رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

معرفی و نقد رمان لاجوردی (Lajavardi👹) | FAR_AX کاربر انجمن نودهشتیا


FAR_AX
 اشتراک گذاری

نظر شما راجع به سطح قلم رمان لاجوردی چیست؟!  

8 کاربر تاکنون رای داده است

  1. 1. نظر شما راجع به سطح قلم رمان لاجوردی چیست؟!

    • حرفه‌ای
    • خوب
      0
    • متوسط
      0
    • تازه کار
      0


ارسال های توصیه شده

رمان:لاجوردی 👹

نویسنده: FAR_AX

ژانر: تخیلی، جنایی، ترسناک

ساعات پارت‌گذاری: نامعلوم

هدف: آینده نگری

خلاصه:

صدای فریادهای تنیده در هم که از پشت درهای غل و زنجیر شده به گوش می‌رسید پرورشگاه را به جهنمی مرگ‌آسا تبدیل کرده بود. چشم امید همه بر روی او مانده بود؛ امیدی واهی که در آخر باعث مرگ همگی آنها شد، انگار از همان اول هیچ راه فراری برایشان فراهم نیاورده بود.

سرنوشت جوری گذشت که دیگر هیچکس متوجه نشد حال زارشان روزی قدرتی خبیث را در وجودشان متولد میکند و ارتحال را در خونی که در رگ‌هایشان جریان دارد، به وجود می‌آورد!

حال چه می‌شود اگر قدرتمندترین نیروها در تن چند جسم متحرک تداول پیدا کند؛ آیا 

این‌بار راه فراری باقی می‌ماند؟! 

 

 

 

برای مطالعه روی نام رمان کلیک کنید.

 

ویرایش شده توسط FAR_AX

فرض کن-.-تو یه اتاق قرمز، بدون هیچ رد و نشونی؛- زندانی شدی-!- می‌تونی راه فرار و پیدا کنی-؟!

-یک-حاله‌ی-مبهم-در-لاجوردی!-

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلااااام👻

ببینم خلاصه قبلی‌ات همونی نبود، ادبی بود و اینکه از رو به ز مخفف کرده بودی؟ 

 

 

اگر همونه که عالی شدهههههه، و اگه اون نیست که عالی نوشتی🥺🦖

بنظرم یک دلنوشته ادبی‌ام بنویس، قطعا جواب میده🤸🏼‍♀️

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

26 دقیقه قبل، im._neurotic گفته است:

سلااااام👻

ببینم خلاصه قبلی‌ات همونی نبود،نه همون نبود خلاصهرقبلیم حذف شد یادم رفت کپی کنم ادبی بود و اینکه از رو به ز مخفف کرده بودی؟ متوجه نشدم منظورت چیه😲

 

 

اگر همونه که عالی شدهههههه، و اگه اون نیست که عالی نوشتی🥺🦖کدومه؟!😣😣

بنظرم یک دلنوشته ادبی‌ام بنویس، قطعا جواب میده🤸🏼‍♀️چند روز پیش داشتم راجع بهش فکر میکردم.. بچه ها گفتن دلنوشته رو کسی نمیخونه😐

@im._neurotic

فرض کن-.-تو یه اتاق قرمز، بدون هیچ رد و نشونی؛- زندانی شدی-!- می‌تونی راه فرار و پیدا کنی-؟!

-یک-حاله‌ی-مبهم-در-لاجوردی!-

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

27 دقیقه قبل، FAR_AX گفته است:

منظورم اینه خلاصه قبلی‌ات هم ادبی بود، بعد توی (از) رو به شکل مخفف نوشته بودی. 

این خلاصه جدیدت عالیه باو! 

خب داستان بنویس، قلمت ادبیات خیلی نازه. 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

4 ساعت قبل، im._neurotic گفته است:

منظورم اینه خلاصه قبلی‌ات هم ادبی بود، بعد توی (از) رو به شکل مخفف نوشته بودی. 

این خلاصه جدیدت عالیه باو! 

خب داستان بنویس، قلمت ادبیات خیلی نازه. 

راجع به از هنوزم نفهمیدم.. توی خلاصه قبلیم منظورته؟! که از رو به ز مخفف کرده بودم؟! یا اینکه منظورت اینه اینجا از رو مخفف کنم؟!

خلاصه ام که جدیده هیچی از خلاصه ی قبلی یادم نیست

مرسی عسلم😁😁

رمان ادبیم توی راهه... در اینده ای نزدیک با رمان مشترکم با روشنا میام 😀

ویرایش شده توسط FAR_AX

فرض کن-.-تو یه اتاق قرمز، بدون هیچ رد و نشونی؛- زندانی شدی-!- می‌تونی راه فرار و پیدا کنی-؟!

-یک-حاله‌ی-مبهم-در-لاجوردی!-

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 دقیقه قبل، FAR_AX گفته است:

اها 

مرسی عسلم😁😁

رمان ادبیم توی راهه... در اینده ای نزدیک با رمان مشترکم با روشنا میام 😀

ماچ به تو ❤️

عرررر منم تگ کن😎🦖

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 دقیقه قبل، im._neurotic گفته است:

ماچ به تو ❤️

عرررر منم تگ کن😎🦖

چشم فدات😀😀🙌

ویرایش شده توسط FAR_AX

فرض کن-.-تو یه اتاق قرمز، بدون هیچ رد و نشونی؛- زندانی شدی-!- می‌تونی راه فرار و پیدا کنی-؟!

-یک-حاله‌ی-مبهم-در-لاجوردی!-

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 3 هفته بعد...
  • کاربر منتخب

سلاااام 

اومدم که رمان زیبات رو نقد کنم . 

یه رمان فوق العاده زیبا و ادبی . ژانر جنایی و ترسناک رو خیلی قشنگ به تصویر کشیده بودی و باعث اون قسمت هایی که بنیامین رو برادرش داشت آزار می داد خوب تصور کنم . 

از نظر توصیفات عالی عمل کرده بودی 💖

موفق باشی جانم منتظر پارت های بعدی هستم 💜

 

دلنوشته گذری به کوچه پس کوچه های ذهنم

ورود به معما ها( مجموعه داستان های تغییر ناپذیر)

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 دقیقه قبل، سوگند گفته است:

سلاااام 

اومدم که رمان زیبات رو نقد کنم . 

یه رمان فوق العاده زیبا و ادبی . ژانر جنایی و ترسناک رو خیلی قشنگ به تصویر کشیده بودی و باعث اون قسمت هایی که بنیامین رو برادرش داشت آزار می داد خوب تصور کنم . 

از نظر توصیفات عالی عمل کرده بودی 💖

موفق باشی جانم منتظر پارت های بعدی هستم 💜

 

 

ممنون بابت وقتی که گذاشتی   و مرسی بابت نقد قشنگت 😢

فرض کن-.-تو یه اتاق قرمز، بدون هیچ رد و نشونی؛- زندانی شدی-!- می‌تونی راه فرار و پیدا کنی-؟!

-یک-حاله‌ی-مبهم-در-لاجوردی!-

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

سلاممم

 به جز این که اومدم بگم عالیه، یه نقد کوچولو هم راجب توصیفات خواستم بکنم.

خب من تصویری از اسکله حقانی ندارم اگه می‌شد یک جور توصیفش میکردی که من هم به عنوان یک خواننده تصورش کنم خیلی خوب میشد. 

دیگه... راجب لباس هم کنجکاو بودم بفهمم چه شکلیه. کت و شلوار بوده؟ پیراهن بوده؟ جلیقه داشته؟ اصلا چه رنگی بوده؟ من فقط یک دید از لباس‌ها دارم اون هم اینه که کهنه بودن. یا این که لباس‌های قبلی خودش چه جوری بودن، شاید اینجوری خواننده به یه نتیجه‌ای برسه که چرا خواستن اون لباس کهنه رو بپوشه. 

دیگه همین دیگه. با این خودم هم توی توصیفات    مشکل دارم سعی کردم با دید خواننده    به رمان نگاه کنم و مشکلاتش رو بگم. امیدوارم بهت کمک کرده باشم، موفق باشی🌹💜

@FAR_AX

picsart_22-02-11_14-09-05-871_rv6.jpg

- قانون هیچوقت به احساسات توجه نمی‌کنه، هیچوقت هم نمی‌کرد! نمیگه فلانی چرا عقده‌ای شده، چرا کینه به دل گرفته، چرا از دیوونگی به سیم آخر زده! براشون مهم نیست چرا یه کاری رو کردی، فقط براشون مهمه که چه کاری کردی! ساتی این زندگی همیشه بی‌عدالت بوده، همیشه همین بوده! تلاش نکن که همه‌چی رو خوب جلوه بدی، خودت هم می‌دونی که هردومون به یه اندازه نابود شده‌ایم و دیگه چیزی واسه از دست دادن نداریم. فقط باید دور شیم، میفهمی؟ تحت تعقیبیم، میفهمی؟! 

«روایت زندگی‌های هیجان‌انگیز بدلکاران قصه‌ی ما!» 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

21 دقیقه قبل، Beretta گفته است:

سلاممم

 به جز این که اومدم بگم عالیه، یه نقد کوچولو هم راجب توصیفات خواستم بکنم.

خب من تصویری از اسکله حقانی ندارم اگه می‌شد یک جور توصیفش میکردی که من هم به عنوان یک خواننده تصورش کنم خیلی خوب میشد. 

دیگه... راجب لباس هم کنجکاو بودم بفهمم چه شکلیه. کت و شلوار بوده؟ پیراهن بوده؟ جلیقه داشته؟ اصلا چه رنگی بوده؟ من فقط یک دید از لباس‌ها دارم اون هم اینه که کهنه بودن. یا این که لباس‌های قبلی خودش چه جوری بودن، شاید اینجوری خواننده به یه نتیجه‌ای برسه که چرا خواستن اون لباس کهنه رو بپوشه. 

دیگه همین دیگه. با این خودم هم توی توصیفات    مشکل دارم سعی کردم با دید خواننده    به رمان نگاه کنم و مشکلاتش رو بگم. امیدوارم بهت کمک کرده باشم، موفق باشی🌹💜

@FAR_AX

ممنونم عزیزم بابت وقتی که گذاشتی چشم درستش میکنم 

فرض کن-.-تو یه اتاق قرمز، بدون هیچ رد و نشونی؛- زندانی شدی-!- می‌تونی راه فرار و پیدا کنی-؟!

-یک-حاله‌ی-مبهم-در-لاجوردی!-

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

51 دقیقه قبل، FAR_AX گفته است:

ممنونم عزیزم بابت وقتی که گذاشتی چشم درستش میکنم 

خواهش میکنم گلم

picsart_22-02-11_14-09-05-871_rv6.jpg

- قانون هیچوقت به احساسات توجه نمی‌کنه، هیچوقت هم نمی‌کرد! نمیگه فلانی چرا عقده‌ای شده، چرا کینه به دل گرفته، چرا از دیوونگی به سیم آخر زده! براشون مهم نیست چرا یه کاری رو کردی، فقط براشون مهمه که چه کاری کردی! ساتی این زندگی همیشه بی‌عدالت بوده، همیشه همین بوده! تلاش نکن که همه‌چی رو خوب جلوه بدی، خودت هم می‌دونی که هردومون به یه اندازه نابود شده‌ایم و دیگه چیزی واسه از دست دادن نداریم. فقط باید دور شیم، میفهمی؟ تحت تعقیبیم، میفهمی؟! 

«روایت زندگی‌های هیجان‌انگیز بدلکاران قصه‌ی ما!» 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

قلم زیبایی داری💜

فقط کاش میشد یه توصیف از لباسایی که پوشید میکردی

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

۱ ساعت قبل، hosna گفته است:

قلم زیبایی داری💜

فقط کاش میشد یه توصیف از لباسایی که پوشید میکردی

سلام گلم ممنون بابت وقتی که برای خوندن گذاشتی و ممنونم که سری هم به صفحه نقدم زدی..

یخورده پارتم توصیفاتش کمه که دارم روشون کار میکنم ...

چشمات زیبا میبینه😍😘

فرض کن-.-تو یه اتاق قرمز، بدون هیچ رد و نشونی؛- زندانی شدی-!- می‌تونی راه فرار و پیدا کنی-؟!

-یک-حاله‌ی-مبهم-در-لاجوردی!-

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 3 هفته بعد...

سلام عزیز قلم زیبایی داری 

 

خیلی خوبه معنی لاجوردی و گفتی چون نمیدونستم 

 

چیزهایی که از نظرت ممکنه خواننده ندونه یک توضیح کوچیک بده تا خواننده متوجه بشه 

 

در کل رمانت زیباست 

 

خوشحال میشم نظرتو در مورد رمانم بدونم 

https://forum.98ia2.ir/topic/1579-رمان-کاش-باور-نکرده-بودم-anisoh-کاربر-انجمن-نودهشتیا/?do=findComment&comment=13313

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

18 ساعت قبل، ANISO_HADAD گفته است:

سلام عزیز قلم زیبایی داری 

 

خیلی خوبه معنی لاجوردی و گفتی چون نمیدونستم 

 

چیزهایی که از نظرت ممکنه خواننده ندونه یک توضیح کوچیک بده تا خواننده متوجه بشه 

 

در کل رمانت زیباست 

 

خوشحال میشم نظرتو در مورد رمانم بدونم 

https://forum.98ia2.ir/topic/1579-رمان-کاش-باور-نکرده-بودم-anisoh-کاربر-انجمن-نودهشتیا/?do=findComment&comment=13313

 

ممنونم عزیزم چشم در اسرع وقت حتما

فرض کن-.-تو یه اتاق قرمز، بدون هیچ رد و نشونی؛- زندانی شدی-!- می‌تونی راه فرار و پیدا کنی-؟!

-یک-حاله‌ی-مبهم-در-لاجوردی!-

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

در 8/10/2021 در 11:42 AM، FAR_AX گفته است:

رمان:لاجوردی 👹

نویسنده: FAR_AX

ژانر: تخیلی، جنایی، ترسناک

ساعات پارت‌گذاری: نامعلوم

هدف: آینده نگری

خلاصه:

صدای فریادهای تنیده در هم که از پشت درهای غل و زنجیر شده به گوش می‌رسید پرورشگاه را به جهنمی مرگ‌آسا تبدیل کرده بود. چشم امید همه بر روی او مانده بود؛ امیدی واهی که در آخر باعث مرگ همگی آنها شد، انگار از همان اول هیچ راه فراری برایشان فراهم نیاورده بود.

سرنوشت جوری گذشت که دیگر هیچکس متوجه نشد حال زارشان روزی قدرتی خبیث را در وجودشان متولد میکند و ارتحال را در خونی که در رگ‌هایشان جریان دارد، به وجود می‌آورد!

حال چه می‌شود اگر قدرتمندترین نیروها در تن چند جسم متحرک تداول پیدا کند؛ آیا 

این‌بار راه فراری باقی می‌ماند؟! 

 

 

 

برای مطالعه روی نام رمان کلیک کنید.

 

سلام عزیزم 

متاسفم که نمیتونم داخل نمایه پیام بدم 

خوب پارت  جدیدی که گذاشتی عالیه در کل رمان عالیه، والا همه چی درسته و من الان واقعا نمی‌دونم چی بگم چون همه چی بجا و دقیق، یعنی مشکلی نداره و کلا نداری عزیزم ❣️🌹

spacer.png

صدایی مانند خرـ‌ خر از گلویش خارج می‌شد، با دستانش چنگ می‌انداخت به گردنش تا شاید راه تنفسش باز شود، پاهایش را بر تخت می‌کوبید تا از آن مخمصه رهایی یابد، ناگهان راه تنفسش باز شد و چشمانش را در آن حالت به سرعت گشود، که با دیدن فردی که دیدگانش آن را تماشا می‌کردند بهت زده شد؛ مقابل صورتش، درست در یک وجبی صورتش فرشته مرگش را دید که با لبخندی خوفناک به او خیره شده بود...

 

°•روایتی از نوع بی‌رحمی، روایتی از نوع تناقص•°

 

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 دقیقه قبل، JAJANAN-OOO گفته است:

سلام عزیزم 

متاسفم که نمیتونم داخل نمایه پیام بدم 

خوب پارت  جدیدی که گذاشتی عالیه در کل رمان عالیه، والا همه چی درسته و من الان واقعا نمی‌دونم چی بگم چون همه چی بجا و دقیق، یعنی مشکلی نداره و کلا نداری عزیزم ❣️🌹

ممنونم خوشگلم(^_^;) راستش چون کمی سکانس های رمانم جابه جا میشه من حس میکنم ایراد داره واسه همین لز خواننده های رمانم میپرسم تا اگر ایرادی دیدن بگن درستش کنم(^_^;)❤

فرض کن-.-تو یه اتاق قرمز، بدون هیچ رد و نشونی؛- زندانی شدی-!- می‌تونی راه فرار و پیدا کنی-؟!

-یک-حاله‌ی-مبهم-در-لاجوردی!-

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

1 دقیقه قبل، -Byta- گفته است:

عاشخشم 

شوهرمممممم بهوران

چطور بود خود رمان؟!

فرض کن-.-تو یه اتاق قرمز، بدون هیچ رد و نشونی؛- زندانی شدی-!- می‌تونی راه فرار و پیدا کنی-؟!

-یک-حاله‌ی-مبهم-در-لاجوردی!-

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

2 دقیقه قبل، VAH_RO گفته است:

چطور بود خود رمان؟!

خود رمان؟ 

به نظر مگه میشه لاجوردی من بد باشه

هرکی بگه بده دو نصفش میکنم

من عاشقشم بی‌نهایت

فک کنم فهمیده باشید من رمانی که دوس داشته باشم رو خیلی کوتا  نقد میکنم

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

3 دقیقه قبل، -Byta- گفته است:

خود رمان؟ 

به نظر مگه میشه لاجوردی من بد باشه

هرکی بگه بده دو نصفش میکنم

من عاشقشم بی‌نهایت

فک کنم فهمیده باشید من رمانی که دوس داشته باشم رو خیلی کوتا  نقد میکنم

اره فهمیدم😂😂🌱

منظورم اینه این بهتره یا لاجوردی قبلی؟!(●__●)😂

فرض کن-.-تو یه اتاق قرمز، بدون هیچ رد و نشونی؛- زندانی شدی-!- می‌تونی راه فرار و پیدا کنی-؟!

-یک-حاله‌ی-مبهم-در-لاجوردی!-

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

10 دقیقه قبل، VAH_RO گفته است:

اره فهمیدم😂😂🌱

منظورم اینه این بهتره یا لاجوردی قبلی؟!(●__●)😂

این خیلی نابه اما به نظرم سخنه کشته شدن داداش بهوران رو بیار اونجاش خیلی خفن بود

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

49 دقیقه قبل، -Byta- گفته است:

این خیلی نابه اما به نظرم سخنه کشته شدن داداش بهوران رو بیار اونجاش خیلی خفن بود

این یخورده با اون فرق داره 😅😅

فرض کن-.-تو یه اتاق قرمز، بدون هیچ رد و نشونی؛- زندانی شدی-!- می‌تونی راه فرار و پیدا کنی-؟!

-یک-حاله‌ی-مبهم-در-لاجوردی!-

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...