رفتن به مطلب

فقط با تو| مانشMansh کار بر انجمن نودهشتیا


nobody
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

 

هر روز صبح چون دیدگانم را به روی تو می‌گشایم و آنگاه که تو را می‌بینم،  مشعوف می‌گردم وخدا را شاکر می‌شوم، که باز  تو در کنار من هستی و خداوند روزی دیگر را به من عمر داد، تا آن را کنار تو سپری کنم  و من  تو را خواهم دیدم و آن روز را با تو خواهم بود.

پس آنگاه روزمن آغاز می‌شود: به نام خدا...

 

 

...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

 

 هر شب چو به خواب می‌روری مدت زمانی پنهانی به تو می‌نگرم و با راحتی خیال خیره به تو می‌مانم،  زیرا تو در خوابی و از زیر نگاه من نمی‌گریزی. لیک در حسرت نگاه تو می‌نشینم  و از خود می‌پرسم آیا من فردا دوباره او را خواهم دید؟

آنقدر به تو می‌نگرم، تا چشم‌هایم زیر بارآن نگاه‌ها سنگین می‌شود و به تیرگی می‌روند و پلک‌هایم فرو می‌آیند.

 

...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

هیچ می‌دانی  وقتی تو نیستی، من خیلی ترسومی‌شوم  و از هر چیز می‌ترسم!

آری من از همه چیزمی‌ترسم، حتی از سایه خود نیز می‌ترسم و بیشتر از هرچیز از تنهایی،  می‌دانی چرا ؟

چون من بدون تو هیچم! بدون تو تنهاترین موجود روی زمین هستم.

 

...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

 

آن شبهایی که کنارم نیستی،  مثل کودکی از ترس خوابم نمی‌برد، و بی خواب می‌گردم. می‌دانی چرا ؟

چون دلم نمی‌خواهد هیچگاه نبودنت را برای حتی یک لحظه هم که شده حس کنم.

من از این‌که یک روز تو نباشی می‌ترسم. این تنها را هیچ‌وقت تنها نگذار!

ویرایش شده توسط Ismail

 

...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

هیچ می‌دانی و دقت کردی وقتی تو در کنار من درخیابان حرکت می‌کنی من قد بلندتر می‌شوم؟

چون همواره تمام قد حرکت می‌کنم و مراقب تو هستم.

هیچ بیاد داری اولین باری که دست‌های من تو را جذب خود کرد چه زمانی بود؟

ساعتی بعد از محرم شدن، ما برای قدم زدن در باغ فردوس به خیابان ولیعصر رفتیم، موقع عبور از خیابان بی اراده دست من بر روی شانه تو نشست و تو را برای اولین بار در برگفت. اون اولین لمس و اولین حمایت من از تو بود.

 

...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

 

هیچ می‌دانی بعد از خدا تنها جایی که حاضرم بشکنم و قد خود را تا نود درجه خم کنم کجاست؟

در برابر تو! دربرابر سخاوت و مهربانی‌های تو در برابر گرمای وجودت.

من حتی در سجده،  با خدا از تو به او می‌گویم، خدایا نگهدارش باش.

 

...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 4 هفته بعد...

 

هیچ می‌دانی گاهی دلم می‌خواهد لحظاتی از هم دور شویم  و آنگاه من  دل‌تنگ تو گردم و بیاد بیاورم که بدون تو من هیچ هستم و چقدر وابسته به بودنت می‌باشم.

 

هر گاه که با هم قهر می‌کنیم، توان دور ماندن از تو را ندارم  و هر لحظه که می‌گذرد اشتیاق من به حضور تو زیادتر گشته و تو خود می‌دانی که من چقدر به تو وابسته‌ام و به دقیقه نکشیده دلم به هوایت پر می‌کشد و مرا وادار می‌کند تا بیایم و اظهار پشیمانی کنم و بگویم من را ببخش. لطفا بگذار اول من اظهار ندامت کنم آنگاه مرا ببخش.

.

هیچ می‌دانی لذت اظهار پشیمانی برای من به مراتب  بیشتر از لذت گفتن دوستت دارم است. چون‌که  گفتن دوستت دارم برای  من یک عادت شده. اما هربار که به سوی تو باز می‌آ‌‌یم و می‌گویم من را ببخش یعنی  این‌که من به خاطر تو غرورم را زیر پای تو می‌گذارم. واین برای من لذتش بیشتر است.

 

...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

می‌دانی چه زمان دل من می‌شکند؟ آن زمان که تو اظهار پشیمانی از عملی کنی و بگویی مرا ببخش.

آنگاه من افسرده می‌شم چون سخاوت تو بیشتر از من می‌گردد.

 

...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

 

گاهی که به اجبار مدتی کوتاه یا بلند از هم دور می‌شدیم. می‌دانی من چه می‌کردم و بر من چه می‌گذشت؟

من مردن را تمرین می‌کردم . تو برای من به مثابه آن اکسیژنی که اگر تو را هر روز تنفس و بو نکشم پژمرده می‌شوم  و می‌دانم  تمام وجودم از ریشه خواهد خشکید  و من خواهم مرد.

 

ویرایش شده توسط Ismail

 

...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

 هیچ می‌دانی من از بیماری و بیمار شدن لذت زیادی می‌برم؟ چون تو بیشتر در کنار من می‌مانی. برای همین بیماری برای من لذتی مضاعف دارم.

و هیچ می‌دانی وقتی تو بیمار می‌شوی من پژمرده ترین روز یا روزهای خود را می‌گذرانم؟ چون تو چشم‌هایت را می‌بندی و من از دیدن آنها محروم می‌شوم. نگاه چشم‌های تو به مثابه نور خورشیدست برای من  که وقتی بسته می‌شوند دنیای من تاریک می‌گردد.

.

 

...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...