رفتن به مطلب

نقد فیلم آشفته گی


کروئلا
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • مدیر آگهی

 

خلاصه داستان:
 
دو برادر دوقلو به نام های بردیا و باربد ( هر دو با بازی بهرام رادان ) که یکی در زندگی موفق و دیگری شکست خورده است، پس از سالها یکدیگر را ملاقات می کنند اما در این میان جنایتی رقم می خورد و...
 
کارگردان :
 
فریدون جیرانی: تهیه کننده، نویسنده و کارگردانی که اولین فعالیتش را با بازی در نمایشی به نام « عصمت » در سال 1351 آغاز کرد. جیرانی در سالهای بعد فیلمنامه نویسی را پیش گرفت و فیلمنامه تعدادی از فیلمهای مهدی صباغ زاده از جمله « سناتور » و « پرنده » را به نگارش در آورد. اما فیلمی که توانست نام فریدون جیرانی را بر سر زبانها بیندازد، « قرمز » با حضور محمدرضا فروتن و هدیه تهرانی بود که موفقیت هنری و مالی خوبی برای وی به ارمغان آورد. پس از آن جیرانی « آب و آتش » را کارگردانی کرد که از لحاظ هنری اثری برجسته بود.
 
جیرانی که در سالهای اخیر آثاری همچون سه گانه « ستاره ها » ، فیلم دلهره آور « پارک وی » و فیلم جنجال برانگیز « من مادر هستم » را کارگردانی کرده است. جیرانی همچنین سریالی نیز با عنوان « مرگ تدریجی یک رویا » برای صدا و سیما ساخته است
 
نقد فیلم « آشفته گی » :
 
جدیدترین فیلم جیرانی در راستای تجربه گرایی او در ژانر نوآر ساخته شده است. اثر قبلی این کارگردان یعنی « خفه گی » با بازی الناز شاکردوست ساخته شده بود و حالا دومین بخش از سه گانه احتمالی اش به نام « آشفته گی » سر از سینماها درآورده است. اثری که جیرانی در آن سعی کرده از ویژگی های شناخته شده و آشنای ژانر نوآر استفاده نماید. اما مشکل بزرگ فیلم زمانی هویدا می شود که بدانیم جیرانی جز نزدیک کردن اثرش به یک اثر نوآر از بُعد تکنیکی، هیچ توجه دیگه به قصه و روایت فیلمش نداشته است.
 
« آشفته گی » با یک داستان ساده آغاز می شود. داستانی که تمام المان های نوآر را در خود دارد. مرگ، سایه، کنتراست بالا و البته زن اغواگر که جیرانی از همه این ویژگی ها در طول فیلم به بدترین شکل ممکن استفاده کرده است. فیلم درباره دوقلوهایی است که زندگی متفاوتی از یکدیگر داشته اند. یکی موفق و مرفه و دیگری در پی کسب کمک برای رسیدن به زندگی بهتر. قصه در ادامه جای این دو را با یکدیگر عوض می کند و خلق و خوی این افراد را نیز بدون دلایل محکم تغییر می دهد! در واقع هر ویژگی که فیلم در مقدمه از شخصیت بردیا و باربد به مخاطب ارائه می کند، در میانه راه بدون هیچ دلیل خاصی تغییر می دهد و تماشاگر باید به وضعیت جدید آنها عادت کند!
 
 
 
فیلمنامه عجیب و غریب « آشفته گی » از این حیث جالب توجه است که تقریباً در تمام دقایق فیلم تماشاگر شاهد شلختگی های فراوان در روایت و شخصیت پردازی هاست. اگر در ابتدای اثر شما با فردی خجالتی مواجه شوید، باید منتظر تغییرات روحی بی دلیل او در ادامه داستان باشید. « آشفته گی » حتی در معرفی شخصیت زن فیلم که قرار است همان اغواگر همیشگی آثار نوآر باشد نیز دچار ضعف فراوان است. در آثار نوآر اغلب زنان اغواگر نقشی محوری در داستان دارند و همیشه پیچش های اصلی داستان به آنها حتم می شود. اما در « آشفته گی » فارغ از اینکه اغواگر بودن زن تنها به بلوند بودن بخشی از موهایش خلاصه شده، هیچ عامل دیگری برای اینکه شخصیت مرد داستان دچار تزلزل شود ارائه نمی شود و به عبارت ساده تر، شخصیت اصلی داستان بی خود و بی جهت اغوا می شود!
 
فیلمنامه بی سر و ته « آشفته گی » را با انواع و اقسام مشکلات ریز و درشت که کنار بگذاریم، به تکنیک های فرمی می رسیم که جیرانی سعی بر استفاده از آنها داشته است. مهم ترین تصمیم جیرانی ثبت قاب های کج در طول قصه است! در واقع سکانس های فیلم از خط فرضی معمول پیروی نمی کنند و بصورت کج فیلمبرداری شده اند اما مشخص نیست که چرا چنین تصمیمی برای فیلمبرداری اتخاذ شده است! « آشفته گی » نه به حدی در محتوا پیچیده است که بکارگیری چنین فرمی بتواند کمکی به شرح بهتر قصه کند و نه اصولاً به حدی تکنیکی است که تصمیم مهمی مانند تصویربرداری کج در آن اعمال شود تا مفهوم خاصی در آن تداعی گردد. نتیجه تصمیم جیرانی، اثری شده که فیلمنامه ساده و در اغلب موارد عجیب و غریبی دارد که در آن نه شخصیت ساخته می شود و نه علت و معلول به درستی پایه گذاری می شوند. به این حجم از ضعف، باید فیلمبرداری اثر را هم اضافه کرد که مشکلات فیلم را دوچندان می کند!
 
 
بازی بازیگران نیز در « آشفته گی » ضعیف بوده است. بهرام رادان در دو نقش در فیلم حضور دارد اما جنس بازی اش تفاوت چندانی با هم ندارد! برای او تفاوتی ندارد که در حال بازی در نقش باربد است و یا بردیا، او کار خود را انجام می دهد و دو نقش را به یک شکل ایفا می کند. مهناز افشار هم به دلیل شخصیت پردازی ضعیف اش که یک رونوشت پر غلط از زنی اغواگر محسوب می شود، نتوانسته درخششی در اثر داشته باشد.
 
« آشفته گی » تنها در یک بخش بی نقص عمل کرده و آن انتخاب عنوان فیلمش است. آشفته گی، عنوانی برازنده برای اثری است که حرفی برای گفتن ندارد و تنها به این دلیل به سینماها آمده تا بتواند یک تجربه نوآر برای کارگردانش باشد بی آنکه دغدغه های لازم برای ساخت اثری در این ژانر داشته باشد. اغواگری، عشق ممنوعه، نفرت و در نهایت جنایت، تکه های پازل نوآری است که در تاریخ سینما آثار ماندگاری براساس آن ساخته شده است. اینکه در سال 2019 اثری نوآر در سینمای ایران ساخته شود که به بدترین شکل ممکن از این پازل ها استفاده کرده و تنها یک کپی سطحی هم از فرم آثار مذکور داشته باشد، نشان از آن دارد که سینمای ایران هنوز راه طولانی برای نزدیک شدن به استانداردهای جهانی دارد

spacer.png

- پندار: زندگی بازی گرفتن دیگران نیست

که روزی عاشقش باشی و روزی قاتلش

- نمیخواستم بکشمش...

 

شاهد بوده ای

لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟

و آبی که پیش از آن

چه حریصانه و ابلهانه، می‌نوشد پرنده؟

تو، آن لحظه ای!

تو، آن تیغی!

تو، آن آبی!

من!

من، آن پرنده ام.... 

زندگی خنده کنان شاهد جان کندن ماست...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 3 هفته بعد...

عاشق این فیلمم خیلی سنوریای جذابی داره

spacer.pngبرای خواندن رمان رِخوَت بر روی لینک کلید کنید

آنقدر زنده ماندن ادامه داشت که زندگی کردن، حسرت را بر دلهایمان مهر کرد و آنقدر بی‌دلیل ادامه یافت  که رِخوَت پدیدار گشت و در همان لحظه  از انسان هر کاری برآید.   شاید که چون چیزی برای از دست دادن و یا به دست آوردن نداشته باشد!

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...