رفتن به مطلب
انجمن نودهشتیا
  • ثبت نام

رمان گرداب تباهی| فاطمه‌.آر‌.م کاربر انجمن نودهشتیا


Fatemeh_r_m
 اشتراک گذاری

ارسال های توصیه شده

رمان گرداب تباهی

نویسنده: فاطمه.آر.م

ژانر: عاشقانه، احساسی، هیجانی، معمایی

خلاصه..

النا مهرزاد دختر خوانواده سرشناسی که علاقه‌ای به تحصیل نداره...

سودای داشتن کافه النا را در جهتی قرار میده که دست سرنوشت اونو با کسی... روبه رو میکنه که گذشتش مملو از راز‌های قدیمی متصل به خوانواده مهرزاد .

سراب عشق چه تقدیری را برای شخصیت‌های رمان رقم میزنه؟

مقدمه

اولین بار که تو را دیدم هیچ به مغزم خطور نمی‌کرد تو همان باشی که قلاب قلبم به قلبت گیر کند

خب اخر چه کسی می‌داند سرنوشتش چگونه رقم خورده است؟

سرنوشت من به چشمان تو مثل کلافی گره خورد و من به دنبال باز کردن آن گره درگیر قهوه تلخ تو شدم

تو مثل سوار کار حرفه‌ای تا می‌توانستی تازاندی در جاده قلبم و من برای اولین بار تمام احساساتم را به دست تو باختم

ویراستار: @M.M

ناظر: @mobinaaa

 

ویرایش شده توسط Fatemeh_r_m
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

o9m3_img_20210304_171929_930.jpg

سلام خدمت شما نويسنده ي گرامی، ضمن سپاس از انتخاب شما، ورودتان را خیر مقدم می‌گوییم

چنان‌ چه علاقه ای مبنی بر آشنایی بیشتر با قواعد رمان نویسی دارید؛ به این تالار مراجعه کنید:👇
https://forum.98ia2.ir/forum/17-آموزش-نویسندگی/

انجمن نودهشتیا در صدد بر آمده که رمان شما بی هیچ عیب و نقصی اصلاح گردد پس یک ویراستار همراه و یک راهنمای اولیه، برای شما در نظر گرفته ایم.

@مدیر راهنما

@مدیر منتقد

@مدیر ویراستار

به نکات زیر توجه کنید:👇
1. از نوشتن کلمات ممنوعه و هرگونه متن که موجب نقض اسلام شود، به شدت خوداری کنید.
2. قبل از ارسال پارت خود، یک دور مطالعه کنید و اشکالات نگارشی و املایی را رفع کنید.
3. از پرداختن به موضوع های کلیشه ای تا جایی که ممکن است دوری کنید.
4. پس از ارسال هر پارت، جهت ویرایش، به ویراستار خود اطلاع دهید.
5. اگر در بخشی از رمان نیاز مند کمک هستید، در تالار اتاق فکر نویسندگان تاپیک زده تا مدیران به هم اندیشی شما رسیدگی کنند.


درخشیدن و موفقیت را برای شما آرزومندیم. رضایت شما نویسنده ی فهیم موجب افتخار ماست.
اکنون رمان شما مورد تایید ما گردیده و قادر به پارت گذاری هستید.
🌹قلمتون مانا، یا علی.🌹
"تیم خوبه نودهشتیا"

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

پارت 1

-بابا من روی تصمیمم هستم و عوضش نمی‌کنم تعنه و حرفای پشت سرم هم تحمل می‌کنم اگ..اگه باعث سر افکندگیتون هستم از اینجا میرم.

مامان و دانیال باهم اسممو با اعتراض و عصبانیت صدا زدند

_حرفای من همین بود که زدم

گوشی و سوییچ و از کانتر برداشتم و بدون حرف از خونه زدم بیرون، سوز هوا سرد بود و به لرز انداختم سوار ۲۰۷ ابیم شدم و با سرعت دور شدم از خونه

گناه من چیه!

اینکه نمی‌خوام درس بخوانم؟

اینکه استعدادی تو درس ندارم؟

یا اینکه دخترم!

شایدم گناهم علاقمه.

بابا مخالفه چون دوست نداره دنبال علاقم برم چرا؟ چون براش افت داره دختر آرمان مهرزاد، دکتر مهندس و معلم و.. نشه و کافه‌چی بشه!تقصیر من چیه تو خانواده‌ای هستم که همه تو کارشون مشهورن از برادر خودم گرفته تا عمو و دختر عمو، عمه دکتر مهندس و منم جور اونا رو باید بکشم.

خوب من نمی‌خوام، من متنفرم از هرچی مسعله فیزیک و شیمی و ریاضی متنفرمم از تاریخ و فلسفه

۳سال به اجبار رشته تجربی و خوندم که هر امتحان بالای ۱۳ نمره نیاوردم و با پول اومدم بالا و با کلی استاد و دبیر رتبه کنکورم بیاد ۵ رقمی و تهش فوق دیپلم کامپیوتر بگیرم و حالا بشینم تو خونه روز به روز افسرده تر من این زندگی رو نمی‌خوام چیکار کنم؟

صدای گوشی پارازیت زد به افکارم.

بعله

دانیال: النا بیا خونه بابا می‌خواد باهات حرف بزنه

-حرفای همیشگی؟

دانیال: فکر نکنم حرفای جدید داره که انقدر جدیه گفت زود بیای

-اوکی

چراغ زدم و از راهی که اومدم برگشتم و وقتی رسیدم بوق زدم و عمو رحمان در و باز کرد بی حوصله ماشین رو پارک کردم و ابی به صورتم زدم تو حیاط و با سردی هوا عطسه‌ای کردم و وارد خونه شدم.

سکوت بدی بود!

مامان با استرس که تو چشماش معلوم بود نگاهم می‌کرد و دانیال با نگرانی

-سلام

بابا با سر اشاره‌ای به مبل کرد و نشستم منتظر چشم دوختم بهش

بابا: حرفای اخرمو می‌خوام بهت بگم، النا من هرچی که گفتم بخاطر خودت بود و اینده‌ای که برات ارزو داشتم

(با مکث ادامه داد)

ولی به اجبار نمی‌شه تو نمی‌خوای و تلاش من بی فایده است، اما باید بدونی که انتخاب این راه سخته و با کلی مشکلات من پدرتم و مثل این سال ها که واسه ایندت جنگیدم الان هم کمکت می‌کنم واسه راهی که در پیش داری، اما از من نخواه از انتخابت حمایت کنم و پشتت در برابر طعنه و حرف ها بمونم باشه؟

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

به گفتگو بپیوندید

هم اکنون می توانید مطلب خود را ارسال نمایید و بعداً ثبت نام کنید. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به صورت لینک

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

 اشتراک گذاری

×
×
  • اضافه کردن...