رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

صفحه نقد داستان زخم کاری نویسنده گروه پیله خاکستر


ارسال های توصیه شده

بسم الله الرحمن الرحیم

داستان  زخم کاری

نویسندگان: khakestarrr  ،  ملیکاملازاده

ژانر: عاشقانه

خلاصه:

مائده: لاقل میگفتی یه کفش بهتر میپوشیدم

میثم: ببین  هر اتفاقی بین منو تو بیوفته محال  امشبو یادمون بره خب

- چرا اینجوری نگاهم میکنی سردمه ها داره وقتت تموم میشه

و همون لحظه  نوری سوار بر دریا به چشم خورد.

میثم: شروع شد خدارو شکر ضایع نشدیم

- اون چیه؟! 

- ماهِ!

مائده متعجب به چیزی که تصور می کرد لنج یا کشتی باشه خیره شد.

مائده: ماه؟! 

- آره، داره طلوع میکنه

-مگه ماهم طلوع میکنه؟! 

حالا دیگه   قرص قمر سرجای خودش نشسته بود.

میثم: سوپرایز شدی؟

- خیلی!

- پس امشب رو تا آخر عمرمون یادمون نمیره.

و اون لحظه ماه نگاهش رو از اون دو عاشق می گیره و به  بیست سال پیش برمی گرده.

https://forum.98ia2.ir/topic/5099-داستان-زخم-کارینویسندگان-گروه-پیله-خاکستر/#comment-44630

ویرایش شده توسط ملیکا ملازاده
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...