رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

عکس شخصیت های رمان قرینه | معصومهE کاربر انجمن نودهشتیا


 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • کاربر منتخب
3 دقیقه قبل، .Murphy. گفته است:

عکسشو لایک نکردم

طوفان خانم..

هیچ هم به دلم ننشست

قشنگ مار بودن مشخصه میبینی مصی؟ ماااره مااار

جرررر دلت پره ازش میفهمم😂😂

 

4 دقیقه قبل، .Murphy. گفته است:

با تصورم فرق داری آرش اما جذابی، حداقل حیف اون مار بی چشم و رویی

هعی گاد ن فعلا اغوا نشده😂😂

 

4 دقیقه قبل، .Murphy. گفته است:

دختر خوشگل و مظلومم:(

هق...

 

5 دقیقه قبل، .Murphy. گفته است:

ماهورم لایک نزدم چون دوست طوفانه😂

شتتتت همون بهترررر دردسر داره😂😂

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB

- جوهرِ قلمِ خشاب، خون هستش! حالا اون با این خون می‌تونه مرگ رو، روی کاغذ بنویسه یا روی جونِ آدم‌ها!

- اگه نخوایم بنویسه...

- نخواستن معنی نداره؛ اینجا با نخواستن، پای سندِ مرگت امضا می‌زنی!

روایتی خونین نویس! 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • پاسخ 174
  • ایجاد شد
  • آخرین پاسخ

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

بهترین ارسال کنندگان این موضوع

هم اکنون، Masoome گفته است:

جرررر اونم خوبه ولی لنتی مونا ک عروس جذاب منه😂

جییییغ تو سمفونی ام اومد؟ گااااد😂

حالا هر چییی. عروس مثل همون دختر ادم میمونه. من که عروسامو دختر خودم می دونم مثلا تو الان دخمل منی. ولی توی سلیطه رو نمی دونم که منو مادر خودت میدونی یا چی😂🙊

اره دیگه گفتم حیفه نیاد خودش از دستم دلگیر میشه رقیب عشقی سیروان خسروی شده🤨😐😂🙊

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب
4 دقیقه قبل، Ghazal گفته است:

خودم پلیسم خیر سرم😂

نذار بگمممم😐😂

یا ابلفضل چکار قراره بکنه😂

بله بله😂😂

خب بگو😐😂

ی غلط خیلی افتضاااحی😐😂😂

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB

- جوهرِ قلمِ خشاب، خون هستش! حالا اون با این خون می‌تونه مرگ رو، روی کاغذ بنویسه یا روی جونِ آدم‌ها!

- اگه نخوایم بنویسه...

- نخواستن معنی نداره؛ اینجا با نخواستن، پای سندِ مرگت امضا می‌زنی!

روایتی خونین نویس! 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • همکار سایت
هم اکنون، Masoome گفته است:

بله بله😂😂

خب بگو😐😂

ی غلط خیلی افتضاااحی😐😂😂

خب نمیگممم که لو نره لعنتی😐😂

سکوت میکنم در حد فریاد😐😂

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB
همین که چشمانِ خیس و کبودش به چهره‌ی رنگ پریده و بی‌تفاوتِ ماهور خورد، ناخواسته با قدم‌هایی بلند فاصله‌ی بینشان را کم کرد؛ نفش نفس زنان همانطور که قطره‌های اشک امانِ گونه‌هایش را بریده بود لب زد:

- این بود ماهور؟ 

دستانِ لرزانش را مشت کرد و ضربه‌ای محکم تختِ سینه‌ی ماهور کوباند؛ به صدای مرتعش و مملو از بغضش جان بخشید و فریاد زد:

- این بود؟ مگه نگفتی سرِ اون شوخی نداری؟ مگه نگفتی سرِ جونش شرط‌بندی نمی‌کنی؟ 

یقه‌ی پیراهنِ مشکیِ ماهور را بینِ دستانِ خیس از عرق‌اش گرفت و با همان لحن ادامه داد:

- مگه نگفتی قاطیِ بازیِ من شدن شر میشه اما نمی‌ذارم ازم بگیرنش؟ 

ماهور بی آنکه لحظه‌ای برای رهایی از دستش تلاش کند، با ضربِ دستِ او پاهای بی‌جانش قدمی عقب حرکت کرد؛ با قرار دادن پلک‌هایش بر روی هم، قطره‌های اشک راهِ خودشان را پیدا کردند.  خودش هم نفهمیده بود از کِی  گریه‌ی بی‌سروصدا، جایِ هق هق‌هایش را گرفته است!

دوباره به یقه‌ی چروک شده‌ی ماهور چنگ زد و با لحنی که لرزه بر دلِ هر سنگی می‌انداخت لب گشود:

- ازت گرفتنش ماهور کارا؛ شنیدی؟ گرفتنش! 

♠️نبض مرگ♠️

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب
1 دقیقه قبل، Masi.fardi گفته است:

حالا هر چییی. عروس مثل همون دختر ادم میمونه. من که عروسامو دختر خودم می دونم مثلا تو الان دخمل منی. ولی توی سلیطه رو نمی دونم که منو مادر خودت میدونی یا چی😂🙊

اره دیگه گفتم حیفه نیاد خودش از دستم دلگیر میشه رقیب عشقی سیروان خسروی شده🤨😐😂🙊

یسسسس تو اصن مادر اصیل منیییی😂😂😂

به به نشد این بچم ی جا باشه رقیب عشقی نداشته باشه همه جا بدبخته😂😂

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB

- جوهرِ قلمِ خشاب، خون هستش! حالا اون با این خون می‌تونه مرگ رو، روی کاغذ بنویسه یا روی جونِ آدم‌ها!

- اگه نخوایم بنویسه...

- نخواستن معنی نداره؛ اینجا با نخواستن، پای سندِ مرگت امضا می‌زنی!

روایتی خونین نویس! 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب
هم اکنون، Ghazal گفته است:

خب نمیگممم که لو نره لعنتی😐😂

سکوت میکنم در حد فریاد😐😂

عا ن نگووووو😐😂

پر از فحش هاااا😐😂

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB

- جوهرِ قلمِ خشاب، خون هستش! حالا اون با این خون می‌تونه مرگ رو، روی کاغذ بنویسه یا روی جونِ آدم‌ها!

- اگه نخوایم بنویسه...

- نخواستن معنی نداره؛ اینجا با نخواستن، پای سندِ مرگت امضا می‌زنی!

روایتی خونین نویس! 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • همکار سایت
هم اکنون، Masoome گفته است:

عا ن نگووووو😐😂

پر از فحش هاااا😐😂

حالا میخوام بگم😐😂😂

به نکته ظریفی اشاره کردی 😐😂

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB
همین که چشمانِ خیس و کبودش به چهره‌ی رنگ پریده و بی‌تفاوتِ ماهور خورد، ناخواسته با قدم‌هایی بلند فاصله‌ی بینشان را کم کرد؛ نفش نفس زنان همانطور که قطره‌های اشک امانِ گونه‌هایش را بریده بود لب زد:

- این بود ماهور؟ 

دستانِ لرزانش را مشت کرد و ضربه‌ای محکم تختِ سینه‌ی ماهور کوباند؛ به صدای مرتعش و مملو از بغضش جان بخشید و فریاد زد:

- این بود؟ مگه نگفتی سرِ اون شوخی نداری؟ مگه نگفتی سرِ جونش شرط‌بندی نمی‌کنی؟ 

یقه‌ی پیراهنِ مشکیِ ماهور را بینِ دستانِ خیس از عرق‌اش گرفت و با همان لحن ادامه داد:

- مگه نگفتی قاطیِ بازیِ من شدن شر میشه اما نمی‌ذارم ازم بگیرنش؟ 

ماهور بی آنکه لحظه‌ای برای رهایی از دستش تلاش کند، با ضربِ دستِ او پاهای بی‌جانش قدمی عقب حرکت کرد؛ با قرار دادن پلک‌هایش بر روی هم، قطره‌های اشک راهِ خودشان را پیدا کردند.  خودش هم نفهمیده بود از کِی  گریه‌ی بی‌سروصدا، جایِ هق هق‌هایش را گرفته است!

دوباره به یقه‌ی چروک شده‌ی ماهور چنگ زد و با لحنی که لرزه بر دلِ هر سنگی می‌انداخت لب گشود:

- ازت گرفتنش ماهور کارا؛ شنیدی؟ گرفتنش! 

♠️نبض مرگ♠️

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب
هم اکنون، Ghazal گفته است:

حالا میخوام بگم😐😂😂

به نکته ظریفی اشاره کردی 😐😂

ن دیگه الان نباید بگی😐😂🔪

یسسس😂😐

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB

- جوهرِ قلمِ خشاب، خون هستش! حالا اون با این خون می‌تونه مرگ رو، روی کاغذ بنویسه یا روی جونِ آدم‌ها!

- اگه نخوایم بنویسه...

- نخواستن معنی نداره؛ اینجا با نخواستن، پای سندِ مرگت امضا می‌زنی!

روایتی خونین نویس! 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • همکار سایت
هم اکنون، Masoome گفته است:

ن دیگه الان نباید بگی😐😂🔪

یسسس😂😐

خودت خواستی 😐😂

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB
همین که چشمانِ خیس و کبودش به چهره‌ی رنگ پریده و بی‌تفاوتِ ماهور خورد، ناخواسته با قدم‌هایی بلند فاصله‌ی بینشان را کم کرد؛ نفش نفس زنان همانطور که قطره‌های اشک امانِ گونه‌هایش را بریده بود لب زد:

- این بود ماهور؟ 

دستانِ لرزانش را مشت کرد و ضربه‌ای محکم تختِ سینه‌ی ماهور کوباند؛ به صدای مرتعش و مملو از بغضش جان بخشید و فریاد زد:

- این بود؟ مگه نگفتی سرِ اون شوخی نداری؟ مگه نگفتی سرِ جونش شرط‌بندی نمی‌کنی؟ 

یقه‌ی پیراهنِ مشکیِ ماهور را بینِ دستانِ خیس از عرق‌اش گرفت و با همان لحن ادامه داد:

- مگه نگفتی قاطیِ بازیِ من شدن شر میشه اما نمی‌ذارم ازم بگیرنش؟ 

ماهور بی آنکه لحظه‌ای برای رهایی از دستش تلاش کند، با ضربِ دستِ او پاهای بی‌جانش قدمی عقب حرکت کرد؛ با قرار دادن پلک‌هایش بر روی هم، قطره‌های اشک راهِ خودشان را پیدا کردند.  خودش هم نفهمیده بود از کِی  گریه‌ی بی‌سروصدا، جایِ هق هق‌هایش را گرفته است!

دوباره به یقه‌ی چروک شده‌ی ماهور چنگ زد و با لحنی که لرزه بر دلِ هر سنگی می‌انداخت لب گشود:

- ازت گرفتنش ماهور کارا؛ شنیدی؟ گرفتنش! 

♠️نبض مرگ♠️

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب
هم اکنون، Ghazal گفته است:

خودت خواستی 😐😂

الان نمیخوام😐😂

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB

- جوهرِ قلمِ خشاب، خون هستش! حالا اون با این خون می‌تونه مرگ رو، روی کاغذ بنویسه یا روی جونِ آدم‌ها!

- اگه نخوایم بنویسه...

- نخواستن معنی نداره؛ اینجا با نخواستن، پای سندِ مرگت امضا می‌زنی!

روایتی خونین نویس! 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • همکار سایت
3 دقیقه قبل، Masoome گفته است:

الان نمیخوام😐😂

حله باش😐😂

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB
همین که چشمانِ خیس و کبودش به چهره‌ی رنگ پریده و بی‌تفاوتِ ماهور خورد، ناخواسته با قدم‌هایی بلند فاصله‌ی بینشان را کم کرد؛ نفش نفس زنان همانطور که قطره‌های اشک امانِ گونه‌هایش را بریده بود لب زد:

- این بود ماهور؟ 

دستانِ لرزانش را مشت کرد و ضربه‌ای محکم تختِ سینه‌ی ماهور کوباند؛ به صدای مرتعش و مملو از بغضش جان بخشید و فریاد زد:

- این بود؟ مگه نگفتی سرِ اون شوخی نداری؟ مگه نگفتی سرِ جونش شرط‌بندی نمی‌کنی؟ 

یقه‌ی پیراهنِ مشکیِ ماهور را بینِ دستانِ خیس از عرق‌اش گرفت و با همان لحن ادامه داد:

- مگه نگفتی قاطیِ بازیِ من شدن شر میشه اما نمی‌ذارم ازم بگیرنش؟ 

ماهور بی آنکه لحظه‌ای برای رهایی از دستش تلاش کند، با ضربِ دستِ او پاهای بی‌جانش قدمی عقب حرکت کرد؛ با قرار دادن پلک‌هایش بر روی هم، قطره‌های اشک راهِ خودشان را پیدا کردند.  خودش هم نفهمیده بود از کِی  گریه‌ی بی‌سروصدا، جایِ هق هق‌هایش را گرفته است!

دوباره به یقه‌ی چروک شده‌ی ماهور چنگ زد و با لحنی که لرزه بر دلِ هر سنگی می‌انداخت لب گشود:

- ازت گرفتنش ماهور کارا؛ شنیدی؟ گرفتنش! 

♠️نبض مرگ♠️

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۹ دقیقه قبل، Masoome گفته است:

یسسسس تو اصن مادر اصیل منیییی😂😂😂

به به نشد این بچم ی جا باشه رقیب عشقی نداشته باشه همه جا بدبخته😂😂

😂بخاطر اینکه تو واقعیت هم سلیقه قهوه ایه داره برای همین هم خداوند تو رمان ها اول دلش رو اب میکنه و بعد زیبارویان رو ازش دور میکنه. تا اون باشه و بی وفایی زیبارویان رو در رمان ببینه تا یاد بگیره در واقعیت چشمان کور خود را باز کنه و به زیبارویان نظری بندازه باتشکر. 😂😆حالا دلیلش رو فهمیدی مادر؟

سلیقه امیرشاه رو ببین!

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب
4 دقیقه قبل، Ghazal گفته است:

حله باش😐😂

آفرین😐😂

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB

- جوهرِ قلمِ خشاب، خون هستش! حالا اون با این خون می‌تونه مرگ رو، روی کاغذ بنویسه یا روی جونِ آدم‌ها!

- اگه نخوایم بنویسه...

- نخواستن معنی نداره؛ اینجا با نخواستن، پای سندِ مرگت امضا می‌زنی!

روایتی خونین نویس! 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب
1 دقیقه قبل، Masi.fardi گفته است:

😂بخاطر اینکه تو واقعیت هم سلیقه قهوه ایه داره برای همین هم خداوند تو رمان ها اول دلش رو اب میکنه و بعد زیبارویان رو ازش دور میکنه. تا اون باشه و بی وفایی زیبارویان رو در رمان ببینه تا یاد بگیره در واقعیت چشمان کور خود را باز کنه و به زیبارویان نظری بندازه باتشکر. 😂😆حالا دلیلش رو فهمیدی مادر؟

سلیقه امیرشاه رو ببین!

یسسسس و بسی قانع شدم سلیقش تو واقعیت خیلی چرتههه خیلییی هربار ک رل میزنه من سرمو میکوبم تو دیوار😂😂😂

امیرشاه کارش درسته بچم😂

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB

- جوهرِ قلمِ خشاب، خون هستش! حالا اون با این خون می‌تونه مرگ رو، روی کاغذ بنویسه یا روی جونِ آدم‌ها!

- اگه نخوایم بنویسه...

- نخواستن معنی نداره؛ اینجا با نخواستن، پای سندِ مرگت امضا می‌زنی!

روایتی خونین نویس! 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

هم اکنون، Masoome گفته است:

یسسسس و بسی قانع شدم سلیقش تو واقعیت خیلی چرتههه خیلییی هربار ک رل میزنه من سرمو میکوبم تو دیوار😂😂😂

امیرشاه کارش درسته بچم😂

تف به اون سلیقه واقعا. هر چی لاغر مردنی عملی استخونی افلیج هست  سلیقه این بچه ست.😐🤨😂حالا انتظار داری تو رمان پری بدیم دستش؟ این لیاقت نداره که😑💥🙄😂والا

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب
3 دقیقه قبل، Masi.fardi گفته است:

تف به اون سلیقه واقعا. هر چی لاغر مردنی عملی استخونی افلیج هست  سلیقه این بچه ست.😐🤨😂حالا انتظار داری تو رمان پری بدیم دستش؟ این لیاقت نداره که😑💥🙄😂والا

بعد تازه اون دخترام بیشتر حکم شوگرمامی و دارن من نمیفهمم واقعا، تف ب سلیقش😂😂😂

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB

- جوهرِ قلمِ خشاب، خون هستش! حالا اون با این خون می‌تونه مرگ رو، روی کاغذ بنویسه یا روی جونِ آدم‌ها!

- اگه نخوایم بنویسه...

- نخواستن معنی نداره؛ اینجا با نخواستن، پای سندِ مرگت امضا می‌زنی!

روایتی خونین نویس! 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب
2 دقیقه قبل، بوقلمون معتاد گفته است:

وای شما دو تا مصیا چه باحالید😂😂😂😂😂🦃💫😁

جوووون😂😂

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB

- جوهرِ قلمِ خشاب، خون هستش! حالا اون با این خون می‌تونه مرگ رو، روی کاغذ بنویسه یا روی جونِ آدم‌ها!

- اگه نخوایم بنویسه...

- نخواستن معنی نداره؛ اینجا با نخواستن، پای سندِ مرگت امضا می‌زنی!

روایتی خونین نویس! 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب
10 دقیقه قبل، بوقلمون معتاد گفته است:

چه قدرممم  شخصیتات خوشگلللننن😭😭😭😭😍😍🦃🦃😁💫🐂

جیییییغ فدااات چشات قشنگ میبینههه جیگر♡

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB

- جوهرِ قلمِ خشاب، خون هستش! حالا اون با این خون می‌تونه مرگ رو، روی کاغذ بنویسه یا روی جونِ آدم‌ها!

- اگه نخوایم بنویسه...

- نخواستن معنی نداره؛ اینجا با نخواستن، پای سندِ مرگت امضا می‌زنی!

روایتی خونین نویس! 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۴۲ دقیقه قبل، Masoome گفته است:

بعد تازه اون دخترام بیشتر حکم شوگرمامی و دارن من نمیفهمم واقعا، تف ب سلیقش😂😂😂

شوگر مامی های میمون برای چیز دیگه ان وگرنه نترس بگیر نیست😂😛

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب
5 دقیقه قبل، Masi.fardi گفته است:

شوگر مامی های میمون برای چیز دیگه ان وگرنه نترس بگیر نیست😂😛

اره بچم تنوع طلبه😂😂

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB

- جوهرِ قلمِ خشاب، خون هستش! حالا اون با این خون می‌تونه مرگ رو، روی کاغذ بنویسه یا روی جونِ آدم‌ها!

- اگه نخوایم بنویسه...

- نخواستن معنی نداره؛ اینجا با نخواستن، پای سندِ مرگت امضا می‌زنی!

روایتی خونین نویس! 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۲۷ دقیقه قبل، Masoome گفته است:

اره بچم تنوع طلبه😂😂

ازتنوع گذشته قصد تشکیل حرمسرا داره بعد اسم پسر من بد در رفته می بینی تو رو خدا😂🤨

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب
5 دقیقه قبل، Masi.fardi گفته است:

ازتنوع گذشته قصد تشکیل حرمسرا داره بعد اسم پسر من بد در رفته می بینی تو رو خدا😂🤨

هویت پسرامون جابجا شده مصی واس همینه وگرنه حرمسرا ک کار پسر منه😂😂

polish_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B1%DB%B1%DB

- جوهرِ قلمِ خشاب، خون هستش! حالا اون با این خون می‌تونه مرگ رو، روی کاغذ بنویسه یا روی جونِ آدم‌ها!

- اگه نخوایم بنویسه...

- نخواستن معنی نداره؛ اینجا با نخواستن، پای سندِ مرگت امضا می‌زنی!

روایتی خونین نویس! 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱ دقیقه قبل، Masoome گفته است:

هویت پسرامون جابجا شده مصی واس همینه وگرنه حرمسرا ک کار پسر منه😂😂

راست میگی امیرشاه مورد سوتفاهم واقع شده بچه م😂🙌

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری


×
×
  • اضافه کردن...