رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

نقد و بررسی ونوم: بگذارید کارنیج بیاید (Venom: Let There Be Carnage


کروئلا
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • مدیر آگهی

 

قسمت اول «ونوم» علی رغم تمام انتقاداتی که به دلیل کیفیت پایین ساخت از آن شده بود، یکی از موفق ترین آثار در گیشه بود که همین امر سبب شد تهیه کنندگان بلافاصله ساخت قسمت دوم رو آغاز کنند و وعده دهند مشکلات قسمت اول را در ساخت قسمت دوم رفع خواهند کرد. ونوم: بگذارید کارنیج بیاید (Venom: Let There Be Carnage) نیز در سال 2021 با چندین ماه تاخیر به دلیل مشکلات همه گیری ویروس کرونا به اکران درآمد.

 

داستان «ونوم: بگذارید کارنیج بیاید» چندین سال پس از وقایع قسمت اول رخ می دهد و ما بار دیگر داستان ادی (تام هاردی) را دنبال می کنیم که به دنبال زندگی عادی و کار خبرنگاری خودش است. اما او پس از مواجه شدن با فردی به نام کسدی (وودی هارلسون) که در زندان به سر می برد، وارد ماجراهای تازه ای می شود که...

 

یکی از مهم ترین سوالاتی که هنگام تماشای «ونوم 2 » یا همان «Venom: Let There Be Carnage» مطرح می شود این است که نویسندگان برای ساختن قسمت دوم دقیقاً چه ایده ای در سر داشته اند و چه مدت زمانی را برای پرورش قصه در نظر گرفته اند! سوالی که همزمان با نزدیک شدن به بخش های پایانی داستان پُر رنگ تر شده و چالش بیشتری برای مخاطب ایجاد می کند. در قسمت دوم ما با دو شخصیت جدید به نام های کسدی و بریسون مواجه هستیم که قرار است دشمن های شخصیت اصلی داستان باشند. دو شخصیتی که فیلم با شلختگی تمام نه موفق شده آن ها را به درستی به تماشاگر معرفی کند و نه حتی انگیزه های مشخصی در آن ها برای اینکه بخواهند در طول فیلم اعمال شرورانه انجام دهند ایجاد کند.

 

 

در بخش های ابتدایی ما با کسدی آشنا. مرد میانسالی که می دانیم در بچگی چند نفر را نفله کرده و حالا سر از زندان در آورده است. او عاشق بنده خدای دیگری به نام بریسون است. عشقی که هرگز دلیل استحکام آن در فیلم به نمایش در نمی آید و صرفاً سازندگان با نمایش یک انیمیشن 10 ثانیه ای از مخاطب شان انتظار دارند تا قدرت عشقی که قرار است در ادامه اتفاقات ریز و درشت را رقم بزند درک کنند! این سردرگمی و آشفتگی در ادامه داستان نیز با یافتن بریسون ادامه پیدا می کند. حال، بریسون کیست!؟

 

بریسون دختری است که هیچ درباره او نمی دانیم. نمی دانیم مشکلش چیست و چرا می تواند فریادی بزند که گوش خلق الله را کَر کند! حتی نمی دانیم که چرا او در یک مکان مخفی نگهداری می شود و اصولاً چه ویژگی دارد که چنین مراقبتی از او به عمل می آید و مشکل شخصی روانشناس با او چیست! فیلم در ادامه محل نگهداری مخفی بریسون که هیچکس درباره آن اطلاعاتی ندارد و کاملاً مخفی است را از طریق یک لپتاپ عمومی هویدا می کند تا کسدی از راه برسد و بدون هیچ مشکلی او را از دخمه رهایی ببخشد و چرخه حماقت فیلم را حسابی بچرخاند!

 

 

 

اگر فکر می کنید که قرار است این وضعیت عجیب و غریب به همین جا ختم شود سخت در اشتباه هستید. «Venom: Let There Be Carnage» پس از رهایی دو شخصیت شرور و کاربلدش، تماشاگر را وارد یک تعلیق زودگذر می کند. تعلیقی که در آن تماشاگر منتظر است تا ببیند این دو شرور پر قدرت قرار است چه بلایی سر جهان بیاورند و چه انگیزه های مهمی برای اقدام شان دارد و نویسندگان فیلم اینچنین پاسخ کنجکاوی تماشاگر را داده اند:« این دو تا رو ببریم کلیسا ازدواج کنند و همانجا هم دعوا راه بندازیم!» و این اتفاق واقعاً در طول فیلم رخ می دهد و این بخش قرار است مبارزه نهایی دو ونومی را شامل شود که اصلاً نمی دانیم آن یکی که قرمز است کیست و چه می خواهد و حرف حسابش چیست!

 

«ونوم 2» یک فاجعه عجیب به شمار می رود که به طور مشخص سطح شعور تماشاگران را دست کم گرفته و مطمئن بوده که آن ها با تقلیل اتفاقات فیلم به لوده بازی مشکل خاصی نخواهند داشت. در واقع، آن ها اطمینان حاصل کرده اند که ارتباط ادی و ونوم به اندازه کافی بامزه و سرگرم کننده خواهد بود که نیازی به اضافه کردن یک روایت جدید به داستان نداشته باشند. نتیجه این تصمیم این شده که بخش ابتدایی فیلم که شامل رابطه عاطفی بین ونوم و ادی (!) است مضحک و بی نهایت عجیب و غریب از آب دربیاید و بخش دوم هم که شامل آن عروس و داماد بی هویت بوده، پا در هوا و بی سر و ته جلو می رود. «Venom: Let There Be Carnage» در همان مسیر خطرناکی پیش می رود که از چندین سال پیش آغاز شده و آن دست کم گرفتن سطح شعور مخاطب با ساخت آثار پاپ کورنی است. آثار فست فودی که مهم ترین عامل برای تولید آن نه خلاقیت و هنر سازندگان بلکه کارت های گرافیک هستند!

 

 

spacer.png

- پندار: زندگی بازی گرفتن دیگران نیست

که روزی عاشقش باشی و روزی قاتلش

- نمیخواستم بکشمش...

 

شاهد بوده ای

لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟

و آبی که پیش از آن

چه حریصانه و ابلهانه، می‌نوشد پرنده؟

تو، آن لحظه ای!

تو، آن تیغی!

تو، آن آبی!

من!

من، آن پرنده ام.... 

زندگی خنده کنان شاهد جان کندن ماست...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...

جذاب بود🥺

spacer.pngبرای خواندن رمان رِخوَت بر روی لینک کلید کنید

آنقدر زنده ماندن ادامه داشت که زندگی کردن، حسرت را بر دلهایمان مهر کرد و آنقدر بی‌دلیل ادامه یافت  که رِخوَت پدیدار گشت و در همان لحظه  از انسان هر کاری برآید.   شاید که چون چیزی برای از دست دادن و یا به دست آوردن نداشته باشد!

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من که عاشقشم😍😍 محشره

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...