رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

پروین در شعر «بی پدر» نیز به مرگ پدرش


somayeh.59
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

بر سر خاک پدر دخترکی _ صورت و سینه به ناخن میخست
که نه پیوند و نه مادر دارم _ کاش روحم به پدر میپیوست
گریه‌ام بهر پدر نیست که او _ مرد و از رنج تهیدستی رست
زان کنم گریه که اندر یم بخت _ دام بر هر طرف انداخت گسست
شصت سال آفت این دریا دید _ هیچ ماهیش نیفتاد به شست
پدرم مرد ز بی‌ دارویی _ وندرین کوی سه داروگر هست
دل مسکینم از این غم بگداخت _ که طبیبش بر بالین ننشست
سوی همسایه پی نان رفتم _ تا مرا دید ، در خانه ببست
همه دیدند که افتاده ز پای _ لیک روزی نگرفتندش دست
آب دادم به پدر چون نان خواست _ دیشب از دیده من آتش جست
هم قبا داشت ثریا ، هم کفش _ دل من بود که ایام شکست
این همه بخل چرا کرد ، مگر _ من چه میخواستم از گیتی پست
سیم و زر بود ، خدائی گر بود _ آه از این آدمی دیوپرست
 
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...