رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

نقد فیلم ماهمه باهم هستیم


کروئلا
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

  • مدیر آگهی
 
 

https://moviemag.ir/images/phocagallery/9018/ma_hame_baham_hastim/thumbs/phoca_thumb_l_1.jpg

خلاصه داستان:

عده ای از افراد که از زندگی سیر شده اند، قصد دارند در هواپیمایی بنشینند که برای سقوط آماده شده اما...

کارگردان :

کمال تبریزی : متولد سال 1338 در تهران است و یکی از شناخته شده ترین کارگردانان سینمای پس از انقلاب اسلامی در ایران به شمار می رود. از ساخته های مشهور کمال تبریزی می توان به آثار کمدی نظیر « لیلی با من است » و « مارمولک » اشاره کرده که در این بین « مارمولک » موفق ترین و محبوب ترین اثر سینمایی این کارگردان محسوب می شود.

نقد فیلم « ما همه با هم هستیم » :

جدیدترین اثر کمال تبریزی را می توان به یک نمونه از سقوط سینما نامید. جایی که دلایل ساخت یک فیلم چیزی غیر از دغدغه فیلمسازش است و با استفاده از انبوهی از ستارگان سالهای اخیر سینمای ایران، فیلمی تولید شده که در آن نمی توان به تعداد انگشتان یک دست، نقش قابل تحملی یافت که نیازمند حضور بازیگر مشهوری در آن باشد اما بطور عجیبی، « ما همه با هم هستیم » حتی در کم ارزش ترین نقش های ممکن بازیگران شناخته شده فراوانی دارد.

داستان فیلم قرار است در یک هواپیمان به مثابه یک کشتی، رخ دهد و شاهد سفر بی برگشتی باشیم که عده بسیاری رقم زده اند و در این میان افرادی هم هستند که نمی خواهند با این هواپیما از بین بروند! ارجاعات سیاسی کمال تبریزی در جدیدترین اثرش به حدی ناپخته و غلیظ هستند که مخاطب به سختی می تواند کدهای ارائه شده در فیلم را به درستی دریافت نماید و فیلمساز نیز که می بایست در این شرایط بهترین زبان ممکن را برای ارائه پیام به مخاطب در نظر بگیرد، فیلم را به حال خود رها کرده تا « ما همه با هم هستیم » سرشار از دیالوگ های بی سر و ته و عجیب و غریبی باشد که تحمل آن بر روی پرده سینما تجربه کاملاً آزار دهنده ای است.

https://moviemag.ir/images/phocagallery/9018/ma_hame_baham_hastim/thumbs/phoca_thumb_l_2.jpg

در فیلم می توان همه نوع شخصیتی را رویت کرد و البته در میان آنها ابداً فرد باهوش و عادی نداریم. مجموعه شخصیت های فیلم تیپ های مختلفی هستند که قرار هست در بستر یک اثر  کمدی، تماشاگرانشان را بخندانند اما جزئیات فیلمنامه به حدی فاجعه بار است که به سختی می توان چند شوخی بامزه در تمام مدت زمان اثر یافت. شوخی ها اغلب نم پس داده و لوس هستند و بخش عظیمی از این مشکل به جهت شخصیت پردازی اشتباه فیلم است که براساس آن مطلقاً هیچ شخصیتی ساخته نمی شود تا بتواند سخن یا موقعیتی خلق نماید که در نظر تماشاگر بامزه از آب درآید. آنها به دلایل عجیبی مشتاق مرگ می شوند و در میانه اثر نیز به دلایل نامشخص تری، به یکباره رنگ عوض می کنند و قصد ادامه زندگی شان را دارند! در میان فستیوال تضادهایی که در لحظه در فیلم رخ می دهد، به یکباره با دو دیالوگ، عاشقانه ای هم ساخته می شود! در مجموع می توان از واژه « ویرانه » درباره فیلمنامه یاد کرد.

اما نکته حائز اهمیت درباره « ما همه با هم هستیم » نوع نگاه کمال تبریزی به سوژه داستانش بوده است. تبریزی پس از ساخت « مارمولک » ، در سالهای اخیر هرگز جسارت ورود به حوزه نقد اجتماعی و سیاسی در آثار سینمایی را نداشته و اغلب فیلمهایش به حدی کنترل شده و خنثی بوده اند که به راحتی از کانون توجه خارج شده اند. اثر قبلی او به نام « مارموز » نیز علی رغم ژست اعتراضی خود، اثری کاملاً بی خاصیت و خنثی بود که حتی جسارت نزدیک شدن به سوژه ای که انتخاب کرده بود را هم نداشت. حالا در « همه با هم هستیم » نیز این وضعیت به نوعی دیگر تکرار شده است. در اینجا نیز فیلمساز قصد نداشته نقد و کنایه های سیاسی – اجتماعی خود را برجسته نماید و به همین جهت با پیچ و خم دادن به موقعیت ها و دیالوگ ها، چنان رنگ و مسیر اصولی را تغییر داده که علناً این نشانه ها ابتر و کاملاً بی ارزش مانده اند و از درجه اعتبار نیز ساقط هستند.

https://moviemag.ir/images/phocagallery/9018/ma_hame_baham_hastim/thumbs/phoca_thumb_l_3.jpg

در بخش هایی از فیلم ما شاهد حضور بازپرس هستیم که چنان فلسفه حضور او در فیلم عجیب گنگ است که حتی در انتهای داستان نیز با ارائه جزئیات بیشتر از محل بازجویی، بر گنگ بودن بیشتر اثر افزوده است. البته می توان انگیزه های تبریزی از به تصویر کشیدن مسافرانی که در خلیج فارس فرود آمده اند و احتمالاً از دنیا رفته اند را مثال زد و چندین تحلیل مختلف درباره آن به جای آورد، اما مشکل اصلی قصه اینجاست که برخلاف اصول ساخت تمام آثاری که با استعاره یا کنایه قصد ارائه مفهوم خود را دارند ( رجوع شود به فیلم « مادر » آرونفسکی که از ابتدا تا انتها براساس استعاره بنا گردیده بود )، در اینجا ابداً وضعیت فیلمساز با خودش مشخص نیست و نمی داند که جایگاه او به عنوان فیلمساز قرار است کجا باشد. آیا اعتراضات مردم همانند آنچه که در فیلم به چشم می خورد عجیب و احمقانه هست؟ یا ملتی که در هواپیما نشسته و هر لحظه به یک امید واهی زنده می شوند نشانی از خرد ندارد؟ یا در نهایت سلبریتی که نمی دانند خاصیتش چیست اما می خواهند ماجرای سقوط را به او ربط دهند تا کارایی اش مشخص شود!

شاید اگر فیلمنامه دقیق تری نوشته می شد، به راحتی می توانستیم از « ما همه با هم هستیم » به عنوان یک اثر شایسته نام ببریم اما اثر چه در ارائه پیامهای اجتماعی و سیاسی و چه در بُعد کمدی، یک شکست خورده تمام عیار با حضور تقریباً تمام ستارگان سالهای اخیر سینمای ایران محسوب می شود که برای ساده ترین و بی اهمیت ترین نقشهای ممکن در این اثر حضور یافته اند. کمدی که می خواهد حرف بزند اما چنان کلام را می چرخاند که خاصیت اصلی خود را از دست می دهد و به جملاتی گنگ محدود می شود که ابداً قادر نیست به ذهن مخاطب تلنگر بزند. در این وضعیت فیلم به تکه کلامهای جنسی روی می آورد و چه کسی بهتر از جواد عزتی برای ارائه آن؟!

https://moviemag.ir/images/phocagallery/9018/ma_hame_baham_hastim/thumbs/phoca_thumb_l_5.jpg

« ما همه با هم هستیم » شمایل کاملی از وضعیت این روزهای سینمای ایران است. اثری که با حضور ستارگان پرتعداد سینمای ایران ساخته شده و بودجه آن هم مشخص نیست و البته که خودِ فیلم هم تکلیفش را نمی داند! فیلم به این جهت ساخته نشده که حرفی برای گفتن داشته باشد یا دغدغه های کارگردان و نویسنده اش را برای تماشاگر بیان نماید. تمام دقایق فیلم به دیالوگ های کنایه ای بی اثر می گذرد که به ملت و مسئولین، سینماگران و پزشکان، عرش و فرش و هرفرد دیگری که می شد تصور کرد اشاره ای می زند اما هدف مشخصی را از این وضعیت دنبال نمی کند. پایان بندی فیلم وضعیت را بیش از پیش وخیم تر می کند. پایان بندی که می خواهد در لفافه سخن بگوید و تکلیف یک ملت را با خود که نمی داند در چه وضعیتی گرفتار شده یکسره نماید. قهرمان و مقصر همزمان یک نفر هستند و در نهایت ملت نیز دنباله روی او خواهند بود اما اجرای این پایان بندی به حدی ضعیف و ناامید کننده و الکن است که « ما همه با هم هستیم » را به تجربه کاملاً ناامید کننده مبدل می سازد. اثری که مانند آدمهای قصه اش بلاتکلیف است و به سختی می توان نام سینمایی آن را هضم کرد

spacer.png

- پندار: زندگی بازی گرفتن دیگران نیست

که روزی عاشقش باشی و روزی قاتلش

- نمیخواستم بکشمش...

 

شاهد بوده ای

لحظه تیغ نهادن بر گردن کبوتر را؟

و آبی که پیش از آن

چه حریصانه و ابلهانه، می‌نوشد پرنده؟

تو، آن لحظه ای!

تو، آن تیغی!

تو، آن آبی!

من!

من، آن پرنده ام.... 

زندگی خنده کنان شاهد جان کندن ماست...

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

من عاشق این فیلمم، خیلی خنده داره😂

spacer.pngبرای خواندن رمان رِخوَت بر روی لینک کلید کنید

آنقدر زنده ماندن ادامه داشت که زندگی کردن، حسرت را بر دلهایمان مهر کرد و آنقدر بی‌دلیل ادامه یافت  که رِخوَت پدیدار گشت و در همان لحظه  از انسان هر کاری برآید.   شاید که چون چیزی برای از دست دادن و یا به دست آوردن نداشته باشد!

 

 

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

بنظرم زیاد جالب نبود

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...