رفتن به مطلب

رمانی که تایید نخورده


Aramesh
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

12 دقیقه قبل، Aramesh گفته است:

سلام عزیزجان رمان من تایید نخورده هزاربارم گفتم، اسمش رمز جدایی ممنون می شم بهن جواب بدید.

تایید میخوره جانا یکم صبر کنید🤦‍♀️

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر کل ✯

تایید شده

comp_1_2_(1)_7hr0.gif

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 2 هفته بعد...
28 دقیقه قبل، Arshin radesh گفته است:

سلام چطور میتونم  رمانمو ثبت کنم 

سلام جانا

باید تاپیک رمان بزنید. 

لطفا خصوصی‌تون چک کنید ناظران راهنما حتما برای شما پیامی برای  آشنایی با سایت ارسال کردند. 

ویرایش شده توسط -Atria-
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 ساعت قبل، Arshin radesh گفته است:

سلام چطور میتونم  رمانمو ثبت کنم 

@مدیر اسپم @مدیر راهنما

🔸️⚜🔸️⚜🔸️⚜🔸️⚜🔸️⚜🔸️⚜🔸️⚜🔸️⚜🔸️⚜🔸️⚜🔸️⚜🔸️⚜

اَز خونِ جَوانانِ وَطَن لاله دَمیده..

🔸️⚜🔸️⚜🔸️⚜🔸️⚜🔸️⚜🔸️⚜🔸️⚜🔸️⚜🔸️⚜🔸️⚜🔸️⚜🔸️⚜

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • کاربر منتخب

مدیر جان رمان من رو هم تایید کنید لطفا تا پارت هارو بارگذاری کنم ❤💜

@N.a25 @مدیر راهنما

دلنوشته گذری به کوچه پس کوچه های ذهنم

ورود به معما ها( مجموعه داستان های تغییر ناپذیر)

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

12 ساعت قبل، Arshin radesh گفته است:

سلام چطور میتونم  رمانمو ثبت کنم 

@Melika.Y

عزیزجان! لطفا  نحوه باز کردن تاپیک، اطلاعات و... رو برای نویسنده بفرستین

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

3 ساعت قبل، سوگند گفته است:

مدیر جان رمان من رو هم تایید کنید لطفا تا پارت هارو بارگذاری کنم ❤💜

@N.a25 @مدیر راهنما

تایید تاپیک حداکثر ۴۸ ساعت زمان می بره.

اگر پس از این دوره تایید نشد به مدیر ارشد اطلاع بدید، در غیر این صورت  مدیران رو تگ نفرمایید.

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 3 هفته بعد...
در 8/9/2021 در 11:53 AM، N.a25 گفته است:

تایید شده

سلام وقتتون بخیر رمان منم چند وقته ارسال کردم و هنوز  تایید نخورده ، اسمشم خلاف عاشقی هستش ، میشه بهم جواب بدید .  ممنونم 

ویرایش شده توسط JAJANAN-OOO

تنفسی که بدون نفس، نفس کشیدن را از یاد می‌برد( رمان تنفس بی نفس)

ایا میتوان بدون نفس، نفس کشید... تنفسی که محکوم است به بی نفسی

•••

مسلخی از جنس درد و تنهایی (دلنوشته مسلخ من) 

{پایان یافته}

تیزر رمان تنفس بی نفس

🖤🖤

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • مدیر کل ✯
هم اکنون، JAJANAN-OOO گفته است:

سلام وقتتون بخیر رمان منم چند وقته ارسال کردم و هنوز  تایید نخورده ، اسمشم خلاف عاشقی هستش ، میشه بهم جواب بدید .  ممنونم 

@مدیر راهنما عزیزم راهنماییشون کنید لطفا

comp_1_2_(1)_7hr0.gif

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • سانسورچی

سلام 

من داستانم رو به بخش رمان انتقال دادم و تایید نشده 

لطفا  تایید کنین

 

@N.a25

@مدیر راهنما

ویرایش شده توسط Z sadghinjad

e453e8736111f5657ddd869497983e6b_rwmp.jp

در آینده؛ از ما به عنوان سرسخت‌ترین‌ها یاد خواهد شد، چون در دل امید را ریشه‌کَن می‌کردیم، اما ادامه می‌دادیم؛ برای روز‌های روشنی که فردایش از امروز تاریک‌تر بود.

داستانی با تکه‌هایِ آبنباتی به طعم دارچین؛

یک قاتل با ذهنی کادو پیچ شده از افکارِ تاریک و مبهم.'

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

17 ساعت قبل، JAJANAN-OOO گفته است:

سلام وقتتون بخیر رمان منم چند وقته ارسال کردم و هنوز  تایید نخورده ، اسمشم خلاف عاشقی هستش ، میشه بهم جواب بدید .  ممنونم 

البته تایید شده فقط پیام تاییدش نیومده  

و حالا نمیدونم چیکار کنم 

ویرایش شده توسط JAJANAN-OOO

تنفسی که بدون نفس، نفس کشیدن را از یاد می‌برد( رمان تنفس بی نفس)

ایا میتوان بدون نفس، نفس کشید... تنفسی که محکوم است به بی نفسی

•••

مسلخی از جنس درد و تنهایی (دلنوشته مسلخ من) 

{پایان یافته}

تیزر رمان تنفس بی نفس

🖤🖤

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

20 ساعت قبل، N.a25 گفته است:

@مدیر راهنما عزیزم راهنماییشون کنید لطفا

این رمان برای تایید شدن، هیچ مشکلی ندارن و نظارت ها انجام شده.

لطفا پیام تایید رو ارسال بفرمایید که مدیران تگ بشن!

ویرایش شده توسط مدیر راهنما
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 3 هفته بعد...
  • سانسورچی

سلام

رمانم رو از داستان كوتاه به بخش تايپ رمان انتقال دادم و تاييد نشده

ممنون ميشم پيام تاييد رو ارسال كنيد تا ناظر و ويراستار داشته باشم

https://forum.98ia2.ir/topic/1153-رمان-گِیمِر-z-sadghinjad-کاربر-انجمن-نودهشتیا/

@N.a25

e453e8736111f5657ddd869497983e6b_rwmp.jp

در آینده؛ از ما به عنوان سرسخت‌ترین‌ها یاد خواهد شد، چون در دل امید را ریشه‌کَن می‌کردیم، اما ادامه می‌دادیم؛ برای روز‌های روشنی که فردایش از امروز تاریک‌تر بود.

داستانی با تکه‌هایِ آبنباتی به طعم دارچین؛

یک قاتل با ذهنی کادو پیچ شده از افکارِ تاریک و مبهم.'

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • سانسورچی
27 دقیقه قبل، Fa.m گفته است:

داستان ها پیام تایید و ویراستار و ناظر ندارن عزیزم

به تايپ رمان انتقال دادم

e453e8736111f5657ddd869497983e6b_rwmp.jp

در آینده؛ از ما به عنوان سرسخت‌ترین‌ها یاد خواهد شد، چون در دل امید را ریشه‌کَن می‌کردیم، اما ادامه می‌دادیم؛ برای روز‌های روشنی که فردایش از امروز تاریک‌تر بود.

داستانی با تکه‌هایِ آبنباتی به طعم دارچین؛

یک قاتل با ذهنی کادو پیچ شده از افکارِ تاریک و مبهم.'

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 4 هفته بعد...
در در 9/29/2021 در 11:11 AM، اوپاکاروفیل گفته است:

به تايپ رمان انتقال دادم

من متوجه نشدم! الان داستانتون به رمان تغییر کرده؟؟

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • سانسورچی
در 16 دقیقه قبل، مدیر راهنما گفته است:

من متوجه نشدم! الان داستانتون به رمان تغییر کرده؟؟

داستان کوتاهم رو به تایپ رمان انتقال دادم و رمانش کردم

e453e8736111f5657ddd869497983e6b_rwmp.jp

در آینده؛ از ما به عنوان سرسخت‌ترین‌ها یاد خواهد شد، چون در دل امید را ریشه‌کَن می‌کردیم، اما ادامه می‌دادیم؛ برای روز‌های روشنی که فردایش از امروز تاریک‌تر بود.

داستانی با تکه‌هایِ آبنباتی به طعم دارچین؛

یک قاتل با ذهنی کادو پیچ شده از افکارِ تاریک و مبهم.'

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 6 دقیقه قبل، اوپاکاروفیل گفته است:

داستان کوتاهم رو به تایپ رمان انتقال دادم و رمانش کردم

لینک لطفا!

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • سانسورچی
در هم اکنون، مدیر راهنما گفته است:

لینک لطفا!

https://forum.98ia2.ir/topic/1153-رمان-گِیمِر-اوپاکاروفیل-کاربر-انجمن-نودهشتیا/

بفرمایید جانم🤍

e453e8736111f5657ddd869497983e6b_rwmp.jp

در آینده؛ از ما به عنوان سرسخت‌ترین‌ها یاد خواهد شد، چون در دل امید را ریشه‌کَن می‌کردیم، اما ادامه می‌دادیم؛ برای روز‌های روشنی که فردایش از امروز تاریک‌تر بود.

داستانی با تکه‌هایِ آبنباتی به طعم دارچین؛

یک قاتل با ذهنی کادو پیچ شده از افکارِ تاریک و مبهم.'

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 5 دقیقه قبل، اوپاکاروفیل گفته است:

چون تایید نخورده بود اعلامیه نداشتم!

انجام شد عزیزم!

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • سانسورچی
در 1 دقیقه قبل، مدیر راهنما گفته است:

چون تایید نخورده بود اعلامیه نداشتم!

انجام شد عزیزم!

ممنونم🌸

e453e8736111f5657ddd869497983e6b_rwmp.jp

در آینده؛ از ما به عنوان سرسخت‌ترین‌ها یاد خواهد شد، چون در دل امید را ریشه‌کَن می‌کردیم، اما ادامه می‌دادیم؛ برای روز‌های روشنی که فردایش از امروز تاریک‌تر بود.

داستانی با تکه‌هایِ آبنباتی به طعم دارچین؛

یک قاتل با ذهنی کادو پیچ شده از افکارِ تاریک و مبهم.'

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...