رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

درخواست نقد اولیه ی رمان خراش/masoo کاربر انجمن نودهشتیا


masoo
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • کاربر منتخب

سلام درخواست نقد داشتم

42 پارت

@مدیر منتقد

  • لایک 3
  • تشکر 1

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

-آدم با قلبش عاشق میشه، قلب منم خیلی وقته مرده، فقط می تپه تا جسمم نمیره. بذر عشقت رو قبل از هر اتفاقی از خاک دربیار.

-بذر؟خیلی وقته جوونه زده.

-قطعش کن!

-پس با ریشه هاش چیکار کنم؟

-من مسئولش نیستم.

ققنوسی برخاسته از خاکستر

روی متن بالا کلیک کن.

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

به زودی...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

با سلام.

منتقد شما @دخترخورشید می‌باشد.

رمان شما تا پایان تحویل نقد، قفل خواهد بود.

ممنون از همکاری و صبوری شما.

@masoo

  • لایک 3
  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب
7 ساعت قبل، دخترخورشید گفته است:

سلام   وقت بخیر

ممنونم♥️

تاریخ تگ: ۲۸  آذر

تاریخ تحویل نقد:  ۳ دی

سلام مرسی

  • لایک 1
  • تشکر 1

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

-آدم با قلبش عاشق میشه، قلب منم خیلی وقته مرده، فقط می تپه تا جسمم نمیره. بذر عشقت رو قبل از هر اتفاقی از خاک دربیار.

-بذر؟خیلی وقته جوونه زده.

-قطعش کن!

-پس با ریشه هاش چیکار کنم؟

-من مسئولش نیستم.

ققنوسی برخاسته از خاکستر

روی متن بالا کلیک کن.

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

به زودی...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب
22 ساعت قبل، مدیر منتقد گفته است:

با سلام.

منتقد شما @دخترخورشید می‌باشد.

رمان شما تا پایان تحویل نقد، قفل خواهد بود.

ممنون از همکاری و صبوری شما.

@masoo

تاپیک رمانم هنوز بازه

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

-آدم با قلبش عاشق میشه، قلب منم خیلی وقته مرده، فقط می تپه تا جسمم نمیره. بذر عشقت رو قبل از هر اتفاقی از خاک دربیار.

-بذر؟خیلی وقته جوونه زده.

-قطعش کن!

-پس با ریشه هاش چیکار کنم؟

-من مسئولش نیستم.

ققنوسی برخاسته از خاکستر

روی متن بالا کلیک کن.

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

به زودی...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

《بسم الله الرحمن الرحیم》

سلام نویسنده عزیز خسته نباشید، وقت بخیر

بریم سراغ 

     ♡نقد اولیه رمان زیبای خراش♡

♥★ اِّسِّمِّ ★♥

زمانی ما قصد خوندن یک کتاب، رمان، داستان و... رو داریم، در نگاه اول این اسم هست که به چشم می‌خوره پس اسم نقش بسزایی داره.

🌼 اندازه اسم از یک الی چهار بخش می‌تونه باشه که برای شما از یک قسمت تشکیل شده بود، پس درسته. حسی که من از اسم گرفتم حس زخم و یا خراشی که قراره شخصیت‌ها درگیرش بشن. ما رمان‌هایی داریم که از کلمه خراش استفاده کرده باشن مثل رمان خراش دل و... اما عنوان شما تکراری نبود و این به نظرم جذابیت لازم رو بهش می‌داد. با ژانرتون از این نظر وه این خراش می‌تونه از عشق باشه و اتفاقات نا خوش آیندی (تراژدی) به وجود بیاره و باعث معماهایی بشه هم‌خوانی داشت. با رمانتون هم از این جهت که خب دیدیم نوید یک خراش و یا زخمی از تابان به روی قلبش بود و همچنین غم برادر و مادرش و... مطابقت داشت جانا🌼

♡♡♡♡

♥★ ژِّاِّنِّرِّ ★♥

ژانر‌های صحیح عبارت‌اند از: عاشقانه، تراژدی، طنز، اجتماعی، جنایی، پلیسی، معمایی، تخیلی، ترسناک، تاریخی، مذهبی و...

🌼 ژانر‌هاتون صحیح هستن عسلم. ببینین به عنوان یک خواننده، ما اون اول شاهد اتفاقات معمایی هستیم چون ما نه از عشق نوید خبر داریم نه از غمش فقط این‌که پاکتی میده به تابان و باقی اتفاقاتش معمایی رو ایجاد می‌کنه برامون(البته میزان معمایی بودن رمان انقدری خوب و زیاد بود که می‌شد ژانر معمایی رو کاملا مشاهده کرد.) پس بهتره اول ژانر معمایی رو قرار بدین بعد عاشقانه و تراژدی. حال و هوای غمگین بودن در کنار اتفاقات تلخ هم داخل رمان وجود داشت که نشون از ژانر تراژدی میده!🌼

♡♡♡♡

♥★ خلِّاِّصِّهِّ ★♥

  نویسنده با بیش ترین توانش در عین کم ترین تعداد کلمات قلم در دست می‌گیره و اولین ارتباط اصلی‌اش رو با خواننده آغاز می کنه.

🌼 اندازه خلاصه از پنج الی ده خط می‌تونه باشه برای شما خوب بود‌. خلاصه از نظر کیفیت کلمات و سطح جمله بندی جذاب بود اما خلاصه باید کمی از اطلاعات رمان همرا گنگی خودش تحویل خواننده داده بشه تا اون رو جذب کنه، برای شما بیشتر شبیه مقدمه بود چون از احساسات صحبت شده بود و اطلاعات خاصی از رمان داده نشده بود بهتره عوضش کنین و کمی از اطلاعات رو داخل خلاصه‌تون قرار بدین.🌼

♡♡♡♡

♥★ مِّقِّدِّمِّهِّ ★♥

مقدمه‌ی یک رمان حکم سرآغاز رو داره، شروعی که بعد از اون مستقیم وارد رمان می‌شیم.

🌼 مقدمه جذاب بود و اندازه‌ش هم خوب بود. با ایده رمان از این نظر که از احساسات نوید گفته شده بود هم‌خوانی داشت.🌼

♡♡♡♡

♥★ آغِّاِّزِّ رِّمِّاِّنِّ ★♥

 زمانی که خواننده شروع می‌کنه به خوندن رمان، به این معناهست که چهار خوان رستم رو گذرانده! پس کافی ِ تا با یه اشتباه کوچیک تو انتخاب محتوا و آغاز، نویسنده کل تلاش ‌ها رو هیچ کنه. 

🌼 آغاز رمان هم خوب بود خب از جایی گنگ شروع شد و کم کم قضایا روشن می‌شد من شروع رو خیلی دوست داشتم🌼

♡♡♡

♥️✿جًٍلًٍدً ٍرًٍمًٍاًٍنً✿♥️

🌼جلدی که از انجمن باشه مشاهده نشد و یه عکسی که فقط عکس شخصیت‌ها بود گذاشته بودین اون بیشتر شبیه پوستر و یا معرفی شخصیت هست جانا بهتره به چاش درخواست طراحی جلد بدین که مطابق ایده رمانتون باشه و جذابیتش رو برسونه. 🌼

♡♡♡

♥️✿سیر رمان✿♥️

سیر رمان به سه دسته تقسیم میشه:

تند،معمولی،کند

🌼سیر رمان شما معمولی بود چون اتفاقات هرکدوم به اندازه کافی باز شده بودن عزیزدلم.🌼

●▬๑۩عناصر های مهم رمان۩๑▬●

♥️✿¸.پیرنگ رمان و گره افکنی.¸✿♥️

🌼پیرنگ: رمان پیرنگ خوبی داشت و اتفاقات گاها با دلیل منطقی و گاها با دلایل احساسی رخ می‌دادن درکل چیزی لنگ نمی‌زد داخل پیرنگ شما.

 

 

گره افکنی: گره‌ها به وجود می‌اومدن و پشت سرهم باز می‌شدن. اما به نظر من بهتر بود مثلا همون اول تمام حقایق رو، رو نمی‌کردین کمی نگه می‌داشتین و یا کم کم بازش می‌کردین تا ادامه رمان برای خواننده جذاب باشه وگرنه باید برای ادامه هم گره‌های جدیدی بسازین تا خواننده از روی کنجکاوی رمان رو ادامه بده تا رمان از جذابیت نیفته. معمایی بودن رمانتون خوبه اما‌ سیر رمان نباید بدون معما بمونه عزیزم تا این‌جا همه چیز هوب بود و معماهایی ایماد شدن و در نتیجه باز شدن اما چون تمام اطلاعات رو زود دادین داخل رمان باید حواستون باشه او ادامه رمان هم ژانر معمایی دیده بشه 🌼

 

                     ------------------------

♥️✿¸.زاویه دید.¸✿♥️

 انواع زاویه دید:

اول شخص

دوم شخص

سوم شخص

🌼زاویه دید رمان سوم شخص(دانای کل) بود. این‌که این زاویه دید باعث نشده بود شما شخصیت‌ها رو قاطی کنین و شخصیتشون رو شبیه به هم بسازین خیلی جذاب بود. رعایت کرده بودین و پیشنهاد می‌کنم تا آخر رمان زاویه دیدتون رو ثابت نگه دارین. 🌼

                   ------------------------------

♥️✿¸.لحن.¸✿♥️

لحن رمان به سه دسته تقسیم میشه: محاوره‌ای، ادبی، معیار

🌼لحن رمان معیار بود. یعنی مونولوگ‌ها ادبی و دیالوگ‌ها محاوره بودن. رعایت کرده بودین و ثابت نگه داشته بودین اما چند کلمه دیدم که مناسب لحن ادبی نبودن(داخل مونولوگ) 

مثلا: بی روشن کردن چراغ 

بدون روشن کردن چراغ

لای چشمانش را گشود کلمه (لای) زیاد مناسب نیست بهتر بود مثلا می‌نوشتین:

پلک‌هایش از هم فاصله گرفتن و یا چشمانش را گشود!🌼

 

          

                 ------------------------------

♥️✿¸.فضا.¸✿♥️

🌼فضای رمان هم در کل خوب بود. فضایی که باعث می‌شد یک درک کلی از رمان رو داشته باشیم، و بتونیم بهتر تصویر سازی کنیم داخل ذهنمون مثلا فضایی که نوید ناراحت داشت با روزبه درد و دل می‌کرد من خودم اون لحظه ها ‌و اون فضای غمگین رو کاملا حس می‌کردم انگار اون‌جا وجود داشتم و با چشم شاهد قضایا بودم!🌼

                 ------------------------------

♥️✿¸.شخضیت.¸✿♥️

🌼شخصیت‌ها بعضن خوب شکل گرفته بودن مثلا نوید آدمی شکست خورده بود که سعی داشت سر بقیه تلافی کنه و یا تابان شخصیت سرد و آروم و ترسویی رو داشت اما حسام خوب شخصیتش رو نشون نداده بودین آدمی بود که انگار می‌اومد و از وسط رمان و اتفاقات رد می‌شد می‌رفت اما تصویر درستی رو داخل ذهن خواننده باقی نمی‌ذاشت. و یا سحر به خوبی شخصیتش توصیف شده بود اما روزبه کمی گنگ بود مثلا چرا باید داخل بدبخت کردن تابان با نوید همکاری می‌کرد؟ سر رفاقتشون؟ شما گفته بودین که به نوید گفت پشتشه اما اصلا واضح نگفتین احساسات خودش چیه و حتی یکم عذاب وجدان هم نداشت؟! شخصیتش آروم و خوب و یا مثل نوید آتیشی بود؟! 🌼

                  ------------------------------

●▬▬๑۩بررسی صحنه‌های رمان۩๑▬▬●

 

  ♥️✿صحنه✿♥️

صحنه از عناصر داستان هست که مکان و زمان وقوع داستان رو مشخص می‌کنه و تو شناسایی شخصیت‌ها، حوادث، و فضای داستان به خواننده نقش مهمی را ایفا می‌کنه.

🌼 صحنه‌هارو خوب ساخته بودی و من متوجه می شدم هر اتفاقی داخل چه مکانی و چه زمانی داره رخ میده و یا اتفاق افتاده!🌼

                   ♡♡♡♡♡♡♡♡♡

♥️✿روایت✿♥️

🌼ببینین روایتتون الان جذاب هست چون ما پارت ها رو جدا جدا می‌خونیم. بعضی اوقات دیدم که شما مثلا اومدین پارت قبل داشتین درباره یک اتفاق صحبت می‌کردید و پارت بعدیش پرش زدید یا به گذشته و یا به آینده و یا یک زمان و مکان دیگه‌ای که خوب این آخر پارت مشخص می‌شد دقیقا کجا هستن و چه اتفاقی داره می‌افته‌ ولی اگر در آخر رمان تون پی دی اف بشه و این ها پشت سر هم قرار بگیره به نظرم زیاد ظاهر جذابی نداره چون خواننده قاطی میکنه، گیج میشه و در آخر ممکنه رمات رو ول کنه. بهتر حداقل یک نشونی‌ای بذارین خواننده متوجه بشه که اون اتفاق به اتمام رسیده و از جای دیگه‌ای دارید صحبت می کنید مثلاً اگر دارید از نوید صحبت می کنید و پارت بعد پرش می‌زنین از گذشتش بگین یا بزنین فلش بک و یا بگین به یاد آورده این طرز روایتتون بیشتر شبیه فیلم نامه نویسی هست رمان باید مشخص و واضح باشه تا خواننده تصوی سازیه خوبی رو بتونه داشته باش. 🌼

                 ♡♡♡♡♡♡♡♡♡

              ♡♡♡♡♡♡

     ●▬▬▬▬๑۩توصیفات۩๑▬▬▬▬●

 ما توصیفات رو به پنج بخش«توصیف مکان، توصیف زمان، توصیف حالات، توصیف کاراکتر، توصیف احساس» تقسیم میکنیم.

🌼☆توصیف مکان☆🌼

🐿 اصلا مکان‌ها رو خوب توصیف نمی‌کنین جانان مثلا میگین داخل کافه و یا خونه هست اما حداقل کمی از اون مکان اطراف توصیف نمی‌کنین تا مخاطب بتونه تصور کنه دقیقا کاراکتر کجا قرار گرفته. مثل خونه حسام ویا مکان‌هایی که نوید داخلش قرار داره در کل باید تصویر ذهنی‌ای از مکان داخل ذهن خواننده به جا بذاری تا بهتر جذب رمانت بشه!🌰        

🌺☆توصیف زمان☆🌺

🍓توصیف زمان خوب بود.🐼

🌸☆توصیف حالات☆🌸

🥤حالات رو هم خوب به تصویر کشیده بودین مثلا می‌گفتین تابان اون لحظه چه واکنش و یا حالتی از خودش نشون داده و...🍚

🌹☆توصیف کاراکتر☆ 🌹

🐕خوبه که توصیف کاراکترها رو به سیر رمان سپرده بودین و کم کم باعث می‌شدین تصویر سازی‌هایی داشته باشیم از ظاهرشون اما کم بود! مثلا من ته تهش یه ظاهری از تابان و یا نوید داخل ذهنم بود اما حسام و روزبه و سحر و یا باقی کاراکتر‌ها زیاد کاراکترشون توصیف نشده بودن.🥂

🌻☆توصیف احساس☆🌻

👩‍🌾احساسات خیلی خوب و کامل توصیف می‌شدن و قشنگ خواننده رو مجبور می‌کرد که داخل مثلا فضای غمگین حس غم رو داشته باشه! به نوعی احساسات مخاطب رو هم به بازی می‌گرفتنی 🍭

         ●▬▬▬▬๑۩‌‌‌‌‌‌‌۩๑▬▬▬▬▬●

  <💚>~~‌‌‌‌‌‌‌پارادوکس~~<💚>

🍀مشاهده نشد🍀

<💛>~~تشبیه~~<💛>

🌼مشاهده شد و به خوبی بهش پرداخته بودین.🌼

<🧡>~~استعاره~~<🧡>

🍑مشاهده شد عزیزم خیلی خوب ازش استفاده کرده بودین .🍑

<💜>~~حس آمیزی~~<💜>

☂مشاهده نشد.☂

●▬▬▬▬๑۩تکرار۩๑▬▬▬▬●

♥️¸✿¸.حروف و علایم.¸✿♥️   

🍇علایم تکرار نداشتن اما‌یه حروفی رو تکرار کرده بودین: کیفمم که به جاش کیفم رو هم بنویسین درست‌تره.🍇

  

   ♥️•.¸✿.کلمات.¸✿♥️

🍒حروف تکراری دیده نشده.🍒

♥️✿¸.افعال.¸✿♥️

🍓افعال هم تکرار نداشتن.🍓

°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•

♡اندازه پارت♡

اندازه پارت یک رمان در گوشی میتونه از 60 الی 70 خط تشکیل بشه. در سیستم میتونه از 30 الی 40 خط تشکیل بشه. 

○عزیزم اندازه پارت‌ها داره روبه زیادی شدن میره مراقب باش اندازه پارت‌ها از دستت در نره و زیاد بشه.●

《هدف مند بودن پارت‌ها》

{میزان وابستگی و یا مستقل بودن پارت‌ها اندازه بود و مشکلی نداشت}

💛✿اصول درست نویسی، اشتباهات تایپی و رعایت فعل و فاعل در متن✿💛

《اش》《ای》《ها》《می》《نمی》 با نیم فاصله نوشته می‌شه که شما گاهن بافاصله نوشته بودین اما با نیم فاصله نه و گاهن حتی فاصله هم نداده بودین! برای مثال:

نمیخواستم و یا نمی خواستم نمی‌خواستم

 

نمونه‌ای از اشتباهاتون جانا:

شیشه ای شیشه‌ای

می فهمی می‌فهمی

چشمام چشم‌هام

زندگیش زندگی‌ش

میتونه می‌تونه

نمیزاشتی نمی‌ذاشتی

نوید دستانش را به دسته های مبل تکیه داد و سرش را به پشتی آن

دستانش را به دسته‌های مبل و سرش را به پشتی‌ آن تکیه داد.

 اشفته آشفته

لب هایش لب‌هایش

مدت ها مدت‌ها

سینه ی سینه‌ی

 گریه اش گریه‌اش

شانه‌ ای شانه‌ای

🖤سخن منتقد🤍

🐼موفق و سلامت    باشی جانانم🐾

منتقد:ریحانه‌اسماعیلی‌نیا( @دخترخورشید)

 @masoo

 

  

  • تشکر 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب
10 دقیقه قبل، مدیر منتقد گفته است:

《بسم الله الرحمن الرحیم》

سلام نویسنده عزیز خسته نباشید، وقت بخیر

بریم سراغ 

     ♡نقد اولیه رمان زیبای خراش♡

♥★ اِّسِّمِّ ★♥

زمانی ما قصد خوندن یک کتاب، رمان، داستان و... رو داریم، در نگاه اول این اسم هست که به چشم می‌خوره پس اسم نقش بسزایی داره.

🌼 اندازه اسم از یک الی چهار بخش می‌تونه باشه که برای شما از یک قسمت تشکیل شده بود، پس درسته. حسی که من از اسم گرفتم حس زخم و یا خراشی که قراره شخصیت‌ها درگیرش بشن. ما رمان‌هایی داریم که از کلمه خراش استفاده کرده باشن مثل رمان خراش دل و... اما عنوان شما تکراری نبود و این به نظرم جذابیت لازم رو بهش می‌داد. با ژانرتون از این نظر وه این خراش می‌تونه از عشق باشه و اتفاقات نا خوش آیندی (تراژدی) به وجود بیاره و باعث معماهایی بشه هم‌خوانی داشت. با رمانتون هم از این جهت که خب دیدیم نوید یک خراش و یا زخمی از تابان به روی قلبش بود و همچنین غم برادر و مادرش و... مطابقت داشت جانا🌼

♡♡♡♡

♥★ ژِّاِّنِّرِّ ★♥

ژانر‌های صحیح عبارت‌اند از: عاشقانه، تراژدی، طنز، اجتماعی، جنایی، پلیسی، معمایی، تخیلی، ترسناک، تاریخی، مذهبی و...

🌼 ژانر‌هاتون صحیح هستن عسلم. ببینین به عنوان یک خواننده، ما اون اول شاهد اتفاقات معمایی هستیم چون ما نه از عشق نوید خبر داریم نه از غمش فقط این‌که پاکتی میده به تابان و باقی اتفاقاتش معمایی رو ایجاد می‌کنه برامون(البته میزان معمایی بودن رمان انقدری خوب و زیاد بود که می‌شد ژانر معمایی رو کاملا مشاهده کرد.) پس بهتره اول ژانر معمایی رو قرار بدین بعد عاشقانه و تراژدی. حال و هوای غمگین بودن در کنار اتفاقات تلخ هم داخل رمان وجود داشت که نشون از ژانر تراژدی میده!🌼

♡♡♡♡

♥★ خلِّاِّصِّهِّ ★♥

  نویسنده با بیش ترین توانش در عین کم ترین تعداد کلمات قلم در دست می‌گیره و اولین ارتباط اصلی‌اش رو با خواننده آغاز می کنه.

🌼 اندازه خلاصه از پنج الی ده خط می‌تونه باشه برای شما خوب بود‌. خلاصه از نظر کیفیت کلمات و سطح جمله بندی جذاب بود اما خلاصه باید کمی از اطلاعات رمان همرا گنگی خودش تحویل خواننده داده بشه تا اون رو جذب کنه، برای شما بیشتر شبیه مقدمه بود چون از احساسات صحبت شده بود و اطلاعات خاصی از رمان داده نشده بود بهتره عوضش کنین و کمی از اطلاعات رو داخل خلاصه‌تون قرار بدین.🌼

♡♡♡♡

♥★ مِّقِّدِّمِّهِّ ★♥

مقدمه‌ی یک رمان حکم سرآغاز رو داره، شروعی که بعد از اون مستقیم وارد رمان می‌شیم.

🌼 مقدمه جذاب بود و اندازه‌ش هم خوب بود. با ایده رمان از این نظر که از احساسات نوید گفته شده بود هم‌خوانی داشت.🌼

♡♡♡♡

♥★ آغِّاِّزِّ رِّمِّاِّنِّ ★♥

 زمانی که خواننده شروع می‌کنه به خوندن رمان، به این معناهست که چهار خوان رستم رو گذرانده! پس کافی ِ تا با یه اشتباه کوچیک تو انتخاب محتوا و آغاز، نویسنده کل تلاش ‌ها رو هیچ کنه. 

🌼 آغاز رمان هم خوب بود خب از جایی گنگ شروع شد و کم کم قضایا روشن می‌شد من شروع رو خیلی دوست داشتم🌼

♡♡♡

♥️✿جًٍلًٍدً ٍرًٍمًٍاًٍنً✿♥️

🌼جلدی که از انجمن باشه مشاهده نشد و یه عکسی که فقط عکس شخصیت‌ها بود گذاشته بودین اون بیشتر شبیه پوستر و یا معرفی شخصیت هست جانا بهتره به چاش درخواست طراحی جلد بدین که مطابق ایده رمانتون باشه و جذابیتش رو برسونه. 🌼

♡♡♡

♥️✿سیر رمان✿♥️

سیر رمان به سه دسته تقسیم میشه:

تند،معمولی،کند

🌼سیر رمان شما معمولی بود چون اتفاقات هرکدوم به اندازه کافی باز شده بودن عزیزدلم.🌼

●▬๑۩عناصر های مهم رمان۩๑▬●

♥️✿¸.پیرنگ رمان و گره افکنی.¸✿♥️

🌼پیرنگ: رمان پیرنگ خوبی داشت و اتفاقات گاها با دلیل منطقی و گاها با دلایل احساسی رخ می‌دادن درکل چیزی لنگ نمی‌زد داخل پیرنگ شما.

 

 

گره افکنی: گره‌ها به وجود می‌اومدن و پشت سرهم باز می‌شدن. اما به نظر من بهتر بود مثلا همون اول تمام حقایق رو، رو نمی‌کردین کمی نگه می‌داشتین و یا کم کم بازش می‌کردین تا ادامه رمان برای خواننده جذاب باشه وگرنه باید برای ادامه هم گره‌های جدیدی بسازین تا خواننده از روی کنجکاوی رمان رو ادامه بده تا رمان از جذابیت نیفته. معمایی بودن رمانتون خوبه اما‌ سیر رمان نباید بدون معما بمونه عزیزم تا این‌جا همه چیز هوب بود و معماهایی ایماد شدن و در نتیجه باز شدن اما چون تمام اطلاعات رو زود دادین داخل رمان باید حواستون باشه او ادامه رمان هم ژانر معمایی دیده بشه 🌼

 

                     ------------------------

♥️✿¸.زاویه دید.¸✿♥️

 انواع زاویه دید:

اول شخص

دوم شخص

سوم شخص

🌼زاویه دید رمان سوم شخص(دانای کل) بود. این‌که این زاویه دید باعث نشده بود شما شخصیت‌ها رو قاطی کنین و شخصیتشون رو شبیه به هم بسازین خیلی جذاب بود. رعایت کرده بودین و پیشنهاد می‌کنم تا آخر رمان زاویه دیدتون رو ثابت نگه دارین. 🌼

                   ------------------------------

♥️✿¸.لحن.¸✿♥️

لحن رمان به سه دسته تقسیم میشه: محاوره‌ای، ادبی، معیار

🌼لحن رمان معیار بود. یعنی مونولوگ‌ها ادبی و دیالوگ‌ها محاوره بودن. رعایت کرده بودین و ثابت نگه داشته بودین اما چند کلمه دیدم که مناسب لحن ادبی نبودن(داخل مونولوگ) 

مثلا: بی روشن کردن چراغ 

بدون روشن کردن چراغ

لای چشمانش را گشود کلمه (لای) زیاد مناسب نیست بهتر بود مثلا می‌نوشتین:

پلک‌هایش از هم فاصله گرفتن و یا چشمانش را گشود!🌼

 

          

                 ------------------------------

♥️✿¸.فضا.¸✿♥️

🌼فضای رمان هم در کل خوب بود. فضایی که باعث می‌شد یک درک کلی از رمان رو داشته باشیم، و بتونیم بهتر تصویر سازی کنیم داخل ذهنمون مثلا فضایی که نوید ناراحت داشت با روزبه درد و دل می‌کرد من خودم اون لحظه ها ‌و اون فضای غمگین رو کاملا حس می‌کردم انگار اون‌جا وجود داشتم و با چشم شاهد قضایا بودم!🌼

                 ------------------------------

♥️✿¸.شخضیت.¸✿♥️

🌼شخصیت‌ها بعضن خوب شکل گرفته بودن مثلا نوید آدمی شکست خورده بود که سعی داشت سر بقیه تلافی کنه و یا تابان شخصیت سرد و آروم و ترسویی رو داشت اما حسام خوب شخصیتش رو نشون نداده بودین آدمی بود که انگار می‌اومد و از وسط رمان و اتفاقات رد می‌شد می‌رفت اما تصویر درستی رو داخل ذهن خواننده باقی نمی‌ذاشت. و یا سحر به خوبی شخصیتش توصیف شده بود اما روزبه کمی گنگ بود مثلا چرا باید داخل بدبخت کردن تابان با نوید همکاری می‌کرد؟ سر رفاقتشون؟ شما گفته بودین که به نوید گفت پشتشه اما اصلا واضح نگفتین احساسات خودش چیه و حتی یکم عذاب وجدان هم نداشت؟! شخصیتش آروم و خوب و یا مثل نوید آتیشی بود؟! 🌼

                  ------------------------------

●▬▬๑۩بررسی صحنه‌های رمان۩๑▬▬●

 

  ♥️✿صحنه✿♥️

صحنه از عناصر داستان هست که مکان و زمان وقوع داستان رو مشخص می‌کنه و تو شناسایی شخصیت‌ها، حوادث، و فضای داستان به خواننده نقش مهمی را ایفا می‌کنه.

🌼 صحنه‌هارو خوب ساخته بودی و من متوجه می شدم هر اتفاقی داخل چه مکانی و چه زمانی داره رخ میده و یا اتفاق افتاده!🌼

                   ♡♡♡♡♡♡♡♡♡

♥️✿روایت✿♥️

🌼ببینین روایتتون الان جذاب هست چون ما پارت ها رو جدا جدا می‌خونیم. بعضی اوقات دیدم که شما مثلا اومدین پارت قبل داشتین درباره یک اتفاق صحبت می‌کردید و پارت بعدیش پرش زدید یا به گذشته و یا به آینده و یا یک زمان و مکان دیگه‌ای که خوب این آخر پارت مشخص می‌شد دقیقا کجا هستن و چه اتفاقی داره می‌افته‌ ولی اگر در آخر رمان تون پی دی اف بشه و این ها پشت سر هم قرار بگیره به نظرم زیاد ظاهر جذابی نداره چون خواننده قاطی میکنه، گیج میشه و در آخر ممکنه رمات رو ول کنه. بهتر حداقل یک نشونی‌ای بذارین خواننده متوجه بشه که اون اتفاق به اتمام رسیده و از جای دیگه‌ای دارید صحبت می کنید مثلاً اگر دارید از نوید صحبت می کنید و پارت بعد پرش می‌زنین از گذشتش بگین یا بزنین فلش بک و یا بگین به یاد آورده این طرز روایتتون بیشتر شبیه فیلم نامه نویسی هست رمان باید مشخص و واضح باشه تا خواننده تصوی سازیه خوبی رو بتونه داشته باش. 🌼

                 ♡♡♡♡♡♡♡♡♡

              ♡♡♡♡♡♡

     ●▬▬▬▬๑۩توصیفات۩๑▬▬▬▬●

 ما توصیفات رو به پنج بخش«توصیف مکان، توصیف زمان، توصیف حالات، توصیف کاراکتر، توصیف احساس» تقسیم میکنیم.

🌼☆توصیف مکان☆🌼

🐿 اصلا مکان‌ها رو خوب توصیف نمی‌کنین جانان مثلا میگین داخل کافه و یا خونه هست اما حداقل کمی از اون مکان اطراف توصیف نمی‌کنین تا مخاطب بتونه تصور کنه دقیقا کاراکتر کجا قرار گرفته. مثل خونه حسام ویا مکان‌هایی که نوید داخلش قرار داره در کل باید تصویر ذهنی‌ای از مکان داخل ذهن خواننده به جا بذاری تا بهتر جذب رمانت بشه!🌰        

🌺☆توصیف زمان☆🌺

🍓توصیف زمان خوب بود.🐼

🌸☆توصیف حالات☆🌸

🥤حالات رو هم خوب به تصویر کشیده بودین مثلا می‌گفتین تابان اون لحظه چه واکنش و یا حالتی از خودش نشون داده و...🍚

🌹☆توصیف کاراکتر☆ 🌹

🐕خوبه که توصیف کاراکترها رو به سیر رمان سپرده بودین و کم کم باعث می‌شدین تصویر سازی‌هایی داشته باشیم از ظاهرشون اما کم بود! مثلا من ته تهش یه ظاهری از تابان و یا نوید داخل ذهنم بود اما حسام و روزبه و سحر و یا باقی کاراکتر‌ها زیاد کاراکترشون توصیف نشده بودن.🥂

🌻☆توصیف احساس☆🌻

👩‍🌾احساسات خیلی خوب و کامل توصیف می‌شدن و قشنگ خواننده رو مجبور می‌کرد که داخل مثلا فضای غمگین حس غم رو داشته باشه! به نوعی احساسات مخاطب رو هم به بازی می‌گرفتنی 🍭

         ●▬▬▬▬๑۩‌‌‌‌‌‌‌۩๑▬▬▬▬▬●

  <💚>~~‌‌‌‌‌‌‌پارادوکس~~<💚>

🍀مشاهده نشد🍀

<💛>~~تشبیه~~<💛>

🌼مشاهده شد و به خوبی بهش پرداخته بودین.🌼

<🧡>~~استعاره~~<🧡>

🍑مشاهده شد عزیزم خیلی خوب ازش استفاده کرده بودین .🍑

<💜>~~حس آمیزی~~<💜>

☂مشاهده نشد.☂

●▬▬▬▬๑۩تکرار۩๑▬▬▬▬●

♥️¸✿¸.حروف و علایم.¸✿♥️   

🍇علایم تکرار نداشتن اما‌یه حروفی رو تکرار کرده بودین: کیفمم که به جاش کیفم رو هم بنویسین درست‌تره.🍇

  

   ♥️•.¸✿.کلمات.¸✿♥️

🍒حروف تکراری دیده نشده.🍒

♥️✿¸.افعال.¸✿♥️

🍓افعال هم تکرار نداشتن.🍓

°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•

♡اندازه پارت♡

اندازه پارت یک رمان در گوشی میتونه از 60 الی 70 خط تشکیل بشه. در سیستم میتونه از 30 الی 40 خط تشکیل بشه. 

○عزیزم اندازه پارت‌ها داره روبه زیادی شدن میره مراقب باش اندازه پارت‌ها از دستت در نره و زیاد بشه.●

《هدف مند بودن پارت‌ها》

{میزان وابستگی و یا مستقل بودن پارت‌ها اندازه بود و مشکلی نداشت}

💛✿اصول درست نویسی، اشتباهات تایپی و رعایت فعل و فاعل در متن✿💛

《اش》《ای》《ها》《می》《نمی》 با نیم فاصله نوشته می‌شه که شما گاهن بافاصله نوشته بودین اما با نیم فاصله نه و گاهن حتی فاصله هم نداده بودین! برای مثال:

نمیخواستم و یا نمی خواستم نمی‌خواستم

 

نمونه‌ای از اشتباهاتون جانا:

شیشه ای شیشه‌ای

می فهمی می‌فهمی

چشمام چشم‌هام

زندگیش زندگی‌ش

میتونه می‌تونه

نمیزاشتی نمی‌ذاشتی

نوید دستانش را به دسته های مبل تکیه داد و سرش را به پشتی آن

دستانش را به دسته‌های مبل و سرش را به پشتی‌ آن تکیه داد.

 اشفته آشفته

لب هایش لب‌هایش

مدت ها مدت‌ها

سینه ی سینه‌ی

 گریه اش گریه‌اش

شانه‌ ای شانه‌ای

🖤سخن منتقد🤍

🐼موفق و سلامت    باشی جانانم🐾

منتقد:ریحانه‌اسماعیلی‌نیا( @دخترخورشید)

 @masoo

 

  

سلام مرسی از نقدت مشکلات رو حتما درست میکنم

رمانم جلد داره فراموش کردم بزارم تو تاپیک

خسته نباشی جانا

  • لایک 1
  • تشکر 1

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

-آدم با قلبش عاشق میشه، قلب منم خیلی وقته مرده، فقط می تپه تا جسمم نمیره. بذر عشقت رو قبل از هر اتفاقی از خاک دربیار.

-بذر؟خیلی وقته جوونه زده.

-قطعش کن!

-پس با ریشه هاش چیکار کنم؟

-من مسئولش نیستم.

ققنوسی برخاسته از خاکستر

روی متن بالا کلیک کن.

negar_%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B2%DB%B0%DB%

به زودی...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

مهمان
این موضوع برای عدم ارسال قفل گردیده است.
 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...