رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

نقد وبررسی فیلم اسرافیل


کروئلا
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • مدیر آگهی

 اسرافیل

خلاصه داستان:

ماهی ( هدیه تهرانی ) در مراسم ترحیم پسر خود بار دیگر معشوقه سابق خود بهروز ( پژمان بازغی ) را رویت می کند و...

کارگردان :

آیدا پناهنده : متولد سال 1358 در تهران می باشد و فارغ التحصیل کارشناسی ارشد در رشته سینما از دانشکده سینما و تئاتر دانشگاه هنر تهران می باشد. فعالیت هنری پناهنده با ساخت فیلم کوتاه و سپس کارهای تلویزیونی آغاز شد که از جمله مهمترین آنها می توان به « آبروی از دست رفته آقای صادقی » اشاره کرد. پناهنده در سال 93 اولین فیلم بلند سینمایی خود با عنوان « ناهید » را روانه سینما کرد و « اسرافیل » دومین تجربه کارگردانی او محسوب می شود.

درباره فیلم « اسرافیل » :

« اسرافیل » حال و هوایی مشابه با ساخته پیشین آیدا پناهنده یعنی « ناهید » دارد. در هر دو این آثار دغدغه این فیلمساز جوان، پرداخت به زندگی زنانی است که زندگی خود را با مشقت فراوان پشت سر می گذارند و در این بین عشقی نیز جریان می یابد که آن هم مشکلات خاص خود را به همراه می آورد. با این تفاوت که در فیلم جدید پناهنده شخصیت زن ماجرا برعکس ناهید در اثر قبلی اش، وضعیت مبهمی دارد.

http://moviemag.ir/images/phocagallery/9018/israfeel/thumbs/phoca_thumb_l_2.jpg

داستان درباره مرگ پسرِ ماهی و بازگشت عشق قدیمی او به زندگی اش است در حالی که پای دختر دیگری هم در زندگی جدید بهروز در میان می باشد. موضوعی که این پیام آشکار را به مخاطب ارائه می دهد که قرار است عشق قدیمی میان ماهی و بهروز دوباره جریان بیفتد. اما این رابطه در « اسرافیل » هرگز به ثمر نمی نشیند چراکه اثر برای پرداخت شخصیت هایش تلاشی  به خرج نمی دهد و با ریتمی کند و محتوای حداقلی ، سعی در انتقال مفاهیم به مخاطبش دارد که باعث شده « اسرافیل » در فیلمنامه دچار ضعف فراوان باشد.

بهروز که شخصیت اصلی مرد داستان است، هرگز تکلیف خود را با ماهی و زندگی عاشقانه خود مشخص نمی کند. تماشاگر هیچ اطلاعاتی از بهروز بدست نمی آورد و نمی تواند سر از رابطه قدیمی او با ماهی درآورد چراکه اشاره ای به آن نمی شود و پناهنده با اطلاعات قطره چکانی سعی در زنده نگه داشتن عطش مخاطب برای یافتن حقیقت دارد. حقیقتی که متاسفانه مخاطب رغبتی برای دنبال کردن آن نخواهد داشت. به نظر می رسد بهروز در این میان قرار است تنها بهانه ای باشد برای به تصویر کشیده شدن زندگی زنان فیلم.

http://moviemag.ir/images/phocagallery/9018/israfeel/thumbs/phoca_thumb_l_6.jpg

ماهی در مواجه به بهروز وضعیت ثابتی ندارد. او در دقایقی از فیلم نسبت به ارتباطش با بهروز سخت گیری مشخصی ندارد اما در دقایق بعد خبری از این سخت گیری نیست! فیلم در ارتباط با رابطه او با بهروز تنها به گذشته ای اشاره می کند که ظاهراً دایی متعصب او رقم زده اما آنچه مخاطب از این دایی در طول داستان متوجه می شود، شباهتی با عامل نابودی عاشقانه میان بهروز و ماهی ندرد! به نظر می رسد که آیدا پناهنده در دومین تجربه کارگردانی اش توجه چندانی به آدمهای داستان و منطقی که می بایست در فیلمنامه گنجانده شود نداشته. از این رو، در هر لحظه از فیلم مخاطب می تواند انتظار اتفاقی عجیب را داشته باشد که شباهتی به دقایق قبل ندارد!

« اسرافیل » در بخش بازیگری نیز کمبودهای فراوانی دارد که بزرگترین آن مربوط به حضور پژمان بازغی در فیلم است. بازیگری که نمی تواند سرانجامی برای شخصیت منفعل بهروز ترسیم نماید تا به نقطه باور پذیر برسد. هدیه تهرانی نیز که لهجه اش در فیلم بسیار توی ذوق می زند، به نظر می رسد که انتخاب مناسبی برای بازی در نقش ماهی نیست و این را می توان در بازی نه چندان درخشان او در این فیلم مشاهده کرد. بازی اغراق شده مریلا زارعی هم بیش از ظرفیت داستان است و از کنترل خارج می شود.

http://moviemag.ir/images/phocagallery/9018/israfeel/thumbs/phoca_thumb_l_8.jpg

« اسرافیل » نسبت به ساخته پیشین پناهنده یک حرکت رو به عقب محسوب می شود. نوع روایت پناهنده از زنان فیلمش پیشرفتی نسبت به « ناهید » ندارد و در این میان دچار ضعف نیز شده است. آدمهای « اسرافیل » نه تنها نمی توانند ذهن مخاطب را درگیر کنند بلکه به محض اتمام فیلم از یاد خواهند رفت. تنها ویژگی مثبتی که در « اسرافیل » به چشم می خورد انتخاب لوکیشن فیلم است که چشم نواز است.

                           

spacer.png

- پندار: زندگی بازی گرفتن دیگران نیست

که روزی عاشقش باشی و روزی قاتلش

- نمیخواستم بکشمش...

 

شاهد بوده ای

لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟

و آبی که پیش از آن

چه حریصانه و ابلهانه، می‌نوشد پرنده؟

تو، آن لحظه ای!

تو، آن تیغی!

تو، آن آبی!

من!

من، آن پرنده ام.... 

زندگی خنده کنان شاهد جان کندن ماست...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...

لاولی🥺 قشنگ بود

spacer.pngبرای خواندن رمان رِخوَت بر روی لینک کلید کنید

آنقدر زنده ماندن ادامه داشت که زندگی کردن، حسرت را بر دلهایمان مهر کرد و آنقدر بی‌دلیل ادامه یافت  که رِخوَت پدیدار گشت و در همان لحظه  از انسان هر کاری برآید.   شاید که چون چیزی برای از دست دادن و یا به دست آوردن نداشته باشد!

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...