رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

نقد فیلم مالاریا


کروئلا
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • مدیر آگهی

515319

خلاصه داستان:

مرتضی  ( ساعد سهیلی ) و حنا ( ساغر قناعت ) دو جوانی هستند که به تهران می آیند و با اتفاقات گوناگونی مواجه می شوند و..

کارگردان :

پرویز شهبازی : متولد سال 1341 در تهران و دارای لیسانس کارگردانی از دانشکده صدا و سیما می باشد. او با ساخت فیلم « مسافر جنوب » در سال 1368 وارد عرصه فیلمسازی شد و با فیلم « نفس عمیق » که در سال 1381 آن را کارگردانی کرد، توانست توجه منتقدان و مردم را به خود جلب نماید. آخرین ساخته سینمایی او « دربند » بوده است.

 

درباره فیلم « مالاریا  » :

پرویز شهبازی با فیلم « عیار 14 » که بهترین ساخته سینمایی او محسوب می شود، جایگاه قابل اعتنایی در سینمای ایران بدست آورد و کاری کرد تا انتظار مخاطب از ساخته های بعدی اش بالاتر برود. اما این روند صعودی برقرار باقی نماند و شاهد افول ساخته های این فیلمساز در سالهای اخیر بودیم که « مالاریا » می تواند در رده بدترین های او قرار گیرد.

« مالاریا » مانند ساخته های پیشین شهبازی با محوریت جوانانی ساخته شده که هویت خود را نمی شناسند و به دنبال سهم خود از اجتماع هستند. اینبار فیلم داستانِ دختر و پسری را روایت می کند که از شهرستان به تهران آمده اند و قرار است با پلیدی های مکرر مواجه شوند. حضور در تهران این انتظار را در تماشاگر بوجود می آورد که فیلمساز قرار است خرده داستان ها و شخصیت های مکملی را وارد داستان نماید تا در نهایت به یک نقد اجتماعی برسد. اما این تنها اتفاقی است که برای « مالاریا » رخ نمی دهد!

http://moviemag.ir/images/phocagallery/9018/malaria/thumbs/phoca_thumb_l_2.jpg

فیلمنامه « مالاریا » چنان شلوغ و درهم و بی برنامه است که حتی طاقت تماشاگرش را برای تماشای اثر طاق می کند. عجیب است که در فیلمی که پرویز شهبازی ساخته، سکانس های به واقع بی کارکرد و اغراق شده ای نظیر جشن هسته ای را شاهد باشیم که در آن مجموعه ای از کلیشه ها و شعارهای اجتماعی مطرح شود بی آنکه بستر مناسبی برای چنین رویکردی مهیا شده باشد. در ادامه داستان نیز فیلم سراغ کنسرت خیابانی و اکران فیلم و ... تقریباً هر آنچه که در ذهن فیلمساز به عنوان علاقه جوانان نقطه گذاری می شود می رود و آن را به تصویر می کشد اما دلیل این حجم از پراکندگی چیست؟

تمام این پراکنده گویی های فیلم که به راحتی به اضافه گویی هم متمایل می شود، نه در جهت گسترش شخصیت پردازی بوده نه اصلاً نقطه عطفی در فیلمنامه محسوب می شود. به تصویر کشیدن این خرده موضوعات گوناگون تنها به اضافه شدن دقایق فیلم منجر شده تا تماشاگر یک تصویر کلی از دنیای جوانان داشته باشد، دنیایی که منطق روایی آن بحران فیلم را تشکیل می دهد و واقع گرایی را به حداقل می رساند.

« مالاریا » در شخصیت پردازی نیز وضعیت مساعدی ندارد. در فیلم مجموعه ای از بازیگران حضور دارند که حضورشان بی معنی و  بی کارکرد است که می توان از جمله آن به آزاده نامداری اشاره کرد که با حذف آن کوچک ترین اخلالی در روایت فیلم رخ نمی دهد. رفتارهای عجیب و اغلب بی منطق شخصیت های داستان نیز یکی دیگر از عوامل ضعف اثر به شمار می رود. به درستی مشخص نیست که منطقِ مرتضی و حنا برای فرار به تهران چه بوده است! آنها در این شهر چه هدفی را دنبال می کنند؟ و اصلاً چه شرایطی را متحمل شده اند که اینچنین بی هدف به اینجا و آنجا می روند؟ فیلم هیچ ایده ای درباره گذشته آنها مطرح نمی کند و همین امر به گنگ بودن بیشتر داستان انجامیده است.

http://moviemag.ir/images/phocagallery/9018/malaria/thumbs/phoca_thumb_l_7.jpg

« مالاریا » پرویز شهبازی در میان بدترین ساخته های این کارگردان قرار می گیرد. اثری که نشانی از « عیار 14 » و حتی » نفس عمیق » در آن نیست و با آشفته ترین داستان ممکن به سینما آمده است. علاقه وافر فیلم به استفاده از رگه های سیاسی در حالی که داستان در ذات قرار نیست چنین سمت و سویی بیابد، از جدیدترین ساخته پرویز شهبازی اثری ساخته که به هیچ عنوان نمی توان به آن نمره قبولی داد و بر ضعف هایش چشم بست. فیلم تنها یک « ساغر قناعت » به سینما معرفی می کند که می تواند آینده بهتری در سینما داشته باشد.

spacer.png

- پندار: زندگی بازی گرفتن دیگران نیست

که روزی عاشقش باشی و روزی قاتلش

- نمیخواستم بکشمش...

 

شاهد بوده ای

لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟

و آبی که پیش از آن

چه حریصانه و ابلهانه، می‌نوشد پرنده؟

تو، آن لحظه ای!

تو، آن تیغی!

تو، آن آبی!

من!

من، آن پرنده ام.... 

زندگی خنده کنان شاهد جان کندن ماست...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...

هوم اینم قشنگه🙂💖

spacer.pngبرای خواندن رمان رِخوَت بر روی لینک کلید کنید

آنقدر زنده ماندن ادامه داشت که زندگی کردن، حسرت را بر دلهایمان مهر کرد و آنقدر بی‌دلیل ادامه یافت  که رِخوَت پدیدار گشت و در همان لحظه  از انسان هر کاری برآید.   شاید که چون چیزی برای از دست دادن و یا به دست آوردن نداشته باشد!

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

نسبتاً جالب بود 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...