رفتن به مطلب

آخرین دیدار


مهسا نویسنده
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

یادمه اولین روز واولین دیدارشما چشمامو پراز گریه کردید.

وقتی دیدید عاشقم،حرفامو باور کردید.

خیالتون راحت شدمن بی شما میمیرم،عشقتون رو از اون وقت کمتر وکمتر کردید.

گفته بودید بامنید حتی اگر از شما جدا شم،کلاغ قصه خبر می آورد شب رو با کی سَر کردید.

شما دوستم نداشتید از نگاهتون میشه فهمید،نمی دونم شعرامو برای چی از حفظ کردید.

از هرجا که می رفتید ،گل به پاتون میریختم شما به جای اون گلها در قلبم هزار تا خنجر کردید.

عزیز بودید فراوون زجرم دادید چه آسون،وجودتون روبا زجر ودرد برام عزیزتر و عزیزتر کردید.

به یادتون نمونده دراون غروب تلخ پاییزی،پیش همه ی مردم دستم انگشتر کردید.

چه روزهایی که شونم  پناه درداتون شد،روی زانوهای خستم خستگیتون رو درکردید.

انگار خوشبختی نمیخواد من مزشو بفهمم،یه روز که گل دادم نگرفته پَرپَر کردید.

چیزی نبودتا اون روز،عاشق بودیم خوشبخت؛تموم این کارهارو شما اون روز آخر کردید.

پسَ دعاهام ونذرهام چی میشه؟حتما از یادتون رفته،برای ضریح آقا نذر کبوتر کردم.

حق باشماست،من کجا وشما کجا وتقدیر کجا؛میوه ی خوشبختی  رو همیشه دست چین کردید.

من که چیزی نگفتم که شما ناراحت شدید،این اولین باره که شما بامن قهر کردید.

اون کلاغ قصه میگفت:یه جایی شمارو دیده ،انگشتر رو تو دست یه نفر بهتر از من کردید.

من که پسش ندادم،دادمش به مادرتون؛گفتم دیگه صحیح نیست شما مارو رَد کردید.

یه چیزی میخوام بگم خدا منو ببخشه،

اگر یه روز بِهَم خورد منتظرم  برگردید.

 

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...