🧟💕🥺

عزیزم :) امیدوارم بهت انرژی داده باشم

ژیگر منی😜😂❤️

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر سرپرست

سلام جانانم

آمدم با نقدی از رمان جذابت😂

اسم رمان: ببین اسم رمانت از دو بخش تشکیل شده بود (ژنتیک) و (مبهم)، به شخصه خیلی دوستش داشتم! جذاب بود، به کلیشه اهمیتی نمیدم اما در کل به دور از کلیشه بود و نظیرش رو جایی ندیدم!

ژانر: با موضوع ارتباط داشت! 

خلاصه: ببین دختر به معنای واقعی برگام ریخت! محشر بود! 

مقدمه: اینم دست کمی از خلاصه نداشت و بی نقص بود!

ببین اصلا نقد من بی فایدس چون فقط گفتم محشر بود 😐😂

علائم نگارشی رو درجای درست استفاده کرده بودی که این کار ویراستار رو راحت تر می‌کنه! 

قلمت قویه دمت گرم♥️

موضوعت هم جذب کنندگی کامل رو داشت! 

موفق باشی

قلمت مانا

برو نبض مرگ بخون تنبلی نکن😂😐

@نٍویسَندهی _ فضایی

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 دقیقه قبل، Ghazal گفته است:

سلام جانانم

آمدم با نقدی از رمان جذابت😂

اسم رمان: ببین اسم رمانت از دو بخش تشکیل شده بود (ژنتیک) و (مبهم)، به شخصه خیلی دوستش داشتم! جذاب بود، به کلیشه اهمیتی نمیدم اما در کل به دور از کلیشه بود و نظیرش رو جایی ندیدم!

ژانر: با موضوع ارتباط داشت! 

خلاصه: ببین دختر به معنای واقعی برگام ریخت! محشر بود! 

مقدمه: اینم دست کمی از خلاصه نداشت و بی نقص بود!

ببین اصلا نقد من بی فایدس چون فقط گفتم محشر بود 😐😂

علائم نگارشی رو درجای درست استفاده کرده بودی که این کار ویراستار رو راحت تر می‌کنه! 

قلمت قویه دمت گرم♥️

موضوعت هم جذب کنندگی کامل رو داشت! 

موفق باشی

قلمت مانا

برو نبض مرگ بخون تنبلی نکن😂😐

@نٍویسَندهی _ فضایی

 

وایییییی ذوقققق ذوققق😂😐🥺🥺🥺 مرسی دلبرک جاذاب من🥺🥺 حتما حتما میرم میخونم و فولت میکنم 🥺🥺

spacer.pngبرای خواندن رمان رِخوَت بر روی لینک کلید کنید

آنقدر زنده ماندن ادامه داشت که زندگی کردن، حسرت را بر دلهایمان مهر کرد و آنقدر بی‌دلیل ادامه یافت  که رِخوَت پدیدار گشت و در همان لحظه  از انسان هر کاری برآید.   شاید که چون چیزی برای از دست دادن و یا به دست آوردن نداشته باشد!

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • ویراستار

سلام گلم، قرار بود فردا رمانت رو نقد کنم ولی  نتوستم کنم و گفتم هرچه زودتر نقدت رو بنویسم.

اول از همه می بخوام از اسم رمانت شروع کنم؛ به نظر من جذاب بود. خلاصه و مقدمه رمانت رو کاملا ماهرانه نوشتی بود و چالش برانگیز بود.

شروع خوبی برای پارت اول رمانت داشتی. خیلی‌ها درمورد زامبی نوشتن و خیلی چیزهای دیگه ولی رمان تو با همه اونا فرق داره به نظر من.   این ویروس آخر زمانی که گفتی درموردش خوندم و از رمانت فهمیدم که هدف تو فقط درمورد حرف زدن درمورد یک ویروس نیست و در واقع می خوای در مورد مشکلات جامعه و انسان‌ها حرف بزنی که چه طور وقتی پای منافع خودشون وسط باشه، خوی وحشی و درنده‌ای پیدا می کنند.

فقط چندجا اشکال نگارشی داشتی که دوستان بالا بهش اشاره کردن و یه چند مورد که می‌خوام بهش اضافه کنم.

مثال:

میخواهی  بهت   بگویم واقعا چه کسی هستی؟

جمله ‌ات به نظرم ادبی بود و بهتر بود بنویسی:

می‌خوای به  تو بگویم واقعا چه کسی هستی؟

اگر به این بازی تسلیم شوی هم تقدیر را خود تو رقم خواهی زد!

بهتر بود به جای به می نوشتی(در)

اگر در این  بازی تسلیم شوی هم، تقدیر را تو رقم خواهی زد!

و اینجا بعد از هم به مکث کوچیکه هست و بهتر بود از ویرگول استفاده می کردی.

رمانت جذاب بود و ایده خلاقه که به نظر من با رمان‌های دیگه خیلی فرق می کنه رمانت رو دوست داشتم. قلم توانایی داری و برای آروزی موفقیت می‌کنم.

قلمت مانا عزیزم❤️💖

@نٍویسَندهی _ فضایی

ویرایش شده توسط nina4011
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

6 دقیقه قبل، nina4011 گفته است:

سلام گلم، قرار بود فردا رمانت رو نقد کنم ولی  نتوستم کنم و گفتم هرچه زودتر نقدت رو بنویسم.

اول از همه می بخوام از اسم رمانت شروع کنم؛ به نظر من جذاب بود. خلاصه و مقدمه رمانت رو کاملا ماهرانه نوشتی بود و چالش برانگیز بود.

شروع خوبی برای پارت اول رمانت داشتی. خیلی درمورد زامبی نوشتم و خیلی چیزهای دیگه و آینده‌ی تو با همه اونا فرق داره به نظر من. من  این ویروس آخر زمانی که گفتی درموردش خوندم و رمانت فهمیدم که هدف تو فقط درمورد حرف زدن درمورد یک ویروس نیست و در واقع می خوای در مشکلات جامعه و انسان‌ها حرف بزنی که چه طور وقتی پای منافع خودشون وسط باشه، چطور خوی وحشی و درنده‌ای پیدا می کنند.

فقط چندجا اشکال نگارشی داشتی که دوستان بالا بهش اشاره کردن و یه چند مورد که می خوام بهش اضافه کنم.

مثال:

میخواهی  بهت   بگویم واقعا چه کسی هستی؟

جمله ‌ات به نظرم ادبی بود و بهتر بود بنویسی:

می‌خوای به  تو بگویم واقعا چه کسی هستی؟

اگر به این بازی تسلیم شوی هم تقدیر را خود تو رقم خواهی زد!

بهتر بود به جای به می نوشتی(در)

اگر در این  بازی تسلیم شوی هم، تقدیر را تو رقم خواهی زد!

و اینجا بعد از هم به مکث کوچیکه هست و بهتر بود از ویرگول استفاده می کردی.

رمانت جذاب بود و ایده خلاقه که به نظر من با رمان‌های دیگه خیلی فرق می کنه رمانت رو دوست داشتم. قلم توانایی داری و برای آروزی موفقیت می‌کنم.

قلمت مانا عزیزم❤️💖

@نٍویسَندهی _ فضایی

درسته ممنونم عزیزم، مرسی از وقت و نگاه خیلی جذابت🥺😅💕 خیلی ذوق دارم و حرفی هم ندارم که بگم🥺🗡️💕💕😅 منم برات آرزوی موفقیت میکنم دلبرکم🥺💕💦

spacer.pngبرای خواندن رمان رِخوَت بر روی لینک کلید کنید

آنقدر زنده ماندن ادامه داشت که زندگی کردن، حسرت را بر دلهایمان مهر کرد و آنقدر بی‌دلیل ادامه یافت  که رِخوَت پدیدار گشت و در همان لحظه  از انسان هر کاری برآید.   شاید که چون چیزی برای از دست دادن و یا به دست آوردن نداشته باشد!

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام^^

عزیزم شروع رمان و روندش عالی بود به طرز دیوانه کننده‌ای از نظر من، جذاب بود طوری که اگه یه نفر یه تیکه‌ش رو بخونه بی‌شک میره سراغ ادامه‌ش.

اما خب دو تا اشکال وجود داشت. 

اول این که خیلی اینتر نزن. هر موضوع جداگانه یه پاراگراف داره و هر پاراگراف، پنج تا شیش خط میتونه باشه.

دوم فعل رو آخر جمله بیار، مخصوصا توی مونولوگ‌ها. توی دیالوگ به خاطر عامیانه حرف زدن اشخاص موردی نیست ولی مونولوگ چرا، مهمه. 

عشقی ممنوعه، نفرتی بی‌پایان و دختری که برای برادرش آینده‌اش را نابود کرد اما می‌فهمد تمام مدت رو دست خورده!

رمان بدلکاران، ریسمان سیاه و سفید

دختری که برای نجات جان همکارش از چنگ یک خلافکار، جانش را کف دستش می‌گیرد!

رمان اسلحه خودکشی

عشقی برخاسته از نفرتی دیرینه میان کشور اوشِن «سرزمین آب‌ها» و کشور اسکورچ «سرزمین آتش» 

رمان مفقود شده

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

7 دقیقه قبل، Beretta گفته است:

سلام^^

عزیزم شروع رمان و روندش عالی بود به طرز دیوانه کننده‌ای از نظر من، جذاب بود طوری که اگه یه نفر یه تیکه‌ش رو بخونه بی‌شک میره سراغ ادامه‌ش.

اما خب دو تا اشکال وجود داشت. 

اول این که خیلی اینتر نزن. هر موضوع جداگانه یه پاراگراف داره و هر پاراگراف، پنج تا شیش خط میتونه باشه.

دوم فعل رو آخر جمله بیار، مخصوصا توی مونولوگ‌ها. توی دیالوگ به خاطر عامیانه حرف زدن اشخاص موردی نیست ولی مونولوگ چرا، مهمه. 

مرسی از نکاتی که گفتی دلبرک🐝🍟🤤👐

حتما درستش می‌کنم 🥺💦

spacer.pngبرای خواندن رمان رِخوَت بر روی لینک کلید کنید

آنقدر زنده ماندن ادامه داشت که زندگی کردن، حسرت را بر دلهایمان مهر کرد و آنقدر بی‌دلیل ادامه یافت  که رِخوَت پدیدار گشت و در همان لحظه  از انسان هر کاری برآید.   شاید که چون چیزی برای از دست دادن و یا به دست آوردن نداشته باشد!

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هم اکنون، نٍویسَندهی _ فضایی گفته است:

مرسی از نکاتی که گفتی دلبرک🐝🍟🤤👐

حتما درستش می‌کنم 🥺💦

خواهش میکنم عزیزکم. 

عشقی ممنوعه، نفرتی بی‌پایان و دختری که برای برادرش آینده‌اش را نابود کرد اما می‌فهمد تمام مدت رو دست خورده!

رمان بدلکاران، ریسمان سیاه و سفید

دختری که برای نجات جان همکارش از چنگ یک خلافکار، جانش را کف دستش می‌گیرد!

رمان اسلحه خودکشی

عشقی برخاسته از نفرتی دیرینه میان کشور اوشِن «سرزمین آب‌ها» و کشور اسکورچ «سرزمین آتش» 

رمان مفقود شده

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

رمانت قشنگههههههههه😍

                            ساز زدن و آواز خوندن با تو پناه خستگی من  

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

              𝒊𝒏𝒊𝒔𝒕𝒂:𝒔𝒂𝒉𝒂𝒓.𝒕𝒈𝒊

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلام عزیزم

رمانت و خوندم، موضوع متفاوت و جذابی داره

در واقع  سبک زامبی،   کمتر دیده بودم .

قواعد نگارشی، فضا سازی، شخصیت پردازی  به خوبی انجام شده 

سیر داستان خیلی قشنگ پیش میره

قلمت مانا 🕊️

@Gh.a29

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 ساعت قبل، Neda گفته است:

سلام عزیزم

رمانت و خوندم، موضوع متفاوت و جذابی داره

در واقع  سبک زامبی،   کمتر دیده بودم .

قواعد نگارشی، فضا سازی، شخصیت پردازی  به خوبی انجام شده 

سیر داستان خیلی قشنگ پیش میره

قلمت مانام 🕊️

@Gh.a29

مرسی عزیزم🥺🐝🐝

spacer.pngبرای خواندن رمان رِخوَت بر روی لینک کلید کنید

آنقدر زنده ماندن ادامه داشت که زندگی کردن، حسرت را بر دلهایمان مهر کرد و آنقدر بی‌دلیل ادامه یافت  که رِخوَت پدیدار گشت و در همان لحظه  از انسان هر کاری برآید.   شاید که چون چیزی برای از دست دادن و یا به دست آوردن نداشته باشد!

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

18 ساعت قبل، khakestr گفته است:

رمانت قشنگههههههههه😍

من جیییغ🥺🥺🥺

spacer.pngبرای خواندن رمان رِخوَت بر روی لینک کلید کنید

آنقدر زنده ماندن ادامه داشت که زندگی کردن، حسرت را بر دلهایمان مهر کرد و آنقدر بی‌دلیل ادامه یافت  که رِخوَت پدیدار گشت و در همان لحظه  از انسان هر کاری برآید.   شاید که چون چیزی برای از دست دادن و یا به دست آوردن نداشته باشد!

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...

 

یکی نقد درست و حسابی بکنه، لینک بده منم برم نقد کنم رمانش رو!

خسته شدم😐✌️

spacer.pngبرای خواندن رمان رِخوَت بر روی لینک کلید کنید

آنقدر زنده ماندن ادامه داشت که زندگی کردن، حسرت را بر دلهایمان مهر کرد و آنقدر بی‌دلیل ادامه یافت  که رِخوَت پدیدار گشت و در همان لحظه  از انسان هر کاری برآید.   شاید که چون چیزی برای از دست دادن و یا به دست آوردن نداشته باشد!

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

فقط میتونم بگم قلمت دوست عشق جونم😂

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

♧انتقامی از جنس خون, مَجاز♧

-تو هیچ وقت نمی‌تونی جلوی سرنوشتی که از پیش تعیین شده بایستی؛ حقش رو داری، ولی‌توانش رو نه!

 بعضی اوقات فقط باید بشینی و نگاه کنی که چه راحت داری همه چیزت رو از دست میدی. بعضی اوقات فقط باید بی‌ تفاوت بمونی و بدون هیچ واکنشی، تنها نطاره‌گر نمایش بدبختی‌هات باشی.

 تو بعضی مخمصه‌ها، تلاش فقط نتیجه معکوس میده؛ عین دست و پا زدن تو یه باتلاق، که هیچی جز سرعت غرق شدت عایدت نمی‌کنه...!

ساردینیا، معمایی با یک کارآگاه متفاوت

حافظه سیاه، در جستوجوی حافظه ای با رنگ و بوی سیاهی

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

43 دقیقه قبل، نویسنـכهے فضایے گفته است:

 

یکی نقد درست و حسابی بکنه، لینک بده منم برم نقد کنم رمانش رو!

خسته شدم😐✌️

 

خواهر من از من انتظار نداشته باش! وقتی کراش زدم، رو ی رمان فقط میگم قلمت دوست

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

♧انتقامی از جنس خون, مَجاز♧

-تو هیچ وقت نمی‌تونی جلوی سرنوشتی که از پیش تعیین شده بایستی؛ حقش رو داری، ولی‌توانش رو نه!

 بعضی اوقات فقط باید بشینی و نگاه کنی که چه راحت داری همه چیزت رو از دست میدی. بعضی اوقات فقط باید بی‌ تفاوت بمونی و بدون هیچ واکنشی، تنها نطاره‌گر نمایش بدبختی‌هات باشی.

 تو بعضی مخمصه‌ها، تلاش فقط نتیجه معکوس میده؛ عین دست و پا زدن تو یه باتلاق، که هیچی جز سرعت غرق شدت عایدت نمی‌کنه...!

ساردینیا، معمایی با یک کارآگاه متفاوت

حافظه سیاه، در جستوجوی حافظه ای با رنگ و بوی سیاهی

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

8 دقیقه قبل، Torkan dori گفته است:

خواهر من از من انتظار نداشته باش! وقتی کراش زدم، رو ی رمان فقط میگم قلمت دوست

واه واه، لباس بپوش بیام بگیرمت از بابات، عاشقت شدم! نقد نمی‌خوام خودت و می‌خوام😐😂✌️

spacer.pngبرای خواندن رمان رِخوَت بر روی لینک کلید کنید

آنقدر زنده ماندن ادامه داشت که زندگی کردن، حسرت را بر دلهایمان مهر کرد و آنقدر بی‌دلیل ادامه یافت  که رِخوَت پدیدار گشت و در همان لحظه  از انسان هر کاری برآید.   شاید که چون چیزی برای از دست دادن و یا به دست آوردن نداشته باشد!

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...