رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

رمان‌ دست‌هایم را رها نکن | آرس کاربر انجمن نودهشتیا


آرس
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

نام رمان: دست‌هایم را رها نکن

نام نویسنده: آرس

ژانر:  عاشقانه، طنز، انتقامی

هدف:

ساعات پارت گذاری:

خلاصه:

رمان در مورد دختری به اسم پرساعه که  هجده  سالشه و خانواده‌ای نداره  و مهلت تخلیه خونه هم تا آخر هفته تموم میشه و باید به زودی  خونه رو خالی کنه. برای همین یک‌باری که با دوستاش  بیلیارد بازی می‌کرده با پسری همسن خودش آشنا میشه  که   کمکش می‌کنه تا خونه پیدا کنه اما نمی‌دونه این پسر از هر غریبه‌ای بهش نزدیک‌تر. 

ناظر: @M.f

ویرایش شده توسط مدیر راهنما
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

 

 

o9m3_img_20210304_171929_930.jpg

سلام خدمت شما نويسنده ي گرامی، ضمن سپاس از انتخاب شما، ورودتان را خیر مقدم می‌گوییم

چنان‌ چه علاقه ای مبنی بر آشنایی بیشتر با قواعد رمان نویسی دارید؛ به این تالار مراجعه کنید:👇
https://forum.98ia2.ir/forum/17-آموزش-نویسندگی/

انجمن نودهشتیا در صدد بر آمده که رمان شما بی هیچ عیب و نقصی اصلاح گردد پس یک ویراستار همراه و یک راهنمای اولیه، برای شما در نظر گرفته ایم.

@مدیر راهنما

@مدیر منتقد

@مدیر ویراستار

به نکات زیر توجه کنید:👇
1. از نوشتن کلمات ممنوعه و هرگونه متن که موجب نقض اسلام شود، به شدت خوداری کنید.
2. قبل از ارسال پارت خود، یک دور مطالعه کنید و اشکالات نگارشی و املایی را رفع کنید.
3. از پرداختن به موضوع های کلیشه ای تا جایی که ممکن است دوری کنید.
4. پس از ارسال هر پارت، جهت ویرایش، به ویراستار خود اطلاع دهید.
5. اگر در بخشی از رمان نیاز مند کمک هستید، در تالار اتاق فکر نویسندگان تاپیک زده تا مدیران به هم اندیشی شما رسیدگی کنند.


درخشیدن و موفقیت را برای شما آرزومندیم. رضایت شما نویسنده ی فهیم موجب افتخار ماست.
اکنون رمان شما مورد تایید ما گردیده و قادر به پارت گذاری هستید.
🌹قلمتون مانا، یا علی.🌹
"تیم خوبه نودهشتیا"

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

دستهایم را رها نکن...

نمیدانم چه سری در دستان توست  که هنگام گرفتنش انگار مشکلات به اندازه ی  نقطه ای  ،کوچک میشوند....نه ...دنیا هم کوچک میشود... دره ها تنگ میشوند ...آسمان صاف میشود... دریا تلاطمش را از دست میدهد و فقط من و تو می مانیم و ماه که تماشاگر ماست .

دستهایم را رها نکن ...

آخر وقتی آنها را میگیری   درد هایم مچاله میشوند و به پستوی ذهنم  میرود ،

دستهایم را که میگیری دنیایم رنگ چشمانت میشود،

آرامش عضو  جدا نشدنی روحم میشود،

و صدایت لالایی شبهایم.

میدانی چرا؟؟

زیرا دستان ما زیباترین پازل دنیاست.

*1

هنگامی که ای بابا  ...دیگه دارم قاطی میکنم  این دفعه دومه که توپشون میفته تو حیاط ...اینطوری نمیشه  رفتم تو آشپزخونه چاقو رو برداشتم و رفتم تو حیاط توپ رو برداشتم با چاقو پاره کردم  یکی  داشت به در میکوبید. رفتم درو بازکردم ممد بود توپو گرفتم جلوش  باور نمیکرد این همون توپش باشه ؛ توپ شده بود شبیه کاسه فقط آش نذریش کم بود  الان باید میگف نذرتون قبول..یک نگاه بدی بهم کرد :ایشالا زودتر از اینجا گورتو گم میکنی یه محله راحت میشن ...

پسره ی  بوق حداقل احترام منه بزرگترو نگه دار...حیف که اگه جوابشو میدادم به جای آخر هفته باید همین امروز جل و پلاسمو جمع میکردم و می رفتم  اخه باباش صاحبخونه بود یه ماه از مرگ بابا میگذشت اونم گفته بود خونه به دختر مجرد اجاره نمیده .هه حالا اگرهم اجاره میداد انگار من پول داشتم بهش بدم هرچی وسیله ام تو خونه بود فروخته بودمو و پولشو برای بیمارستان داده بودم  ...ای خدا کرمتو شکر... آخه من با این  سن کم کجا بهم کار میدن  ؟؟

فقط بهش یک چشم غره ترسناک  رفتم از اونا که طرف شلوارشو خیس میکنه بعدم محکم درو کوبیدم .باید یه فکری میکردم باید  یه جایی رو پیدا می کردم تا  اعلام نتایج کنکور... بعدشم میرفتم خوابگاه  .هه از اون به اصطلاح مادر هم که خیری نمی رسید اصلا نمیدونه من حالم خوبه یا نه. رفتم یک املت درست کردمو کپه مرگمو گذاشتم فرداشب  مسابقه داشتیم  تنها راه درآمدم   از  شرطبندی  بود حروم بود اما چاره  ای نداشتم باید یکجوری این  وامونده رو سیر میکردم .نصفه های شب بود  که یکی به در میکوبید ...  وای مگه شما  خواب ندارین اخه الان چه وقت در زدنه  انگار موقع خواب دهنم غار علی صدر بوده چون اب دهنم رو صورتم خشک شده بود رفتم صورتمو یه آب زدمو چادر گل گلیمو برداشتمو رفتم دم در . با داد گفتم :

ااااااهاااای چه خبرته مگه سرآوردی نصفه شبی  ...

درو که باز کردم رنگم پرید .

ویرایش شده توسط آرس
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...