رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

نقد فیلم مرد بدون سایه


کروئلا
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • مدیر آگهی

 

خلاصه داستان:

 

سایه ( لیلا حاتمی ) زن جوانی است که در یک شرکت به عنوان مترجم مشغول به کار است. اما پس از اینکه به همراه افراد شرکت برای یک سفر کاری به اسپانیا می رود، شک همسرش ( علی مصفا ) به او آغاز می شود و...

 

کارگردان :علیرضا رئیسیان که دانش آموخته کارگردانی از صدا و سیما می باشد و فعالیت های سینمایی اش را با ساخت فیلم « ریحانه » در دهه 60 آغاز کرد. آخرین فیلم رئیسان « دوران عاشقی » نام داشت که در سال 1393 ساخته شد.

 

نقد فیلم « مردی بدون سایه » :

 

فیلم جدید علیرضا رئیسان در مورد سوء ظن در جامعه ایران است. جامعه ای که براساس دلایل بسیاری که نیاز به ورود جامعه شناسان و روانشناسان به آن می باشد، با مسئله شک و تردید به شریک زندگی خود مواجه هستند که باعث فروپاشی بسیاری از روابط شده است. اما فیلم « مردی بدون سایه » در روایت قصه اش از حداقل های سینمایی نیز برخوردار نبوده و با اثری مواجه هستیم که ضعف در تمامی بخش های آن مشهود است.

 

 

نخستین ایراد فیلم اینجاست که سعی نمی کند تماشاگر را به ذهن شخصیت های داستان وارد کند تا بتوانیم انگیزه آنها را نسبت به تبدیل شدن از فردی روشنفکر به انسانی شکاک درک کنیم. ماهان در طول فیلم انسانی اندیشمند معرفی می شود و می دانیم که سایه نیز با آگاهی از وضعیت همسرش بسیاری از مسائل روزمره را برای او شرح نمی دهد. اما تغییر ناگهانی ماهان به فردی شکاک که در نهایت این سوء ظن او را به سمت یک جنایت پیش می برد، هرگز در طول داستان شکل نمی گیرد و ما نمی توانیم از چرایی تغییرات روحی و روانی او مطلع شویم. « مردی بدون سایه » باید نگاهی روانکاوانه به موضوع سوء ظن می داشت اما فیلم فاقد چنین ساز و کاری است.

 

در چنین شرایطی، اگر قصه ای هم روایت شود مخاطب نمی تواند آن را بپذیرد چراکه شخصیتی ساخته نشده تا تماشاگر با او همراه شود. این ایراد لزوماً مربوط به شخصیت ماهان نمی شود بلکه تمامی افرادی که در قصه حضور دارند فاقد پرداخت لازم می باشند که باعث سقوط اثر گردیده است. تاکید علیرضا رئیسان بر نگاهی فرمی به ماجرای سوء ظن با تغییر زمان خط روایی داستان نیز هیچ کارکردی به جز به لکنت افتادن فیلم نداشته است. در بخش دوم فیلم، یک بازپرس به ماجرا اضافه می شود که شخصیت او نیز تعریف مشخصی ندارد و نمی تواند به غنای داستان اندوخته ای بیفزاید.

 

 

« مردی بدون سایه » چنان از مشکلات کارگردانی رنج می برد که حتی در چند سکانس به وضوح می توان اشتباهاتی را در تصویربرداری رویت کرد. به عنوان مثال در سکانسی که برادر فواد در حال تهیه کلیپ است، تصویری وجود دارد از سلفی گرفتن فواد و سایه که مشخص نیست کدام دوربین آن را به این شکل ثبت کرده است! دوربین فواد در ارتفاع کم حضور دارد و قطعاً در این شرایط می بایست فیلمبردار بعدی بر روی زمین دراز کشیده باشد تا توانسته باشد چنین لحظه ای را ثبت نماید! اشتباهات اینچنینی در تدوین و کارگردانی در « مردی بدون سایه » کم تعداد نیستند.

 

شخصیت های زائدی نیز در فیلم وجود دارند که کمکی به تکمیل به قصه نمی کنند. به عنوان مثال، در « مردی بدون سایه » شخصیتی وجود دارد که برادرِ دختری است که سوژه مستند ماهان است. حضور او در داستان بی ثمر است و ماجرای فیلم نیز ارتباطی به وی ندارد اما فیلمساز در چند سکانس او را برای تهدید ماهان به قصه اضافه می کند بی آنکه این تهدید ها تاثیری در داستان داشته باشند یا بخواهند تداعی گر مفهوم مشخصی باشند. مشکل دیگر اثر، جغرافیای فیلم است. ما هرگز در طول داستان متوجه نمی شویم که چرا باید برای روایت بخشی از داستان به اسپانیا رفت و حضور در این کشور چه تاثیری در قصه فیلم دارد؟ مسلماً تغییر لوکیشن از ایران به کشوری اروپایی مثل اسپانیا می بایست کارکردی داشته باشد و تفاوت آشکاری با سفر به یکی از مناطق کشور خودمان داشته باشد اما این تغییر جغرافیا دلیل مشخصی ندارد.

 

 

« مردی بدون سایه » اثر بسیار ضعیفی است که نمی تواند موضوع سوء ظن را به خوبی روانکاوی کرده و در قالب یک قصه به مخاطب ارائه نماید. شخصیت های بی هویتی که در فیلم هستند هرگز بستر رخدادهای بعدی را مهیا نمی کنند به همین دلیل است که در هنگام وقوع جنایت ما نمی توانیم درکی از شرایطی که پیش آمده داشته باشیم چراکه پیش از شخصیتی ساخته نشده و فیلم سردرگم است

spacer.png

- پندار: زندگی بازی گرفتن دیگران نیست

که روزی عاشقش باشی و روزی قاتلش

- نمیخواستم بکشمش...

 

شاهد بوده ای

لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟

و آبی که پیش از آن

چه حریصانه و ابلهانه، می‌نوشد پرنده؟

تو، آن لحظه ای!

تو، آن تیغی!

تو، آن آبی!

من!

من، آن پرنده ام.... 

زندگی خنده کنان شاهد جان کندن ماست...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...

هیم اینم دیدم جذاب بود🥺😎

spacer.pngبرای خواندن رمان رِخوَت بر روی لینک کلید کنید

آنقدر زنده ماندن ادامه داشت که زندگی کردن، حسرت را بر دلهایمان مهر کرد و آنقدر بی‌دلیل ادامه یافت  که رِخوَت پدیدار گشت و در همان لحظه  از انسان هر کاری برآید.   شاید که چون چیزی برای از دست دادن و یا به دست آوردن نداشته باشد!

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...